تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Hale Jahan peykar | هاله جهان پیکر

صفحه  صفحه 13 از 16:  « پیشین  1  ...  12  13  14  15  16  پسین »  
#121 | Posted: 26 Jun 2013 16:58
بی بی

میون طاقچه نشسته
با دو چشم پیر و خسته
میون یه قاب کهنه
لب قصه اش دیگه بسته
چارقدش پر از گل ناز
تو چشاش یه عالمه راز
انگاری میخواد هنوزم
بکنه یه قصه آغاز
رو شیار گونه ی اون
خاطراتش شده پنهون
زنده میشن جون میگیرن
همه قصه های بیجون
ساعت پیر رو طاقچه
وقتی اون رفت بیصدا شد
از شب و روزا و هفته
فکر اون دیگه جدا شد .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#122 | Posted: 26 Jun 2013 16:59
نـــبــض شــعــر

اسم تو وقتی میاد تو شعر من
عطرِ تن پوشِ تو میگیره خونه
تو خیالم با تو همنفس میشم
نفسم بی تو ، تــو سینه میمونه
تو برام معجزه ای تو زندگیم
قــد آرزوی من، نجیب و پاك
از بلور قامتت شرمنده شــــد
تن بی ارزش من، از جنس خاك
اسم تو نبـــض رگ شعر منه
بی تــو واژه یخ زده رو لب من
بودنت شكوه ســر زندگیه
رنــگ صـبحِ روشنه تو شب من .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#123 | Posted: 26 Jun 2013 16:59
تکیه گاه

ندونستم تکیه گاهی
واسه من یه جون پناهی
نه وداعی وقت رفتن
نه کلامی نه سلامی
فرصتی نشد بگم من
هرچی دارم از تو دارم
دست سرنوشت گذاشته
پائیز و جای بهارم
تن تو خسته از این زخم
تو چشات گریه نشسته
ای صبور خوب خسته
چرا بغضت نشکسته
حرف بزن هرچی دلت خواست
خالی کن سینه تو این بار
حس این دلشوره هاتو
به من دلخسته بسپار
ندونستم با تو بودن
مثل پرواز تو ابراس
پرزدن تا مرز خورشید
گم شدن تو دست رویاس

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#124 | Posted: 26 Jun 2013 16:59
خورشید

نشسته خنجر کینه به مردی
که زانو کی زد او جز پیش معبود
بجز آن لحظه ی وصل و رسیدن
تمام عمر خود یکدم نیاسود
چو خنجر می شکافد فرق خورشید
هزاران پاره می گردد گل نور
فلک پر می شود از صد ستاره
زنورش چشم ظلمت می شود کور
ز او هر شاخه چیدند و بریدند
بجز صبر و صلابت ز و ندیدند
گل یکدانه اش ساقه شکستند
چو بیعت با رسول حق گسستند
خموشی پیشه کرد آن سرو آزاد
نزد حرفی از آن نیرنگ و بیداد
سپردش حرف دل در چاه خاموش
نخواندش جز به گوش بسته ی باد .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#125 | Posted: 26 Jun 2013 17:00
نفس

تا نفس تو سینه داشتم
اسمتو صدا میكردم
بعد تو هر شب تو این شهر
توی كوچه ها میگردم
دنبال جای قدمهات
روی سنگفرش تو كوچه
یادگاریمون رو دیوار ،
كی میگه یه حرف پوچه
همه جا صدای تو هست
لای گلبرگای گلدون
لابلای دفتر شعر ،
روی پیچكهای ایوون
یادمه قدیم قدیما
تو ترانه مو میخوندی
وقتی كه ستاره سر زد
تا طلوع صبح میخوندی
پیش من كه تنها بودم ،
واسه تو یه عكس تازه
ندونستم كه دل تو
عشق تازه ای میسازه
میرم از شهر و دیارم
كه كسی اینجا ندارم
نمیخوام بیاد عشقت
سر به بالیت بذارم.

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#126 | Posted: 26 Jun 2013 17:00
نقطه پایان

آخرین آوازه عشقه
که واست دارم می خونم
اگه عمری باشه باقی
تا ابد با تو می مونم
لهجه ی صمیمی نور
منو با تو آشنا کرد
اولین ترانه ی تو
منو از شبا جدا کرد
مث بارون مث دریا
آبی و زلال و روشن
پیرهن قشنگ عشق و
شعر تو کرده به این تن
شب و شمع و خلوت
ما پنجه و سه تار و آواز
قصه عشق من تو
از همونجا شده آغاز
نقطه پایان این شعر
کی میدونه که چه وقته
فقط اینو خوب می دونم
که جدایی از تو سخته .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#127 | Posted: 26 Jun 2013 17:00
نکنه یه وقت

نکنه یه وقت صدا کنی ابرای آسمونو
چشای من هرچی بخوای برای تو می بارن
نکنه یه وقت دلت بخواد بری تو اوج ابرا
دستای من تو رو بخوای رو شونه هام میذارن
چشمای تو قدر اینو داره آدم براشون
خورشید و از تو آسمون بره پایین بیاره
ماه و دارم تو آسمون پیشونیت می بینم
وقتی که خوابی از حسودی اون همش بیداره
روشنی نگاه تو صبح سحر نداره
بگو که خورشید خانوم سر به افق نذاره
فقط دلم میترسه شبا یه وقت که خوابم
بیدار شم و ببینم نمونده هیچ نشونی
یادت میره اون حرفات و قول و قرار و پیمون
گفتی تو سرزمین قلب و دل من می مونی .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#128 | Posted: 26 Jun 2013 17:01
شب رفتن

نمی خواستم که نگات
مث آینه روبروی من باشه
پرده ی اشک روی دریای نگاهت
همیشه موندنی باشه
میدونم یاس سفید گل میده باز
واسه ی پیرهن تو عروس باغ گل ناز
شب رفتن شب مرگه فصل پائیز واسه برگه
تن من این نیمه جون خسته ی زار
که به تو میگه منو پیشت نگهدار
شمدونیای لب باغچه حسرت نگاتو دارن
گلای سرخ تو ایوون بعد تو بی برگ و بارن
میدونم یاس سفید گل میده باز
واسه ی پیرهن تو عروس باغ گل ناز .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#129 | Posted: 26 Jun 2013 17:01
شب من با تو

نمی خوام چشاتو
ببندی شب که میشه
بدرخشی واسم
تا صبح ٬ نگو نمیشه
ماه من توهستی
با تو ٬ تو اوج ابرام
آرزوم همینه
باتو باشم همیشه
چه قشنگه پررنگه شب من با تو
چه سیاهه چه تباهه زندگیم بی تو
مث ماهی ٬ بیا گاهی توی این شبهام
هرچی دارم زیر پاهات میمیرم بی تو
فدای قدمهات
که اومدی تو قلبم
گل سرخ میخاک
عروس سرنوشتم
با تو هرجا باشم
واسم فرقی نداره
وقتی با تو هستم
انگار توی بهشتم .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
#130 | Posted: 26 Jun 2013 17:01
نمی خوام چشای معصوم تو بارونی باشه

نمی خوام چشای معصوم تو بارونی باشه
دلت پر غصه باشه تو شهر غم زندونی باشه
نمی خوام ابر تیره روی سقف خونه باشه
نگاهت تا ابد در حسرتی پنهونی باشه
می خوام باز شعله عشق و ببینم توی چشات
منم عابر که هر شب رد شدم از کوی چشات
خوشم با یادگاریت دفترت شعرت نگاهت
به لبخندی کلامی یا نگاهی سوی چشمات
میگن این عشق ما برگی گریزون توی باده
میگم عمر خوشی یک روز دو روز باشه زیاده
چرا مردم دل دیدن ندارن عاشقا رو
فقط از عاشقی لیلی و مجنونش بیاده .

نمی خوام حرفای تکراری تو تو گوش من بپیچه باز
دل من گرفته از این همه نیرنگ و فریب
تو همون نیستی که حرفات واسه من تازگی داشت
مثل یک شعری پر از واژه های عجیب غریب
نمی تونم بدونم چی می گذره تو دل تو
نمی خوام اسیر و بازیچه ی حرفای تو شم
ایندفه خیال دارم که گوش ندم به حرف تو
یه دفه از خواب و رویای تو من بیدار بشم .

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،
امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛
پس
هیچ وقت نا امید نشو ،
بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
     
صفحه  صفحه 13 از 16:  « پیشین  1  ...  12  13  14  15  16  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Hale Jahan peykar | هاله جهان پیکر بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites