تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

گذری بر کوچه باغ شعر و سخن

صفحه  صفحه 19 از 38:  « پیشین  1  ...  18  19  20  ...  37  38  پسین »  
#181 | Posted: 16 May 2014 08:33




✿✿✿✿✿


و ناگهان آنچنان دلت میگیرد
که دستت را به پیشانی میگذاری
وهای های
در غمِ نگاهِ بهت زده یِ غریب ترین مردمِ دنیا گریه میکنی
و خدا ،
همچنان شاهد است...





✿✿✿✿✿


لالایی بخوانید
برای زنی که کابوس های شبانه اش را پا به ماه است
شب های سیاه مست
تب دارند و تاریکی و تنهایی
و بیدار خوابی
و بیدار خوابی
و بیدار خوابی
( تا به حال بختک افتاده به جانِ احساست؟؟)

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#182 | Posted: 16 May 2014 08:34




✿✿✿✿✿


عشق
همانقدر که بزرگم میکند
و شاد
و امید وار
همانقدر هم تحقیرم میکند
و مایوس
و غمگین
یک روز خوشبختترین آدمِ روی زمین
یک روز
بی ثبات
بی اراده
بلاتکلیف میشوم
یک روز عاشقِ شاعر
یک روز شاعرِ عاشق
یک روز
بیزار از هر چه حرفِ قشنگ
بی* کلام ترین میشوم
تو با منی
خاطراتت با من
تمام این دنیا با من است
عجیب در کنارِ تو
تنها
و تنهاتر
و تنهاترین میشوم
و گرچه عشق زیباترین دلیلِ بودن است
هر روز ، بیش از روزِ پیش
از این زندگی سیر میشوم


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#183 | Posted: 16 May 2014 08:35




✿✿✿✿✿


یعنی می شود یک شب خوابید
و صبح با خبر شد
غمها را از یک کنار به دار آویخته اند ؟
که اگر اشکی هست
یا از عمقِ شادمانیِ دلی بی درد است
یا از پس به هم رسیدن های دور
یا گریه کودکی
که دستِ بی حواسش ، بادبادکی را بر باد می دهد
کاش می شد
یک صبح
کسی زنگِ خانه هامان را بزند
بگوید
با دستِ پر آمده ایم
با لبخند
با قلب هایی آکنده از عشق های واقعی
از آنسوی دوست داشتن ها
آمده یم بمانیم و هرگز نرویم
کسی که بداند
چقدر جایِ شادمانی های بی سبب در دل نسلِ ما خالیست
( دلم می خواست حرف های امروزم رو واضح تر از این بنویسم ... نشد ... نمیشه)

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#184 | Posted: 16 May 2014 08:35




✿✿✿✿✿


برایت خواهم نوشت
از ابهام لحظه ها
از تردید
از حجم مرگ آور نبودنت
از کسانی که ردّ می شوند و بوی تو را می دهند
... شاعرانی که از تو می نویسند و
شعرشان را با نام خودشان چاپ میکنند
روزنامه ها که عکست را درشت می اندازند ، بی* من در کنارت
برایت خواهم نوشت
از حدیث تلخ بغض های تا ابد
از قناعت به یک خاطره ، یک یاد ،یک شب مهتاب
از صبوری من و جای خالی تو و شب های من
برایت خواهم نوشت
حتی تو هم برای من نبودی
حتی تو هم برای من نبودی


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#185 | Posted: 16 May 2014 08:41




✿✿✿✿✿


بر بام خانه ام خواهم رفت
فریاد خواهم کرد " دوستت دارم "
پدر شکلِ یک ببر می شود
فریاد خواهم زد " دوستت دارم"
کبوتر هایم را به هوا میفرستم
از آسمان خانه ی ما پر می بارد
رو به نقطه های نا مشخصی داد میزنم
آزاد هستید .. آزااااد ... آزاااد
پدر میاید به پشتِ بامِ
ببرش را رها می کند
فریاد خواهم زد " دوستت دارم"
و آزاد می شوم ... آزاااد ... آزاااد
از آسمانِ خانه ی ما دخترِ دمِ بخت می بارد
...
( می گفت من خوشبختم ... تو هم معجزه ی عشق را دست کم نگیر)


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#186 | Posted: 16 May 2014 08:42




✿✿✿✿✿


کنج اطاق ننشسته ام
سرفه نمیکنم
سیگار نمی کشم
گریه نمیکنم
به زمین و زمان لعنت نمیفرستم
یادت نمیکنم
عکست را پاره نمیکنم
با شکمِ خالی استکان پشتِ استکان عرق نمی خورم
درد نمیکشم
بی چاره نمی شوم
از دیدن جای خالی تو دیوانه نمیشوم
مثلِ یک کلاغِ مست نشسته *ام
قارقار می کنم
هیچکس بهتر از خودم نمی تواند خبر های بد را به گوشِ خودم برساند

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#187 | Posted: 16 May 2014 08:43




✿✿✿✿✿


رو به هم
انگار رو به دیوار
بایستیم و سکوت کنیم
سکو و و و و و و و و ت
....
... کدام حرف ؟؟
وقتی کسی پایِ دردِ دلت چهار زانو نمی زند؟





✿✿✿✿✿


من اعتقاد به هیچ روزی ندارم
من معتقد به مردی هستم که هر روز ، هر روزِ خدا ، برایم پدری کرد
پدر جان ... روزت که نه ... هر روزت ... خجسته باد




✿✿✿✿✿


بانو !
برای شما چه فرق میکند
از چشمان او بنویسی
یا از روزگارِ من ؟
سیاه نبود بانو !
حرمت داشت
( حواست باشد وقتِ رفتن همه کسِ یک مرد نباشی )


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#188 | Posted: 16 May 2014 08:58




✿✿✿✿✿


صـبـر کن تـا نیـمه شب
تـا خلوتِ کـوچه ها

تـا بی ازدحامی
تـا تنهایـی محـض

تنهایــی محــض
دل بده به تاریکی

گریه کن
گریـه کن

گریـــه کن
برای جایِ خالی کسی که دیگر نیست
کسی که صبر کرد تا نیمه شب
صبر کرد تا تـاریکی
و بـی هیـچ گـریـه ای
بــی هیـــــــچ گـریـه ای
در خلوتِ کوچـه ها گم شد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#189 | Posted: 16 May 2014 09:03 | Edited By: nazi220






✿✿✿✿✿


خدایا
گاهی از این پهلو به اون پهلو بشو بدونم هنوز بیداری
...
...
این تنها بغض من نیست
فریاد خاموش نسلی است

که پدرانشان روزی با پیامبرِ تو به کشتی شدند
از ترس غرق شدن
...

اتفاق بزرگی نیفتاده
برداشت هایِ ما از "غرق شدن" و " نجات یافتن" متفاوت است
کاش می شد "زندگی را ... حتی یک بار " تجربه" میکردی
خدایا.....


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#190 | Posted: 16 May 2014 09:10




✿✿✿✿✿


نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند
آرامش عجیبی دارد " مرگ "
می آید
گوشه اتاق کمین می کند
سیگار پشتِ سیگار می کشد
و با قساوتِ تمام عزیز ترین ها را می برد
کسانی هستند ... که هرگز تکرار نمی شوند
حرف هایی هست که معنی شان را خیلی دیر می فهمیم ...
خیلی دیر




✿✿✿✿✿


آدم ها با دلایلِ خاصِ خودشان به زندگی ما وارد میشوند
و با دلایلِ خاصِ خودشان از زندگی ِ ما میروند

نه از آمدنها زیاد خوشحال باش ، نه از رفتنها زیاد غمگین
تا هستند دوستشان داشته باش


به هر دلیلی که آمده اند
به هر دلیلی که هستند

بودنشان را دوست داشته باش ... بی هیچ دلیلی
شادمانی های بی سبب ،

همین دوست داشتنهایِ بی چون و چراست

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 19 از 38:  « پیشین  1  ...  18  19  20  ...  37  38  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / گذری بر کوچه باغ شعر و سخن بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites