تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

غزل سرا شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 29 از 114:  « پیشین  1  ...  28  29  30  ...  113  114  پسین »  
#281 | Posted: 9 Oct 2013 17:23




غروز خسته ی مرا

در انتظار مردنم تو هم نظاره مي كني
و خاطرات كهنه را عبث شماره مي كني
كشيده خنجر از قفا هجوم سرخ كينه ها
غرور خسته ي مرا تو پاره پاره مي كني
نفس نفس فشرده ام گلوي بغض سينه را
تو هم بزخم كهنه ام نمك دوباره مي كني
صليب يك صداقتم در انتهاي جاده اي
به تيغ يك تبر مرا شكسته چاره مي كني
درين خزان بي رمق نوشته ام به هر ورق
هميشه در مرور غم به من اشاره مي كني
اگر چه زنده مرده ام بدست سنگي دلت
چرا گسسته همدلي زمن كناره مي كني
(طلا) شكسته بيصدا ميان بهت لحظه ها
نشسته در عزاي خود تو استخاره ميكني

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#282 | Posted: 9 Oct 2013 17:25




شعر ناب

من برایت کوزه ای شعر و شراب آورده ام
یک سبد شیرین غزل از شعر ناب آورده ام
بسکه احساسات من گرُ می زند در عاشقی
یک بغل آئینه در آئینه آب آورده ام
بوی عطری آشنا سر میکشد از سینه ام
در هوایش دل دلی مثل شباب آورده ام
می زند نقشی دگر در جانمازم عشق تو
در مسیرش از دعا قند و گلاب آورده ام
فصل بارانی شده قلب شقایق می تپد
یک چمن روشن دلی از آفتاب آورده ام
موج سر سختم مرا در ساحلت راهی بده
بغض طوفان در عطش مست و خراب آورده ام َ
جایگاهم چون (طلا) دیدی مکن باور که من
چون گدایی بر درت غم بی حساب آورده ام

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#283 | Posted: 9 Oct 2013 17:28




لولی وشی ائینه دل

باور بكن در عاشقي بال و برم هستي
كلو ازه هاي أتشين در دفترم هستي
بيغام تو دارد به لب خورشيد عالمتاب
جون كوهري تابنده در جشم ترم هستي
هركز نترسيدم از اين ديوار سنكي ها
در بشت هر ديوار غم تو سنكرم هستي
در بي نشاني كم شدم أري صدايم كن
صد بنجره در بنجره تو اخترم هستي
من موج احساسم تلاطم در سفر دارم
در هر مسيري از عطش تو كوثرم هستي
از بغض لبريزم غزل شد مشتعل امشب
(لولي وشي) أيينه دل در باورم هستي
در بزم ( دا دا يم ) هوا غرق اقاقي شد
خواندي زلالي جون (طلا) تاج سرم هستي


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#284 | Posted: 9 Oct 2013 17:29




جدایی

همه دل شده سرايت،نفسم نفس هوايت
بگذر از اين جدايي ، دل و جان كنم فدايت
به پرنده اقتدا كن ، ز قفس مرا رها كن
بپرم ببال مستي ، برسم بسر سرايت
شب و شعله ور تمنّا،شده پشت گريه پيدا
چه كنم اگر نميرم، شب عاشقي برايت؟
بخدا نمي توانم ، كه دگر تو را نبينم
تو اميد جسم و جاني، نكنم ز دل جدايت
بتصوّرم نگنجد ، تو مرا ز خود براني!!!!
سر سجده كرده هرشب،دل مضطرم دعايت
تو چنان بهار سبزي، من و دل كوير تنها
تو بمان بمان برايم، بدهم بديده جايت
چه غريبه گشته بامن ،خط دلنواز چشمت
به غزل قسم بميرم ، به نگاه آشنايت
به عيّار مهرباني ، تو چنان (طلا)ي نابي
نفسم گرفته بي تو ، بخدا خدا خدايت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#285 | Posted: 9 Oct 2013 17:31




سجده ی عشق

به رغم حجم سكوتي كه پيش رو دارم
نماز هلهله امشب بشوق او دارم
هواي سينه ي مشتاق من اهورائيست
پر از تلاطم عشقم تب وضو دارم
تمام زندگيم در حصار غم خشكيد
شكسته بغض غروري كه در گلو دارم
بزن بسجده ي عشقي نماز توحيدي
ميان غربت آئينه گفتگو دارم
دلم لبالب درد است دفي بزن امشب
گلاب گريه بر افشان كه ذكر هو دارم
مقيم كعبه ي دلها شدي (طلا) لبيك
اميدگوشه ي چشمي ز سوي او دارم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#286 | Posted: 9 Oct 2013 17:45




گریه های نیمه شب

چرا در اين قفس كسي ، مرا صدا نمي كند

به زخم بي صداييم ، چرا دوا نمي كند

ستاره اي زبخت من، نميزند به من سري

غمي كه بسته پاي من ، مرا رها نمي كند

به انتهاي بي كسي ، رسيده ام خداي من

چرا شكسته ناي من ، خدا خدا نمي كند

به حيرتم كه تشنگي، چگونه چشمه ميشود

ميان بغض بسته اي ، كه پنجه وا نمي كند

دوباره تكيه ميكنم ، به گريه هاي نيمه شب

قسم به آب و آينه ، دلم خطا نمي كند

(طلا)ي شهرعاشقان، شكسته درغمي نهان

براي مرهم غمش ، دلي دعا نمي كند‌ ؟


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#287 | Posted: 9 Oct 2013 17:52




سرا پرده ی عشق

گفتي ببرم دل ز علايق كه بريدم
با سر به سراپرده ي عشقت كه دويدم
دل بر تو نهادم كه تويي اوج اصالت
جز تو دگري لايق اين خانه نديدم
چون آتش خاموش دلم گُر زده امشب
ديگر نه منم من كه تويي صبح اميدم
حسرت بدلم مُشت رهايي زده امشب
بُگسل گره از پاي دلي خسته رسيدم
با هر نفسي ذكر تو جاري شده در دل
من مست غزل گشته صبوري نگزيدم
شرمنده ترين عاشق تكرار دعايم
با خون جگر نقشه ي سّجاده كشيدم
بشكن چو (طلا) قيمت بازار دلم را
تا اوج فلك با پر پروانه پريدم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#288 | Posted: 9 Oct 2013 17:56 | Edited By: nazi220




جانماز هلهله

يك شب بيا بديده ي دلها شفا بده
راهي نشان عاشق دل مبتلا بده
دستم بگير و از دل ِ اين دِخمه ام ببر
در جا نماز هلهله ام اذِن لا بده
كابوس هاي مانده بجا در مسير صبح
برده قرار ِ صبرو مصّلا دوا بده
گردن كشيده بر در ِ ما فقر و احتكار
راهي نشان بديده ي درد آشنا بده
در انتهاي ظلمت شبها خزيده ايم
يك آفتاب عاطفه پنهان به ما بده
ديگر اذان عشق تو جاري نمي شود
از چشمه سار رحمت ِخود هَل اتي بده
گفتي ( طلا ) به قيمت روزي گرانبها
خاكم بسر شفاعت روز جزا بده

پایان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#289 | Posted: 12 Oct 2013 21:51




غزل هایی از محمد رضانظری


بازی با مفهوم
به پای شعر دیگران، اگر تباه میشوی
بخوان دوباره شعر من، که رو به راه میشوی
به عمق واژه های من، اگر تو پی نبرده ای...
سرک نکش به شعر من،که غرق چاه میشوی
اگر دوباره سرکشم،الف شدن گناه توست!
به رام قلب من بچسب،که بی گناه میشوی
کلاه پیر و کهنه ای،که بر سر تو رفته ام!
ولی نیفتم از سرت،که بی کلاه میشوی!
تویی که با رقیب من،نشسته ای به گفتگو...
شبیه گریه منی،که قاه قاه میشوی
برای او حقیقتی،کنار من شبیه عکس...!
که در جواب بغض من،فقط نگاه میشوی
اگر شبم!که تیره ام،...که روسیاه عالمم...
بمان که در کنار من،شبیه ماه میشوی
هوای تازه ای که من،تو را نفس کشیده ام
بمان درون سینه ام،وگرنه آه میشوی
ببین که با چه زحمتی،تو را کشیده ام به شعر...
بخوان و خط خطی نکن،که رو سیاه میشوی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#290 | Posted: 12 Oct 2013 22:02




شور عشق

امشب میان کوچه ها پرسان و پرسان میکنم
مست و خراب و در به درهی جان و جانان میکنم
عقلم تویی. هوشم تویی.من بی تو مجنون میشوم
مانند این دیوانه ها هی آه و افغان میکنم
دستم به دامانت بیا امشب بخوان لاف مرا
لاف قشنگی میزنم.این میکنم...آن میکنم
من عاشقم.شاعر نیم.فرمان دهی شاعر شوم
با سبک و وزن و قافیه تجدید پیمان میکنم
چیزی بگو خاتون من!من میتوانم.میشود
کور و کچل.پیرو جوان مست و غزل خوان میکنم
چرخی بزن بانوی من.این واژه ها را بر بزن
امشب تمام کوچه را من واژه باران میکنم
از درد و غمهایت نگو.جانم فدای درد تو
با بوسه های آتشین درد تو درمان میکنم
با واژه های اینچنین مست و ملنگت میکنم
با شور و حال این غزل در کوچه طوفان میکنم
حرفی بزن زیبای من.چیزی بگو بانوی من
من تا ابد عشق تو را در سینه زندان میکنم
دوزخ اگر جایم شود من میپذیرم شک نکن
حتی جهنم را ببین امشب گلستان میکنم
اول خدا دوم خدا اما تو باشی نازنین...
کاری که حتی او نکرد با چنگ و دندان میکنم
قصاب شعرم میشوم.سر میبرم این واژه ها
در شهر خونین غزل من عید قربان میکنم
جانم بیا.عمرم بیا.دستی بکش برواژه ها
من لا به لای واژه ها صد بوسه پنهان میکنم
این شور و حال عاشقی ای رهگذر بر خود نگیر
با عرض پوزش از شما...تقدیم جانان میکنم


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 29 از 114:  « پیشین  1  ...  28  29  30  ...  113  114  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / غزل سرا شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites