تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

غزل سرا شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست)

صفحه  صفحه 46 از 114:  « پیشین  1  ...  45  46  47  ...  113  114  پسین »  
#451 | Posted: 23 Nov 2013 18:53
پـــدر


مدتی دوخته ام چشم به دیوار و به در
بیش تر حوصله کن دست خودم نیست پدر

شاید از چشم به در خیره بترسی اما
مطمئن باش که خوبم، نرو از کوره به در

فاتحم فاتح میدان نبردی خونین
ولی از توپ و مسلسل به خدا نیست خبر

من همان کودک چاقم که به روی زانوت
خواب می رفت به همراه تو، از یاد نبر

من همانم تو همانی و خیالت راحت
بیشتر حوصله کن دست خودش نیست پسر!

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#452 | Posted: 23 Nov 2013 18:54
غرور کوه!


فداي تو همه چيزم، اگرچه ناقابل
حقيقت است، حقيقت، نشسته اي در دل

خدا خودش دل ما را به جنبش آورده
شبيه ماهي كوچك كه مي زند دل دل

بهار مي شود آن دم كه تو نفس بزني
عجيب نيست كه گُل سر بر آورد از گل

من آن امير پر از شوكتم كه بي غم تو
نبوده دبدبه و افتخار او كامل

تو را از آنكه تو را آفريده مي خواهم
نبوده ام همه عمرم به اين و آن قائل

اگرچه كوه بزرگي ميان ما باشد
غرور كوه به يك بوسه مي شود باطل

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#453 | Posted: 23 Nov 2013 18:56
نازبانو


تا بیایی دل من آب شده، دیر نکن
بی خودی این بر و آن بر نرو و گیر نکن

در مسیرت نکند عاشق هر کس بشوی
خلق را با دو سه لبخند نمک گیر نکن

با تو بودن غم و شادی، خوشی و ناخوشی است
من جوانم بخدا، زود مرا پیر نکن

نازبانو کمی از ناز بکاه و من را
با جماعت همه جا دست به شمشیر نکن

لحظه ای عاشقی و لحظه ی دیگر فارغ
عشق را عاطفه را این همه تحقیر نکن

من که افتاده ام از چشم همه، پس تو مرا
مثل بیگانه در این محکمه تکفیر نکن

ای که زیبایی تو آفت دین و دنیاست
دست و پاهای مرا در غل و زنجیر نکن

بهتر این است فقط خاطره ای باشم و بس
پس تو و خنجر و این سینه و تأخیر نکن!

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#454 | Posted: 23 Nov 2013 18:57
قشنگ ترین اشتباه من!


قسم به عشق که تنها پناه من بوده
فقط -به یاد تو بودن- گناه من بوده

همیشه عشق به همراه درد می آید
همیشه درد دو چشمش به راه من بوده

همین که خواست دلم را تعارفش کردم
که من غلامش و او نیز شاه من بوده

شبیه نغمه ی محزون نی لبک بود و
چقدر باعث اندوه و آه من بوده

مرا نکشت و رها کرد در پی ام باشد
همین بس است که او خیرخواه من بوده

از این گناه پشیمان نمی شوم هرگز
که او قشنگ ترین اشتباه من بوده

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#455 | Posted: 23 Nov 2013 18:57
عهد دقیانوس ها


بگذار تا روشن کنم فانوس ها را
پیدا کنم آغاز اقیانوس ها را

ایی برایم پیش خود بگذار و بردار
از چشم من سنگینی کابوس ها را

ای حضرت لبخندها ای ماه هشتم
یک جور دلداری بده مایوس ها را

در انقلاب تو زمان از یاد برده
آوازه ی زیبائی طاووس ها را

گلدسته هایت مثل یک شاعر سرودند
همخوانی نقاره و ناقوس ها را

یک سایه تا پیشت به دنبالم دویده
از من بگردان شر این جاسوس ها را

بگذار خواب آلودگی برخیزد از من
خالی کن از من عهد دقیانوس ها را

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#456 | Posted: 23 Nov 2013 18:58
همینم که همینم!


باور کنم ای دوست که افتاده ترینم
افتاده ام آری به قدم هات، ببینم

دل نازکم آنقدر که گل نیست؛ مپاشان
آتش به هوای دل تنگ و تَرَکینم

ترکیبی ام از چهره و اشک و لب سرخت
نه ترش و نه شورین و نه شیرین، نمکینم

با باد پر از اشکم و با تو پُر طوفان
با حادثه هم کاسه و با ابر قرینم

در تو کششی هست که بی تاب کننده است
با هرچه که بی تاب و قرار است عجینم

یک چشمه ی خشکم وسط برّ و بیابان
من چکه یی از گریه ی تبناک زمینم

در گوشه ی دامان تو و گوشه ی چشمت
گاهی به یمن می زنم و گاه به چینم

دل نازک و افتاده و دلتنگ و غریبم
ای دوست همینم که همینم که همینم!


هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#457 | Posted: 23 Nov 2013 19:00
شاهزاده و اسبش!


تو از مظاهر آینده ای من از قجرم
نترس از این همه حرفی که هست پشت سرم

سوار اسبم و تنها تر از همیشه شدم
ببین پیاده نظامی نمانده دور و برم

به دوش می کشم آوار جنگ های تو را
ولی نه این همه، مُردم، کمک کمک، کمرم !

و شاهزاده و اسبش درون کوچه ولو
بجنب سوژهِ یِ من، تیتر داغ یک خبرم

نخواه مثل تو باشم بخندم از تَهِ دل
چه سود می بری از قاه قاه بی ثمرم

{هوایِ بغض کسی توی کوچه می پیچد
تَ تق تَ تق، در و(دَرُ) وا کن، هنوز پشت دَرَم!}

به شاهزاده و اسبش زمانه می خندد
که می روم کُت و شلوار و یک اُتُل بخرم!!

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#458 | Posted: 23 Nov 2013 19:01
سرخی ام از توست!


چنان به دست تو مغرور و شاد و خرسندم
كه دل به دست كسي در جهان نمي بندم

تو مثل يك دم گرمي كه بي تو ممكن نيست
تو مثل خون شده اي در ميان هر بندم

ببين من آن گل سرخم كه سرخي ام از توست
كه بي تو نام ندارم، بدون پسوندم

تو سرزمين مني، وسعتت تمام جهان
تو شور رم، غم دهلي، تويي سمرقندم

اگرچه مردم دنيا مقابلم باشند
به خوش خيالي شان ريسه ريسه مي خندم

تو سرد و گرم چشيده؛ تو از قديم و نديم
هميشه بوده اي و هستي اي دماوندم

اگرچه ثروت دنيا از آن من باشد
به گيسوان پر از تابت آرزومندم

تو اي تمام من اي آبشار و دشت و دمن
چه مي شود كه به آغوش تو بپيوندم؟

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#459 | Posted: 23 Nov 2013 19:02
دلبران


اصلاً به كار دلبران كاري ندارم
اصلاً به روي دوش شان باري ندارم

اين دل شبيه شهر هاي بي قواره است
اصلاً تبحر توي معماري ندارم

جز عشق چيز ديگري بر سر ندارم
من شاهم اما تخت و درباري ندارم

من يك زبان سرخ دارم با سري سبز
از زخم هايم هيچ آماري ندارم

آغوش مي خواهم كمي باران ببارم
از سينه هاشان چشم همياري ندارم

دنبال او سرگشته ام اينجا و آنجا
در هيچ جا دكان و بازاري ندارم

عمري گذشت و تازه فهميدم كه جز عشق
اصلاً به كار هيچ كس كاري ندارم!

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#460 | Posted: 23 Nov 2013 19:03
هنگام سحرگاه


آه و صد آه و فقط آه و فقط آه و فقط آه
سوی خود می کشدم چشم تو در هیبت یک چاه

پلک بر هم زدنت مثل شب و روز جهان است
مثل شیرینی یک خواب به هنگام سحرگاه

خواستم کوه بمانم دم دیدار تو اما
مثل یک ابر بهاری شده ام وقت بزنگاه

چشم زیبای تو مستنسخ خوبی است مبادا
چشم در چشم تو باشم، شده یک لحظه ی کوتاه!

در دلم حرف فراوان به تو دارم که بگویم
باشد اما به چه تابی؟ به چه رویی به تو ای ماه؟

سینه ام خانه ی تنگی است بفرما گل زیبا
چند وقتی است که مهمان شده ای، ساده و جانکاه

آه و صد آه و فقط آه و فقط آه و فقط آه
آه از دست تو ای ماه، تو ای ماه، تو ای ماه


هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
صفحه  صفحه 46 از 114:  « پیشین  1  ...  45  46  47  ...  113  114  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / غزل سرا شاعران معاصر (لیست شاعران در صفحه نخست) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites