خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

چکامه سرایان کوچه های سبز ( اشعاری از رسول یونان - شهاب مقربین )


صفحه  صفحه 3 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین »
andishmand زن #21 | Posted: 21 Dec 2013 23:26


۱۹

اگر تو نبودی عشق نبود

همین طور

اصراری برای زندگی

اگر تو نبودی

زمین یک زیرسیگاریِ گلی بود

جایی

برای خاموش کردن بی حوصلگی ها

اگر تو نبودی

من کاملا" بیکار بودم

هیچ کاری در این دنیا ندارم

جز دوست داشتن تو .


      
andishmand زن #22 | Posted: 22 Dec 2013 00:27


۲۰

قطره اشکی شده ای

در گوشه چشمانم


زمانی بودی و

حالا نیستی

یادش بخیر خانه ای که داشتیم

با احترام خم می شوم

و یک شاخه گل سرخ

می گذارم

بر مزار گذشته

و روز ، روزی بس غم انگیز است ...
      
andishmand زن #23 | Posted: 22 Dec 2013 00:31 | Edited By: andishmand


۲۱

دریا بالا آمد

در قاب پنجره جای گرفت

نمی دانم

شاید هم پنجره پائین رفت

تا دریا را

به من نشان دهد

بالاخره

از این اتفاق ها می افتد

وقتی که تو باشی .

حالا که نیستی

من به پرندگان حق می دهم

که نخوانند

همینطور به خورشید

که مضحک و منگ

مثل یک دلقک دیوانه از کوچه ها بگذرد .
      
andishmand زن #24 | Posted: 22 Dec 2013 01:17


۲۲

همیشه خواب تو را می بینم

کشتی که لنگر می گیرد ،

از چشم های ملوانان

پا به اسکله می گذاری

با چمدانی از نور و مروارید.

همیشه خواب تو را می بینم

در بیداری

و همیشه هم

تو را میان مسافران گم می کنم .
      
andishmand زن #25 | Posted: 22 Dec 2013 01:19 | Edited By: andishmand


۲۳

نه پارتیزان ها پیروز می شوند

نه دیکتاتورها

نه روز ، راه به جائی می برد

نه شب ،

در نهایت آنکه پیروز می شود تویی

زودتر بیا !

زودتر بیا !

تنها تو می توانی

پایانی خوب برای داستانهای بد باشی .
      
andishmand زن #26 | Posted: 22 Dec 2013 01:23 | Edited By: andishmand


۲۴

چشمانت سبز و روشن

و گیسوانت

رودی از آفتاب

بالهایت را نمی توانم ببینم

امــا تـو

آخرین بازمانده فرشته هائی

در این سیاره تاریک

و حتما"

دریا ، اسم کوچک توست

وقتی به تو می اندیشم

پاک می شوم ...

      
andishmand زن #27 | Posted: 22 Dec 2013 01:25


۲۵

خون

تپش

زندگی ، یعنی تو

آن چه را باید می فهمیدم

فهمیدم

ماه

زیباتر از همیشه می تابد

دیگر دنبالت نخواهم گشت

رد پای تو به قلبم می رسد .
      
andishmand زن #28 | Posted: 22 Dec 2013 14:19


گیسوی بادها را شانه می کنم
تا همه چیز مرتب
و زندگی زیبا باشد


چهره ای زنگ زده

۱

هر شب دیر می رفتم به خانه

اعتراض داشتم

به حکومت پدر

به تفنک برنو

به قل قل قلیان ها

و روز را بلند تر می خواستم

او یک شب عصبانی شد

و فردای آن شب

مرا صبح خیلی زود از خواب بیدار کرد

که نباید می کرد

حالا من سال هاست

در خواب راه می روم....

      
andishmand زن #29 | Posted: 22 Dec 2013 14:21


۲

من یک پسر بد بودم

پسر بد شعر

پسر بد خانه

پسر بد کوچه و خیابان

تصویر من بد بود

در آئینه های زنگار گرفته

و درست به همین خاطر

هنو زهم که هست

چهره زنگ زده ای دارم.
      
andishmand زن #30 | Posted: 22 Dec 2013 14:21 | Edited By: andishmand


۳

آئینه ای را شکستم

پا به فرار گذاشتم

با تمام توانم دویدم

آنقدر

که دور شدم از خود

حالا مانده ام

این همه راه را چگونه برگردم ؟

چگونه برگردم به قلعه های ماسه ای

به لبختدهای جمیله دختر آسیابان و ...

حتما" همه چیز عوض شده

بر چهره دهکده آرد نشسته
      
صفحه  صفحه 3 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / چکامه سرایان کوچه های سبز ( اشعاری از رسول یونان - شهاب مقربین )

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا