تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 117 از 235:  « پیشین  1  ...  116  117  118  ...  234  235  پسین »  
#1,161 | Posted: 6 Apr 2014 16:33




ارزو


دیشب به یاد تو بازم
اشکو دیدم رو گونه هام
کی فاصله رو کشیده
که من جزءغریبه هام

آرزوم اینه یه روزی
تو آغوشت رها بشم
ازین قفس پربکشم
با تومن همصدا بشم

نمیدونم توام گلم
همین حسو بهم داری
میمیرم اون شبا که تو
سرتو رو بالش میزاری

ارزوم اینه از خدا
من یه روز هم خوابت بشم
لبات روی لبم باشه
من عاشق نواشم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,162 | Posted: 6 Apr 2014 16:34




بهش بگید


بهش بگید اخه چرا
این رسم عاشق کشیه
نه راه و رسم عاشقی
بگید گناه من چیه

بگید فقط دوسش دارم
از اون نگاش دربه درم
اسمشو رو لب میارم
خون میشه چشمای ترم

نمیدونم کدوم نگاه
دلشو برد شدم سیاه
وابستگیش تموم شدو
خلاصه شد تو اون نگاه

بهش بگید دیونشم
از عشق خود بیخبره
یعنی اون اینجوری داره
راحت رو عشق پا میذاره

بگید بیاد خودش بگه
تا دلم باورش بشه
تا بعد رفتنش دیگه
دورو برش پیدا نشه

سایه ای شه نگاه من
اون ناله ها و اه من
اون اشکای گریزونو
اون عشق بی گناه من

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,163 | Posted: 6 Apr 2014 16:35 | Edited By: nazi220




دختر تاریکی شهر


منم اون دختر تاریکی شهر
که تو چشماش غزل خون نشسته
به اوای نسیمی بی پر و بال
میشه از زندگی خسته خسته

توی تاریکی دلگیر این شهر
فقط اوای من میشه ترانه
واسه اونکه صداش بغض سکوتو
شکسته با غم دل عاشقانه

چگونه زیر اوار حقیقت
بشم اون شادمان دیروز, امروز
نمیدونم کدوم رسوایی و ننگ
به پاست در شهر امروز و همه روز

ندیدم شادی این دخترا ی
به خون خوابیده از اشک شبانه
منم اونکه شده از بغض خسته
که میناله ازین شعرو ترانه

صداهای مهیب شادی و زور
به پا کرده یه سرمایی که جایی
نمانده در میان اشک کوچه
امیدو دوستی عشق اشنایی

دام کن تو ستاره باز دوباره
نذار تو بی کسی ها من بمیرم
تو باور کن تو این باغ شکسته
تو یخ بندون این گلها اسیرم

نمیخوام با هجوم مشت کوچه
باشم زندانی این سقف تاریک
تو این شب بستر خون خفته از ننگ
باشم تاریک تر از دور ونزدیک

صدام کن که بازم جونی بگیرم
تو بارون شبای بیقراری
تو بهت ناله های ناگریزی
که حتی اه هم میشه فراری


پایان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,164 | Posted: 6 Apr 2014 19:53




ترانه سرا
فردین نوروزی
بیو گرافی خاصی ندارد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,165 | Posted: 6 Apr 2014 19:55




من همونم


من همونم که یه روزی
توو زمستون بی تو تب کرد

داره میسوزه هنوزم
جای خالیت دیگه برگرد

من همونم که وجودش
بی تو توو ایینه خط خورد

وقتی رفتی جون سپرد و
خیلی ساده بی صدا مرد

همونی که اسمون شد
واسه رفتنت تا ابرا

جا گذاشتی رد پاتو
از همه بودنت اما

اینه سهمم از تو بودن
شب و بغض و چن تا نامه

تو که نیستی خاطراتت
مثل سایه پابه پامه

من همونم که یه روزی
قصه ی عشق و واست خوند

دردا رو ازت گرفت و
غما رو از توو دلت روند

همونی که پای حرفش
جون گداشت و ساده پژمرد

رو وجودش خط کشید و
دل و جون و دادش و مرد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,166 | Posted: 6 Apr 2014 19:57




جوون


نمیدونم شاید زنده س شاید چن ساله که مرده
اخه توو بیست و چن سالش فقط غمهارو میخورده

نمیدونم داره جونی هنوزم واسه عشقی نو
یا مونده توو همون رویا که مونده یادگار از تو

میون موندن و رفتن با عشقت ساخته بود دیوار
تو رفتی مونده اون حالا بره یا گم شه توو اوار

واست احساس شو رو کرد بهت گفت هست و میمونه
بهت گفت قدر چشماتو مث پروانه میدونه

نفهمیدی که اون حتی واست از هرچی بود رد شد
توو چشم عالم و ادم یه بیمار و یه مرتد شد

نخواستی مال اون باشی نخواستی عاشقت باشه
نزاشتی دس به دس باشین گذاشتی بی تو تنهاشه

بهت گفت میشه یک روزی بگی میرم ازین خونه
بهش گفتی که نه جونم دلم بی تو نمیتونه

بهت گفت حاضره حتی ببخشه جونشو واست
نفهمیدی میره از دست نباشی میشکنه راحت

حالا با بیست و چن سالش زده قید دل و احساس
نداره حسی جز مردن توو چشماش مث روز پیداس

گرفته کل دنیاشو غبار پوچی و حسرت
زده احساسشو کشته شده توو جشن مرگ دعوت

همه این گفته ها بین دلی بود با جوونی پیر
جوونی بیست و چن ساله که از دنیا شده دلگیر

جوونی که جوونی رو فقط فهمیده با درداش
جوونی که ازین دوره شکستن هارو خوب برداش

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,167 | Posted: 6 Apr 2014 19:58




سخته برام


سخته برام تحملِ
بغضای پنهون صدات

خنده های دروغی و
نم نم بارون نگات

خووب میدونی سخته برام
برنجه قلبت از کسی

بشکنه بغضت توو گلو
اما نگی دلواپسی

حال و هوات ابری شده
مهرِ سکوته رو لبات

حرفی بزن تا نشدم
قربونی اشک چشات

تنهاییات مالِ دلم
شادی من مالِ خودت

جون میدم این گوشه اگه
لحظه ای غمگین شه دلت

پاک کنشون هرکی بهت
هدیه میده غصه و درد

مثل همون بچه ای که
نقاشیاشو پاره کرد

خووب میدونی دق میکنم
وقتیکه میگیره دلت

به هرچی هست و نیست بخند
با خنده های خوشگلت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,168 | Posted: 6 Apr 2014 20:00




رسم ادما


اگه دنیامون سزاوار غمه
اگه رو لبا همیشه ماتمه

اگه خوبی میکنی میگن کمه
نشو دلگیر اینا رسم ادمه

اگه له میشی واسه یه لقمه نون
اگه چشمامون گرفته رنگه خون

اگه همدست با دستامون قمه
نشو دلگیر اینا رسم ادمه

اگه شلاقه جواب بودنت
اگه عمری تورو چپه خوندنت

اگه تنهایی توو جمع ما همه
نشو دلگیر اینا رسم ادمه

اگه هستی کسی دنبال تو نیس
تا که میری میشه چشما همه خیس

اگه عمر تو خلاصه توو دمه
نشو دلگیر اینا رسم ادمه

اگه زندونه همه دنیا برات
اگه عشقی نیس بخواد بشه فدات

اگه زندگیت همیشه مبهمه
نشو دلگیر اینا رسم ادمه

اگه روز و شب واست فرق نداره
اگه زندگی داره جات میزاره

اگه غم واسه دلت یه محرمه
نشو دلگیر اینا رسم ادمه

اگه درد و خنده جاش عوض شده
اگه مردن دیگه از غرض شده

نشو دلگیر عزیزم مسلمه
همشون رسم و رسوم ادمه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,169 | Posted: 6 Apr 2014 20:02




دنیا


به این دنیا دلم خوش نیس
هنوزم پشت هم بیداد

هنوزم سنگ و مشت و تیر
همه بردن دل و از یاد

یکی تنها و سرخورده
یکی از بی کسی مرده

یکی غربت نشین شیرین
همه بی بیستون فرهاد

یه عمری پر شد از وحشت
بدون شور ازادی

به خون رنگی شدن مردم
برای ذره ای شادی

برای اوج پروازم
فقس رو اسمون خوندن

منو از من گرفتن چون
منو بی اشیون خوندن

به این دنیا دلم خوش نیس
هنوزم سرد و بی رحمه

به کی دل خوش کنم وقتی
کسی حرفی نمیفهمی

همه مبهوتا و زخمی
شدن افسرده و تنها

به کی دل خوش کنم وقتی
ندارم همدمی اینجا

به این دنیا دلم خوش نیس
هنوزم پشت هم بیداد

سکوت و بشکنش بی ترس
بزن حرف دل و فریاد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,170 | Posted: 6 Apr 2014 20:08




کاش بیاد


یه روزی قدم زدم توو کوچه ها
نمیخواستم که چشام بارونی شه
نمیدونستم که این حال غریب
از همین قدم زدن شروع میشه
مث یک غریبه بود پس کوچه ها
با اونایی که یه همدم ندارن
با اونایی که به جای سر پناه
شب روی دیوار شهر سر میزارن
اونایی که میشناسیمشون همه
همونایی که بهت میگن کمک
اونایی که جای دست روزگار
روی گونشون کبود از کتک
همونا که سوخته بال و پرشون
سهمشون از روزگار نداریه
دستاشون خالیه از شور و امید
درد فقر نمیدونی چه حالیه
ولی بازم دلخوشن به ادما
با یه بغض بی صدا میان جلو
ادما رد میشن از کنارشون
یا به سادگی میگن کنار برو
اسمونشون سیاهه تا تهش
روزاشون پر از غم و تنهاییِ
با تموم مشکلات زندگی
دلاشون ولی عجیب دریایی
کاش بیاد روزی که حرفامون فقط
نباشه شعار پر رنگ و سرود
کاش نبینی بچه ای رو بی پناه
با لباس پاره، گونه ی کبود

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 117 از 235:  « پیشین  1  ...  116  117  118  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites