تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 143 از 235:  « پیشین  1  ...  142  143  144  ...  234  235  پسین »  
#1,421 | Posted: 29 May 2014 22:08




مداد من


آهای مداد من بگو
شبه سیاه و ماهه تو
برق خطوط خاطره
سیاهه مثل راهه تو
مداد من خط میکشی
رو برگه های این دلم
قصه ی من کتیبه شد
نقش خطوط این گلم
مداد من تنها شدی!
نشستی اینجا رو زمین
برای رقص واژه ها
میون دست من بشین
مداد من قدرت تو
حق کلام لا فتی است
سکوت سایه ی تنت
مهم ترین فصل خطاست
مداد من با افتخار
زغالت و بکش زمین
ادامه ی حرف و بگو
محکم و استوار همین!
مداد من غصه نخور
که رنگ تو سیاهیه
رسالتت نوشتنه
اینم خودش یه راهیه
مداد من گلایه ها
جایی رو کاغذ ندارن
بزار که جوهرا بیان
غصه هارو جا بزارن
مداد من غصه نخور
تراش روزگارتم
سفیدیا رفتنی ان
رفیق موندگارتم
مداد من ناله نکن
چوب تنت قدیمیه
فقط بهت میگم بدون
که قدمتم حریمیه
مداد من نگا بکن
عروسکا که چوبی ان
اونایی که میخندونن
واسطه های خوبی ان
مداد من بچگیام
مشق شبام و خط زدی
رقم بزن زندگی رو
اگر یه روزی بد زدی
مداد من غصه نخور
دلا همه سیا شده
این روزا کار آدما
فقط دیگه ریا شده
مداد من نوشته ها
بالا و پایین نداره
بازی رسم زندگی
خنده رو یادم میاره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,422 | Posted: 29 May 2014 22:09 | Edited By: nazi220




خستم


خستم از این روزای سخت خستم از این دوری تو
خستم بمون کنار من تنهایی میکشه نرو

نرو که تنهایی میخواد من و به آغوش بکشه
نزار دوباره بشکنم دلم اسیر ه غم بشه

غرقه نبودنت شدم تو چنگ این خاطره ها
خسته از این دقایقم خسته از این فاصله ها

نزار که از دل بگذرم تا غصه عادتم بشه
همیشه گفتم به خودم اگه نباشه چی میشه

بزار تا احساست کنم به غصه ها بگم برن
بزار تا هرچی که میخوان تمومه آدما بگن

خستم بمون کنار من تا حسه آرامش کنم
بمون نرو عزیز من نزار که من خواهش کنم

خسته از این شب گریه ها خسته از این اشکای خیس
نرو کنار من بمون اسمه من و باز بنویس

بزار تا حسمو بگم میخوام بیای ویرونه شم
دوباره عاشقم کنی ببینمت دیوونه شم


پایان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,423 | Posted: 30 May 2014 06:54 | Edited By: nazi220




ترانه سرا محمد ثلاثی
*****
بیو گرافی خاصی ندارد



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,424 | Posted: 30 May 2014 06:56




******


هر لحظه تنهاتر میشم بی تو
عطر تنت از خاطرم میره
حال و هوام ابری شده اما
یک قطره هم بارون نمیگیره

یک لحظه از تو چشم برداشتم
یک عمره با یاد تو درگیرم
هر سالگرد آشنایی مون
توو غربت تنهایی می میرم

از یاد دنیا رفتم انگاری
نه نامه ای یا حتی پیغامی
کابوس وحشتناک تنهایی
احساس تلخ بی سرانجامی

این روزا بی تو خیلی دشواره
هر ثانیه ش بدجوری کشداره
وقتی که تختخوابمون دیگه
عطر تو رو یادم نمیاره

سهم من از تو خاطره هاته
سهم کمی که قانعم کرده
امید این روزام اینه شاید
روزای خوب با تو برگرده

تقدیر من یک عمر اندوه
همزاد این روزای پرتکرار
تنهایی سر سخت بی احساس
دست از سر دنیای من بردار

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,425 | Posted: 30 May 2014 06:58




پدر


بابا تو کوه درد ما بود
طاقت بیار و مرد ما بودی
چی شد که حتی بی خداحافظ
از پیش ما رفتی به این زودی

عطرت هنوز اینجا رو پر کرده
عکست توو قاب چوبی رو دیوار
تو قهرمان قصه مون بودی
این اخمو از روی لبت بردار

از دوری تو خونمون سرده
دستای مامان بی تو یخ کرده
امشب به خوابمون بیا شاید
گرما به این ویرونه برگرده

دوری تو توو چندمین ماهه
چن ماهی که مثه یه کابوسه
مامان باهات حرف میزنه اما
از دیدن خواب تو مایوسه

هر گوشه ی این خونه که باشیم
دلها همه دلتنگ تو میشه
توی خیالمم نمی گنجه
این آسمون بعد تو آبی شه

اینجا همه دلتنگ تو هستیم
حتی دل گلدونا میگیره
دنیای ما هر لحظه بیش از پیش
با خاطره های تو در گیره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,426 | Posted: 30 May 2014 06:59




*****


دنیای کوچیکت مثه پیله س
باید تو این دنیا رو بشناسی
با واقیعیت روبرو میشی
بسه دیگه انقد خیال بافی

دوست دارم هایی که بت میگن
بیشتر شبیه متن فیلم نامه س
من آخیر این فیلمو می دونم
تیتر حوادث های روزنامه س

عشقایی که از کوچه پیدا شه
شاید ته خطش کلک باشه
عاشق شدن های تو کم سالی
یک زندگی همراه شک باشه

دنیایی که می بینی اینطور نیس
فک می کنی مردا همه مردن
وقتی که مردا ابرو بردارن
مردای این دنیا همه مردن!

سعی کن رو پاهای خودت وایسی
دنبال تکیه گاه نباش دیگه
باور نکن هی کی میاد از راه
تو گوش تو دووست دارم میگه

شاید یه روزی مردی پیداشه
محکم مثه کوهی که میخواستی
تا اون موقعه باور نکن عشقو
تا وقتی که با دنیا رو راستی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,427 | Posted: 30 May 2014 07:00




اعتماد


روی حرفای دروغش خونه عشقمو ساختم
اشتباه من همین بود خیلی زود قلبمو باختم

حرفای قلبمو گفتم خیلی ساده و صمیمی
بهش اعتماد کردم مثه دوستای قدیمی

اون از این سادگی من سوء استفاده میکرد
برای شکستن من خودشو آماده می کرد

صبح بعد رفتن اون دنیا واسه من سیا شد
همه ی زندگی من پاسوزه یه اشتبا شد

اونجا فهمیدم که اون مرد! خاطرمنو نمیخواد
گوهر وجودمو برد رفت و دل به دیگری داد

من برای چندمین بار بازم اشتباه کردم
همه ی هستی مو باختم میدونم گناه کردم

وقتی که دستمو بوسید توو دلم گفتم تمومه
اون روزا لحظه به لحظه ش مثه آلبوم روبرومه

حالا بین من و دستاش قد سال نوری راهه
دیگه باید بپـــذیرم ته قصـــه مون ســــیاهه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,428 | Posted: 30 May 2014 07:02




میخوام تنهایی رو بهتر بفهمی


میخوام تنهایی رو بهتر بفهمی
دارم چند روزی از تو دور میشم
نمی خواستم تورو تنها بذارم
ولی کم کم دارم مجبور میشم

تو با آغوش من صد ساله قهری
به بوسه های من پاسخ نمیدی
خودم دیدم توو تنهایی رو دیوار
یه قلب تیر خورده می کشیدی

از این رفتار سردت خسته میشم
روزایی که حواست پیش من نیست
تو گم میشی میون کار هر روز
درست وقتی که وقت گم شدن نیست

میرم چند روزی توو تنهایی شاید
دلت تنگم بشه مثل قدیما
شاید برگرده اون گرمای سابق
به سردی هوای خونه ی ما

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,429 | Posted: 30 May 2014 07:04




*****


این حس دوس داشتنو از من نگیر
به حس دوس داشتنم ایمان بیار

تو رو خدا یه ذره مهـــربون باش
منو به دست سرد جاده نسپار

یه روز سر دو راهی توو زندگیت
بهم نگو بــــــرو خدا نگهــــــــدار

چجوری بی تو میتونم رد بشم
از تلخی این سرنوشت بیمـــار

ما آلمان شرقی و غربی شدیم
بذار یهــــــــو فرو بریزه دیـــــــوار

منو به دست سرد جاده نسپار
بهم نگو برو خدانگهـــــــــــــــدار

به حس دوس داشتنم ایمان بیار
بذار یهو فرو بریزه دیــــــــــــــــوار

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,430 | Posted: 30 May 2014 07:05




اتاق خواب


میریزم رو تختم مثه غصه ها
یه عالم گل یاس پر پر شده
شبیه یه رویا شده خلوتم
با عطر زنونه معطر شده

یه گرمای مطبوع و دوس داشتنی
واسه خلوتمون مهیا شده
با آهنگی که هر دومون دوس داریم
ببین لحظه هامون چه زیبا شده

یه خلوت یه آرامش بی نظیر
یه نور ملایم مثه صورتی
دوتا حس دوس داشتن واقعی
نیاز عجیبی به هم صحبتی

یه میدون مغناطیسیه قوی
منو سمت آغوش تو می کشه
یه احساس زیبا تو عمق نگات
نگاهی که لبریز آرامشه

همین لحظه های پر از دلخوشی
که هر لحظه میشه پر از خاطره
تا هر وقت به یادش میفتی تورو
به آغوش او لحظه ها می بره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 143 از 235:  « پیشین  1  ...  142  143  144  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites