تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 154 از 235:  « پیشین  1  ...  153  154  155  ...  234  235  پسین »  
#1,531 | Posted: 4 Jun 2014 07:31




تقدیر


من و تقدیر می جنگیم ، ته این قصه چی میشه
کدوم پیروز میدونیم ، کدوم سنگیم کدوم شیشه

تو همتقدیر من بودی ، هم آغوشی پر وحشت
از آغوشم جدا کردی ، تن پر درد و پر رعشت

یه عمری تو جهان خود ، من از تقدیر ترسیدم
ولی تو ترس این تقدیر ، همش دنبال تو بودم

من از غم گریه ارث بردم ، تو راحت رد شدی از درد
می خواستم با تو خوش باشم ، همین ارث راهمو سد کرد

من این دلواپسی هامو ، کنار آینه قی کردم
بدون تو چه سرگردون ، من این تقدیر و طی کردم

رسیدم به همون نقطه ، که ما شب رو سحر کردیم
چه سخته ، یه سرابی تو ، من و تقدیر بد آوردیم

همین تنهایی و دوری ، همین حسی که من دارم
اگه تقدیر من اینه ، من از تقدیر بیزارم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,532 | Posted: 4 Jun 2014 07:32




دنیا


یه وقتایی سیا میشه همیشه دنیا رنگی نیست
بیا بال پریدن شو زمین جای قشنگی نیست

تو این دنیای نامردی کفن یعنی لباس عشق
یه عمره هر دو مردودیم تو درسای کلاس عشق

تو دیدی که قناری رو به جرم عاشقی کشتن
ولی ما اعتراض کردیم همه بمون دروغ گفتن

هوا اینجا نسیه شد بپوش کفش و کلاهت رو
نمیشه باورت وقتی بهت میگن گناهت رو

اونی که عشق پیش تو تو چشم دنیا بد فرمه
تو میگی دوست میداری ولی دنیا میگه جرمه

بریم اینجا گل سرخ و کسی قدرش نمیدونه
بریم یه جای خیلی دور زمین بد جور داغونه

می خوام تو بهت حیرونی نسیم باورم باشی
تو زندون تن خستم امید آخرم باشی

مریضت کرده این دنیا تو هم پیداست بیماری
بمون ، از چشم تو خوندم تو هم انگار شک داری

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,533 | Posted: 5 Jun 2014 08:56




دعا کن


غم مرگت مثه ناقوس مرگه
من و تا مرز نیستی می کشونه
میگن مردن نمیشه مسری باشه
داره من رو به مردن می رسونه

چه سنگینه غم مرگت می دونی
غم دنیا رو ، رو قلبم میاره
ببین مثل کمونی خم شدم من
چقد این شونه هام طاقت بیاره

تموم بغض دنیا تو گلومه
من اون مردم که بی تو گریه کرده
کسی که میگه مرد گریه ش نمیاد
یقینا این و تجربه نکرده

تموم خاطره های قدیمی
داره توی دلم پر رنگ میشه
نمیتونم فراموشت کنم من
دلم داره واست دلتنگ میشه

کجایی ای نگین خونه ما
صدای خنده هات دیگه نمیاد
دیگه هیچ جوره روشن نیست خونه
خونه هم نور چشمای تو می خواد

داره خون میچکه از چشم خستم
به روی دفتری که پره درده
دلم دردی نمونده که ندیده
بدون تو همه رو دوره کرده

چطور باور کنم که بی وجودت
یه سنگ سرد شده بود و نبودم
میخوام اما نمیشه تو کمک کن
بیام پیشت ، آخه مال تو بودم

بیا دردامو از دنیام جدا کن
بیا دنیامو از دردام رها کن
یه کاری کن میخوام باز با تو باشم
دعایم کن ، دعایم کن ، دعا کن

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,534 | Posted: 5 Jun 2014 08:57




شطرنج


دارم دردت و رو دلم میکشم
ولی بوم قلبم دیگه پر شده
دلم با همین نقش جا مانده ات
حالا هم پیاله و دمخور شده

دارم واژه واژه توی دفترم
تو رو با خودم تسویه میکنم
تو با من توو این واژه ها دشمنی
دارم ترک این قافیه میکنم

توو بازی شطرنج من با دلم
اگه کیش و ماتم بشم ، من میخوام
تو رو از توی بازی حذفت کنم
نمیخوام تو مهره بچینی برام

میخوام فرمون زندگیم و خودم
همون جور که خواستم هدایت کنم
نمیخوام مثه یه رباط ضعیف
قوانینی از تو رعایت کنم

دیگه گریه بسه نمیخوام برات
شبا شعر پر درد و پر غم بگم
میخوام عاشقونه بخندم و تو
ببینی که فردا یه شخص دیگم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,535 | Posted: 5 Jun 2014 08:58




مفهوم نی


دم رفتن فقط یک لحظه چشماتو
از اون دسگیره در میشه برداری
یه لحظه کافیه تا تو بفهمی که
چی داری از خودت این گوشه میزاری

یه مرد نیمه جون و یه بغل غصه
یه دنیا درد و یه بغضی ترک خورده
همه اون چیزیه که رفتنت حالا
برای قلب تنهام هدیه آورده

نمیدونم کجای قصه بد رفتم
که رفتن تو دلت این قدر شیرین شد
مث برف اومدی آروم و رویایی
مث بهمن چرا این قصه سنگین شد

چراغ خونه خاموش کن دم رفتن
بزار این خونه مثل روزگارم شه
تو که داری می گیری فردام و از من
می خوام این رفتنت پایان کارم شه

یه کم طاقت بیار این قصه مفهوم نیس
باید که آخر قصه رعایت شه
بزار با اون طنابی که دوسش داشتی
تنم همرنگ و همخون هدایت شه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,536 | Posted: 5 Jun 2014 08:58




سایه مرگ


یه بغل بهشت آوردم واسه تو
تو فقط سرخی سیب و میدیدی
آسمون دل من سهم تو بود
معنی پریدن و نفهمیدی

سایه مرگی و از کدوم طرف
اومدی سایه شدی رو زندگیم
به کسوف کشوندی خورشید منو
حالا موندی که به هم ما چی بگیم

آسمونم با ستاره ی دلت
خیلی وقته که قمر در عقربه
جونم از دست هوسبازی تو
خیلی وقته که دیگه جون به لبه

برو تا هوای زندگی بیاد
یه کمی حال منو عوض کنه
شبای رویاییمون سحر شده
بودن تو حالا کابوس منه

عشق من بالاتر از درک تو بود
تو وجودت شده لبریز هوس
من از این جاده به فردا می رسم
تو برو به عشق پوشالیت برس


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,537 | Posted: 5 Jun 2014 09:00




خودخواه


یه وقتایی دلم میخواد ، تموم باورت باشم
چنان قلب تو کوچک شه ، فقط من تو دلت جا شم

یه وقتایی دلم میخواد ، نگات تو چشم من کور شه
فقط من باشم و چشمات ، نگات این جوری مجبور شه

میخوام وقتی که دلتنگی میاد تو چشم گریونت
فقط تصویر من باشه میون اشک چشمونت

میخوام که بشکنه قلبت مث آینه فرو پاشه
تو هر قطعه از این آینه فقط رویای من باشه

دلم میخواد همه دنیام بشه همقد آغوشت
یه جوری مات هم باشیم بشه دنیا فراموشت

فقط باشی و من باشم بزار این قضه کوتا شه
یه دنیایی برای ما که از عشق تو بر پا شه

حسادت میکنم وقتی تو با آینه در گیری
اگه میخوایی بمیری هم برای من تو بمیری

باید باشی وجود تو چراغ راه فردامه
خودت خوبی و این حرفا فقط تصویر رویامه

همش میخوام ، همش میخوام میدونم خیلی خودخواهم
ولی یک لحظت و بی من نمیخواهم نمیخواهم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,538 | Posted: 5 Jun 2014 09:01




چشم به راه


پر بغضم پر رویای بارون
پر شب کوچه های ساکت و سرد
دلم آرامش دستات و می خواد
تا یه نوری به چشمام هست ، برگرد

کنار پنجره هر روز و هر شب
به اون راهی که رفتی خیره موندم
دیگه خسته شدم من از خود من
خودم رو تو خودم بی تو شکوندم

یکی میگفت بهار سال نو شد
بهارم رو توی پاییز تو کشتی
من و پاییز گره خوردیم با هم
کجایی بانوی اردیبهشتی

دارم از نا امیدی خسته میشم
نه از تو یه نشونی و نه ردی
نمیدونم بمونم یا بمیرم
نمیدونم تو آخر بر میگردی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,539 | Posted: 5 Jun 2014 09:02




????????


توو بسترت محو چه رویایی ، رویای من جایی واست داره
پلکات داره تو خواب میرقصه ، یا مثل من چشم تو بیداره

برگای خشکیده هنوزم هست ، تو لا به لای دفتر شعرت
این برگا مرده آما می مونه ، این جمله چی یاد تو می یاره

رحمی بکن این راه چه تاریکه ، بی نور چشمون تو می ترسم
کاشکی بزاری این دل خسته ، یک قطره از نورش رو برداره

یک لحظه فکر غربت من باش ، تقدیر من با تو گره خورده
با من نمونی تقویم عمرم ، فرداش و تو دیروز می زاره

گوش تو مثل کوه و حرف من ، یک انعکاس بی سرانجامه
حرفام فقط یک جا اثر داره ، این حنجره م رو می کنه پاره

فرصت بده تا خاطره هام و ، بردارم و از کوچه ها رد شم
باور نکن که میری از یادم ، نه ، قصه تازه اول کاره

حالا می خوام که بی تو بودن رو ، تمرین کنم شاید بشه شاید
باید که بردارم همون عکسی ، که مونده از تو روی دیواره

بغضم رو همراه مه دیشب ، به آسمون تیره بخشیدم
امروز همش دلواپس اینم ، نکنه ای خدا بارون بباره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,540 | Posted: 5 Jun 2014 09:03




مسیر و آره... اشتباه اومدی


می خواستم برات عشق و آذین کنم
یه بقچه ستاره بریزم به پات

می خواستم که پرگار بشه کهکشون
بگرده به دور حریم نگات

دلم با تو دیگه هم آواز نیست
خودت این بهونه رو دستش دادی

نبودی تو سهم من از زندگی
مسیر و آره.... اشتباه اومدی

میدونی که طراح عشقت منم
بجز من کی میتونه حلش کنه

دلت رو نده دست هر ناکسی
نمیدونه قدر اون و .... می شکنه

حالا وقتی که دستاشو می گیری
چه تند میزنه نبض دستای من

چقد روشنه روزگارت با اون
چقد تاریکه حال و فردای من

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 154 از 235:  « پیشین  1  ...  153  154  155  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites