تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 160 از 235:  « پیشین  1  ...  159  160  161  ...  234  235  پسین »  
#1,591 | Posted: 7 Jun 2014 22:56




دُز ۲


دل من با رفتن تو از جاشم تکون نخورده
دُز قرصام بالا رفته، آب همه دنیا رو برده

بودن و نبودن تو واسه من فرقی نکرده
هنوزم دارم می خندم، فقط اینجا خیلی سرده

دیوارا با من رفیقن توی این اتاق آبی
زندگی میگذره آروم، نه غریبه نه بی خوابی

هیشکی کار باهام نداره، روحمو هیشکی نخورده
جیر جیر جیرجیرکا نیست، چوبه تختم خیلی ترده

همیشه اینو میخواستم، یه اتاق دنج و آروم
بشینم هی بنویسم از ندیده های بارون!!

از رسالت یه کاکتوس، از غم غریب افسوس
از زلالی یه کابوس، رویای مرده منحوس

حس خوبی داره اینجا، بی خبر از همه دنیا
بی خیال غم فردا، مثه یه سلول خنثی

شده یه رفیق مزمن، وهم اینجا یه امیده
رفقا میان و میرن، سقف آسمون سپیده

تویه هفتا آسمونت، هیچ تاثیری ندارم
چی رو باید بنویسم، توی رویا چی بکارم

همه دنیا خوابیدن، فقط اینجا من بیدارم
این دیگه توهمم نیست، از شب آبی بیزارم

دل من با رفتن تو از جاشم تکون نخورده
دُز قرصام بالا رفته، آب همه دنیا رو برده


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,592 | Posted: 12 Jun 2014 10:59




دُز


با این حالی که من دارم/ فقط تنها شدن کم بود
تو داری واقعن می ری/ چه حرفی مونده جز بدرود

تو داری واقعن میری؟/ صدای رفتنت تلخه
بازم درگیر سرگیجم/ چقدر این دنیا می چرخه؟

صدای پاشنه کفشات/ می پیچه توی پاگردا
حالا امروز خیالی نیست/ چه داغون می شم از فردا

جریحه دارم نکن/ دُزم رو بالا نبر/ تحملم کن بمون / نزار بشم در بدر

هنوز توو پله هایی و/دلم چارشنبه بازاره
تا پلکام می سره رو هم/ توو مغزم زنگ اخباره

تو بودی وقتی دکتر گقت/ که حالم رو به بهبوده
توو نُسخَم اسمتو آورد/نوشتش بی تو نابوده

می فهمم خستگی هاتو/ می دونم دم دمی بودم
یه مرد فرضی کم رنگ/ یه جور مبهمی بودم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,593 | Posted: 12 Jun 2014 11:09




ساحل های مرجانی


توو ساحل های مرجانی/ یه کشتی داره غرق میشه
یه دنیا آرزو رو آب/ یه عالم عشقو اندیشه

دارن پر پر میشن گلها/با رقصی رو کف امواج
همه همراهی کردن تا/ از این دنیا بشن اخراج

تموم آرزوهاشون / ولو شد توو شب عرشه
چی بود از دستشون سُر خورد/ که دریا پر شد از نقشه

چقد(ر) کف کرده این دریا/ می گن باز تشنه خونه
یکی مادر شد و دق کرد/ چقد(ر) حالش پریشونه

چشاش پر می شه از اخبار/ ولی گوشش پی ِ زنگه
هنوز چشمی به در داره/ ولی امّید کم رنگه

کمی اونور تر از دنیا/ یکی سر در گریبونه
بغل کرده غریبیشو/ دلش تنگه واسه خونه

به جای مادرش حالا/ توو آغوشش یه الواره
مگه چی بوده تو رویاش/ که اونو کرده آواره

با هر موجی که رد می شه/ یه رویا هم تلف می شه
دیگه بی حس شدن دستاش/ با چی داره طرف می شه؟

یه قایق توو افق پیداس/ میگه فردا قرنطینَه س
سرش رو زیر آب کرده/ آخه اون مقصدش گینَه س**
...

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,594 | Posted: 12 Jun 2014 11:16




رگبار


همه، حرفای ناگفتم/ مچاله می شه توو مشتم
تا اونها رو بکوبم باز / رو دیواری که شد پشتم

بازم دنیا منو پس زد/ تا اینجا من عقب رفتم!!
تنم چسبیده رو دیوار/ چشای خستمو بستم

بگو آتیش کنه دنیا/ که اعدامی شد آماده
دیگه خستس از این پیکار/ خودش حسش رو لو داده

دلش وابسته رگبار / ولی از جنس سرب داغ
بدوزه اونو رو دیوار/ بدون ِلحظه ای ارفاق

یه حسی توو چشاش داره/ میگه ماشَ(ه) رو دوست داره
خدا نیاره اون روزو/ که انگشتش رو برداره

تمومه آرزوش الآن/ یه پک بوسه ملودیکاست!!!!!!
گلوله توو غمش گم شد/ توو فکرش عشق بازوکاست

توو این فکرا بازم پشتش/ میشه هاشور هر شلاق
فقط دستش رو میبینه/ که مونده خارج از باتلاق

ولی دستش هنوز مشته/ترانه هاشو کی کشته!!
تا دستش رو نگیرن باز/ آخه شکل یه خارپشته!!!

میونه جوخه آتیش/ یکیرو آشنا میخواد
آخه تیر خلاصش رو/ از انگشت خدا می خواد

بزن کارو تمومش کن/ کلک رو بکن از ریشه
دیگه کاری ندارم من/ نگاهاشون مثه نیشه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,595 | Posted: 12 Jun 2014 11:22




سهمتو بردار


بودن من و تو با هم دیگه هیچ سودی نداره
بیشه مون خشک شد و پژمرد، دیگه هیچ رودی نداره
بین ما دیوار بی رنگ، دیگه هیچ حرفی نمونده
تو و اون قانون جنگل، منو کنج غم نشونده
حرف مشترک یه قصه
سقف مشترک یه آوار
حس مشترک همینه
تمومه
سهمتو بردار
توی این بازی پر شک، غایب از لحظه من باش
اینا حرفای دل توست که یه روز میگفتی ای کاش

تو بدون من چه خوبی، من بدون تو چه دلپاک
ما با هم معنی نداریم، تو ز بادیو من از خاک
حرف مشترک یه قصه
سقف مشترک یه آوار
حس مشترک همینه
تمومه
سهمتو بردار

منو تو یه اشتباهیم توی این بازی از اول
روزا رو هی میشماریم، تا بشن این شبا سَمبَل

من هنوز عاشقم اما به فراقت کردم عادت
وصلمون حرف خوشی نیست، موندی از سر نجابت

تو همیشه یه مسافر، من همون برج بد پیر
قصمون یه خط کهنه س، گفتنش حالا شده دیر

منو این ریشه در خاک، تو و بالی که نسوخته
برو تا دل غریبم آبروشو نفروخته

حرف مشترک یه قصه
سقف مشترک یه آوار
حس مشترک همینه
تمومه
سهمتو بردار

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,596 | Posted: 12 Jun 2014 11:24




فیلم تو


توو خیالم داره بارون می زنه/دارم از تو می نویسم تا ابد
لمس خاطراتتو خوب بلدم/مثل یه فیلم درام مستند

توو پلان اولش غریبه ای/زیر بارون نگاهم می مونه
انگاری نگفته راز دلمو/از رو ابهام سکوتم می خونه

زوم دوربین روی اینسرت موبایل/مژده پیامکو نشون می ده
با یه لبخند بی ریختِ پتو پهن/خبر از شروع قصمون می ده

توو سکانس اول دلدادگی/زوم می شم رو پاشنه کفشای تو
حرکت می کنه دوربین رو تنت/باز میشم تشنه اون حرفای تو

دور تند میگذره فیلم زندگیم/هم نفس با ضربان نبض من
ولی بازم اسلو موشن می بینم/جوششت رو توو رگای سبز تن

پر ه از لوکیشنه قصه ما/ پره از کلیشه های تب زده
خالی از حس شعور زندگی/ نمی دونم واسه گیشه این بده؟

حدس آخرین سکانسم آسونه/ یه کوچه ، نگاه گیج نم زده
هم قدم با پاشنه های قرمزت/ آخر فیلم منو رقم زده

توو پلان آخرش غریبه ای/ زیر بارون نگاهم می مونه
ولی پشتش به منه با هر نگام/ حسرت سکوت من رو می دونه

پرده ها سیاهَنو تیتراژی نیست/ دل من داره فلاش بک می زنه
تا شروع سانس تکراری شب/!! "توو خیالم داره بارون می زنه"!!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,597 | Posted: 12 Jun 2014 11:25




هو هو هو هو یه جورایی


هنوز میتونمو میخوام
که بازم عاشقت باشم
میدونم سخت شده اما
می تونم لایقت باشم

هنوز دوست داشتنت خوبه
با اینکه دورم از بارون
با اینکه دورم از هق هق
ولی خیسم مثه هامون

دیگه کمرنگه تصویرت
توو این آلزایمر مطلق
میخوام رو پا بمونم باز
شده میخم به دنیا لق

منم، جادو شده در باد
که سحرم کرده تنهایی
همش میگردمو میگم
هوهو هوهو یه جورایی

نمیگم تا که برگردی
منو دعوت به رویا کن
بزار تا من بیام پیشت
طلسمم رو تو خنثا کن

منم خسته از این دوری
منم خسته از این فریاد
بمون آغوشتو وا کن
بخون اسم منو در باد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,598 | Posted: 12 Jun 2014 11:36




خط خطی


بازی شروع شدو / این رقص واژه هاست
اما خیال من / از سهم شب پُره
دنیایی از عطش / بازم که توو گلوست
خیره شدن به تو/ مثل یه تب بره

ای کاغذ سفید/ ای ساز بی صدا
چیزی به من بگو/ تا خط خطی کنم
حرفی بزن به من/ از سوژه های درد
تا این قلم رو من/ هی غیرتی کنم

انقدر ذهن من/ از دردو غم پره
که مرگ لحظه رو/ هی دوره می کنم
من عاشق همین/ تبهای مزمنم
هی می نویسمو/ پاشوره می کنم

نه زیر نور شمع/ نه توی بوی عود
وآسه ضیافتم/ دردای من بسه
نه مست الکلم/ نه نشئه حشیش
وآسه رفاقتت/ مرگم مقدسه

من شعر می شوم/ خون می ره از تنت
پس می ده جوهرو/ انکار می کنی
بغضای شعرمو / هی غورت میدیو
حرفای تلخمو/ انبار می کنی

از سوژهای من/ از مغزای خراب
بازم برام بگو/ من خط آخرم
بازم برام بگو/ از وعده سراب
حتی نگفته هم / این خطو از برم

بازی تموم شده / این رقص واژه هاست
باید بسوزیو / با مرگ سر کنی
این سر نوشت توست/ کبریت می کشم
باید که حرفامو/ از سر بدر کنی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,599 | Posted: 12 Jun 2014 11:44




روایت


بیا من رو روایت کن/ منی که بی تو جا موندم
تو صحرای کج اندیشی / چه بی علت تو رو روندم

بیا راوی دردم باش که از این قصه بیزارم
از این هر روزه جنگیدن با این احساس ِ بیمارم

پشیمونم از این قصه که من با تو تموم کردم
بیا من رو هدایت کن/ به رویای تو برگردم

سقوطم رو نمی دیدم که از داخل چه ویرونم
چه بی باور عمل کردم /حالا از قصه بیرونم

حکایت بی معما بود/ منم نقش بد اول
از اون بالا نمی دیدم که احساست زده تاول

ندیدم توی هر لحظم/ تویی که بال و پر میدی
پریدم از شب قصه ت/ تو هم پرهاتو می چیدی

غم هجران اجباریت/ ببین رندانه می خنده
بیا ویرونه روح من/ خدا چشماشو می بنده

تو این شبهای وهم آور که هر لحظش مثه قرنه
بیا من رو روایت کن که دل با مرگ سرگرمه

بیا شب رو قضاوت کن/شبی که بی تو تب کرده
چه غمناکم تو این بستر/ که بی تو روح من سرده

بیا من رو روایت کن/ بیا من رو روایت کن

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,600 | Posted: 12 Jun 2014 11:53




عاشقانه های بی رحم


عاشقانه های بی رحم/ دلشکسته های بی زخم
پر زعقده و بی خشم /سبک زندگی بی فهم

اعتراض تو طنزه/ من کاریکاتور سازم
از تورم ُ چکمه / صد ترانه می سازم

یه سری کاری دوزم/ توی پیت نمی سوزم
نشئه از هوای کثیف/ رو شقیقه می بوسم

مردمان بی کینه / بی هراس از بیمه
دشمنان بی دشمن / سایه های دیرینه

پر ز تاول و پینه / درد مشترک اینه
دختران بی .... / درد مشترک اینه

انقلاب تو تاکسی / مادران بوتاکسی
تنها وقت نه گفتن / التماس یه واکسی

فیلسوفای فیس بوکی/ شاعرای نُت بوکی
شد مناظره بر پا/ ای خدا عجب کوکی

آوانگارد بش تومنی /شعر های گل چمنی
من دوست دارم طناز/ دختر همین وطنی

مرد های کرباسی/ توی جیبا پاپاسی
اوج غیرتم اینه / !!یه ف ح ش اس کن اسی!!

مشق دموکراسی تو نود/ سر کوبیدن به سنگ لحد
جمعه شب پای من وتو /فحش دادن به رایای بد

عاشقای بی رحمیم / دلشکسته بی زخمیم
سبک زندگیمونه / عقده دار بی خشمیم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 160 از 235:  « پیشین  1  ...  159  160  161  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites