تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 169 از 235:  « پیشین  1  ...  168  169  170  ...  234  235  پسین »  
#1,681 | Posted: 11 Jul 2014 11:05




کوچه مهتاب


ماه و اوردم رو زمین اب شد
صورت تو توو اسمون قاب شد

عاشق دیوونه چه بی تاب شد
کوچه ی من کوچه ی مهتاب شد

یه لحظه دلیل تب و تابمی
یه لحظه خود حس ارامشی

با این بی قراری یه روز اخرش
گمونم من و تا جنون میکشی

حسودم به اون خنده های قشنگ
نه اون خنده رو پیش هرکی نکن


با موهای روشن دل و میبری
طلاییِ موهات و مشکی نکن

جهان پیش چشمات بی جاذبه اس
زمین و واسم اسمون میکنی

تو وقتی کنارم قدم میزنی
دل مردم شهرو خون میکنی

بیا ساده باشیم کنار همو
مث بچه گی پشت به دنیا کنیم

توو شیرین ترین حادثه گم بشیم
تا ابی ترین حس و رویا کنیم

دوباره مث اون روزای قدیم
دوتایی بشینیم لب پنجره

تماشا کنیم عکس خوشبختی و
ته کوچه مهتاب پُر خاطره

ماه و اوردم رو زمین اب شد
صورت تو توو اسمون قاب شد

عاشق دیوونه چه بی تاب شد
کوچه ی من کوچه ی مهتاب شد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,682 | Posted: 11 Jul 2014 11:08




کافه کوچینی


شیرین ترین لبخند رو داری
مجذوبِ لب های تمشکی تم

تو عاشق ته ریش و سیگاری
من عاشق موهای مشکی تم

گاهی مثِ مرداب ارومیم
گاهی مثِ توفان اشفته

وقتی که شب از کوچه رد میشیم
ماه زیر پاهامون میوفته

دیوونگی هامون شبیه هم
ما نعشه ی نت های گیتاریم

معتادِ اهنگای بیتلزیم
دل بستگی مشترک داریم

شب های مهتاب کافه میریم و
یه لحظه ام خونه نمی مونیم

توو راهِ بلوارِ الیزابت
میرونیم و فرهاد میخونیم

کافه نشینی با تو میچسبه
این و بدون هستی که من هستم

باشی به الکل احتیاجی نیست
با قهوه ی تلخ چشات مستم

دنیا همین ساعت همین لحظه س
اون لحظه که دستات تو دستامه

کافه کوچینی امنِ اغوشت
تنها اقامتگاه رویامه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,683 | Posted: 11 Jul 2014 11:09




تعظیم


با این که هرروزم شبیه هم
با این که خوشبختی ازم دوره

برگشتم از دیروزِ تکراری
برگشتم از دیروزِ دل شوره

برگشتم از شب مرگیِ کابوس
تا خواب شیرین یه رویاشم

تو این سکوت سرد بی اواز
اوج غرور یه صدا باشم

می خونم از بغضی که چندساله
لبخنده رو لب هام و دزدیده

میخونم و امروزو خوشحالم
میخونم و فردارو کی دیده؟!

این و همیشه با خودم میگم
با این که دنیا وحشیِ پسته

وقتی که پروازو بلدباشی
فرقی نداره کوچه بن بسته

رو به هجوم سختیِ دنیا
افتادن و تعظیم کارم نیست

با این که ریشه هام و سوزونده
پا میشم و تسلیم کارم نیست

با این که هرروزم شبیه هم
با این که خوشبختی ازم دوره

برگشتم از دیروزِ تکراری
برگشتم از دیروزِ دل شوره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,684 | Posted: 11 Jul 2014 11:10




تا ساعت چند؟!


به جای این که دستامو بگیری دوتا دستاتو سمتم مُشت کردی
شنیدم توو نبودم خیلی راحت به هرچی بینمون بود پُشت کردی

شکستی مرز پاکیِ تنت رو که هر نالایقی هم بسترت شه
مثِ مسافرای بین راهی فقط چند شب مقیمِ کشورت شه

همون لحظه که توو ساحل رو گونش با بوسه صحنه ای رو بِکر کردی
دلت اومد که عکسیَم بگیری؟ به باهم بودنامون فکر کردی؟

به اون حرفا به اون قولا به اون شب شبی که ما کنار هم پیاده
شبی که سرنوشتامون یکی شد رو سنگ فرش خیابونا چه ساده

حالا بعد از تو تصویری ازون شب تو ذهنم مث (ل )یه خاطره حک شد
نه لبخند و نه اغوش و نه بوسه فقط دوری برامون مشترک شد

باید خالی شد از حس رسیدن باید از شهر بی عاطفه دل کند
به هر دوست دارم با خنده ای گفت میدونم خُب ولی...تا ساعت چند؟!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,685 | Posted: 11 Jul 2014 11:11




مرگ تدریجی


داره غرق میشه هر لحظه/تو اشکی که سرازیره
مدام تو خواب و بیداری/سراغِ تورو میگیره

سرش رو شونه ی بالش/نگاش خیره به تقویمه

ورود هرکی غیر از تو/به قلبش منعِ...تحریمه

رو تاریخ جداییتون/ کشیده خط مشکی و
به یادت باز پوشیده/ همون کــُت زرشکی و

نگاه انداخته با حسرت/ به اون عکس دوتاییتون
که دست تو دست هم بودین/بدون چتر توو بارون

توبرق اینه ی چشمات/ لب پرخنده شو می دید
با تو دنیا تو مشتش بود/ب ا تو اینده شو می دید

گذشت و یاد اون روزا/ازش دست بر نمی داره
نبودت رو دو تا دوشش/ یه کوه درد می زاره

نشسته کنجِ تنهایی/چقدر بحرانیِ حالش
یه روز خوش نمی بینه/توی تقویم هرسالش

اتاقش شکل زندونه/دچارِ حبس ِ اُ گیجی
داره دق می کنه طفلی/همینه مرگ تدریجی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,686 | Posted: 11 Jul 2014 11:12




هم تــــــرانه


ترانه ی نسل تو/ بلوغ اندیشه بود
تو عصر جاهلیت / اصیل و با ریشه بود

ترانه ی نسل تو/ نویدِ روشنی داشت
قلبی به وسعتِ عشق/ پیشینه ی غنی داشت

ترانه ی نسل تو / کوچه رو بن بست ندید
تو فصلِ کوچِ رویا / مثلِ پرستو پرید

ترانه ی نسل من / لهجه ی برف و تگرگ
قهوه و فنجون و فال / ژستی با سیگارِ برگ

ترانه ی نسل من / خورشید و اب پاشی کرد
رو سقفِ تیره ی شب / رنگین کمون کاشی کرد

ترانه ی نسل من/ هزارو یک ِاستاتوس
معیارِ ارزش شده/ لایک و کامِنتای لوس

ترانه ی نسل من / رو به مدرنیته باز
ملو دی‌های هاووس و/ تِرنس‌ و راک یا که جـاز

ترانه ی نسل من / البوم بی مجوز
به خط قرمز که نه / رسید به مرز هرگز

خوندنِ این ترانه / همیشه ارزوته
ای هم ترانه پـــــــــاشو / که صحنه پیشِ رووته

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,687 | Posted: 11 Jul 2014 11:13




تضاد


یکی رفت و یکی موند توی خونه
یکی شد عاصی و یکی دیوونه

یکی هستی شو پای باورش داد
یکی گفت روی حرفش نمی مونه

یکی اینجا سکوت و دوست داره
بجز چشم و بله حرفی نداره

یکی غرق تو پول و ناز و نعمت
یکی حتی ندیده خواب ثروت

یکی شام شبش مرغای بریون
یکی تو حسرت یک لقمه ی نون

یکی تو شرکت باباش یکاره س
یکی باباش یه کارگر ساده س

یکی شغل شریفش اعتیاده
تو شهر می چرخه با پای پیاده

یکی پنجشنبه جمعم سر کاره
یکی تو ویلای دریا کناره

باید از عشق پربشه دلامون
باید تموم یشه گلایه هامون

حقیقت رو به ارزو نبازیم
بهاری شیم و با دنیا بسازیم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,688 | Posted: 11 Jul 2014 11:14




شاعر بیدار


من شاعری بیدار
از جنس احساسم

هم زخمو میفهمم
هم دردو میشناسم

گل واژه هایم را
در فصل بی ابی

زاییده چون مریم
بی یار و همخوابی

رو پله ی مذهب
بی ترس میشینم

اما یقین دارم
خدارو می بینم

باید شب بختک
روشن تراز خورشید

رو ریتم این دنیا
بی وقفه تر رقصید

دیوار هر شعرم
صد پرده اواره

هر بیت محکوم
پاپوشوازاره

باید شب بختک
روشن تراز خورشید

رو ریتم این دنیا
بی وقفه تر رقصید

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,689 | Posted: 11 Jul 2014 11:16




یه خرده به خودت بیا


یه خرده به خودت بیا
میبینی..به چشات خیرم

به ظاهر با منی اما
توی تنهاییام گیرم

یه خرده به خودت بیا
غرورت بزا(ر) خالیشه

هوای عشق و دوس داشتن
تو حجم خونه جاریشه

یه خرده به خودت بیا
همیشه انقدر بد نیست

همیشه توی راه عشق
تن محکم یک سد نیست

یه خرده به خودت بیا
یه فرصت واسه بودن هست

تو قاب خسته ی این دل
یه تصویر واسه دیدن هست

یکم بیشتر بمون با من
یکم بیشتر درکم کن

اگه دیدی که بد بودم
بعدش برو وترکم کن

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,690 | Posted: 11 Jul 2014 11:20 | Edited By: nazi220




همه چی اروم نیست......


سمت ما رویا نیست
سمت ما کابوسه
یکی اینجا هرروز
تو خودش می پوسه
نه یه روز روشن
سهم فردامونه
نه یه خواب راحت
روی چشمامونه
بس که چشما بارید
دلا اقیانوس
توی باغچه هامون
جای رز کاکتوس
وقتی هر ثانیه
بی هدف تکرار شد
واسه پر کشیدن
حکممون دیوار شد

همه چی اروم نیست
تا که دیواری هست
تا هنوز تو دلها
یاس و بیزاری هست....


پایان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 169 از 235:  « پیشین  1  ...  168  169  170  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites