تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 174 از 235:  « پیشین  1  ...  173  174  175  ...  234  235  پسین »  
#1,731 | Posted: 19 Jul 2014 13:28




"پُشتِ بومِ خونَم"


میترسم از گریه و اشکای پشت سرم
یکی هم نیست نَزاره که من جایی برم

آرزوشون بوده ببینن منو تو این روز
نفرینم میکردن،از روو هم نمیرن هنوز

منتظرن تا آب بپاشن رو سنگ قبرم
حالا که رفتم لبریز شده کاسه صبرم

یه عمری کنارشون بودم ، منو ندیدن
عشقمو لگد مال کردن و بهم خندیدن

همشون شب ها مثل یه آفتاب پرستن
حالا که نیستم منو مثل خدا میپرستن

اونجا بی ارزش بود براشون جونم
حالا فاتحه میگن رو پُشتِ بومِ خونَم

اون بالا تو دستشون خنجز میذاشتن
حالاتودستشون، دعا وقرآن گذاشتن

دعا نمیخوام ، خدا منو رحمت کنه
میدونه دامنِ کیو ، پُر از نعمت کنه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,732 | Posted: 19 Jul 2014 13:29




"دنیای وارونه"


زنده میشه روزای خوب و سرمای تابستون
رفته دیگه از یادمون گرمای سوزان زمستون

بدی آخراشــه و آغـــاز میشــه یه دنیای وارونه
دنیایی که همه آدماش از خوشی شدن دیوونه

دنیایی که توی عاشقی کسی خیانت نمیدونه
دنیایی که از بــدی و نامردی ها کسی نمیخونه

دنیایی که کسی جز صلح و برادری نمیفهمه
دنیایی که قاتل نداره توش پر از آدمه بارحمه

دنیایی که دشمن نداره همه با هم مثل رفیقن
دنیایی که قانون نداره آدمــاش با نظم و دقیقن

آدمایی که پای رفاقت هاشون جون میزارن
وقت دیـدار رو صـورت همدیگـه بوس میکارن

آدمایی که موقع سقوط هم،دست همو میگیرن
آدمایی که همو دوست دارن واسه هم میمیرن

همیشه مژده میدن به همسایه ها با خوشحالی
میگن از خوشبتی، جای هیچکسی نیست خالی

این روزا همه شـادن ، ورق روزگـــــار برگـــــشته
هیچ کسی گرگ نیست همه هستن یه فرشته

اینجا که فرض وحدس، یا شکی وجود نداره
اینجا همه عمری خوابن،دیگــه کارشون زاره

من هم خواب بودم و تعبیرش هم پراز جنگه
تعبیری که پر از ما، پر از آدم های چند رنگه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,733 | Posted: 19 Jul 2014 13:30




"من هم...علی..."


امشب مثل شبای قبل و گذشته ||‌ دنبال وا‍ژه های گنگ و شکسته
برای ترانه ای از عمق رنج ||‌ مثل جستجوی ناخدا برای گنج
شروع اش ازعشق ودرد وکینه ||‌ نفس های خسته،حبص توی سینه
گل های پژمرده ی کنار باغچه ||‌ صدای نعره شب وفریاد غنچه
تهه کوچه ای بن بست وتاریک ||‌ سکوت، خوابیده درراهی باریک
نگاه من به دیوار و قدم تا وفا ||‌ قدم تا جایی پرازعشق وصفا
نوازش، زنگی کهنه و لخت ||‌ دری بازونگاه غمگین یک دخت
پیچیده صدای تعارف ها وخنده ||‌ صدای دختری پاک ویک دنده
بی اراده قدم برداشته ام ولی ||‌ یک دست چای ودست دیگر قنده
توی نگاهش مثل بید لرزیدم ||‌ مثل عشق ووفای اوجایی ندیدم
دودست حلقه به لیوان چای ام || سوال میکند و من هنوز ساکتم
سرم پایین وبا لیوان هم آغوشم || مرتب سوال میکند ومنم راکتم
سوال هایی از جنس معرفت || حرف هایی از من باحس مخالفت
اسم توچیست من زیبا هستم || بازهم من ساکت مثل بید،‌ سستم
مرتب میپرسد انگار بازجوست || اسمت چیست؟بگو ای دوست
نگاهی زیر چشمی من به او || به دختری که زیباست همانند آهو
چشم هایی کشیده،‌ بارنگ آبی || لبخندی باریک و زیبا و مهربان
لرزش صدایم آرام حس میشود || من هم علی،سخت آوردم به زبان
نگران وبی تابم،همش درفرار || میروم،‌فردای خداهم، میشود تکرار
در این تنهایی لرزان وبی تاب || نگاهم به عکسش به دیوارتوی قاب
نگاهی به روزاول آشنایی خیره || تنها توی یک قاب با روبانی تیره
یادت بخیر،یادت بخیر،یادت بخیر || با همان معصومیت نگاهت رفتی
منم تنها ام، درآن بن بستی تاریک || مرا درتنهایی گذاشتی براهت رفتی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,734 | Posted: 19 Jul 2014 13:32 | Edited By: nazi220




"ذهن خسته"


توی کوچه های خلوت ذهنم تو قدم میزنی
تنها نیستی و با عشقت از عاشقی دم میزنی

از این که چطورشادش کنی و نبینی غمشو
از اینکه چطور شب زفاف تر کنی لبشو

تو این ذهن خسته رو به بیراهه کشوندی
با رفتنت دلو بدجور سر جاش نشوندی

این ذهن برات شده مثل یه فضای بسته
یه ذهن فلج که شده ازهرچی عاشقه خسته

یه ذهن که فقط توی کما دستتو گرفته
با خنده هات همراهه و گاهی هم خرفته

توی قایق نجاته عشقش راحت نشسته
نکنه سیلاب افکارم اونو درهم شکسته

موج موج از خاطراتم میره طرفش
داره دور میشه و ازم زیاده نفرتش


پایان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,735 | Posted: 24 Jul 2014 12:33




ترانه سرا****علی یاری

منم تنهاترین شهر........... متولد 1374/9/25 علی یاری تنظیم کننده .آهنگساز .ترانه سرا و خواننده ترانه های اجرا شده : آرش خادمی (رویای خیس) _علی پرویز (خودکشی) دانیال صدری(لحظه های تلخ)_ فرزان و محمد ترکمان ( بی وفا ) محمد رضا عربلو _(بی احساس) محمد رضا عربلو (به تو نفرین) فرهاد عبدی ( تحمل کن ) سجاد سلیمانی (حرف آخر) ترانه های در حال اجرا : محمد رضا عربلو ( جشن بارون ) مهدی نورزاده (مرداب آلوده ) مهدی نورزاده ( آرزو) سجاد سلیمانی (برگرد ) فرهاد عبدی (آلبوم سایه ) حامد احمدی (شنیدی خاطره هامو /)

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,736 | Posted: 24 Jul 2014 12:37




## نقاب .....##


از آخر به اول رسیدم تو این بی کسی
تو شهری که از من.... همه کنده ان
نقابی به چهره گذاشتن ولی
نه عاشق نه پاکن ...همه هرزه ان

به تاراج احساس تو دل زدن
کمر بستن از بیخ تورو گم کنن
اسیره نقابی که لبخندتو
نمایش واسه کل مردم کنن

شنیدم که شهرم همه آدماش
هنرمند قابل تو نقش هم ان
یکی گریه رو.... رو نقاب میکشه
یه عده به دنبال لبخند کاوش گرن

میون تمومه نگاه های سرد
غرور تورو خدشه دار می کنن
عجیبه تورو میشکنن واسه دلجویی هم
با لبخند تلخی تورو وصله دار میکنن

تمنای خوبی ازت دارنو
میون کثافت فقط دستو پا میزنن
اسیر نقابای خالی نشو
تو این شهر که عاشق بشی
دل میکنن.........

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,737 | Posted: 24 Jul 2014 12:42




حساب بی حساب + کوچک مرد


این دلهره منو... آروم نمیکنه
وقتی که چشم تو... اعجاز میکنه

حرف دل تورو... بی هیج بهونه ای
پیش دل سیام... ابراز می کنه

فریاد می کشم... وقتی که ساکتی
هی داد میزنم... شاید نگا کنی

من گریه میکنم... تو گریه میکنی
شاید با اشک من ...تو کودتا کنی

حرفی نمی زنی ...از شرم بودنم
وقتی چشای من... اصرار میکنه

آروم نمیشمو... بازم نگاه تو
تمومه قصه رو... اقرار میکنه

عطر تنت شده... بوی غریبه ها
این عطر خاص... منو دیونه میکنه

تردید عشق سرد.. هر لحظه حالمو
مثل نگاه تو ... وارونه میکنه

این پاکتا منو ...آروم نمی کنن
سیگار میکشم... تو اوج اضطراب

فریاد می زنم... تو گریه میکنی
حرفی نمیزنی ...حساب بی حساب

فصل ۵

کودتای نبودن کرده ای و من خسته از این رقابت به تاراج می برم خاطراتت را .......

گم می شوم میان پارادوکس بود و نبودت و بی اختیار و مبهوت زمین گیر شده ام در نگاه رقیب تو.........

رقیب با اقتدار از میدان به درت میکند و تو بی هیچ تقلای پرچم سفید صلح را بالا می بری و شکست را می پذیری...

غنیمت این جنگ هر چه که بود به اقتضای نبودنت رقم خورد ....

و من در سوگ واژه هایم در امتداد یک شب تلخ چنبره زده ام و مغلوب رغیبت شده ام کوچک مرد رویا هایم ....

گیس هایم را بریدم که به رسم پیشینیان به سوگ بشینم نبودت را کوچک مرد من ......

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,738 | Posted: 24 Jul 2014 12:47




تاوان


پایان دلخوشیم...... آغاز قصمه
وقتی که فکر مرگ همخواب جسممه
همدست کوچه هام مغرور و بی عبور
سیگار میکشم....... با خاطرات دور
تاوان بودنت............ نابودیه منه
این نا امیدی ها ......حرفای یک زنه

هفده(۱۷) سالمه اسمم شده یه زن
درکم نکن برو ........حرفی ازم نزن
کز میکنم شبا... وقتی که دلخورم
هی فکر میکنم .....هی قرص میخورم
این زندگی برام.... چند وقته بی خوده
طعم خیانتات ......زخم تنم شده

همخواب گریه هام.......آبستن جنون
وقتی به حال من ......میباره آسمون
تو گوش زخمی ام..... دسنگینه دست تو
بی منطقه برام........ افکار پست تو
تاوان اشتبام(اشتباهم).......... تباهیه منه
این سایه های ترس... .......زخمای یک زنه


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,739 | Posted: 24 Jul 2014 12:49




کلافه


توی آغوش من جون داد
چقدر عکست وفا داره
توو آغوش منه عکسات
داره بارووووووون میباره
تو کاری کردی از اول
نگاها روم سنگین شد
نگفتی فکر آلووووووودت
با حرفای کی بدبین شد

کلافه میشم از اینکه
چشام مهمونه باروووونه
از اینکه تو باهام سردی
دلت مثل زمستوووونه
نشد تعبیر خوابه من
که دستات واسه من باشه
گذشت روزای خوب من
شاید یک روز پیدا شه
که حرفات بی برو برگرد
فقط حرف دلم باشه
برای زندگی با من
نگاهت عاشقم باشه

فقط سهمم ازت اینه
یه فنجون قهوه و سیگار
گذشت روزای خوب من
نشد آرامشم تکرار
تو برگرد و بزار اینبار
به آغوش تو برگردم
ببخش اگه یه وقتایی
چشای تورو تر کردم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,740 | Posted: 24 Jul 2014 12:51




مهره ی سوخته


از این ثانیه های کند
از این تاریکی دلگیرم
حقیقت واسه من تلخه
که از دستای تو میرم
نمیدونم چرا حسم
به بی رحمی نکرد عادت
فقط یک مهره ی سوخته
تو این مدت شدم واست
رقابت خیلی سنگین بود
میون فکرو احساسم
میدونی که زمان میبرد
یه ذره تورو بشناسم
نفهمیدم که شد یا نه
بفهمونم بهت خستم
از این آشفتگی محض
که چشمامو به روت بستم
نمیدونم که فهمیدی
رقیبت دست و پامو بست
برای عاشقی با تو
نشد افکارمون یکدست

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 174 از 235:  « پیشین  1  ...  173  174  175  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites