تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 175 از 235:  « پیشین  1  ...  174  175  176  ...  234  235  پسین »  
#1,741 | Posted: 24 Jul 2014 12:53




آغوش


دلت ..از آرزو هام بی خبر بود
به رفتارم نکرده بودی عادت
ولی برعکس تو ..من بی توقع
دلم بی اختیار تنگ میشه واست
گذاشتم قاب عکساتو رو دیوار
لباساتو نگه داشتم تو خونه ام
هنوزم آرزومه..... که یه روزی
سر تورو ببینم... روی شونم

نشستم اینجا شاید که دوباره
با قاب عکس تو بشم هم آغوش
تو انقدر روی من چشماتو بستی
که خاطرات من شدش فراموش
ندیدی ........روزگار تلخ من رو
یه بازیچه ازم ساختی و رفتی
نشستی و نگاه کردی که سوختم
تحمل کردم اینارو به سختی

گرفتار توهم های پوچم
که روزی چشم تو منو ببینه
دوباره عاشقم شه بی توقع
کنار قطره ی اشکم بشینه
دارم دیوونه میشم از غم تو
تو اما بی خیال حال و روزم
تو آغوش یکی دیگه نشستی
منو محکوم کردی که بسوزم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,742 | Posted: 24 Jul 2014 12:55




خاک سرد


غروب جمعه هامو غم گرفته
یه شب میشه بیای آروم بخوابم
نمی تونم برای این عذابم
به اندازه ی تو قصه ببافم
تنفر دارم از روزای جمعه
که بغضی رو بهم تحمیل کرده
نمیدونی چقدر فکر نبودت
یه لبخندو برام تعطیل کرده

به شوق دیدن این قبر خاکی
یه هفته میشه بی تو زندگی کرد
بازم اصرار تو انکار از من
منو درگیر این دلبستگی کرد
جواب این عذاب رو کی میده
که وجدانم رو از قلبم جدا کرد
ولی چشمای گریونه تو یک شب
غریبونه به چشم من نگاه کرد

درست وقتی که آروم خوابه خوابی
ازم میخوان که قبرت رو نبینم
وفادار یه قاب عکس میشم
میخوام تا زنده ام اینجا بشینم
کنار خاک سردی که باهاته
ولی افسوس که دیگه خیلی دیره
چرا چشمات بسته اس تا ببینی
وجودم از نفس هام سیره سیره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,743 | Posted: 24 Jul 2014 12:57




((شنیدی خاطره هامو ؟؟؟؟ ))


قرار اولم با تو ...سه شنبه زیر بارون بود
تو اما مثل پروانه....دلت از دست من خون بود
روی برگای پاییزی....قدمهات رد پا مینداخت
وجودت توی آغوشم....چه دنیایی برام می ساخت

سرت رو شونه هام ...گرم بود.... وجودم غرق آرامش
به زیر چتر احساست ....من این آغوشو میخوامش
نگاه کردی به اشک من ...خیال کردی که بارونه
نفهمیدم چرا چشمات ....از احساسم هراسونه

شنیدی خاطره هامو ؟؟؟؟ شنیدی درد این دل رو؟؟
بهونت حرف منطق نیست ..ولش کن شک باطل رو ..
هنوزم مثل باروونم ...پر از احساس ولی مغرور
تو هر کاری کنی با من ...از آغوشت نمیشم دور ...
تو شک کردی به احساسم ...خیال کردی که نامردم ؟؟
تموم آرزوم اینه ....به آغوش تو ....برگردم
میدونم که دوسم داری ...ولی ترس از شکست داری
خیانت توی کارم نیست ...بیا یکبار باور کن نگو اینجا گرفتاری

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,744 | Posted: 24 Jul 2014 13:00




میترسم روز بعد......


میترسم من از این آغوش اجباری
از اینکه پیش تو اینقدر بی حسم
چقدر درگیر این عشقای بیهودم
میدونی که فقط سهمت شده جسمم

میترسم من از این کابوس بیداری
از اینکه مرگ من بازم توهم شه
*میترسم روز بعد چشمام باز باشه
تموم حس دنیام باز ترحم شه

تو که غربت این مردو نفهمیدی
نپرسیدی چرا آغوش من سرده
فقط اجبار به من رو کرد ...نفهمیدی؟؟؟
فقط عادت به تو ...دیوونه ام کرده

میترسم من از این کابوس بیداری
از اینکه مرگ من بازم توهم شه
*میترسم روز بعد چشمام باز باشه
تموم حس دنیام باز ترحم شه

میترسم روز بعد چشمام باز باشه
ببینم که هنوز آغوش من سرده
تظاهر واسه اینکه گرمه آغوشم
نمیدونی چقدر دیوونه ام کرده

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,745 | Posted: 24 Jul 2014 13:01




بوی خیانت


حسودی نکردم تورو دیدمت
کنار کسی که هنوز خامته
تظاهر نکن حرف راست میزنی
نگو این تظاهر از اعماق احساسته

چقدر عطر عوض میکنی لعنتی
من عادت نکردم به این عطر خاص
که بوی خیانت بهش رو زده
ولی دل سپردن به تو اشتباس

خیالای بیخود نیاد تو سرت
از اینکه به تنهایی عادت کنم
من انقدر عقب بودم از زندگی
که اصلا به فکرم نیومد خیانت کنم

تلاشت واسم پوچو بیهوده شد
به پایان رسید دوره ی بودنت
نگاه کن تو آینه به روی خودت
که اینبار هوس شد لباس تنت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,746 | Posted: 24 Jul 2014 13:02




سایه


سایه ام سنگینه رو سرت میدونم
تا نرفتی برگرد من به تو مدیونم
رنگ تردیدم من رنگ مرگو اجبار
تو منو نشناختی با هجوم انکار

توو شب تاریکم تو چه حالی داشتی
تو تظاهر کردی که منو نشناختی
جای من کمرنگ شد تو تحمل کردی
من به تو محتاجم چی میشه برگردی

من که سربار بودم سایمم (سایه ام) سنگینه
ظاهرا بعد از این انتظارت اینه
که تورو نشناسم بی تفاوت رد شم
مدعی نباشمو سر راهت سد شم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,747 | Posted: 24 Jul 2014 13:04




لحظه ها


لحظه هایم را برایم شاد ساخت
آنکسی که از وجودم ترد بود
بی رمق در گوشه ای از قلب من
از هوای بی کسیم دلسرد بود

در تموم روز من نقاش بود
رنگ شادی روی این دفتر کشید
(صادق) و (معصوم) در این لحظه ها
مثل من طعم همین حسو چشید

بردباری در وجودش رخنه کرد
با محبت مثل یک پروانه بود
در فضایی دور از این دنیای من
روز و شب با حس من همخانه بود

نوبت احساس این پروانه هاست
نوبت حرفایی از جنس( سکوت )
از نگاهش میشه این حسو شناخت
ساده و صافه نشسته رو به روت

مهربون مثل نگاه آینه اس
تو تموم دفترم استاد بود
با وجود خانه ای از جنس (ما)
بی کسی از چشم من افتاد زود

رنگ دنیاهام یهو تغییر کرد
فکر من از این وجود دلشاده
من به این ایمان رسیدم که هنوز
این محبت تو زمین آزاده

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,748 | Posted: 24 Jul 2014 13:08




پشت بوم...


شبایی که از زندگی خسته ام
میشینم یه گوشه از این پشت بوم
دوباره شکایت دوباره گله
از این آسمونو از این بخت شوم
نمیفهمه هیچکس حال منو
میگن زندگی ها مثل نوبته
خدا نوبت من درست کی میشه
رو دوشم فقط کینه و تهمته

یه عمر هیچ چیز نگفتم فقط
سکوت کردم از این دل بی قرار
حالا عقده ها تو دلم جون گرفت
واسه کینه هامون تو جایی نزار
خدایا تو باید جوابم کنی
از این امتحانی که محوش شدم
جوابه تمومه سکوتای من
همینه گناهش به پای خودم

نمیفهمه هیچکس تو این پشت بوم
چقدر گریه کردم و اما کسی
نپرسید که من از چی دلسرد شدم
چرا واژه هام غرقه توو بی کسی
نمیدونه هیچکس فقط سهم من
نگاها ی سنگین و یک خلوته
باید فکر یک جای خاکی بشم
خداهم واسه دیدن آرزوم دعوته

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,749 | Posted: 24 Jul 2014 13:10




جنون.....


تا کی نیمه شب گوشه ی بالشو
به دندون بگیرم برای جنون
کسی نشنوه بغضو این هق هقو
ولی گریه پیداس از احساس هر جفتمون

تا کی عقده هامو برات بشمارم
یه روزی میشه نوبت گریه هام
من آروم نمیشم اگه این جنون
تو جونت نیوفته واسه انتقام

تو حس غریبی که از باورم
تونستی نبودت رو هاشا کنی
تو تنها کسی بودی که تا الان
موفق شدی گریه هامو تماشا کنی

داری رد میشی بی تفاوت ازم
خیالی ندارم اگه گم بشم
برات عادی مثل همه آدما
غریبه مثل کل مردم بشم

تو تنها یه گوشه از این عقده ای
من از کل دنیا دلم خون شد
از اون وقتی که دل شکستن درست
برای همه مثل آب خوردن آسون شد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,750 | Posted: 24 Jul 2014 13:12




معلق


نمیخوای ببینی تو این حس و حال
چقدر بی تو من سخت نفس میکشم
نه میخوام بمونی تو این سرنوشت
نه از عاشقی پامو پس میکشم
فقط سایه ی وحشت یک شبی
که حالا نگاهت تو چشم منه
میترسم از این حال وابستگی
که امشب نگاهت با من دشمنه
ببین مثل یک موج دلبستگی
منو داری سمت خودت میکشی
معلق شدم بین این حس و حال
یه روزی به این حال من میرسی
به این حالی که از زمونه برید
همه باورش رو میخواد گم کنه
یا فریاد بغض نگاه تورو
بخواد مرحم زخم مردم کنه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 175 از 235:  « پیشین  1  ...  174  175  176  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites