تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 179 از 235:  « پیشین  1  ...  178  179  180  ...  234  235  پسین »  
#1,781 | Posted: 24 Jul 2014 20:56




چرا تو چشات غمه


چی شده خوشگل من
چرا تو چشات غمه
چرا آسمون تو
پرابر ماتمه

چی شده عزیز دل
بگو ،طاقت ندارم
تو رو اینجور ببینم
تو رو تنهات بذارم

این چه حال و روزیه
اونکه میسوزه منم
تو که گریه می کنی
آب میشه جون و تنم

تو همه وجودمی
وصله به جونم نگات
با تو آروم می گیرم
دل فقط تورو می خواد

آخه از چی دلخوری
بگو نازنین من
همه دنیای منی
با گلایه حرف نزن

همه دنیام مال تو
همه دنیامو بگیر
اما باز برام بخند
تو بخند ،بگو بمیر

می میرم برای تو
واسه خنده های تو
لحظه لحظه امشبو
دم به دم برای تو

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,782 | Posted: 24 Jul 2014 20:58




اگه یه پرنده بودم


اگه یه پرنده بودم
اگه زخمی،اگه خسته
ناامید نمی شدم ،چون
خدا اون بالا نشسته

میدونه امشب توسرما
نمیشه دووم بیارم
میدونه بی آب و دونم
میدونه شکسته بالم

میدونه هیچ کسو هیچ جا
توی این دنیا ندارم
میدونه بی آشیونم
میدونه که بی قرارم

ته یه کوچه ی بن بس
قاطیه برگای زردم
هیشکی جز خدا ندیده
غرق خونم ،پردردم

یه صدای پای خسته
داره رد میشه ازینجا
دل خستم آرزوشه
ببینه منو تو برگا

داره نزدیک میشه کم کم
داره می رسه به بن بس
چی می خواد این ته کوچه؟
نمیبینه مگه بستس؟!!

میاد و جاروشو آروم
روی برگا می کشونه
منو می بینه و دستاش
میشه واسم آشیونه

می بره منو ازین جا
بال زخمیمو می بنده
خدا توی آسمونا
دوباره بهم می خنده

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,783 | Posted: 24 Jul 2014 20:59




هممون هم خونه ایم


خشت خشت خونمون، اون دوردست
هنوزم به یادمه ،به یادت هست
خونه ای که پدرم با عشق ساخت
با هجوم وحشی طوفان شکست

خونه روی سرمون آوار شد
ناله های من و تو تکرار شد
خونمون خرابه شد ،بی نور و عشق
مث خورشیدی که کم کم تار شد

ناگهان دیدیم که دستامون جداس
آرزوهامون فقط تو قصه هاس
نه دیگه ،لبخند معنی نداره
وقتی بار غم روی شونه ماس

دوردور از یاد روزای قشنگ
قلبامون تاریک شد ،تاریک و سنگ
یادمون رفت هممون هم خونه ایم
هی شنیدیم پشت هم ناقوس جنگ

یادمون رفت دور باشیم از ستم
نذاریم دنیا بشه ،دنیای غم
یادمون رفت با خدا همخونه شیم
روزگاری که نبودیم پیش هم

یادمون رفت که چقد مهربونیم
یادمون رفت عاشق هم بمونیم
یادمون رفت دلای همدیگه رو
نشکنیم ،نسوزونیم ،نسوزونیم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,784 | Posted: 24 Jul 2014 21:04




هیچی باقی نیس


داری میری و دلم دیوونه وار
به تو و عشق تو وابسته شده
هیچی باقی نیس ازین شکسته دل
همه درها به روم بسته شده

هیچی باقی نیس ازون روزای خوب
جزیه دنیا خاطرات غمزده
جزهمین قلب خراب و عاشقم
که خدا واسش غمو رقم زده

هیچی نیس جزیادروی ماه تو
هیچی نیس جزدل تنگ عاشقم
همه ثانیه ها به یادتم
تویی توی تک تک دقایقم

هرطرف،هرجا که چش وا میکنم
روی ماه تورواونجا می بینم
دارم از نبودت آتیش می گیرم
تابه صب کنار عکسات می شینم

نمی تونم بی تو طاقت بیارم
آخ چقد عزیزمن دوست دارم
مث جون توی همه وجودمی
می دونی طاقت دوری ندارم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,785 | Posted: 24 Jul 2014 21:06




بی خیال


بی خیال، اگه که چشماش
هرشب از عشق تو خیسه
بی خیال ،اگه می بینی
عشقت از تو می نویسه


بی خیال اگه که تنها
پشت پنجره نشسته
بی خیال اگه دلش رو
به دل سرد تو بسته


بی خیاله قلب پاکش
که داره برات می میره
بی خیال اگه هنوزم
سراغ تو رو می گیره


بی خیاله دل تنگش
بی خیاله آرزوهاش
بی خیاله اون کسی شو
که تویی تموم دنیاش


بی خیال باش و نگاتو
بگیر از نگاه خستش
بذار از نفس بیفته
دل داغون و شکستش


بی خیالی خوبه، سر کن
با همین حالی که داری
بهتره نیای ،نبینی
چی داری سرش میاری


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,786 | Posted: 27 Jul 2014 21:24




پشت شیشه


حسی که من دارم به تو
شبیه احساس غمه
شادی وجود نداره چون
دوری ازم یه عالمه

عطرتنت بعضی شبا
تو کوچه پرسه می زنه
دیوونه کرده این دلو
نزدیک پرپر شدنه

اون سمت کوچه روبروم
نشستی رو به سمت باد
موهای رقصون سیات
چقد به صورتت میاد

وقتی به غنچه های یاس
آهسته لبخند می زنی
انگار داری قلب منو
از توی سینه می کنی

پامیشی و یواش یواش
دورمیشی از نگاه من
یکی صدات میکنه باز
میگه که اون درو ببند



می ری و پشت شیشه ها
یه سایه میاد روبرت
تو رو به آغوش میکشه
تو هم میشی غرق سکوت

هیچی نمی مونه ازم
مرگو هزار بار چشیدم
چی می شد اون صحنه رو من
هیچ وقت به چشم نمی دیدم

دنیامو ویرون میکنه
اون سایه که کنارته
لحظه به لحظه خون میشه
دلی که بی قرارته

هر نفسی که می کشم
به عشق با تو بودنه
این نفسای آخره
دلم داره جون می کنه


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,787 | Posted: 27 Jul 2014 21:25




فکرتو آزرده نکن


باور کن از ته دلم
خوشحالم از خوشبختیات
من شادم از شادی تو
دوست دارم خیلی زیاد

بخند و یاد من نباش
من از تو دلگیرنمیشم
من توو خیالم با توام
از دیدنت سیر نمیشم

فکرتو آزرده نکن
از این که تنها می مونم
یاد تو همدمم میشه
وقتی که خیلی داغونم

بعد تو توو ترانه هام
عطر تنت جون میگیره
بانوی شعرمی هنوز
دل با تو آروم میگیره

همه غروبا خونمون
هواتو میکنه گلم
عکستو می بوسم و باز
موتو نوازش میکنم

به یاد تو هنوز برات
گلای مریم میخرم
مریما چش به راهتن
هر جا اونا رو می برم

سنگین میشه بعضی شبا
هر نفسی که میکشم
تو حتما آروم خوابیدی
منم دارم آروم میشم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,788 | Posted: 27 Jul 2014 21:26




کابوس


فقط چشمامو می بندم
شاید این لحظه کابوسه
همینکه میگی احساست
کنارم داره می پوسه

همینکه قلب پردردی
ازین همخونگی داری
همینکه میگی از عشقم
تو خیلی وقته بیزاری

همینکه دادو فریادت
رو احساسم شده آوار
همینکه میگی ترکم کن
دس از آزار من بردار

همین لحظه که چشماتو
بدون عشق می بینم
آره خنجرحرفاتم
داره می شینه تو سینم

داره قلبم میشه ویرون
ازین حسی که بت دارم
نه میشه بگذرم ازتو
نه میشه ندی آزارم

همه دنیامو بت دادم
همه احساس پاکم رو
چه جور آخه دلت اومد
بریزی اشک چشمامو

چه جور تا مرز ویرونی
منو بردی با بی رحمی
من اون رویای شیرینم
که روزی آرزو کردی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,789 | Posted: 27 Jul 2014 21:30




عاشق تا همیشه


می خوام عاشقت بمونم
آره عاشق، تا همیشه
یه نفس با تو یه عمره
هیچی این نفس نمیشه

همه دنیام ،میشه چشمات
وقتی خیرس ،به نگاهم
قلبم انگار ، مال من نیس
تورو می خواد،تورو ماهم

هیچی جز تو ،نمی بینم
تورو میخوام ،نازنینم
کاش می شد با تو بمونم
کاش کنار تو بشینم

توو تموم لحظه هامی
نمیشه یه لحظه بی تو
داره گر می گیره جونم
وقتی توو فکر منی تو

همه ی وجودم آروم
داره لبریز تو میشه
هیچی جز تو خواستنی نیس
تو رو می خوام ،تا همیشه

بذار این خیال شیرین
تا ابد برام بمونه
که تو یارمی عزیزم
تو کنارم عاشقونه

میدی دستاتو به دستام
جون میگیره باز نفسهام
آخ که از عطرتن تو
پرمیشه تموم دنیام

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,790 | Posted: 27 Jul 2014 21:31




تاتو سبز بشی


مث خورشید به تنت تابیدم
همه دنیامو بهت بخشیدم
تا تو جون بگیری توی دل دشت
نم نم عشق شدم،باریدم

همه گرمای وجودم مال تو
شد و سرما تو تنم جوونه زد
نه دیگه نگاهت عاشقونه بود
نه دیگه گرم می شد اون دستای سرد

هیچی باقی نیس ازم ،بدم به تو
که یه کم دیگه کنارم بمونی
داری می ری ،داری دور میشی ازم
من تموم شدم،تو اینو می دونی

زیرسایه قد و قامت تو
چند تا تیکه پاره مونده ا زدلم
خیلی باقی نیس ازین شکسته دل
عزیزم، همین روزا مسافرم

من می رم، اما تو یادت نمیاد
یکی از تموم زندگیش گذشت
تا تو جون بگیری و سبز بشی
تن سپرد به خشکی و غربت دشت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 179 از 235:  « پیشین  1  ...  178  179  180  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites