تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 189 از 235:  « پیشین  1  ...  188  189  190  ...  234  235  پسین »  
#1,881 | Posted: 5 Aug 2014 17:04




منم میام


می سوزم از جوش تبم ، به من نگو حالم بــــده
تو شادی هات دلم ولی ، از عشقِ تو زنده شده
***
قربون اون مست نگات ، قربون اون ناز چشات
می بازم از رنگِ لبات ، دلم فدات دلم فدات
***
نگو می میرم بی وفا ، آتیش زدی تو خونه ام
بغضم گرفته ای خدا ، از این خبر دیونه ام
***
راستش بگو دردت کجا ، شهرت کجا ای ناخدام
دریایی بین ما شدی ، از قطره هام از گریه هام
***
غمگینم و به یادتم ، تو باورت نمی شــــــــــود
زندونی کردی قلبِ من ، دنبالِ تو دل می دود
***
بی تو نمی مونم دیگه ، همراهتم میرم سفر
تصمیم ِ آخرم همین ، من و ببر من و ببر

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,882 | Posted: 5 Aug 2014 19:08




بی وداع


خسته نشسته سالها غمگــین
همچو قناری در قفس وا کرد
زندونی بوده تهمتش سنگین
با زورِ بازو لوله ها تا کـرد
***
شکسته بالم در مسیرِ بـــــاز
در رفت و سوزش به دلم می زد
بدون پر در آسمون پـــرواز
دور شد و با طعنه می خنـدد
***
با تو دلم غریبه شد انگـــار
آخه چرا بی پرده می گفتی
تا تو نباشی قلبِ من بیمــار
تو بی وداع از دلم در رفتی
***
به خاطرم لحظه شماری کن
دور بزن حریم تنهایــی
منتظرت هستم و یاری کن
تو چون نسیمِ موجِ دریایی
***
می ترسم از رعدِ دلت امــروز
محرم رازم سال ها بـــودی
خودم می دونم این دلم پـیروز
حدس می زنم شکستی ، نابودی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,883 | Posted: 5 Aug 2014 19:08




نمی خوامت


نمی خوامت برو دیگه ، چرا حرفم نمی فهمی
زبونم قاصر از گفتن ، شدی واسم تو بد طعمی
***
نمی خوامت دلت سنگِ ، برو دست از سرم بردار
با این هذیان هر روزت ، از این زارت شدم بیمار
***
با این فریادِ بی حاصل ، تعجّب می کنم هستی
چرا خسته نمی شی تو ، یه ضبطی تو دلت بستی
***
تو می سازی و می سوزی ، فقط حرفِ دلت حرفِ
ببین بازارِ الفاظت ، برام هر گز نمی صرفه
***
خدا رو می پرستی یا ، یه بت زیرِ قدم داری
نمازت خو نمایی هست ، تو می دونی گنه کاری
***
برو ازقلبِ من بیرون ، یه عبرت می شود رفتن
اشاره کرده ابرو هام ، دل و جونم بهت گفتن

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,884 | Posted: 5 Aug 2014 19:09




بازارِ صحرا


تو این شهرِ پر از آشوب ، نمی مونم دلم تنگِ
برو از قلبِ من بیرون ، نمی خوامت دلت سنگِ
***
نه تو لیلا نه من مجنون ، همش در عشقِ درگیری
دلت درمون نشد انگار ، بگو از زندگی سیری
***
شبا می لرزی از سرما ، روزا سرگرمِ آوازت
تو اشکات غرق شد چشمام ، همش می جنگی با سازت
***
تو می سوزی ترو خشکم ، دلت آتش فشان گردید
چو اشکِ شمعِ شب خوابم ، مذابت بر تنم بارید
***
نه تسلیمم نه دلبسته ، شکستم اون غرور از شر
تو گوشم پنبه جا دادم ، از این فریادِ درد آور
***
تو دل این حسِ تنهایی ، برام آهسته می خونه
دلم بازار صحرا شد ، ولی قلبت پشیمونه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,885 | Posted: 5 Aug 2014 19:12




گل صحرایی


دلم می خواد از این دنیا ، بمیرم تا دلم پاکِ
بریدم خاطراتم رفت ، به زیرِ تله ی خاکِ
***
تک و تنها دلم بی تو ، تو گورستان شدم مهجور
کتابِ عشقِ دیروزم ، کفن پوشیده شد در گور
***
کنارِ صخره های سخت ، یه گل صحرایی روییده
او تنها سر پناهِ من ، به بی مهری دلت چیده
***
چرا ساییدی برگش رو ، چرا هرسم در آوردی
آخه من دورم از دنیات ، حسودت شد تو نامردی
***
اگه صد ساله عمرت شد ، شرابِ مرگ می نوشی
تو دریا آسمون هر جا ، لباسِ کوچ می پوشی
***
ببین یک ذره خندیدن ، یه عبرت واسه دیدارت
اگر دیر اومدی بازم ، همین دل میشه غمخوارت

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,886 | Posted: 5 Aug 2014 19:13




دردِ تریاک


بکش اون دودِ تریاکت ، بمیر از دستِ تنهایی
تو شهر و کوچه و بازار ، بمون از چهره پیدایی
***
چراغِ خونه خاموشِ ، بیا دست از سرش بردار
یه شمعی واسه خندیدن ، به دستِ مادرت بسپار
***
تو خود خواهی تو بدبینی ، تو بد قولی تو بی دینی
چه بی رحمی ازاین کارت ، زغال و لوله می چینی
***
خودت خسته دلت مرده ،و خویشان زنده پندارند
همش غمخوارن از دنیات ، ازاین بودن چقد زارند
***
پدر می لرزه از سرما ، و مادر جون خطر کرده
دلش در فکر بدبختی ، به کویت چون سفر کرده
***
برادر لحظه ی شادی ، فراموش کرده انگاری
نمی خواد نام تو باشد ، به روی قاب دیواری
***
چشای خواهرت اشکِ ، از اون روزی که تو رفتی
سیاده کردی دل نازش ، به دودِ روغن و نفتی
***
همه دورند از این ماتم ، از این نام و نشونِ زشت
فنا کردی یه دنیا عشق ، به ویرانی کشیدی خشت
***
نه همسر داری از دنیا ، نه فرزندی نه دلبندی
تو معتادی تو فریادی ، شدی در زندگی دردی
***
بخند از سرنوشتت باز ، تو گور لوله تریاکت
کدوم نشعه تو رو بوسید ، بخند از زیور چاکت
***
اراده کن بیا تو دل ، و صبر آویزه ی گوشت
تمنا می کنم برگرد ، همین فرصت در آغوشت
***
اگه موندی گدایی رو ، مسیرت مرگ و بیماری
بکن جامه ی مردی رو ، بپوش اون ذلّت و خواری

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,887 | Posted: 5 Aug 2014 19:14 | Edited By: nazi220




غریب


غریبم من تو شهرِ تو ، چرا حرفای تو تنـــدِ
رسوبِ خاطراتِ تو ، هنوز رو قلبِ من مونده
***
نمی خوام با تو برگردم ، دلم شورمی زنه انگار
خیانت در لبای تو ، نشونی می دهد هر بار
***
از اون دریای آزارت ، هنوزم دلم پر خونه
نمی گردم تو آغوشت ، نمیشه برو دیوونه
***
قسم خوردم به آیینم ، به شب بیداری و سوزم
نمی بینم تو را هر گز ، اگه دیدم سیه روزم
***
برو آتیش زدی خرمن ، دیگه عزّت نمی مونه
تو صندوقِ دلت پر کن ، از این حرفا فراوونه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,888 | Posted: 5 Aug 2014 19:15




نرو امشب


کنار من بمون امشب ، دلم بی تو پریشــونِ
یه لحظه پیشِ قلبم باش ، نرو از غصّه داغونِ
***
همش فریادِ بدبختی ، همش بیداد، همش غمگـین
همش در فکر فردایم ، یه دردی واسه من سنگین
***
دلم شور می زنه امّا ، نمای خونه می ریــزه
فنا می شی ولی بازم ، به یادت دل سحر خیزه
***
مسیر بی هدف رفتی ، نشستی مرزِ خود خواهی
پشیمونی از این دوری ، اسیرِ مرگ و گمراهی
***
چرا طبل لبم امروز ، صداش آهسته می خونــه
سه تا بخیه براش کم هست ، تو دل زخمش فراوونه
***
تو دریایت دلم غرقِ ، نمی خوام زنده می مونم
بدونِ تو دلم تنگِ ، تو موجت مست و داغونـم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,889 | Posted: 5 Aug 2014 19:16




صدای رود


مثل دیوونه حکایت می کنـی
از جدایی هات شکایت می کنی
با غریبه فاش کردی غصّه هات
از دلِ زخمت حمایت می کنی
***
می دونم عذاب وجدان می گیری
می دونم تو قاب عکست اسیری
آخه این همون صدای آشناست
غرق اشک سیل چشمات می میری
***
هر چه می پرسم دلت سنگِ هنوز
تو خوشی هام با حسودی هات نسوز
آخه من فرزند پاک این دیار
پارگی های دلم بی غم بدوز
***
می دونم گم گشتی در جام شراب
می دونم دریای عشقت چون سراب
وعده هات آژیر بی وفایی زد
بسه دیگه روی محرابم نخواب
***
من شنیدم مهربون صدای رود
سوختم با آه عشقت خیلی زود
همه جا پوشیده شد خاکسترم
تار شد روح و روانم کس نبود
***
می دونم تنهایی حق عاشقان
می دونم وفا نبود در این جهان
با صداقت کاشتم باغِ صفا
غم ، خیانت، چیده ام از دلبران

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#1,890 | Posted: 5 Aug 2014 19:16




برو آهسته می میری


تورفتی دیگه از شهرم ، شب و روزم پریشونم
هوای خونه دلگیره ، تو این خونه نمی مونم
***
یه صحنه تو دلم مونده ، یه عکست روی دیوارِ
شبا اصلا نمی خوابم ، دلم تا سحر بیدارِ
***
خودت گفتی پشیمونم ، خوشی بی تو سفر کرده
سعادت دور شد انگار، به قلبم بر نمی گرده
***
بمون در غصه تنهایی ، با این اشکای بارونی
تگرگ از مشکلت بارید ، خطر پشتت نمی دونی؟
***
بگو جونم دلت تنگِ، غرورت مست و بی رنگِ
اسیرم شد کلام تو ، نمی دونم دلت سنگِ
***
برو آهسته می میری ، تو این سیلابِ دلگیری
منم گفتم وفا دارم ، خودت از زندگی سیری

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 189 از 235:  « پیشین  1  ...  188  189  190  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites