تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 38 از 235:  « پیشین  1  ...  37  38  39  ...  234  235  پسین »  
#371 | Posted: 19 Jan 2014 08:51




ترانه سرا


ایمان جمشیدپور


بیو گرافی


متولد و ساکن استان بوشهراز 16 سالگی ترانه سرایی می کند.و عضو انجمن شعر فایز دشتی می باشد . بیشتر قالبهای شعری رو کار کرد ولی علاقه خاصی به قالب ترانه دارد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#372 | Posted: 19 Jan 2014 08:53




اهل دریا


مو(۱) از شرجی و گرما پا گرفتـُم
مو احساسم رو از دریا گرفتـُم
میشه از واژه هام خـُرما بچینی
مو این میراثو از نخلا گرفتـُم

مو همبازیم – شن و موج و صدف ، عشق
غروب ، ساحل ، صدای موج و کف ، عشق
مو از دریام و دریا از مو دریان(۲)
خلیج فارس سی(۳) مو یعنی شرف ، عشق

رفیقم تور ِ و خورشید و قایق
دلـُم بی انتهان ، دشت شقایق
مو خونه م لِنجه(۴)، از توفان نترسم
سِرُم بالان ، مث نخلای عاشق

اگه روم(۵) سبزه و تاریک و تاره
دلـُم برفی به رنگ شوره زاره
مو دستام زبر و صافه ، ها(۶) ! کویره
غرور و غیرتم رو کوه داره

تـُو سفره م – ماهی و خـُرمایه(۷) و نون
حصیره(۸) فرش ِ مو – شکر ِ خدامون
ترانه م شَروه ی(۹) مفتون(۱۰) و فایز(۱۱)
صدام سوز دل انگیز ِ « نِی انبون »(۱۲)

دلـُم شاعرترین مجنون ِ دنیان
عروسم لیلی ِ – بانوی دریان
اصیله ؛ قانعه ؛ جفته ؛ عزیزه ،
هنرمنده ؛ نجیبه ؛ پاک و زیبان

دل ِ مرد جنوب ، وقتی اسیره
حتی دریا رو – رُو دوشش می گیره !
دلش سی دشمنا سختیه صخره س
تـُوی راه رفاقت از حریره

مو اهل سنج و دمامم(۱۳) که خوبم !
مو تنها شاهد اوج غروبم
مو جونـُم خاکمه ، ایران ِ عشقم
مو مرد آریایی ِ جنوبم


توضیحات

توضیحات :
۱٫ مو (Mo) : من – ۲٫ دریان : دریاست (ا ن به معنی است به کار می رود) – ۳٫ سی (Si) : برای – ۴٫ لِنج : به کشتی های کوچک ماهیگیری می گویند.که آن برای سفرهای دریایی نیز استفاده می شود. – ۵٫ روم : روی من ، چهره ام – ۶٫ ها : بله ، آری. در اینجا یک نوع تاکید است. – ۷٫ خرمایه : به معنی خرما است.(البته این نوع استفاده از «یه» در زبان بوشهری اصلا رایج نیس.من مجبور به استفاده از این کلمه شدم) – ۸٫ حصیر : زیر اندازی است که از برگ درخت نخل درست می کنند.به برگ درخت نخل در زبان محلی « پیش» گفته می شود که علاوه بر حصیر از آن ، کلاه ، نمد ، زنبیل ، جارو و غیره نیز ساخته می شود. ۹٫ شَروه : آوازی سوزناک و دلنشین که در میان مردان و زنان بوشهری بسیار رایج و محبوب است.اشعار این آواز غالباً دوبیتی است.از بزرگترین شروه خوانان می توان به مرحوم جهانبخش کردی زاده (ملقب به بخشو ) و پولاد اسماعیلی که هم اکنون بیمار هستند ، اشاره کرد. – ۱۰٫ مفتون : مرحوم سید بهمنیار حسنی ملقب به مفتون از دوبیتی سرایان مشهور جنوبی (منطقه دشتی استان بوشهر) است که اشعاری بسیار دلنشین دارد و از اشعار او در خواندن شروه استفاده می شود. – ۱۱٫ فایز : محمد علی متخلص به فایز دشتی به سال ۱۲۵۰ هجری قمری در کُردوان (روستایی در منطقه دشتی قدیم) متولد گردید .وی بدون تردید بزرگترین دوبیتی سرای ایران است که اشعار او بسیار عاشقانه ، عارفانه ، بی نظیر و دلنشین است.در مورد او و عشقی که به یک پری داشت افسانه ها نقل شده.او زاده ی دشتی است و به اشتباه او را فایز دشتستانی می خوانند در حالیکه ایشان هرگز در دشتستان سکونت نداشته اند. – ۱۲٫ نی انبان : یا نی انبون سازی محلی و بومی جنوب است که از نی و پوست بز یا گوسفند درست می شود.این ساز نوع بادی است و صدایی بسیار دلنشین و گاهاً سوزناک دارد ولی با این وجود بیشتر در مراسم های شادی از آن استفاده می شد. – ۱۳٫ سنج و دمام : از دیگر آلات موسیقی جنوب است که صدایی تند دارد و بیشتر برای مراسمات دسته ها و هیئت های عزاداری مخصوصا در ماه محرم مورد استفاده قرار می گیرد.

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#373 | Posted: 19 Jan 2014 08:53




معتاد


نئشـــــه ام ترانه میـــخام ، واسه ی نو شدن از نو
خودمـــــو بایــــد بســـــازم ، واژه واژه بازم از تو

بســـــاط چشـــــاتو جـــــور کن ، خمار حس نگاتم
بریـــــدم از همـــــه چیزم ، مــــن که معـتاد چشاتم

اولیــــن بار این تـــو بودی که یه نخ دلبستگی رو
دادی دستم گفتی دود کن ، گفتی حس کن زندگی رو

منـــو با دود و دم عشــق به خــودت تو کردی پابند
اخم کنــــی می بینی مُـــردم ، مــن ِ تزریقی ِ لبــخند

بذا دیگـــرون بگن دل – بِت نــدم رفیــــق ناباب !
تو واسم رویا رسونی ، توی بیداری – توی خواب

تو یه محــــــموله وفــــا که پُـــره از جنــــــس محبت
داری و نگــــــه مــــــی داری تُو یه قلب با سخـاوت

سرنوشــت من چی میشه ، اگه تـــــــو بِم نرسونی ؟
اگه طـــــاقتت تموم شه – یا اگه منــــــو برونـــــی؟!

دوباره مـــــــنو بســــاز که ریشـه بسته درد به جونم
مــــنو ترک میــــدن ولی من ، بی تو زنده نمـی مونم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#374 | Posted: 19 Jan 2014 08:54




بابا


ای رفیق باد و بارون ، مونس شرجی و سرما
تا تو هستی ، عاشقی هست ؛ روشنه چراغِ اینجا

رو نکرده غصّه هاشو ، اون نگاه پُرِ مهرت
منو بسپار به حریر ِ دستای بی خط و زبرت

ریشه بسته تُو صبوری ، تنِ خسته ت ، دلِ مجروت
حتّی شلاق حوادث ، خم نیاورده به ابروت

پینه ی دستاتو کاشکی بشه با بوسه بدوزم
طرح لبخند قشنگت ، رنگ عشقمه هنوزم

من پرنده ی تو بودم ، من پرنده ی تو هستم
من غرور زندگیمو ، به غرورت گره بستم

تُو کتابا خونده بودم : بابا آب داد – بابا نون داد
ولی بابا به پرنده ش رسم پروازو نشون داد

بابا یک تنه حریفِ همه ی غمای دنیاست
الهی نشکنه قلبش ، آخه این قلب یه باباست

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#375 | Posted: 19 Jan 2014 08:55




جادو


اوج بارون تویـــی و رنگین کمون،از تبسّـــــم تو آفـــــتابی میــــــشه
خورشید از سمـــت نگات بالا میاد،آسمـــــون با دیدنــــت آبی میــشه

مـوج گیــــسوی تو جــــادوییه که،بلــــــــــده نسیـــــمو دربـه در کـنه
اومــــــده قاصـــــدکــــا رو بـــبره ،زمــــین و آسمـــــونو خــــبر کـنه

ارتــــش اون مــــژه هــــای ناز تو،میتـــونه یک شــــبه کــــودتا کـنه
راز چشمــات اینه که پلــک زدنـت،میتـــونه فصـــلا رو جابــه جا کنه

وقتـــی روبرو میشـــی با آینــه ها،همشــون از هیجـان سنگــی میشن
گــونه هات حـریر سرخ که تن کنه،گـُـلا یاد میـگیرن و رنگــی میــشن

طـرح خـــــــنده هات مُــــد شکفتنه،واسه آرایـــــش گلهــــای بنفـــــش
گـُلای صـــــورتی محــــشر می کنن،کنج موهــای تــو ، جــادوگر نقش

صـــدای پــای تو وقتی راه مـــیری،نــُـت مـــــوسیقی بلبـــــلا میــــشه
جـای پاهــای تو رو چشـمای خاک،مســــیر کــوچ پرستـــوهــا میـشه

وقتی بیرون باشـــی آفتابگـردونـا،یه سره خورشیدو لعــنت می کـنن
فـک کــنم پروانه ها پیــدات کــنن،مـث دیـوونه هـا دوره ت می کـنن

رقص لب های تو حرف که مـیزنی،ورد ِ زنـــــده بودنـــــه برای مـــن
از تموم واژه هات رنگ مـی چـکه،رو ســــر و روی تـرانه های مـــن

خـــــدا وقـــــتی قلمــــــوی پایـیزو،برداره تـــو رو تجـــسّـــم مـی کنه
ننه ســـرما واســـــه ی بهار شدن،توی عطــــر تو تـَیـَمــــُم می کــنه

از چشـات شـب آفریدن عشـق مـن،تا ســــــتاره ها رو ســـر پناه بـدن
رنگ صورت تو رو قرض می کنن،تا یه ذره روشـــنی به مـــاه بـــدن

تب دســـتات گــرمــــیه زنــدگـــیه،ســـر ِ انگشــــتای تو ابریشـــــمه
زمین و زمون به هم میریزه شـب،وقـــتی که پلـــکای تو روی همــه

شبا که خـوابی ، میری به آسمـون،تا معلـّـــم فــــرشـته هـــا بشـــــی
دل ِ تــو المـــــاس نــاب پاکــــــیه،بایــــدم قبلـــــه ی پیچکا بشـــــی

اوج خلـــــقت خــــــدا میشــی گلم،ســــر ســــجاده که باشـی نازنین
خــــدا هم گاهی که دلتنـگت میشه،واســــه دیدنت خودش میاد زمین

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#376 | Posted: 19 Jan 2014 08:57




حسرت بارون


رو به این کوچه نشستم ، زیر سایبون ابرا
جشن دلتنگی گرفتم ، توی این قاب تماشا

داد و بیداد درختا ... رقص مستونه ی باد و ...
یه ستون غبار وحشی ، چشامو بسته میخاد و ...

چشای وصله به ابرو لج و لجبازی ِ بارون
تَرَکا خیمه زدن تُو حریمِ تشنه ی گلدون

دیگه خورشید نمی باره رو سر و صورت مَردم
باز من و شورش اشک و مُژه های پُر تلاطم

چرا پاییز بانو این بار ، پیش پای ننه سرما
آب و جارویی نکرده ؟! خشک و خاکی مونده اینجا

چی می شد رو در و دیوار ، قطره ها بوسه بکارن
با همون لهجه ی ابری ، زمینو به حرف بیارن

هوس بوی نم و گِل ، جون گرفته تُو نفسهام
حالا که چتری ندارم ، کوچه رو بارونی میخام

گِره ی ابرا رو این بار ، رو به این پنجره وا کن
خدا جون وقتشه دیگه ، محشر بارون به پا کن

******

« باران روزه است ، لب به خاک نمی زند ! »

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#377 | Posted: 19 Jan 2014 08:59




شرط


تــو یه تفریط قشنگی ، اگـــــه افــراط حضــــورم
میدونی که زنده نیستم ، لحظه ای که از تو دورم

تو یه مقـــیاس عجیبی واســــه سنجش تحمّـــــل
منو بــــد به هم می ریزی ، حتی تـــُو اوج تعادل

تو یه منطق غریبی ، خیلی سخـته که ازت گـفت
یه دلـــــیل بی دلیـــــلی که نمیـــــشه نپذیرفــــت

تو یه احــــساس غلیظی که روونــی توی رگهـام
تو بـِهـِم نفس می بخشی ؛ حتی وقتی کـه نمیخام

تو یه مــرموز ظریفی که بهش نمیشه شک کرد
که ازش نمیشه برگشت ، یا حتی بهـش کمک کرد

تو یه مفـــرط محــالی ، وقتی قســمت بشه باشی
نشکن این قسمت محضو ؛نمیخام واسم خدا شی

تو یه مدرک اصیـــلی واســــه اثـــبات وجـــودم
کِی به چشم می اومدم من ، اگه عاشقت نبودم؟؟

میـــشه با شرط خیالت حتی بی تو زندگـــی کرد!
توی آغـــوش سرابم ، میـــشه رفع تشنگی کرد؟

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#378 | Posted: 19 Jan 2014 09:00




وصله ناجور


من به تو نمی رسم ، عشقت سرابه
با تو بودن حتی رویاشم یه خوابه

خواستنی تر از تو نیس ، افسوس و افسوس
تهِ دل دادن به تو ، لمس حبابه

دلامون یکی نشد ، دلم شکسته
نگو این تاوانِ عشقِ بی نقابه

پرسه بسّه توی این سینه ی متروک
گنجی پیدا نمی شه ، تُو این خرابه

اومدی عشقی که دادی پس بگیری؟!
نمی دونستی دلم چه بد حسابه ؟!

ما دو تا وصله ی ناجوریم ، مگه نه ؟!
وقتی با هم بودنامونم عذابه !

دنبال آخر خوش دیگه نگردیم ،
این چیزا دروغای توی کتابه
این چیزا دروغای توی کتابه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#379 | Posted: 19 Jan 2014 09:01




خواب مرگ


یهو قلبم به سوز افتاد ؛ دارم نقش زمین میشم
یه سایه اونطرف پیداست ، نمیدونم کیه پیشم
******

چه بی احساس و تن سردم ، نگام چسبیده به سقفه
چشام تُو یک لباس سرخ ، به ساز ِ اشک می رقصه

نفسهام سخت و بی نظمن ، وجودم لمس و آرومه
به خاک مصلوبم انگاری ، تنم یک عمره محکومه

تو وایسادی توی رویام ، توی اون کنج خاموشی
نشونه رفتی سمت من ، با « هفت تیر » فراموشی !

بوی باروت دلتنگی پیچید تُو ذهن شیداییم
یه پوکه بغض افتاده ، کنار نعش تنهاییم

سرم رو دامن ِ مرگه ؛ ازم چشماتو میگیری
بهت میگم : دوسِت دارم ؛ تو لبخند می زنی ، میری

کجا میری؟بمون پیشم ، بمون با اینکه ترسیدم
صدای زنگ ساعت ؟! من.... دوباره خواب می دیدم ؟!!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#380 | Posted: 19 Jan 2014 09:11




توقع


ســر ِ بود و نـــبود تو ، تــُو رؤیاهـــام هــم جنگه
دلــم از یک طرف خونه ، دلــم از یک طرف تنگه

دلـــم میــــگیره از حالــی که بــی تو دارم از دوری
یه وقتــــایی باید دل کـند ، یه وقتــایی رو مجبوری

نه میخام فکــر من باشی ، نه فکـرت از سرم میره
چرا ویرونی ِ مــن رو ، چشات گردن نمی گیره ؟!

نه میشه باشی ، نه هستی ، نباید هــم جـز این باشه
توقــــع هـــــم ندارم کـــه مــــث تو دیگــــه پیـدا شه

نه مـــیشه بی خیالت شم ، خیالـــــی رو که دزدیدی
شکسته های قلـــبی رو که بُردی داری پـس میدی؟!

نه از یاد بردنـــت سخته ! نه یادت موندن آسونه !!
میــــدونم که بخــامم – نه – دلـــم هرگــــز نمی تونه

هم از دلبستگــــیم شادم ؛ هم از وابستگــیم خسته م
میـــدونم عاشقـــــت هرگـــز ، نباید باشـــم و هستم

بذار با بغــــض و تنهایی بدونت عمـــر من سر شه
به اینم میشه عادت کرد ، از اینم میـشه بدتر شه ؟!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 38 از 235:  « پیشین  1  ...  37  38  39  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites