تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 63 از 235:  « پیشین  1  ...  62  63  64  ...  234  235  پسین »  
#621 | Posted: 6 Feb 2014 18:19




تو بالا ترین حد آرامشی


میخوام کعـــبه باشی تا پروانه شم،تمومِ تنت رو عبادت کنم
خودم رو بگیرم از این زندگی،به آغوشِ امنِ تو عـادت کنم
ببین دل به دریایِ عشقت زدم،یه کاری بکن شاید آروم شم
بشین روبروم وبهم خیـــره شو،تمومِ نگاهت رو سر میکشم
تو ایــن عصرِ بی معــجزه اومدی،منِه کافَــرو باز مومن کنی
تو میتــونی با قــدرتِ یک نگاه،تمومِ محالات و ممکن کنی

منِه گوشه گیرو ملامت نکن،بمیرم بخوام از تو سُستی کـنم
حالا که خودِ من شدی عیب نیست،یه وقتایی ام خودپرستی کنم
منِه زیرو رو کرده رو پس نده،به دنیایِ قبل از تو رو دیدنم
بـــه روزایِ عاقــل نمــا بــودنم،به روزایِ چیــزی نفهـمیدنم

عذابــت رو بیشتـربده این بــلا،واسه حال و روزِ دلم عالیـــه
بـدونِ تو لـبـخندِ رویِ لبم،خــــدا شـــاهــدِ وهــمِ خوشحـــالیه
بزار باورم شه تو این زندگی،تواین دوره یِ تلخِ عاشق کُشی
یکی هست که میشه بهش تکیه کرد،تو بالا ترین حدِ آرامشی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#622 | Posted: 6 Feb 2014 18:21




چه بی مرزی تو زیبایی


تـــو مثـــلِ ماهِ شب گـــردی، نگاهت آسمـونـــــی زمیـن دورِ ســرت میچرخه از بس مهـربونی
تو هر روز صبح خورشیدازرو پیشونیت میتابه تویِ عمقِ چشات هر شب خلیجِ فارس خـــوابه
شبیهِ مـــــاهِ فـــروردین پــراز حســایِ خوبـــــی یا وقتــی غصـه داری دیدنی تــــــر از غروبی
تو آغــوشت مـــثِ روزایِ گــــرمِ زاهــــــــدانِ صــدایِ خنــــده هات زیباترین سازِ جــــهانِ
بـرایِ شـــرحِ حــالِ لحــظه هایی که میخندی تو دسـتِ شاعــرایِ کهنه کـــــارو هم میبندی


صدای بغضِ فرهادی تو یِ یک شب مهتاب عسل بانویِ یغمایی نمیری هیــچ وقت از یـاد
تشنـج هایِ لذت بخشه یک تن وقتِ بوســــه تـو از جنسِ فروغی که با تاریکی در افتاد


تو دنیایی کــه با خـــوبی جوابم رو نمیــــدن تـمـوم خــوبیا پیــشِ وجودت قــــــد کــــشیدن
کنـــارِ من بمون پیشِ تو بهــتر میشه حـــالم با حـالِ تو عوض میشه چهار تا فصل سالم
تــو مینــیاتور ترین نقاشـیِ دستِ خـــــدایی چه بی مرزی تو زیبایی بگو اهلِ کجایی؟؟


روزایی که لبـاســای سفیـــدت رو میپـوشی شبیـــــهِ سرزمینـــایِ پــراز برف شمالی
تو اهــــــلِ هر کجا هستی برای من عزیزی تـــو تصـــویرِ قشنگی از یه رویای محالی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#623 | Posted: 6 Feb 2014 18:23




قصه یِ زندگیمون...


تو قــــصّه یِ زندگیمون ، ما هرکجا کم اُوردیم
تقـصیرِ قسـمت گذاشتیــم ،اسمِ خدا مونو بُـردیم
ازآرزومــون گذشتیـــم ،اززندگی دس کشیــدیم
از دستِ دنیــــا کشیدیم ،رنگِ خوشی رو ندیـدیم
سـاـه به ساقـه شکستیم ، صـدامونم در نیومـد
تو کـنجِ عُزلت نشستــیم ، حوصلمون سر نیوــد

بـا همدیگه بــد شدیمــو ، منتظـرِخوبی مونـدیم
مـزرعمــــون و گـرفـتن ، مترسکِ چوبی مونــدیم
پیشِ کــــلاغایِ بــدبخت ، از لذتِ خونه گفتیم
هرکی ازاین خونه میرفت ، اسمشو دیوونه گفتیم

از پــــیله بیرون بیا و، پروانـگی کن با شعرم
از عقلِ ناقص جــــدا شو، دیوونگــی کن باشعرم
از لایِ سنگـایِ این رود ،تا خودِ دریـــا شنا کن
اگه همه رو به مرگن تو ،زندگی کـــــن با شعرم

تو قــــصّه یِ زندگیمون ، ما هرکـجا کم اُوردیم
تقـصیرِ قسـمت گذاشتیــم ، اسمِ خدا مونو بُـردیم
از خود زنیمـون همیشــه ، جراحتِ تازه داشتیـم
تو باغچه یِ دل،جایِ یاس ، یه مُش،علف هرزه کاشتیم

روجا نمازِ دُعامــون ، گلایِ بابونــه مُــردن
اینجا جهان پهلوونــــا ، بازی رو وارونه بردن
افیونِ غفـــلت گرفتیم ، دنیا با ما بی وفا شد
آدم به آخر رسیـــد و ، شهر، پراز آدم نما شد

از پــــیله بیرون بیا و پروانـگی کن با شعرم
از عقلِ ناقص جــــدا شو دیوونگــی کن باشعرم
از لایِ سنگـایِ این رود تا خودِ دریـــا شنا کن
اگه همه رو به مرگن تو زندگی کـــــن با شعرم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#624 | Posted: 6 Feb 2014 18:25




آخرین راهِ یک پرنسِس...


عاشـق ابرُ بادُ بارونم ،دوس داری هـوای آرومو
بهتره که با عشق حل بکنیم،اختلاف سلیقه هامونو
دوس داری یه مردِایرانی،جایِ ممنون بهت بگه مرسی
دوس داری عوض بشم،میشم؛دوس دارم به خواسته هات برسی
من هنوزم برات میمیرم،بی وفــایی جوابِ این حس نیست
با زبونِ خودت بگم که طلاق،آخرین راهِ یک پِرَنسِس نیست

دوس ندارم با اینکه میخوامت،ارتباطِ لطیفمون قط(ع)شه
ازدواجی که پایه اش احساسِ،مثلِ یک صیــغه ی موقـت شه
دختری که براش میمردم،اینقدر سُست وبی اراده نبود
جای ما رو حریرِ ابرا بود،دادگــاهِ خانواده نبود
حلقه یِ دستِ تو امانت نیست،حلقه تو پس نده نمیگیرم
درکـ کـن شونه هایِ خستم رو،زیر بارِ جدایی میمیرم

دوس دارم بمونی و پیشت،بهترین مــردِ تویِ دنیا شـم
آرزوهایِ ساده ای دارم،دوس دارم یه روز بابا شم
زندگی مثل کوه میمونه،با من از صخره ها بکش بـالا
قول میدم کنارِ من برسی،روزی رو قله های این دنیا

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#625 | Posted: 6 Feb 2014 18:34




کوچــــه ی مه آلود


آخـــرین روز هایِ اسفنده،بـــــــــاز مثلِ همیشه غمگینِه
کوچه ای که سیگار میکشه و،داره کم کم تو دود گم میشه
بهترین عابــرش رو دزدیدن،چش به راهه،به شهر بد بینه
کوچه ای که، تویِ خودش هر شب،باتمـــامِ وجود گم میشه

کــوره راهی که بغض آلودِ،رنگِ مهتــاب رفتــه از یادش
شـــــبِ تاریکو بر نمی تابه،چاره ای نیست وقتی مجبوره
مثلِ بن بست شده ولی بازم ،بوی بارون و خیلی دوس داره
آسمــون و گرفته رو دستاش،قطره قطره با اشک میشوره

* * *

من همون کوچه ی مه آلودم،کوچه،شهری که تورو دزدیده
باید هـــر شب بسوزم از دستِ،خاطـــراتت که مثلِ آتیشه
تو یه دستـــم پیراهنِ آبیت،تو یه دستِ دیگه ام نخِ سیگار
انگار هر شب باید تو این خونه،بویِ عطر و سیگار قاتی شه

اون غـروبُ همـیشه یـادم هست،هرچی سایه ات کِشیده تر میشد
مثــلِ صبــرِ مــن آب میـــرفتی،اون مسیر و چه دیر طــِی کِردی
ایـن زمستون کـه هیچ،من با این،شــونه هایی کـه سخت میلرزن
بــاز میــرم تو خـوابِ تنهایی ام،تــا زمستـونِ دیگـــه برگـردی

خیلــی خیلــی عزیـز بودی وداغِ از دســت دادنت، سخته
لـــحظه لحظه تجسّمت کردن،از رویِ بویِ پیرهنت، سخته
خیلــی خیلــی عزیز بودی وداغِ از دست دادنت، سخته
لحظه لحظه تجسّمت کردن،از رویِ بویِ پیرهنت، سخته


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#626 | Posted: 6 Feb 2014 18:38




غزل ترانه ی من،خیلی دوسِت دارم


تو قــالبِ چشمات،چقدغــزل داری،چه خـوبه لیلایـی،غزل سـرا دارم
با همه احساسم،ترانه میسازم،غزل،ترانه ی من،خیلی دوست دارم
وجــودِ تومثــلِ،تـندیـسِ زیبــایی،کلـکـسیونــی از،تمــومِ خـــوبی ها
تا روزی که زندم،مشغله یِ ذهنم/تو بودی و هستــــی،عاشقیـــــه کارم

دوسِت دارم،بیشتر از این تعابیر
بیـشتـر از ،اغـــراق و اســتعاره
بیــشتر از تشبیه و حُسنِ تعلیل
که هیـــچ کدوم قشنگیتو نداره

چقـد،کـنارِتـــو،قشنگه رقــصِ باد،وقتی که میـرقصه،با باله یِ موهات
اینقد تو رو میخوام/اشاره کن یک آن/دنیا رو میریزم/روسر بدگـــوهات
تنِ جنـوبیه تو،کــوره یِ خورشیدِ،آتیــش گـرفتم تا،منو بغـــــــل کردی
از وقتـی پیــوندِ،مــا رو خدا خونــده،تمــومِ روزامو،ماهِ عســــل کردی
بغل بغل نرگس،تویِ چشات خوابن،عطرِ تنت کشته،گلایِ شب بو رو
کُشتــه نگیر از مـن،با لشکرِ نـازت،بــالا نبر اینجور،کمــونِ ابــــــرو رو

دوست دارم،بیشتر از این تعابیر
بیـشتـر از ،اغـــراق و اســتعاره
بیــشتر از تشبیه و حسنِ تعلیل
که هیـــچ کدوم قشنگیتو نداره


پایان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#627 | Posted: 8 Feb 2014 18:14




ترانه سرا
سامان جاویدان ****بیو گرافی خاصی ندارد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#628 | Posted: 8 Feb 2014 18:16




دیگه عقلم به کارات قد نمیده


خیلی وقته که دیگه عوض شدی
دیگه عقلم به کارات قد نمیده
ما دیگه به اخر خط رسیدیم
دیگه قصمون به اخر رسیده

وقتی که به درد هم نمیخوریم
چرا همدیگه رو هی گول بزنیم
وقتی که قافیه رو باختیم چرا
نباید از هم دیگه دل بکنیم

میگی از رفتن نگو آخه چرا
دیگه موندن پیش هم بی فایدس
ماباید از هم دیگه جدابشیم
ماباید دل بکنیم از این قفس

عمریه داری بهم دروغ میگی
شریکِ دزدی رفیق قافله
داری دست میندازی هرلحظه منو
به خیالت دلم از تو غافله

بین ما چیزی نمونده جز همین
قهرو آشتیا ومعذرت میخوام
خیرهردومونه که جدابشیم
توبری منم سراغت نمیام

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#629 | Posted: 8 Feb 2014 18:26




بذار این قافیه مال توباشه


چقد گفتم نرو بری تمومم
بذار دستام تودستای تو جاشه
حالا که رفتی وازم گذشتی
بذار این قافیه مال تو باشه

یه عمر حرفاتو جدی می گرفتم
منیکه با بدو خوب تو ساختم
یه روز قول شرف دادی نمیری
ولی رفتی وپات دنیامو باختم

دوسه ساله که رفتی و هنوزم
میگم یه روز دوباره برمیگردی
بیا برگردوبا چشمات عزیزم
بگو هنوز فراموشم نکردی

نذار تو بی کسی به هم بریزم
نذار فرداموزیر خاک ببینم
بذار این قصه بازم سربگیره
بیا برگرد نذار به گل بشینم

منو ازمن بگیرمال خودت کن
گل احساسمو بو کن دوباره
بذاراین خونه روشن شه چراغاش
بذار تنهاییام تنهام بذاره

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#630 | Posted: 8 Feb 2014 18:27




بزن استارتو روشن کن


بزن استارتو روشن کن هوا اینجا نفسگیره
نمیدونی که این تنها یه عمر تو این قفس گیره
بزن استارتو روشن کن بریم حالم پریشونه
از این حال و هوا خستم دلم از بی کسی خونه
رفیق حال منو هیچکی تو اینروزا نمیدونه
بریدم از خودم ،چشمام اسیر سیل و بارونه
دلم خونه از این روزا یه عمره که گرفتارم
هنوز مشکی به تن دارم یه عمره که عزادارم
منو هرکی که میبینه میگه طفلی یه دیوونست
نمیدونن که این روزا همه دنیام یه ویروونست
بریم جایی به جز اینجا که جایی واسه من باشه
دل داغون و ویرونم میخواد چندروزی تنهاشه
دل داغون و ویرونم میخواد چندروزی تنهاشه

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 63 از 235:  « پیشین  1  ...  62  63  64  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites