تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Song Writer | ترانه سرا

صفحه  صفحه 91 از 235:  « پیشین  1  ...  90  91  92  ...  234  235  پسین »  
#901 | Posted: 20 Mar 2014 12:45




مسافر


اگه یه روز قلب سفر اسم تو رو صدا کنه
فکر و خیال تو منو به رویا مبتلا کنه

اگه یه روز آرزوهام توو دست باد رها بشه
خونهء عشقمون پر از سکوت و بی صدا بشه

من می مونم با یک دل شکسته و بی همنفس
جون میدم از دلواپسی مثل پرنده تو قفس

تصویر بودنت اگه از توی آیینه بره
برای شبهام می مونه فقط یه دنیا خاطره

اگه یه روز پروانه ها پر بگیرن برای تو
مثل یه دسته رازقی پرپر میشم به پای تو

خوب می دونی با رفتنت پروانه ها دلگیر می شن
ستاره ها می میرن و قناریا اسیر می شن

اینجا منو تنها نذار میون این ثانیه ها
نذار چشام بمونه تا ابد توی آیینه ها

بعده تو عمر من دیگه توو دنیا کاری نداره
بال و پر شاپرکا نقش و نگاری نداره

ابرای دل نازک شب می خوان ببارن رو تنم
شاید " نمی " بدن به این خشکی روی کفنم

کاشکی میشد عمر سفر بدون من سر نمی شد
آواز عشق منو تو تنهایی از بر نمی شد

عزیزم آخرین نگات نشونهء مرگ منه
بدون تو وجود من توو انتهای بودنه .

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#902 | Posted: 20 Mar 2014 12:58




یاسهای کبود ...


اینجا میون اینهمه
گلای پژمردهء یاس

باید بمونم دلمو
کسی توو دنیا نمی خواس

تمام حس قلب من
توو زندگی نموندنه

حسرت و دلواپسی و
قصهء غم رو خوندنه

قصهء بعضی آدما
که بغضشون گرمه هنوز

قصهء بی وفایی از
عشقی که بی شرمه هنوز

عجیبه ! خواست همه مون
فرار از این زندگیه

روی لبای خشکمون
یه عالمه تشنگیه

تشنهء حرف زدن منم
میخوام فقط نگام کنین

از پشت اینهمه سکوت
یه بار منو صدام کنین

اینجا غریب فراوونه
اما محبتا کمن

زخم خورده های عاشقی
اسیر دست ماتمن

اینجا همه منتظرن
پشت نقاب پنجره

منتظر یه همسفر
توو جاده های خاطره

توو آسمون این دیار
ستاره ها نور ندارن

عاشقا جایی واسهء
دلای منفور ندارن

قصهء یاسهای کبود
قصهء اشکو ماتمه

آخر قصه شون فقط
مشتی سکوت مبهمه .

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#903 | Posted: 20 Mar 2014 13:01




می ترسم


من از حسم به تو ، وقتایی که بارونه می ترسم
من از دردی که بعد از رفتنت می مونه می ترسم

من از آهنگ شیرینه صدای مهربون تو
اگه دیگه نپیچه داخل این خونه می ترسم

من از اون قاب عکس خالی از تصویر معصومت
که روزی هدیه دادی به منه دیوونه میترسم

من از شعری که سرشار از شکوه عشق پاکم بود
ببینم دیگری اون رو برات می خونه می ترسم

پر از آشفتگی میشی ، پر از احساس دل مردن
من از قلبی که احساس تو رو می دونه می ترسم ...


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#904 | Posted: 20 Mar 2014 13:08




از روی احساس


با حرفایی که من شنیدم از تو
با عشقی که هرگز ندیدم از تو

با زخمی که نشوندی توی قلبم
واسه همیشه من بریدم از تو

پشیمونم از اینکه با تو بودم
از اینکه خواب و رویاهام تو بودی

حالا می فهمم اشتباه می کردم
که روشنایی شبام تو بودی

چه ساده بود دلم که عاشقت شد
چه بچگی می کردم از رو احساس

دلم به خاطر خودم می سوزه
به خاطر پاکی بوتهء یاس

قشنگترین روزای عمر نازم
به پات فنا شد ، کی اینو می دونه ؟

تا دم آخر دل خستهء من
سرود نفرینو برات می خونه

دیگه نمی خوام فکری از تو با من
بمونه تو زندگی قشنگم

تصمیم گرفتم دیگه از رو احساس
به هیچکسی نگم باهات یه رنگم ...

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#905 | Posted: 20 Mar 2014 13:12




بی پروا


تو احساسی که از من توو دلت بود ، کشتی و رفتی
ولی من حس با تو بودنو از خود نمی روندم

تمام خاطرات عشقمون از یاد تو پر زد
من اما با دل مجروح ، وفادار تو می موندم

هوای تازهء بارونی دیگه مثل اون وقتا
منو عشق منو چشمامو یاد تو نمی یاره

نگاه کن من چه بی پروا هنوزم عاشقت هستم
تنم هر شب هوای گرمی آغوشتو داره

می دونم قلب تو مثل گذشته دیگه با من نیست
عزیزم تا قیامت قلب عاشقم رو سوزوندی

دیگه معنی حس ابر و بارون و نمی فهمم
چی میشد خواب بود تموم اینا و تو می موندی .


آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#906 | Posted: 20 Mar 2014 13:17




رنگ نگاه آدما


می شد تمام قصه ها قصهء عاشقی باشه
دلا به رنگ قرمز گل شقایقی باشه

می شد همیشه آدما با همدیگه یار بمونن
گهگاهی هم منتظر لحظهء دیدار بمونن

می شد میون کوچه ها احساسو مهمون بکنیم
به خاطر هر عابری سکوتو بیرون بکنیم

می شد سلام عاشقا بدون پاسخ نمونه
چهرهء پاک و سادشون یه وقتی نیمرخ نمونه

می شد اگه غریبه ای پاشو تو خونمون گذاشت
تو باغ سبز دلهامون یک گل آشنایی کاشت

می شد یه بار هم که شده قلب کسی رو نشکنیم
واسه یه بار به گلهای تو باغچه ها سر بزنیم

می شد واسه رویا هامون یه قصر بی نور نسازیم
رو در روی رقیبمون بازی عشقو نبازیم

می شد نگاه آدما از روی مهربونی بود
رنگ نگاهشون فقط آبی آسمونی بود

می شد شبای تیره مون همیشه مهتابی باشه
غروب سرخ غمهامون یه وقتایی آبی باشه

می شد برای همدیگه هر شب و روز دعا کنیم
واسه کنار هم بودن فقط خدا خدا کنیم .

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#907 | Posted: 20 Mar 2014 13:20




با تو بودن


میون این همه تاریکی مطلق
دست تو پر از ستاره های نابه

با تو بودن واسهء من ، عشق پاکم!
مثل دیدن یه رویا توی خوابه

میون این همه دلهای پر از درد
قلب من با بودن تو جون گرفته

مریم باغچهء سبز مهربونی
با نگاهت رنگ آسمون گرفته

بگو تنهام نمیذاری زیر بارون
بگو حرفات خالی از صدا نمیشه

تو ببین شکوفهء دلبستگیهام
حتی یک لحظه ازت جدا نمیشه

چه خوبه مثل یه سایه با تو بودن
توی لحظه های منفور جدایی

کمکم کن تا ابد عاشق بمونم
ای که از ایل و تبار عاشقایی .



پایان

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#908 | Posted: 21 Mar 2014 07:40




ترانه سرا
فروغ تا جیک ***** بیو گرافی خاصی ندارد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#909 | Posted: 21 Mar 2014 07:43




درد نوشتـــــ .


مــــــــا از تبــــار ظلمت ، مــــــــا از تبار دردیـــــم
توو جمـع بی کسی ها ، افســـــــــار پاره کــردیم

ما با خـــــودی غریبه ، با غصه هـــــــا عجینیم
ما محـــــــو ِ آسمـــون و ، زنجیــــــر ِ به زمینیم

ما شــوق مــــرگ و ترسیم ، نزدیکِ سیم آخر
ما بـــی دفــــاع و سنگر ، توو جنگ نا برابــــــر

ما اشکِ کنج ِ چشم ِ ، بی سایه ی نهنگیـم
توو عصر بمب و موشک ، شبگریه ی تفنگیم

مــــا از تمـــــام دنیا ، با بــوسه دل بریدیم
ما پر کشیدیم امـــا ، به جــایی نرسیدیم

ما خــــون روی تیزی ، مــا زخم روی سینه
مثل مترسکـــــــی که ، با اشک همنشینه

ما با سکــــوت و غربت ، یک ضلع ِ رو به دردیــم
از عشـــــق دل بریدیم ، که دیگـــــــه بر نگردیم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#910 | Posted: 21 Mar 2014 07:45




آلبــــــــــــــوم


نگا میکنم آلبـــــــــوم عکستو ، کسی تـوی چشمام زل میزنه
یکــــــی از منو زندگیم دور شد ، یکی که همه زندگــــی ِ منه

رو عکسای ناز تو دس(ت) میکشم ، دارن خنده هات قلبمـــــــو میـــــدرن
چشـــــــــام رعد و برقش صـدا میزنه ، چشات توی عکســــا تـَـرَک میخورن

نمیدونم الان کجـــــــایی ؟ ولــــی ، یکی اینجا چشماش ، ابری شده
یکـــی سخته واسش که باور کنه ، همه ضجه و گریه هـــاش بیخوده

نه زنگی نه حرفی نه یه نامه ای ، همــــــــــه طول روزم منو رادیوم
نگاهم به مــَــرُدم ولـــی ساکتم ، شدم مثل مــــاهـــــی ِ آکواریوم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 91 از 235:  « پیشین  1  ...  90  91  92  ...  234  235  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Song Writer | ترانه سرا بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites