تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Shahla Bahardust Poems | اشعار شهلا بهاردوست

صفحه  صفحه 13 از 44:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  43  44  پسین »  
#121 | Posted: 3 Feb 2014 14:26
اشعار شهلا بهاردوست
Shahla Bahardust Poems



کشاله ها ی بلوط

در آغوشم کشیده دستی
دستی از حافظه تاریخ
از خظ نفسهای تنگ
از چشم عاشقان بی لکنت
روی پوستِ داغِ خواب
باز سایه ات نشسته خمار .

پشت همهمه ی عکسها ، یادها
یادهای همان بهار ، همان اُمید
بهاری در همیشه هایی دور
کنار خوابِ پروانه های بی تاب .
چه ساده ، چه عریان
چه بیگناه تن های ما .

عمق نگاهمان ، چکه چکه میانِ واژه ها
جیغِ سطرهایمان ، غلتِ شور انگیز خیال
مدام در پی خطابِ ما کشیده قد لابلای بوته ها.

وحشی وُ منگ هنوز حضور بی حضورمان
شورِ تبخیرِ هوس هنوز سرگیجه هایمان
هنوز شب که نمناک می رسد
چشمکِ شعر من به ساز تو تا سحر روی تاکها می دود
خط می شود
خط می دهد
خط ها چه شیرین مرا تا تو
تا کشاله های بلوط می کشند.

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#122 | Posted: 3 Feb 2014 14:27
لای لایِ شهر

میانِ شهر نام گم ، پیدا
شکوفه ای بسته ، باز
بارانی میان ناودان ، دینگ گ دانگ گ ، صدای تو
عقربه ای دور ساعت، تیک ک تاک ک ، صدای من
پرواز بر فرازِ آبها ، باااااال باااااال پرندگان
وصفِ دیدارِ عاشقان ، چه بی تااااب دستهای ما

میانِ شهر نامی گم ، پیدا
شکوفه ای بسته ، باز
شهر جشنِ ترانه ها ، صای بانگ قصه ها
آشوبِ واژه هاست لایِ شکافِ لبها ، کنارِ دگمه های باز
کشیده قد عطرِ نفسهای داغ ، صدایِ های و هویِ باد
ماه شده برهنه ، زیتون مزه مزه ، هوم م م م می کند !
ستاره مست کرده ، تلو تلو ، شمع فووووت می کند !

میانِ شهر نامی گم ، پیدا
شکوفه ای بسته ، باز
میانِ شهر تنگ تنگ ، کوچه ها
میان کوچه های لای لایِ آب وُ لرز دستهایمان
پَرپَرِ اطلسی ها و بویِ دودِ سیگارهایمان
چه عجول لحظه ها
چه سرکش کوکب ها
قرنِ ما ، قرنِ جاده ممنوعه !
حرفِ ما حرفِ شقایقهایِ شوریده !

رعشه گیجِ نیاز وُ دانه های پاشیده !
ریزشِ سنگها و شکِ لمیده بر رودخانه !
امشب انتظار قل قل ، دلشوره دور می پَرد
ستاره میانِ شانه های ماه هلال می دود
سری به سینه ای ، لبی به گونه ای
خوابهای رسیده ، شیرین وُ آبدار

میانِ شهر نامی گم ، پیدا
شکوفه ای بسته ، باز
بارانش هنوز دینگ دانگ
عقربه اش هنوز تیک تاک
وصف یک دیدار هنوز ، وامانده در وای وای
پوست سوخته در تکرارِ های های
من و تو هنوز بی ما
باز نشسته بر قلّه های خیال
باز روی کاغذی بیقرار
باز مرور من ، مرور تو
در لای لایِ شهرِ ما

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#123 | Posted: 3 Feb 2014 14:44
نخهای زیتون

راه میان ما دراز
حرف میان ما بی قرار
کتابی میان ما، همیشه باز
همیشه نخهایش آویزان
باز در بالا ، در پُر
در پَری که خوابیده لای دفتر
دفتری بیهوده پُر
پُر گاه مثل امروز خالی می شود.

خلع با خودکشان ، کشان
حرف نشانده بر دلم
دلش نه ه ه ه
دلم را هیچ
شعری مزه مزه ، نزدیک
غرق در خیال
خیال چه دور
چه دور از آدم می شوم .

میان پیله ای خلوت نشسته
نشسته به عالم سلام ، به آخرش سلام !
زنی در چرخ
چرخی میانِ برفهایِ آلوده
واژه های سرد و افعالی لرزان.

لای نفسهایِ پُر شتابِ انگشتان
قلم خیره به چشمها
و چشمها به نخهای زیتون ، به خوابهایش
به رنگهایی که برف را آب می کند.

آه ه ه
اینجای خواب ، نه واژه ، نه تو
اینجای خواب مالِ من !
رایِ تن رعشه گرفته ام
و سیگاری تا انتهای راه
تا روی برفها
تا سکوتِ در باد پیچیده ام
ردِ کدام یاد باز به نمایش می آید
وقتی که من به نخهای زیتون دست می برم ؟

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#124 | Posted: 3 Feb 2014 14:44
حرف نه ، شعر

میانِ خواب غلت ، غلت
نام تو در رقص ، رقص
نفس در خیال رویِ دیوارِ سینه ات
دیوار بوی نرگس ، بوی یاس
یاسها تا سحر بی تو اینجا
هی چرخ ، هی چرخ
هی دور روی برفها می زنم .

حرف نمی زنم ، حرفها که شعر نمی شوند !
شعر تا تو می دَوَد ، با تو می پَرَد
باد که می وزد ، روی نتهای گیتار لم می دهد
نت ها در بلور شب ، تا ما ، تا اعتراف !
حالا تو عریان ، زیتون عریان
چکه چکه خوشبو
یکی چنگ به برفها نشسته
یکی نگاه به ماهِ خوابیده
دورِ آتش پروانه وار!
حرف نه ، شعر
گاه همهمه ی افسار گریخته ای
گاه خواب آشفته ی صخره ای
گاه لرز دیوار کنار واژه ها
گاه امید در اوج ، در شوقِ یک پرواز
در گیجی باد ، لابلای پیچکها
در گره ی دستها ، لکنت پاها
ساز برای سپید در آغوش تو کوک می کنم
تو را بی بهانه ستاره
زمین را خواب می کنم
روی تیک تاکِ لحظه های ملول
خطوط فردا را تکرار می کنم
حرف نه ، شعر
مثل موجهای برهنه ، پر خروش
مثل هوسهای عریان ، شرور
مثل اندیشه ها ، مهربان
مثل اشکها بی رنگ و ریا
مثل عقربه تکرار کنان دور لبهای ما
حرف نه ، شعر

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#125 | Posted: 3 Feb 2014 22:01
از این همه نگاه

وقتی چشمهایمان را به ما کوک می زنیم
خیالمان تا آنور نقشه جغرافیا زبانه می کشد
حرف به حرف که به ما می رسیم
روی ریلها و جاده ها نفس نفس می زنیم
عزیزم ، از این همه نگاه ، نگاه نگاه
امشب سرخی چشمهایمان ، دلشوره های لرزانمان
با زخمه های در هوا ترانه ای نابجا ست.

عزیزم ، از این همه شور ، شور شور
کنار ساز تو چرخ بزنم یا نزنم
خیالت روی دامنم پروانه چرخ، دست پاچه دست پاچه
پَر می زند تا من ، پَر، پَرپَربزنم
عزیزم، از این همه دور ، دور دور
مجنون که به کوه می زند ، لیلی بدجوری بی تاب
دلش پیچ و واپیچ ، پر از بهانه ، کنارِ دیوارها
لابلای ملافه ها گم می شود
گاه بی ترانه تا پشت شیشه ها دست برده
رمانتیک را میان پنجره می خواباند
یواشکی سیگاری روشن می کند
حنجره اش م یلرزد
پکی عمیق و دیگر هیچ !
هیچ هیچ هیچ

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#126 | Posted: 3 Feb 2014 22:02
لَنگ نزن !


سر بالا
سرم بالا
سرم به هوا ، نپر نپر !
سرت گرم
سرم گیج
سرت به سرم ، لبت به لبم
دوان دوان ، داغِ داغ!
آب به آبی می رسد
دستت به ساقی می رسد
غرق، غرق ، با آبی
نوش ، نوش با ساقی!
میان شب ، آب ،آب
ریخته عسل روی ماه
لیس لیس ، راه به راه
کام چه شیرین لابه لا !
لام تا کام ، هوووم
کامت از لام هوووم
دست به دست نشسته ای
نفس بده ، نفس بگیر !
پچپچه ی نسیم صبح
ترواش خنده ی ماست
لنگ نزن ، باز بیا
بیا ، بیا

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#127 | Posted: 3 Feb 2014 22:03
بیقرار قلم


به بیقرار قلم ، که لرز می زند
لرز می زند تنم ، به چپ به راست
به راست دم نمی زند ، سر به دیوار
به دیوار مشت می برد .

به بیقرار قلم ، تب کرده کاغذم
کاغذم شد تا به تا ، با خطهای نا بجا
نابجا رویِ سطرها چه بی تاب
چه بی تاب دل ، که دیوار بیهوده شکسته است .

به بیقرار قلم ، که دلمرده ، آه ه می کشد حرفهای دفترم
حرفهای دفترم دلواپسِ خوابِ آینه
طعم دلهره دارد این سطر آخرم!
آخرم این دلِ نازکم ، رویِ زنگار کتمان
تا شبهای تنهایی ، کشان کشان می رود
کنار بلوط ، پرستوها را ، یکی ، یکی چال می کند !
به بقرار قلم ، که سرد دوباره نشسته
دست به بیداد هوا نمی کند
باغچه ویران نمی کنم
لذیذ بود دهانت روی پستان من
غلغله ی دور نافم، های و هوی تنت
به بیقرار قلم ، که باد توی صورتم ، طوفان شده میانِ دلم
میانِ دلم ، لابلای خطهای تنم ، نام تو هم ثبت
ثبت به احوال ، شاید فردا
فردا تاریخِ مرا روی سنگها می زنند !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#128 | Posted: 3 Feb 2014 22:03
دنبال من بیا !

زیتون ، آیی زیتون
خوابیده بر کف تالار
کبود از تلنگر ، پیراهنت
تنگ شده دیگر ، باورت
آنیموس سرگردان
آنیما واژگون
کشک است قصه ی خسرو یا مجنون!
زیتون ، آی ی زیتون
پبراهنت را به که می بخشی ؟
آکه می گفت : " کسی می آید "
دل به ستاره سپرد
دلدادگی در خواب چشیده
به مرگ سلام نگفته بود!
حالا من می روم ، دنبال من بیا.
زیتون ، آی ی زیتون
دست در دست من
من ، تو
تو ، من
با همه مرثیه ها ، با همه تردیدها
درپیِ راهِ دراز ، یواش یواش
خط بکش بر هر چه نامِ آدم است!
حیف از این باران که می بارد
حیف از این دوست داشتن شاید
زیتون ، آی ی ی زیتون
دنبال من حرف تا کجا ؟
دنبال تو چشم تا کجا؟
ما در کرانه هایِ دورِ شباهت ، گیج چرخیده ایم
ما در افسانه هایِ شوریده جا باز کرده ایم
ما جایی از این تاریخ را دریده ایم .

گاه من و تو ، مثل یک سنجاب قشنگ ، با سمفونی پرندگان می رقصیم
گاه با خوشه انگور، دورهوسِ مردی مست ، بیهوده دل می بندیم
گاه پا روی پدال گاز ، به درختی می کوبیم !
زیتون ، آی ی ی زیتون
حالا من میروم ، دنبال من بیا !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#129 | Posted: 5 Feb 2014 20:53
هوایِ ناخوش

هوا اینجا چه ناخوش ، هیچ دم نمی زند
رعد ترس می زند ، توی دلم برق می پرد
دلم که دل نیست ، دلدارش نیست
کفشهایت چه تمیز برای رابطه ها !
رابطه ها چه بی ربط ، هی نزدیک ، هی دور می شوند
موهایم بیخود چشم کشیده به تو
وقتی دلت دور تنم چرخ
نفس نفس زنان ، تند تند
پاورچین پاورچین کمر می زند !

هوا اینجا چه ناخوش ، هیچ باران نمی زند
مرد من نامریی ، شمعِ مرا فوت می کند
داش آکل مرده است و درخت
درختّ باغ، توی گوش کبوتران ، هی ی خش خش
و تو طناب را هی سفت می کشی
و
خدا رنگ گلها را نمی دید
وقتی چکه های تو مرا سبز می کرد
و
تو چرا می ترسی وقتی مثل فرفره ها گیج می چرخی
مثا ابرهای سیاه مرد می شوی
و
من چه شور می شوم وقتی که تو شبیه من دست تکان می دهی
وقتی نسیم بوسه هایت را در هوا چیده روی گونه ام می نشاند
آه ه ه
صدایت گم با که گوشم کر ؟
به خوابم بیا ، به بیکرانه خیالم بیا
دلم تنگ تو را می خواهد !
یادت باشد بوی یاسها روی تپّه ها
یادم باشد بوی عسل روی آبی ها
یادت باشد دروغ نگفتم که می آیم !
یادت باشد دروغ گفتی که رد سفر می مانی !
حالا ملافه هم روی خطوط دلتنگ با من پیچ می زند
چقدر خوابهایم بوی سیگار و گریه گرفته
اتاق دلش می خواهد زیر گوشم جیغ ، تا طنابها بکشد
و
من چقدر دلم می خواهد ، چقدر دوسن دارم
صدای زنگ ها را ، صدای خنده های بلند تو را
دور از طنابهای اتاق !
امشب پنجره چه سرد روی بدرور می لرزد !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#130 | Posted: 5 Feb 2014 20:54
شبِ سرد

چمباتمه زده کنارِ آه این جان عاشقم
چه ساده !
چشم محرم کرده به امیدِ مرهمی
چه بیهوده !
بودنی پیچبده ، نفس گیر
زخمی که در تکرار سر باز می کند !
و این جانِ هاشقم چه سخت
چه آتش می زند خطها
چه طوفان می کند اشکها
در شبی اینگونه سرد
چگونه این روا ؟

گمانم از بی پروا باغچه بود
که زنبورها یکی یکی آمدند
که علفها را هرزه نامیدند
که رقصهایم را با بادِ هوس دزدیدند.

گاه می آیند با آغوشِ حریصشان
نیششان مزه مزه ، چشمهایشان پر ولع
دهانشان مرا می بلعد !
و من چه بیگناه ، گناهکار می شوم !

گاه نمایشان فراموش ، نرخشان ارزان ، بیخیال !
بدهکار به هوسهای سرگردان سوت میزنم
برای وقاحت هوراااا می کشم
به آقا می گویم : اجازه بی اجازه
تردی ساقه ها ، قصه ریشه ها را هنوز کتاب نکرده ام
یک آن ، یک سکته ، یک واژه برای نقطه کافیست
لطفا قبل از اینکه نامم را بر دهان بیاوری دهانت را بشوی !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
صفحه  صفحه 13 از 44:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  43  44  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Shahla Bahardust Poems | اشعار شهلا بهاردوست بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites