تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Shahla Bahardust Poems | اشعار شهلا بهاردوست

صفحه  صفحه 41 از 44:  « پیشین  1  ...  40  41  42  43  44  پسین »  
#401 | Posted: 27 Apr 2015 15:09
اشعار شهلا بهاردوست
Shahla Bahardust Poems



می آید
مدام آشفته ، مدام سرگردان
در انتظار بارور شدن
باروری از تاریخ
از او عبور می کنم
خوب !
خوب به تاریخ امروز
بیگانه ای در راه
ترانه ای تبعیدی
سایه ای از من ، از تو
خوب واژه ای که وقت سخن گفتن در بندمان می کشد
ایست می دهیم
خوب حلقۀ دژبان در زندان
میان انگشت سایه ای از من
خوب نمی رسد
راهش دور
دور دور
مهتاب در ایوان چشم به من می دوزد
تکرار کنان می خوانم
تاریخ من از کجا بود ؟
که بود ؟
که خواهد بود ؟
تا کجا ؟ ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#402 | Posted: 27 Apr 2015 15:09
در شهر بوی خشت می آید
و ده که سایه ام را دوست داشت
امروز کسل و افسرده ، متروک می شود
حالا فرداست
کفرهای دیروز تاریخند
در ذهن من پیکری عریان
غرق نمی شوم
نمی پرم !
سایه ای از من ، اینجا با مگوها
می تپد ، می نالد ، می لولد
سایه ای هم در بند انتظار می کشد
به آسمانِ تاریخ می نگرم
فقط کمی ، کمی از او فاصله دارم
فاصله چقدر نزدیک ، چقدر دور
عبور از تاریخ سخت است
حتی در خواب
امشب اومهاجریست در سفر
راه خانه گم کرده
و افتاب
مردیست که دیروز در انتظارش ملافه روی طناب انداختم
پای فردا روی شانه ای می چرخد ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#403 | Posted: 27 Apr 2015 15:09 | Edited By: anything
می ترسم
انگاه که مرا پیچانده می خوابد
خواب نیست
مثل من چشمها را بسته
شاید آفتابیم ، چشم را می زنیم و
سایبان ما دستی است دراز
کوتاه می شود
شاید سایه های ما بازی می کنند
بازی زن با مرد ، مرد با زن
پس می زنیم
پیش می کشیم
مغرور پافشاری می کنیم
سایه های ما ، نا آرام ، لغزان به هم می رسند
به رطوبت هم دست می کشند
دستها ... دست من ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#404 | Posted: 27 Apr 2015 15:10
هرگز انگشتانم این همه کشیده نبوده اند
روی تاریخ دست می کشم
گرم می شود
سرخ می شود
شب سپیده می زند
سیگاری دود می شود
حالا پرندگان می خوانند
نه ، نه ، دروغ می گویم
فکر کنید ، پرندگان می خوانند
من دلم میخواهد ، پرندگان بخوانند تا تاریخ جذاب باشد
مثل قصه ها ، مثل شعرهای عاشقانه
حکایت این است
دلم که دل نیست !
تا نمی شود !
دل می خواهد !
گاه که خُلقم تنگ می پرد
دلخوش ، هی می بافد
می خواهد در دامنش که ساهست مثل حجاب
رنگی بنشیند
شاید ، سرخ
بی رنگ نقش می زنم بر دیوار ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#405 | Posted: 27 Apr 2015 15:10 | Edited By: anything
کشف حجاب هم بد نیست
اگر زیر تاریخ مچاله نشوم
مچاله نخورند
مچاله نبرند
مچاله نکُشند
یادم می آید
شب مرگ و التماس بلندم را
سایه ای از من فرصتی می خواست
فرصت بده ، فرصت بده
بگذار بخوانمت
ورق بزن
کمی از من بخوان
بگذار بنویسمت
صفحه سفید است
کمی از من بنویس
پا برهنه می دوید ، می دویدم
امّا ، تاریخ سرد بود ، مرگ بود
در را بست
تاریخ من از کجا بود ؟
که بود ؟
که خواهد بود ؟
تا کجا ؟ ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#406 | Posted: 27 Apr 2015 15:10
جایی در تاریخ
شنبه تا پنجشنبه چهار صدا
چهار دیوار
چهار مرد
چشم های سایه ام بسته
ترس ، لخت
لخت ، استوار
استوار ، نمناک بود
چنگهای روی سینه
پاها دریده
مواه کشیده
لرز لرزید
همآنجا روی صندلی
روی چنگها
روی تاریخ ، بالا آورد
حالا صد سال بعد مگوها گفته می شوند
با هم به تاریخ دهن کج می کنیم
می خندیم
آه ه ه ه ه ه ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#407 | Posted: 27 Apr 2015 15:11
با صدای جز جز شمع عمر می پرد
چه کوتاه !
چگونه هر شب هلاک می شود
نگاه ژرفش که در چشمم می نشیند
تا ته می خواند
همآغوش با او وشعله های لجباز
نوشته هایم می سوزند
پاییز و لباس سرخم
شعله ای می چرخد
کنار پنجره با عشوه های باد می لرزیم
زیرِ نورِ شمع رویِ کاغذها
تاریخ را رنگ می دهم
زمستان و لباسِ سبزم
پر از تازگی ، عطر توت فرنگی
روی کاغذها به عمق کشیده می شود
برف می بارد
برف تکرار
شمع تکرار
من تکرار
زندگی تکرار
همیشه همین !
همیشه همین ! ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#408 | Posted: 27 Apr 2015 15:11
تاریخ من از کجا بود ؟
که بود ؟
که خواهد بود ؟
تا کجا ؟
در گوشه ای از تاریخ می رقصم
کنایه می زنم
دل می برم
لبهای خاموش ، رسوا ، می لرزند
چشمها زیر دامن می دوند
بیرحمانه می رانم
دور می شوم
رقص که می کنم
خودم می مانم
بی فریب ، زیبا ، بی دریغ
حسدها و بغض هایتان که دورم می ریزد
به باد می سپارم
اشتهای برجستگی هایِ مردانه یتان تا عریان می شود
به حماقتتان می خندم
و
شما همجنسانم ، بغض عقده هایتان که می ترکند
از حوصله ام سر می روید
آه ه ه ه
روز به شب می شود
دلم میگیرد
مقصّر آسمانِ گرفتۀ اینجاست
جایی در این تاریخ
در هوایی گرگ و میش
سایه ای از من روانۀ تاک ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#409 | Posted: 27 Apr 2015 15:11
شراب در خُم می کند
سایه ای از من روانۀ غار
تیغ بر رگ می کشد
هفتا سال بعد
یکی بار بر دوش
بی خانه ، شهر عوض می کند
تاریخ سرگردان ، چرتش گرفته
با تک سرفه ام می پرد
در شبِ تاریک روشنش می کنم
نیم نفس می نالد
" خواب نداری دختر ؟"
احمق !
احمق نمی داند ، من سالهاست در تابوت خوابیده ام !
حالا یادها می آیند
اولین سروده ها
" با تو روییدم ،با تو شکفتم " ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#410 | Posted: 27 Apr 2015 15:12
برای او ...
سایه ای از من ، همیشه با او ، عاشق او
نه ، سایه ای از ما ، عاشق ما
دیوانه بودیم
اردک ها را ، کبوترهای حیاط شهرداری را
تن ما و دوست دارم را دوست داشتیم
روز خنده
شب نغمه
ما بودیم ما
آه ه ه ه ه ه
حالا که تاریخ چرتش پریده شوخ می شوم
شوخ ، حیران ، در اوج ماتم ها
از استخوانم بیرون می پرم
سر به سر همین تاریخ
این ناکس می گذارم
از ته دل می خندم
عقربه ها که دور میدان می دوند
تشنه می شوم
شیر قهوه می خواهم با شیرینی
کسی نمی آورد
کسی نیست که بیاورد
نپرسید چرا ؟چطور؟ چگونه ؟ ...

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
صفحه  صفحه 41 از 44:  « پیشین  1  ...  40  41  42  43  44  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Shahla Bahardust Poems | اشعار شهلا بهاردوست بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites