تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Kamran Rasoul zadeh | مجموعه اشعار كامران رسول زاده

صفحه  صفحه 2 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »  
#11 | Posted: 25 Apr 2014 23:42 | Edited By: andishmand




دفتر عشق

چیز دیگری نمی خواهم.
شاید فقط سهمم را!
از آغوش تو ...
که روزها به جنونم می کشد
شب‌ ها شاعر...!

.
.
.


کمی به من برس!
من از رسیدن به تو
حالم خوب می‌شود.

.
.
.


به حرف‌های مردم کاری نداشته باش...
به زیباییت ادامه بده
میان خیال‌های شبانه‌ام...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#12 | Posted: 25 Apr 2014 23:44




آهنگ یادگیری

کوچکتر از آنید که مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید

کوچکتر از آن که بدانید من کی ام
از کوه ها نام مرا پرس و جو کنید

ای بادهای سرد مخالف، منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید

ای باد های سرد مخالف، من ایستاده ام
این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید

من ریشه در شقایق پر خون نشانده ام
گل های سرخ باغ مرا خوب بو کنید

بر من مباد تیغ شما زخمی ام کند
شاید به خواب، مرگ مرا آرزو کنید

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#13 | Posted: 26 Apr 2014 13:57 | Edited By: andishmand




۵

دارم تکه های خودم را دور می ریزم
راحت باش !
حالا دیگر می توانی
در من زندگی کنی ...

.
.
.

۶


از تو روسپی تر
این دنیاست ...
که زیبائی تو را
فروخته به
خیابانهای شهر
بی آنه بداند
تو شبیه معشوق منی ...

.
.
.

۷


گونه های مختلفی از من
هر روز عاشقت می شوند ..
بی تو اما هر شب
منقرض می شوم

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#14 | Posted: 26 Apr 2014 21:22 | Edited By: andishmand




۸

این زخم روی سینه ام
از کدام نبردباز مانده ... ؟
تو که بسته بودی
به تمامِ من
خودت را ...

.
.
.

۹


مرگ
همین زندگی ست
که بی تو
سر می کنم ...

.
.
.

۱۰


بودن یا نبودن ...
مسئله همین بودن من و
نبودن توست ...

.
.
.

۱۱


تو را باید به دستور زبان اضافه کنند،
تو
ضمیر ناخودآگاه شعرهای منی ...


بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#15 | Posted: 26 Apr 2014 21:29




۱۲

تو هر شب ،
اتفاقی ،
می افتی بین شعر هایم
و از رو ینعش شاعری شبیه من
که تو
آخرین سروده اش بوده ای
رد می شوی ...

.
.
.

۱۳


تو شبیه دیگران نیستی
دیگران حرف می زنند،
راه می روند ،
نفس می کشند ،
تو نه حر ف می زنی
نه راه می روی
و نه میگذاری نفس بکشم ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#16 | Posted: 26 Apr 2014 21:33 | Edited By: andishmand




۱۴

دستم را داغ می گذارم
که نبینمت دیگر ،
تو اما هر شب
داغم را تازه می کنی ...

.
.
.

۱۵


گریه کار کمی ست
برای توصیف رفتنت ..
دارم به رفتار پر شکوهی
شبیه
مرگ
فکر می کنم ...

.
.
.


۱۶


نصف شده ام
بردار سهم خودت را..
فقط دهلیزهای ذهنم را نبَر!
هنوز دارم می نویسمت ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#17 | Posted: 26 Apr 2014 21:47




۱۷

تو
نسخه ی جهش یافته منی
که ازشعرهایم بیرون زده ای
و دیگر حتی
خودم را نمی شناسی ...

.
.
.

۱۸


من گریه می کنم.
پس هستی ...

.
.
.

۱۹


به کسانی که فکر می کنند
تو
ساخته توهمات منی
می خندم .
من
هر روز
به تمام مردم دنیا
می خندم ..

.
.
.

۲۰


تو اگر
معشوق من نیستی
پس چرا باران می بارد؟...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#18 | Posted: 26 Apr 2014 21:53




۲۱

این منصفانه نیست،
من پیر شده باشم
و تو در خیالم
درست مثل روزی که ترکم کردی
زیبا و جوان ...
همین شده که هیچ کس
باور نمی کند
معشوق من بوده باشی ...

.
.
.

۲۲


تو دیگر چه جور معشوقی هستی ؟
نه دستم به تو می رسد
نه می توانم از شوق دیدنت
بال درآورم ...
تو
دست و بال مرا بسته ای ...

.
.
.

۲۳


بزنم به تخته
این همه سال گذشته
و تو از عکست تکان نخورده ای...
راز این همه زیبایی تو چیست ..؟

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#19 | Posted: 26 Apr 2014 21:58




۲۴

از تو بارور می شوم،
شبیه ماهی کوچکی
که از لقاح سرگردانِ جفتی که ندارد
آبستن است ..
این دردهای زایمان که می نویسم
از نبودن توست ...

.
.
.

۲۵


من عاشق تو نیستم،
فقط
تو را به بند بندِ بودنم اضافه کرده ام
چنان که بی تو
بودنم
دروغ کهنه ای ست
شکل ِ زندگی ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#20 | Posted: 26 Apr 2014 22:05 | Edited By: andishmand




۲۶

من ابر باروری هستم
که هر جای شهر یاد تو می افتم
باران می بارد ...

.
.
.

۲۷

تو فرصت تولد عشق نایابی را
از زمین گرفته ای ...
حالا سال هاست
زمین
بی تو
آبستن ِ پایان ِ ناخوشی ست
که سِقط می کند
جنین ِ تمام معشوق های مرا ...

.
.
.

۲۸


دوستت ندارم
این دروغ بزرگی ست
که جز تو
کسی باورش نکرد
حتی همین خودم،
که دوستت دارم...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 2 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Kamran Rasoul zadeh | مجموعه اشعار كامران رسول زاده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites