تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Kamran Rasoul zadeh | مجموعه اشعار كامران رسول زاده

صفحه  صفحه 7 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »  
#61 | Posted: 2 May 2014 12:05




۱۹۱

فرصت نمی کنم از تو متنفر شوم ،
بس که این روزها
مُدام
دوستت دارم

.
.
.

۱۹۲


تنهائی ،
صدای آکاردئونی ست
که هیچ وقت نمی فهمم
از کجای خیابان می آید ...!

.
.
.

۱۹۳


می دانم در سطرهای بعدی این شعر
عاشق کسی می شوی ،
می روم برای خودم قهوه بریزم ،
راحت با ش...

.
.
.

۱۹۴


بین چشمانم جاده ای هست
که تا دو حادثه ی متروک می رود :
سرابی که تو را آورد
سرابی که تو را برد ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#62 | Posted: 2 May 2014 12:06




۱۹۵

وطنم توئی ،
همین تو
که مرزهای مرا
برده ای با خودت ...

.
.
.

۱۹۶


لااقل بگو
به ترکیب شعرهای من دست نزند!
تا کی هر روز
موهایت را مرتب کنم ؟...

.
.
.

۱۹۷


لااقل بین شعر های من
با کسی نپَر !
بی انصاف
من خودم به تو
پر و بال داده ام ...

.
.
.

۱۹۸


من مرده ی فکر کردن به تواَم ،
فکر کن !
حتــی
مرده ی من به تو فکر می کند ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#63 | Posted: 2 May 2014 13:08 | Edited By: andishmand




۱۹۹

این آرایش جدیدت د رشعر هام
همه چیز را به هم ریخته
لااقل موهایت را ببند ،
که شعر هام به باد نرود ...

.
.
.

۲۰۰


"به تو هم می گویند معشوق!
برو از معشوق دیگران ..."
رفتی
و معشوق دیگران شدی ...

.
.
.

۲۰۱


سرت را روی سینه ام جا گذاشته ای
تو این همه سال
بدون سر
چگونه
زندگی می کنی ؟ ...

.
.
.

۲۰۲


پشتم به دشنه ی تو گرم است
وگرنه نمی دانم
چه بلایی سرم می آورد
رفتنت ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#64 | Posted: 2 May 2014 13:10




۲۰۳

بهانه گیر شده ای ،
حتما" کسی
بهتر از من
تو را سروده است ...

.
.
.

۲۰۴


آن قدر می نویسمت
که
عاقبت
به دست کسی که لایق توست
برسی ...

.
.
.

۲۰۵


زیبائی تو اتفاق کمیابی ست
که در قاب ِ خالی ِ روی دیوار افتاده ،
تو از عکست هم زیباتر ی!

.
.
.

۲۰۶


من افتادن یک درختم
به فکر تبرها ،
وقتی تو
به آشیانه برنمی گردی ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#65 | Posted: 2 May 2014 18:50




۲۰۷
باید از درد به خودم بپیچم ،
فکر کنم
کسی دارد موهای تو را می بافد ...

.
.
.

۲۰۸


این اسکله هنوز
دارد برای تو
دست تکان می دهد ،
چقدر این صحنه
تکان دهنده است

.
.
.

۲۰۹


سرم رفت
بس که در سرم صدا می کنی ،
تو که رفته بودی ...
نکند سر به سرم گذاشته باشی و
باشی ...؟

.
.
.

۲۱۰


دست از شعرهای من بردار
نمی بینی
دست به دست می چرخند
بین این همه
دست های نامحرم؟ ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#66 | Posted: 2 May 2014 18:51




۲۱۱

تو را خودم چشم زدم ،
بس که نوشتمت میان شعر هایم
بی آنکه اسفند بچرخانم دور واژه ها ،
تو را خودم چشم زدم
می دانم ...

.
.
.

۲۱۲


این همه عاشقانه در جهان هدر می رود
و مسبب آن تویی
تو که از عاشقانه ی من جوشیدی
اما
معشوق دیگران شدی ...

.
.
.

۲۱۳


تو به قولت عمل نکردی ،
مدت هاست
خودم
ترو خشک می کنم
چشمم را ...

.
.
.
۲۱۴


به نبودنت ادامه بده !
این طوری
هیچ کس جز خودم
نمی تواند
نبودنت را حس کند ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#67 | Posted: 2 May 2014 19:08 | Edited By: andishmand




۲۱۵

انفجار ،
باروت ،
و این دود غلیظ
که فرو نشسته روی خیابان های ذهنم ...
کسی دارد شعرهای مرا می سوزاند...

.
.
.

۲۱۶


می فهمی با من چه می کنی!؟
این کار تو مثل نکُشتن کَسی ست ،
که فهمیده
دارد از شدت مرگ
می میرد ...

.
.
.

۲۱۷


باید رابطه مان را علنی کنیم ،
دیگر همه فهمیده اند...
روسری ات را سر کن
می خواهم
چراغ شعر را روشن کنم ...

.
.
.

۲۱۸


نگران من نباش !
هنوز زنده ام
زیر آوار شعر ،
فقط کمی
دچار مرگ مولف شده ام ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#68 | Posted: 2 May 2014 19:15 | Edited By: andishmand




۲۱۹

شعر
شب مَرگیِ تاریکی ست
که از چشم های تو
گاهی
در من روشن است ...

.
.
.

۲۲۰


عطرت را
روی طاقچه ی این سطر
جا گذاشته ای ،
شعر ،
هوای تو را دارد ...

.
.
.

۲۲۱


فرم چشمهایت عوض شده
از وقتی
آخر شعر ها را
با چم تو
می بندم ...

.
.
.

۲۲۲


تو باید مرگ را کشته باشی
حالا
مجبورم بی تو
تا ابد
زنده بمانم ...

۲۲۳

.
.
.


مُرده ی من به چه کار تو می آید؟
من مُرده ی همینم ،
که بی تو مُرده باشم
تا تو زندگی کنی ...

.
.
.

۲۲۴


رفته ای که برگردی ،
هیچ کس چز من و این راه
باور نمی کند
که رفته ای ،
که برگردی ...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#69 | Posted: 2 May 2014 21:06




۲۲۵

جان این بوسه را
به لب رسانده ای ،
بس که
لبالب این شعر
پرسه می زنی...

.
.
.

۲۲۶


از وقتی رفته ای ،
عجیب شده ای ...
چطور می توانی
همزمان
همه جای این خانه باشی ؟

.
.
.

۲۲۷


آسمان عزیز !
کمی آرام بگیر ،
من هی می خواهم فراموش کنم ،
تو هی ...
اسم این کار تو باران نیست ...

.
.
.

۲۲۸


به من نه ،
دست کم به این آدم ها
که خیال می کنند
تو در توهمات منی ،
خودت را نشان بده ،

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#70 | Posted: 2 May 2014 21:08




۲۲۹

تو آدم را از هستی ساقط می کنی ،
مشکل من اینجاست
که سقط شده ام ،
اما هنوز
هستم ...

.
.
.

۲۳۰


ذهنم
کافه ی متروکی ست
که شب های بی تو را
پُر می کند از شراب و شعر .
تو مزه ی تلخ ترین شراب های عالمی ....

.
.
.

۲۳۱


از تو می ترسم ،
نگاهم که نمی کنی
شبیه دیگران می شوی ،
نگاه کن !
چقدر شبیه دیگران شده ای ...

.
.
.

۲۳۲


می دانم
این پرده که بیفتد
من می مانم و جای خالی تو
پس تو هم چنان سایه ی خودم باش
و روی این پرده بمان

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 7 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Kamran Rasoul zadeh | مجموعه اشعار كامران رسول زاده بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites