انجمن لوتی
صفحه  صفحه 2 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »
شعر و ادبیات

Samaneh Savadi | سمانه سوادی

 زن
#11   Posted: 28 Apr 2014 12:21


 2 Star

ارسالها: 2910
امشب
رویاهایم را
به تخت می بندم
دیگر وقتِ آن رسیده
که تو را
ترک کنند...

*********
زمین کَج است...!
اما
من
هنوز هم
خوش رقصی می کنم
به سازِ تو...!
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  ویرایش شده توسط: ROZAALINDA  
 زن
#12   Posted: 28 Apr 2014 17:38


 2 Star

ارسالها: 2910
نامِ من خیس است
خیسِ دهانِ تو
این روزها
اسمِ من
نوکِ زبانِ توست
اما
صدایم نمیزنی...

*********
بیا و خوب نگاه کن
من و عشق
هر دو
رو سفید
بیرون آمدیم
از جهنمِ آغوشت...
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#13   Posted: 28 Apr 2014 17:41


 2 Star

ارسالها: 2910
نگاهمان گره خورده در هم
بیا کورش کنیم
تا نه دستِ سرنوشت و
نه دندانِ تقدیر
بازش نکند...!

*********
هر قدر هم که
باد به غبغب بیندازی
باز هم
آغوشت
بر اندامم
زار خواهد زد...!
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#14   Posted: 28 Apr 2014 17:45


 2 Star

ارسالها: 2910
سنگ..کاغذ.. قیچی
اصلا چه فرقی میکند
وقتی تو
اخرش
با پنبه سر می بری...

*********
سرِ راهت که می روی
مرا هم جمع کن
بگذار پشتِ در
شکسته ام...

*********
چه نسبتِ عجیبی دارند
دستانِ تو با درد
که از لحظه ی گرفتنشان
سرم درد می کند
برایِ تو...!
سرِ راهت که می روی
مرا هم جمع کن
بگذار پشتِ در
شکسته ام...
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#15   Posted: 29 Apr 2014 07:21


 2 Star

ارسالها: 2910
هیچ نمیدانم
چرا سال ها پیش از تولدم
برایم شناسنامه گرفته اند!
راستی
کدام حوزه ی ثبتی
احوالِ آغوشِ تو را
ثبت میکند...

*********
بزن
سوتِ پایان را
آغوشش
تنهایی ام را
خاک کرد...!

*********
خودم را اهدا میکنم
به تمامِ دخترانِ گل فروش
که عروسک هایِ پارچه ای شان
پشتِ چراغ های سبز ، زرد شد
اما حیف
فقط انها بلد نیستند
با من بازی کنند ...!
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#16   Posted: 29 Apr 2014 07:23


 2 Star

ارسالها: 2910
امشب که از خودم برگشتم
چشمانم را پرت میکنم
رویِ خواب
اه که چقدر خسته ام
برایم یک فنجان
مرگ
بیاور
می خواهم یک نفس
تمامِ خودم را
سر بکشم...

*********
گاهی فکر می کنم
به تو
چهار پایه و خودم و طناب و سقف
نفس نکش
رشته ی افکارم
پاره می شود...
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#17   Posted: 29 Apr 2014 07:24


 2 Star

ارسالها: 2910
گاهی شک میکنم
به وسعتِ تختی
که تنهاییِ مرا
خمیازه میکشد
و مردی
که تمامِ قهوه هایِ عصرانه اش را
یخ کرده می نوشد
گاهی شک میکنم
به زنی که در آیینه
بویِ بهار نارنج میدهد
اما رو که برمیگردانم
برایم
شکلک در می آورد
گاهی شک میکنم به سیب
که شاید هرگز نبوده
و این جاذبه ی گامهایِ ماست
که زمین را
به زمان
گره بسته
گاهی شک میکنم....
راستی
نکند تمامِ گردها
گردو باشند...!

*********
من
سراپا
زخمَم
اینقدر نگاهت را
رویِ من نپاش...
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#18   Posted: 29 Apr 2014 07:25


 2 Star

ارسالها: 2910
بی خیال تناسب اندامم می شوم
می شوم سراپا گوش
حالا پر شدم از سکوت...
دستِ خودت نیست
آنقدر تردی
که یک انحنایِ کوچک هم که به لبانت بدهی
می شکنی...!

*********
من تو را فریفتم
و تو مرا
حالا این آغوش
که تب کرده از این بیماریِ مسری
دارد فریبمان میدهد
اما ملافه هایِ سفید
هرگز باور نکردند که
عشقی در کار باشد...

*********
زمین کَج است...!
اما
من
هنوز هم
خوش رقصی می کنم
به سازِ تو...!
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#19   Posted: 29 Apr 2014 07:28


 2 Star

ارسالها: 2910
چهار فصلم
پاییز بود
اما
انقدر به پایِ تو ایستادم
که بهار
دارد
زیرِ پایم
سبز می شود...

*********
بزن
سوتِ پایان را
آغوشش
تنهایی ام را
خاک کرد...!

*********
امشب
رویاهایم را
به تخت می بندم
دیگر وقتِ آن رسیده
که تو را
ترک کنند...!
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
 زن
#20   Posted: 29 Apr 2014 07:33


 2 Star

ارسالها: 2910
تو که نگاه میکنی
آشوب می شود
در من
پلک هایت
میشکنند
شیشه هایِ غم را
مژگانت
غارت میکنند
تمامِ ماتمم را
و چشمانت
تسخیر میکنند
سفارتِ اشک هایِ مرا
انگار
در اوجِ قدرت
سقوط میکند
دیکتاتوریِ دردهایم...!

*********
نمی دانم
ریاضی ام ضعیف شده
یا ادبیاتم
این روزها
هر قدر من و تو را جمع می زنم
ما نمی شود...!
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
 
     
  
صفحه  صفحه 2 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
شعر و ادبیات

Samaneh Savadi | سمانه سوادی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA