تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Iraj Safshekan Poems | اشعار ایرج صف شکن

صفحه  صفحه 8 از 21:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  20  21  پسین »  
#71 | Posted: 9 Jun 2014 10:33




اشعار ایرج صف شکن
Iraj Safshekan Poems



♈♈♈♈♈♈♈


دسته دسته می ایند و
شانه در شانه می گذرند
این صبح ها
صبح های مرمرین
و ان عصرها
با واژه های نرم
کشیده بر شانه های گل
و شب
شب پرپرزنان
بر استانه و درد
و لحظه ها
که بر این شعبده می خندند


♈♈♈♈♈♈♈


تمامی راه های رفته را رفتم
و قطره ای ناشناس را
چکیدم
خوشبوتر از دهان و سوال
ایینه ای بودم پر از خیال
و خند ه هایی خالی
چکیده بر نقاشی کاشی
پس تنها
چه می ماند
قلمی !
که باور کن
تمامی راه های نرفته را
رفته است
به همین سادگی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#72 | Posted: 9 Jun 2014 10:35




پایان کتاب قاب برهنه



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#73 | Posted: 11 Jun 2014 15:46




پنجره های پنهان



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#74 | Posted: 11 Jun 2014 16:21




❣❣❣❣❣❣❣


یادت باشد
دری که می چرخد در کلید تو
یادگار زنی شاید باشد
که به چشمکی
پیشانی بر اب داد و
دامن گلدارش
به رقص در امد
بر پیشانی باغچه
هر چه
هست
یادت باشد
کلید که می چرخد
پروانه پر می کشد
و گلی پرپر می شود بر اب

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#75 | Posted: 11 Jun 2014 16:25




خطاب به منو چهر اتشی



❣❣❣❣❣❣❣


وقتی عقربه ها
گرداگرد وقت تلف می شوند
و خوابی روشن
می رباید چشم برهم زدنی را
در پلک شب
عریانی
رها می شود
و صدا
قد می کشد
رساتر از کلامی
که می خواستی و نه سرودی
عریانی
پلک می زند
و جهان تدبیر می شود
در معمایی که
مهر می شود
بر پیشانی خاک

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#76 | Posted: 11 Jun 2014 16:34 | Edited By: nazi220




به شاعر رزم و اتش
سید علی صالحی


❣❣❣❣❣❣❣


امروز
تصویری از اتش
بر حفره های شب می کشی و
هیچ کس نمی داند
که خاک
فرمانبری نارواست
که تدبیرت را
به هذیانی
ریشه در ریشه می نشاند و
چون
به جوانه نشست
به رسیدنی
پایانت می دهد
پس به هوش باش
که ارمغان ات
همان است که می بویی و
یوسف ات همین است
که پنهان می شوی
در شیار انگشتان من

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#77 | Posted: 11 Jun 2014 16:46




❣❣❣❣❣❣❣


ان شب
کوچه
پیچ در پیچ می پیچید
و خیابان
در مطبق رهایش در باد
گیسومی افشاند
در پیچ و خو کوهی
که نگاهش می کرد و
خورشیدی
که به کوره ای
اب می شد
در قیامتی بر پا
ان شب
کودکان گرداگرد
کندو می بافت
در کام بهار .



❣❣❣❣❣❣❣


مگر نمی دانی
اسمان
پیراهنی ست
که ابی به تن کرده
و گوشوارت
لرزشی
که رقص باد
در جان بید می تکاند
راستی
مگر نمی بینی
اتش که در می گیرد
ارواره ات می لرزد
در سرمای عشق

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#78 | Posted: 11 Jun 2014 16:55




❣❣❣❣❣❣❣


با تو
از کودکانم سخن خواهم گفت
گلی یک دست
و دهانی پر غنچه به پیامی
که مرا و تو را
پنهان می کند
به اوندی
که اغوش نسیم و شبنم را
ارمیده است
یادت باشد
امشب
خورشید را بگو
پنجه در پنجه افتاب می ایم
اما
کمی بالم شکسته است

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#79 | Posted: 11 Jun 2014 17:01




❣❣❣❣❣❣❣


به پوست کندم می ارزی
وقتی
پوسته پوسته می شوی
بر لبان من
و جوانی ات
این گونه
سرد می شود
به هرم دستانم در باد
هراس مکن !
رهگذران
مطیع تر از انند
تا تو
بیازمایی ام
به اشارت دو انگشت و
لبانی که
خواب می روند
بر سرانگشتان من
این است
که من
هی می نویسم و
تو سطر سطر پیر می شوی

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#80 | Posted: 11 Jun 2014 17:19




❣❣❣❣❣❣❣


راه می روم
و خیابان
سر به هوا
در ساعتی بی کوک
ایستاده است
و رهگذران
دامن
دامن
قرار می فروشند
بر طبل های فراموش
اه
تا بیایم و
او بیاید
برف یکریز و بی محابا
باریده است
بر قرار


❣❣❣❣❣❣❣


چه جلوه می کند
دستان انتظار و
چه رخ می کشد
رخساره ای سمج
به رقصی
که می پیچد بر این همه عصب
و سیراب نمی شود
عطشان مرغی
که می خواند بر این همه لب
این همه لب و
این همه سیرابی
کجا
تمام می کند مرا و
رها می شود
از این همه فریاد
کجا ؟!

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 8 از 21:  « پیشین  1  ...  7  8  9  ...  20  21  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Iraj Safshekan Poems | اشعار ایرج صف شکن بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites