تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Monire Hosseini Poems | اشعار منیره حسینی

صفحه  صفحه 5 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین »  
#41 | Posted: 14 Aug 2014 10:51
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
می ترسم
از مسیر هایی که منحرفت کرده اند
و دوراهی هایی
که در یکی بود و یکی نبود
مرا به پایان هیچ قصه ای نمی رسانند

********
و زنی که شکسته تر از قبل
دنبال تکه های بودنش در تو می گردد
چیزی به خرد شدنش نمانده است

********
امروز مرا محاکمه کردند
نام تو کافی بود
تا به تمام جرم های نکرده
اعتراف کنم

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#42 | Posted: 14 Aug 2014 10:56 | Edited By: ROZAALINDA
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
آنقدر
با خودم حرف می زنم
که سر خودم را می خورم
تبدیل می شوم
به زنی سر خورده
که تمام آدم ها از کنارش می گریزند

********
این روزها
دردهایم گربه ای باردار است
در کوچه های شهر جیغ می کشد
باورنمی کنم
مردی که از راه دور بوسه می نوشت
درجنگی میان کشورهایمان
تفنگش را سمتم نشانه بگیرد
باورنمی کنم
خوشبختی ام به مرز نرسیده
گلوله خورده است

********
و خودکشی
سرشار از حدس و گمان هاست

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#43 | Posted: 14 Aug 2014 11:01
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کنار نمی کشم / سایه ام را
از عشق خسته ام
بگذارید به اسم من او بجنگد

********
پنجره را با دکمه های پیراهنم باز می کنم
آزادی
در سینه ام رگ می کند
و در قفسه اش
باد با آواز هزاران پرنده می پیچد

********
تنهایی چرا
یک بار سنگ تمام نمی گذارد
و پیش پایم نمی افتاد؟

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#44 | Posted: 14 Aug 2014 11:05
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
می ترسم از صدایش بگویم و
صحنه های عاشقانه ی زندگی ام
از دهان های مختلفی پخش شود
می ترسم از مردی
که چشم ها و دهانش دست خودش نیست
و دلش را
میان همین جمعیت تقسیم کرده است

********
گریه کن !
گاهی ابرها هم از ترس تنهایی می بارند

********
چمدان را که برداشت
زندگی از تنم بیرون رفت
سال هاست
آغوشم تار عنکبوت بسته است

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#45 | Posted: 14 Aug 2014 11:09
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از من دور شوید
دوووووووووووووووووووور تر
که از هرطرف
بلاتکلیفی زندگی ام را
گردن رهگذرانی می اندازم
که به هر راهی مرا کشانده اند
من ختم تمام چهار راه های خلاف کارم.

********
تو نیستی و آسمان برای من آبی نیست
حتی اگر
پای ابرهایش را وسط بکشد
آسمان نیست

********
غمگینم
انقدر که اگر گوش پنجره
از ابر پر نبود
فریادم پرده اش را پاره میکرد

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#46 | Posted: 14 Aug 2014 11:18
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یکی بگوید
برای این زن
هر زردی که خورشید نمی شود
تو نیستی
و جای خالی ات
حفره ی بزرگی است
که با هیچ ابری
پر نمی شود

********
فاصله جدایی مان را
از دو طرف
درد میکشد

********
این خاطرات
یک مشت
واسطه ی بی مصرف اند
یادهایی بی دست و پا
که به روایت هیچ اتاقی راه پیدا نمی کنند

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#47 | Posted: 14 Aug 2014 11:37
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حواست به مدل سرزمینت باشد
نکند از مداد آبی
بهانه ی اسمان بتراشی
ازادی
تنها پرنده ای است
که در قفس
نفس نمی کشد

********
بی گمان
زیباست آزادی
ولی من چون قناری
دوست دارم در قفس باشم
که زیباتر بخوانم

********
ماشین نداریم
ما کنج دنج هیچ جایی را نداریم
اما
تمام جزیره های کوچک این شهر را
برای یک بوسه
کشف کرده ایم

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#48 | Posted: 14 Aug 2014 11:45
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دقیقه های پیر تنبل
تندتر بچرخید
تا صبح
تکلیف زنی را روشن کند
که زودتراز تمام تیغ ها بریده است
عاشقانه های جنجالی / انتشارات بوتیمار

********
با کناری ات کنار نمی آیم
کنار میروم

********
مشامم ار عطر فروشی شهر بو می برد
بوی پیراهن مردی
که در جاده ی " هستی و نیستی " از بین نرفته است
و اینجاست
که با بودن یا نبودن
فقط به عشق بستگی دارد

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#49 | Posted: 14 Aug 2014 11:47
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کجایی؟
هی پشت این گوشی
جای شماره
گریه ام را می گیرم
حواست به بی تابی آغوشم هست
چقدر مشغولی عزیز !

********
هر اتفاق بدی
از هر دست
هرکجای زمین اتفاق بیفتد
دل من است که می شکند

********
تو نیستی که در این شهر مرتب باشم
که قدم بزنم
به کافه بروم
به سینما
_ قیصر کجایی که بردارت را کشتند _

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
#50 | Posted: 14 Aug 2014 11:48
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
فکر نکن به تو فکر میکنم, لعنتی
حال من خوب است
اگر از عمق بغض هایم
گریه ای در نیاوری

********
می ترسم
امشب به خانه ام برسم
و او دست هایش را
دور گردنم بیندازد
و بوی تو
هنوز در دهانم پیچیده باشد

********
هرچه فریاد می زنم:
من بارها از نیستی مرده ام
هیچ کلاغی خبر مرگم را روی هوا نمی گیرد
هیچ درختی پشت پنجره ام سبز نمی شود
و پنجره ام
مدتی ست
چشم انداز غمگینی دارد

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
     
صفحه  صفحه 5 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Monire Hosseini Poems | اشعار منیره حسینی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites