تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )

صفحه  صفحه 10 از 24:  « پیشین  1  ...  9  10  11  ...  23  24  پسین »  
#91 | Posted: 24 Mar 2015 15:54




ولوله در متن شد و واژه به هم ریخت مرا
سطر طنابی شد و از نقطه بیاویخت مرا

در سرم اسبان اصیل از پی ِ هم تاخته اند
تا غزل و خون و دهن، سرخ درآمیخت مرا

بسته ی دستان ِ مرا می کشد انگار کسی
تا که به دورم بکشد پرده ی دیوار کسی

تا بدن ِ پیچکی ام بوسه به دیوار زند
واژه به جوش آمد و شد مژده ی آوار کسی

شعر به یک بیت دلیل اوست که در متن دوید
ماده ی اسبان ِ اصیل، اوست که در متن دوید

هیچ نشد تا که زمین قد ِ قدم هاش شود
ماه ترین دختر ایل اوست که در متن دوید

مشهد و مشعر به لبش، مضربی از خون دهنش
نشئه ی شیراز رسید از وسط پیرهنش

حلقه ی گیسو به کمر چمبره زد تا بکشد
عطر هوس را به تنم، بوی خوش ِ زن به تنش

گام کشید از پی ِ هم گام کشیدم برسم
رد برهنه پایمان، تا که رسیدند به هم

خنده به لب داشت بیا، اخم به ابرو که میا
بیم و امید است به دل، خوف و رجا در قدمم

شاخه ی خشکی است تنم، دست مزن داس بریز
پلک ز هم باز کن و پشت ِ هم الماس بریز

چرخ بزن چرخ بزن، دامن و تن را بتکان
های بکش باز که آب از دهن یاس بریز

داغ ز لب ها بچکان دختر خورشید دهن
آه بکش شعله بزن بر من ِ باروت بدن

گر چه به هر جمله ی تو، نی به نی افروخته ام
حرف بزن حرف بزن حرف بزن حرف بزن

داغ ز لب ها بچکان، شعله به باروت بگیر
شانه بجنبان و برو دوش به تابوت بگیر

تا جسد سوخته ام دست به کاری نزده
سرخ و ملس حرف بزن لهجه ی شاتوت بگید

قافیه تنگ است مرا، آخر دنیای من است
گر چه قشنگ است مرا آخر دنیای من است

آخر ِ دنیای من است، آخر ماجرای من
ماه و پلنگ است مرا، آخر دنیای من است



" علیرضا آذر "





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#92 | Posted: 25 Mar 2015 07:37




نه به رتبۀ اول ِ کارنامه‌ات،
نه به صفحه دوم شناسنامه‌ات
من؛
به دکمۀ سوم ِ پیراهنت
حسادت می کنم ...


این...
بی حیایی
دست خودم نیست
تو را که می بینم
پیراهنم
درتنم بی قراری می کند...!!




آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#93 | Posted: 25 Mar 2015 14:06 | Edited By: nazi220




بوس تر از بوس های تو
نمی شناسم
ندیده ام نخوانده ام ..
مست تر از لبهای تو
شراب ننوشیده ام
گل من !
دست های تو
مهربانترین دست های خداست
که کودکی مرا به بلوغ می رساند ..
و اینجوری هاست
که درآغوش تو
من مرد می شوم ..




لبهای من واندام تو داستان موج و ساحل است.
امشب مهتاب است .. چرا جزر و مد نمیکنی محبوب من .


عباس معروفی



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#94 | Posted: 26 Mar 2015 16:24
در فصل مرگ غزل های عاشقانه
دیشب شعری گفتم
که قافیه اش
بوسيدن لب های تو بود ...



ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی
غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایـــی
     
#95 | Posted: 26 Mar 2015 16:37
در میخانه ی عشقِ توِِِِِِِ همه اهل شرابیم
هر دم پیِ بوسيدن روی تو شتابیم
مستی به هوای تو اگر کفر و حرام است
ما داد براریم که بی دین و کتابیم ...



ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی
غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایـــی
     
#96 | Posted: 27 Mar 2015 20:37




درآغوشم بگیر این بار بی پروا تر از قبل
نگهدارم میان مرز دستانت
لبانم را ببوس و مست مستم کن
و نگذار از لبانم عشق بگریزد
تنم را داغ و سوزان کن تو با حرم نفس هایت
و کاری کن که آرامش بگیرد جان بی تابم
در آغوشم بگیر این بار بی پروا تر از قبل
و بگو که مال من هستی!!



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#97 | Posted: 27 Mar 2015 22:30




در قلبم چمبره زدی
درست مقابل چشمانم
از چشمه ی کلماتم
عصاره ی جانم را نوشیدی
نوش جانت!!
و من مست آن واج با هجای صدای تو
که از لبان تو
"دوستت دارم " را
در پیمانه ی قلبم می ریخت
می گویمت :
ببوس مرا
که خیلی وقت است
از سر انتظار بوسه ات
لبانم سر آخرین حرف " آلبالو" خشک شده





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#98 | Posted: 29 Mar 2015 15:04 | Edited By: andishmand




دلم می خواهد
باز هم
باز هم و باز هم
دستهایم را در دستانت بگذارم
بسپارمشان به تو
چشمهایم را هم ببندم و سر بر سینه ات بگذارم
بوی تنم در تو جاری شود
بوی تنت در من زبانه کشد
زمزمه کنی عشق را
مهربانی را
با لبخندی
بوسه ای
ومن
مست
غرق
و خاکستر شوم
در هوای داغ با تو بودن..
در هُرم داغ نوازش نمناک لبانت
هر دو مست و هراسان شویم از شراب ناب هم آغوشی
و من غرق شوم
در دریای تمنای تنت








بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#99 | Posted: 3 Apr 2015 18:17
هر شب با بوسه اي تو را از خواب می رانم
اي عشق، من راز بو سه ها را خوب می دانم
بوسه من نه عزیزم از جنس هوس نیست
سرخی گونه هاي تو از شرم هوس نیست
بوسه من از جنس ناب شراب عاشقیست
مستي آن ، از جنس وفا و سادگیست ...




ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی
غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایـــی
     
#100 | Posted: 9 Apr 2015 00:22
آسمان گفت كه امشب ، شب توست
سرخي صورت گل ، از تب توست
آنچه تا عشق مرا بالا برد
بوسه گاهيست كه نامش لب توست




ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی
غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایـــی
     
صفحه  صفحه 10 از 24:  « پیشین  1  ...  9  10  11  ...  23  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک ) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites