تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )

صفحه  صفحه 12 از 24:  « پیشین  1  ...  11  12  13  ...  23  24  پسین »  
#111 | Posted: 3 Jun 2015 11:18




نـفـــــــس بـکش مــــــــــــرا ...
غـرق ميشـود اين انـدوه در پس بوسـه هاي وحـشــي ات
من عاشـقـي ام را درست همين جــا ميــان بـــازوان تـــــو ميخواهم ! عميق نـفـس بکش تـن تـشنـــــه ام را ...
هوس کرده ام مسـت شــوم با طعـم دستــانت !
دسـتـــــــانت ...
محـکـم تـرين چـيزي که ديــده ام ...
نـزديک تــر بيـــا !
سـايه شو بَــــر نــااميـدي هاي اين مرد !
من صداي نـفـس هاي عاشق تـــو را به بـي نقص تـرين سـمفـونــي ها نمــي فروشــم....
عطـر دلتـنگـي هـايت هـر روز مشـــام احسـاسـم را تحـريک ميکند.. حـتــي اگــر ...
لابـه لاي غرور زنان ات پـنهانـش کنـي ...
نـفـس بکش اين مرد عـاشـق را ...
بگذار هرچه ميخواهند بگويند...
مـن وجـــودم را در تصاحـب دستـان تــــو ميخواهم..



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#112 | Posted: 3 Jun 2015 11:34 | Edited By: nazi220




تو در اغوشم خوابيده اى ٠٠٠
ميدانم ٠٠٠
حس ميكنم عطر تنت را ٠٠٠
بزار بگويند ديوانه ام ٠٠٠
تو نيستى ٠٠٠
اما من تو را حس ميكنم ٠٠٠
تو را هر شب در اغوش ميكشم ٠٠٠
در رويايم بوسه بارانت ميكنم ٠٠٠
با هم عشق بازى ميكنيم ٠٠٠
تو هستى ٠٠٠
تو را لمس ميكنم با بند بند انگشتم٠٠٠
هر چند در خيالم ٠٠٠
اما من هر شب با يادت ٠٠٠
در خيالت ٠٠٠
به رويا ميروم ٠٠٠
بگذار بگويند ديوانه ام



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#113 | Posted: 21 Jun 2015 18:03




چگونه می شود آنشب شود فراموشم؟
شبی که برف تنت در حیاط آغوشم...

نشست و چای لبانت چنان مرا دم کرد
که سالهاست پس از رفتن تو می جوشم

شبی که فاصله صلح تن به تن با تو
بجز حریر لباست نبود و تن پوشم

همان شبی که نفس در نفس گره می خورد
و دار قالی مویت رسید تا دوشم

شبی که هر نفسش عمر جاودانی بود
عجب! که خاطره اش کرده باز بی هوشم

اگر چه رفتی و من در کویر تنهایی
به یاد مستی آنشب سراب می نوشم

هنوز هم که هنوز است خواب می بینم
نشسته برف تنت در حیاط آغوشم






بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#114 | Posted: 26 Jun 2015 20:10 | Edited By: andishmand




لواشکانه به دندان نشسته ای جانم
بگو که دل بکنم از تو یا که دندانم

تمام مزه دنیا به ترشرویی توست
فدای تنگی خلقت لبان خندانم

چه خوب،آمدی امشب ،که مانده بودم باز
چگونه این دل درمانده را بپیچانم

زغال چشم سیاه و دوسیب گونه تو
بساط عیش مهیاست پای قلیانم

خمیر بوسه ورآمد سخن بگو با من
که تا تنور لبت گرم شد بچسبانم!

به دکمه دکمه پیراهنت قسم هر شب
به یاد صبح تنت تا سپیده بارانم

اگر چه چشم پر از خواب و جاده هموار است
به شوق سیب لبت تا بهشت می رانم!









بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#115 | Posted: 2 Jul 2015 00:32 | Edited By: nazi220




امشب
واژه ها سوی تو پر می زنند
بگو با عاشقانه هایم چه میکنی؟
وقتی که من
نشانی ات را به قاصدک ها بدهم!
ای کاش بدانی با آمدنت
غرق شکوفه می شود دست هایم
میدانی؟
چشمهایم را
کوک کرده ام روی نبض نفس هایت
و برای تمام نفس هایت
در ساعت عاشقی
شعر خواهم نوشت
آرامش شمعدانی ها
تعریف چشمان توست
وقتی هرم نگاهت
به احساسم لبخند می زند
بیا راحت جانم
دستانم گرمای دستان تو را کم دارد
و طراوت عطر تن ات
مرا سرشار از خاستن میکند
باران تویی
و آغوشت
تکراری از تازگی هاست

و من
آهویی آرامم
در این احساس ناب
همین
درست همین فاصله ی چند وجبی
بین بازوانت
امن ترین جای دنیاست



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#116 | Posted: 2 Jul 2015 01:29




در نزهت سواحل چشمان آب ات
مرغات نازپرور عصمت
آزرمگین به روی گیاهان آبزی
نشسته اند

بس آیه های پاک نجابت نوشته اند
ای خوب تر ز گل
ای پاک تر ز جان
یک شب مرا به ساحل چشم و لبت بخوان



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#117 | Posted: 2 Jul 2015 21:57 | Edited By: andishmand




چه شود به خلوت خود اگر، به شبي سيه بكشانمت
نه گلاب وگل، كه به مقدمت، دو سه جام مي بفشانمت

در خانه ببندم و پرده ها، بكشم به پشت دريچه ها
كه كسي نبيند و جامه ها، بدرانيم! بدرانمت

فكنم، فكني همه در شرر، كه چو كفر و دين همه سر به سر
بشوند شعله و شعله ور، پس از آن بسي بستانمت

ز تنت به بوسه‌ي بي امان ،زتو جان و جان بدهم به تو
كه چنانكه از تو چشيده ام، زتن و زجان بچشانمت

چو بجز من و تو و جز هوس، به سرا، نه شيخ و نه هيچكس
زپي تو همچو گذشته ها، بدوم من و، بدوانمت

تو چو آهوان گريز پا، چو پلنگ تشنه من از قفا
برسم كه كشًم ترا و ولي، نكًشم به بر بٍكشانمت

چو درخت ميوه‌ي باغ عدن، بكشم به برتن نازكت
ونهان ز ديده‌ی باغبان، بخمانمت بتكانمت

چو زميوه هاي تو خسته شد، لب و دست و ديده ي تشنه ام
بنشينمت به مقابل وبه هزار واژه بناممت

گل من دلم ،دل من گلم ، عسل و گلاب و مي و هلم
مه و موج و كشتي و ساحلم، چه بگويمت چه بخوانمت

تو بگو چگونه بنوشم از، نه لبت، دو چشم سياه تو
كه تو بيكرانه به حسني و من ناتوان نتوانمت

تو بگو كه چگونه ميتوان، به نهايت تو رهي گشود
مگر آنكه ز راه «وفا» شبی، بشناسمت، و بدانمت



" اسماعیل وفا یغمائی "




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#118 | Posted: 4 Jul 2015 15:25




از سراپای تو میگذرم
و از بازارگمشده در زمان عطاران
گیسوانت عطر تالابهای شب را میپراکند
لبانت بوی انارو شعله ولعل،
بناگوشت شمیم غنچه ای بی نام که پروانه ها
نامش را مخفی کرده اند
وپستانهایت
رایحه ی ترنجستانی وحشی
که تنها بادهای داغ باغبانش بوده اند
و بگذار پس از این تنهاسکوت از تو سخن بگوید

***
غبار آلوده مدیحه سرای سربازانی بوده ام
که چون بر خاک افتادند
شمشیر دشمن را در سینه داشتند
و دشنه ی دوست را بر دوش
از شهرها و شعبده ها و شهریاران گریخته ام
خورشید فرو رفت و ماه بر آمد
عریان شو و بیارام تامدیحه سرای تو باشم




" اسماعیل وفا یغمائی "





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#119 | Posted: 6 Jul 2015 21:27




آغوش تو چقدر می آید به قامتم
در آن به قدر پیرهن خویش راحتم

می پوشمت که سخت برازنده ی منی
امشب به شب نشینی خورشید دعوتم


خوشوقتی صدای تو از دیدن من است
من هم از آشنایی تان با سعادتم!

با خود تو را به اوج _ به معراج_ می برم
امشب اگر به خاک بریزد خجالتم

بازار شام کن شب مان را به موی خود
بگذار دیدنی بشود با تو خلوتم

بر شانه ام گذار سرانگشت برف را
کوهم ولی تمام شده استقامتم

من سیرتم همان که تو می خواستی شده
لب تر کنی عوض شود این بار صورتم!

جنگیدم و به گنج تو فرمانروا شدم
این است از تمامی دنیا غنیمتم

با من بمان که نوبت پیروزی من است
چیزی نمانده است به پایان فرصتم




آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#120 | Posted: 8 Jul 2015 12:13 | Edited By: andishmand




اگر تمام تنت بوسه میشد
و تمام تنم لب
و اگر تمام تنم بوسه میشد
و تمام تنت لب
شاید، میتوانستم ببوسمت
ودریغ از لبان ناتوان من
و ابدیتی که توئی....








از یک بوسه هزار باغ گل میشکفد
هزار دریا
هزار رود
و هزار پرنده آواز میخوانند
از یک بوسه
هزار دریچه باز میشود
و هزار افق
اگر آن بوسه از لبان تو باشد
و اگر آن بوسه بر لبان تو باشد
و اگر آن بوسه از آن من باشد...




" اسماعیل وفا یغمایی "






بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 12 از 24:  « پیشین  1  ...  11  12  13  ...  23  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک ) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites