تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )

صفحه  صفحه 13 از 24:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  23  24  پسین »  
#121 | Posted: 8 Jul 2015 11:54




نشسته برف تنت بعد سال ها به تنم
یخ تو باز شد آخر از آتشی که منم

تو در کنار منی عشق کار خود را کرد
رسیده لحظه ی شیرین با تو ما شدنم

نمی شود که بر این لحظه نام بوسه گذاشت
نزول آیه ی لب های توست بر دهنم

تمام شهر به دنبال نام عطر منند
گرفته بوی تو را تار و پود پیرهنم


محمد رفیعی



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#122 | Posted: 8 Jul 2015 12:16




قصه از طعم دهان تو شنیدن دارد
خواب ، در بستر چشمان تو دیدن دارد
وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم
دست در دست تو هر کوچه دویدن دارد
تاک ، از بوی تنت ، مست به خود می پیچد
سیب در دامنت احساس رسیدن دارد
بیخ گوش تو دلاویزترین باغ خداست
طعم گیلاس از این فاصله چیدن دارد
کودکی چشم به در دوخته ام ... تنگ غروب
دل من شوق در آغوش پریدن دارد
"بوسه" سربسته ترین حرف خدا با لب توست
از لب سرخ تو این قصه شنیدن دارد...


اصغر معاذی



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#123 | Posted: 10 Jul 2015 00:27




من نرفته ام
آخرین جرعه را نگاه کن
تلا لو جام از من است
با من باش
تا شبهای سرد سپید را
با تن پوش اندام تو گرم کنم
تا فقر آغوشم را
به میهمانی حرارت و عشق بیاورم
من نرفته ام
در انتظارم
تا بیائی
و آخرین جرعه ی این جام تهی را
تو بنوشی



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#124 | Posted: 10 Jul 2015 11:16




هر مرد که پس از من ببوسدت
بر لبانت
تاکستانی را خواهد یافت
که من کاشته ام!



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#125 | Posted: 10 Jul 2015 17:36




دست های من پرده های هستی ی تو را از هم می گشاید
در برهنه گی بیشتری می پوشاندت ،
اندام به اندام عریانت می کند دست های من ،
و از پیکرت
پیکری دیگر می آفریند ...





بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#126 | Posted: 15 Jul 2015 21:03




ﺩﻟﻢ ...
ﻣﺮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ
ﺧﻂ ﺑﺮﯾﻞ ﺑﺪﺍﻧﺪ
ﻓﺼﻞ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ
ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ
ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼ ﺍﺩﺑﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﮐﻨﺪ
ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﺑﺎﺯﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻭ
ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﻨﻢ
ﭼﺸﻤﺶ ﺷﻮﻡ
ﻋﺼﺎﯾﺶ
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﺷﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ
ﺍﺯ ﻗﻠﻢ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﻡ



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#127 | Posted: 15 Jul 2015 22:02




ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻫﻮﺱ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ!
همه میگویند زن حیا کن
ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻫﻮﺱ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫﻮﺱ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ
ﻫﻮﺱ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ
ﻫﻮﺱ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ
ﻫﻮﺱ ﻋﻄﺮ ﺗﻦ مردانت
هوس داغی نفست
ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﻮﺱ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ!
ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﻓﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮﺍﻡ ؛ عاشق هوس با تو بودن..!



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#128 | Posted: 15 Jul 2015 23:31
لب به لب مهمانی ات را با سکوت آغاز کن
از کنـــایه دست بــردار و فقـــط ایجــــاز کن

دعـوتت را فــاش کـــن پیغمبـــر زیبــــای من
وحی شو بر قلب من افشای هر چه راز کن

عطر دستت سطح میز شام را پر کرده است
شمــع را روشن بکن تکمیــل این اعجــاز کن

فرصت پروانگی مابین دستانمن است
در فضــای تنگ آغـــوشم بیــــا پرواز کن

لامپ را خاموش کن حالا که شب آغاز شد
چشــم هایت را ببند و دکمــه ها را بـاز کن




بنیامین پورحسن




تو ماه ی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
     
#129 | Posted: 16 Jul 2015 08:49




به قبله ام
که سرگردانِ یک نگاه توست قسم ایمان می آورم
به شیطانی که در چشم های تو می خندد
حرام می کنم خواب بی تو را
پناه می برم به آغوش بخشنده ات
و از آیه ای که بر لبهای تو نشسته است
هزار سوره تفسیر می کنم برای دوست داشتنت..
.
.
.
ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﮕﯿﻪ ﺷﻬﻮﺕ ﻭ ﻟﻤﺲ ﺗﻦ ﺗﻮ
ﺗﻮ ﻭ ﺻﺪ ﻣﺴﺘﯽِ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺩﻩ ، ﻟﺒﺖ ﺑﺮ ﻟﺐ ﻣﻦ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺖ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ ! ..... ﮔﺮﺩﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ




آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#130 | Posted: 16 Jul 2015 11:35
به نوبرانه ی لب در اوان فروردین
به چشم بی پدرت این ستمگر بی دین
به زنده رود سرازیر از شیار تنت
به اصفهان پر از نقش زیر پیرهنت
به دست های لطیفت که منبع رویاست
و مرتع و وطن و خاستگاه آهوهاست
به آن قبیله ی کولی که در تنت مخفی ست
به چتر صورتی ات که , نماد هم سقفی ست
به گازهای غلیظی که از لبت دادی
و ناگهان به دلم اتفاق افتادی
به انفجار بزرگی که در سرم بودی
و کشف تازه ای از بعد دیگرم بودی
به کشف کشور بکری میان بازوهات
و یک سپاه مسلح به تیغ ابروهات
به حمله های شبانه به سمت
احساسم
و جنگ کردن و فتح نقاط حساسم
"هویج" وسوسه ات با "چماق"اخلاقت
هزار بار بریدن ...... و نقطه از سر خط
به رد قرمز ماتیک روی ته سیگار
به کافه ای که تو را زار می زند هر بار
به قبض و بسط مداوم میان خاطره ها
به پرسشی که ندادی جواب اینکه چرا....؟
به زور این همه اغواگری , به نامردی
خلاصه اینکه مرا خوب عاشقت کردی !!


بنيامين پور حسن





تو ماه ی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
     
صفحه  صفحه 13 از 24:  « پیشین  1  ...  12  13  14  ...  23  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک ) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites