تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک )

صفحه  صفحه 14 از 24:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  23  24  پسین »  
#131 | Posted: 16 Jul 2015 15:52
فرصت بده یک جرعه از آن جام بگیرم
تا خاتم ارباب غزل نام بگیرم

سعدی به خدا لنگ بیندازد اگر باز
از دفتر چشمت غزلی وام بگیرم

موجم که هوای تو مرا می برد از خویش
تا بر لب آغوش تو آرام بگیرم

حبس ابد عشقم و دلخوش که هر از گاه
از قاصدک " ناز " تو پیغام بگیرم

دست تو و دامان من ای مرگ‎ ‎؟! بعید است
کافی ست که یک بوسه از او کام بگیرم !

کمال الدین علاءالدینی




تو ماه ی و من ماهی این برکه کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی
     
#132 | Posted: 17 Jul 2015 11:55 | Edited By: nazi220




تمناي آغوش وحشي
لذت لمس گناه
وسوزش خيانت بوسه...
تو در کجاي احساسم جا مانده اي
از من چه ميخواهي؟
عشق در من لال
هوس در من کور
احساس در من کر است
با تو از چه بگويم
وقتي ميسوزم از التماس
پيچش پيچک وار تن هايمان
وقتي ديوانه ام ميکند حس خيسي تنت
در عشق بازيمان.....

تو در کجاي احساسم جا مانده اي؟
لمس گناه ميخواهم برگرد!!!



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#133 | Posted: 17 Jul 2015 11:57




لخت و هوس انگیز
روی آینه دراز می کشی
که به خودت چسبیده باشی،
تنهاخور؟!
پس سهم من چه می شود؟!
سیب سرخ برای دست چلاق حیف نیست؟!
ای کاش، من هم یک آینه بودم
ولو سرد و مات و مبهوت
نه مثل حالا
داغ و پر جنب و جوش!
بر آینه حرام باد
لذت همآغوشی با تو !






بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#134 | Posted: 18 Jul 2015 08:10 | Edited By: nazi220





ﮔﺎﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎﺭ ﺳﮓ ﻫﺎﺳﺖ
ﻭ ﺍﻣﺎ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺕ ...
... ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻢ ﮔﺎﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎﺭ ﺳﮕﻬﺎﺳﺖ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺳﮕﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
.
.
.
امشب...
پایان یك هم آغوشی ست...!
در دریای تن تو...!
...
چشمانت را ببند...!
این شعر صحنه دارد!!!



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#135 | Posted: 18 Jul 2015 08:18 | Edited By: nazi220




ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﻱ ﻧﺎﺏ
ﺑﻮﺳﻪﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺷﺘﺎﺏ
ﺁﺏ
ﺗﺸﻨﮕﻲ
ﺁﺏ
ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ..
.
.
.
باور کن خدا هم به تماشا می نشیند وقتی من بینِ سینه هایت
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــام
میشوم
.
.
.
شـکــ نکن
تــن عریــان تو میتوانــد
ملک دستــ هایــی سلطه جــو نباشد
بلکــه نــاجی روحــی
خسـته ولــی عریــان مردی باشد
کـه در خـــود همیــشه تســلیم توست.



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#136 | Posted: 19 Jul 2015 09:53




میدانی از سر شب ثانیه ها را میشمارم
برای اغوش نیمه شبت
لعنت به این ساعت دیواری که به کما رفته است
.
.
.
لبان خشکم عطش لبانت را دارد
کامی بده تا سیراب شوم
از بوسه هایت.......!
.
.
.
دستهایت که اندامم را لمس میکند
زنانگی ام،
اولین چیزی است که به آن می بالم
بفهم مرد..



آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#137 | Posted: 19 Jul 2015 10:39




کلافه کرده هر شبم ، کلاف بوسه های تو
معاف می شود لب از عفاف بوسه های تو

لبم که در کشاکش لب تو داغ می شود
ترک دوباره می خورد بوسه های تو

به چشمه بلوغ بوسه های مبتذل گلم
رها نمی کند دلم طواف بوسه های تو

در این وصال نقره ای به حرمت تو مانده ایم
من و غزل ، به اعتراف بوسه های تو

به شانه های خسته شکست خورده ات قسم
لبم گریز دارد از مصاف بوسه های تو








بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#138 | Posted: 19 Jul 2015 10:55




عشق یا خواهش تن ؟
تن من، چون تن یک بید در باد !!!
حال عشق باشد یا خواهش،
چه فرقی دارد ؟
وقتی این دل نه هوس می داند
و نه بویِ خوشِ عشق
به من بیاموز
عشق را و خواهش تن را
بگذار با وجب به وجب معجزه تن تو آشنا شوم
و بر خود بلرزم
شاید فقط یکبار
امـــا
یکبار برای همیشه




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#139 | Posted: 20 Jul 2015 14:43




ﺳﺠﺎﺩﻩ ﭘﻬﻦ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽﺍﯾﺴﺘﻢ
ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻗﺒﻠﻪ ﺗﻦ ﺗﻮ
ﻣﻦ ﻭﺿﻮ ﺑﺎ ﺷﻬﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﻮ
ﺑﻮﺩ
ﻣﺤﺮﺍﺏ ﺷﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﯿﺎﯾﺸﻢ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﻌﺒﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻤﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺳﺠﺪﻩ ﻧﺸﺴﺖ
ﻭ ﻟﺐ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﺗﻮ ﮐﺸﯿﺪ
ﺷﮑﻮﻩ ﻫﻮﺳﺖ ﻣﻮٔﻣﻨﻢ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻋﺎﺷﻘﯽ
ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻡ
ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺬﺕ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﯿﺮﻭﻧﻢ ﻧﮑﻦ ﺣﻮﺍ




آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#140 | Posted: 20 Jul 2015 23:46 | Edited By: andishmand




هیچ می دانستی ؟
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ
ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ
ﮐﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﺴﻞ
ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ...
و اما ...
تنت...
سفره گناهان من است؛
دستهایم را از رستگاری شسته ام
و دل در ناله های حرام تو بسته ام
بی پروا بگستر سفره رنگین تنت را...
که این گرسنگی..
بی پروا پنجه در گلویم انداخته..




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 14 از 24:  « پیشین  1  ...  13  14  15  ...  23  24  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Naked Lyrics | اشعار برهنه ( اروتیک ) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites