خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

شاعران تاجیکستان


صفحه  صفحه 7 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7
sepanta_7 مرد #61 | Posted: 12 Apr 2016 18:23
کاربر

 
« شهر خورشيد »





شهر خورشيد همان رمز خراسان شماست
جام جم آيتی از گردش عرفان شماست

هست در خاتم ايام خطوط ديگری
خضر نوروز به تدبير سليمان شماست

خط روشن ز لب سرح شفق می جوشد
اين تبسم اثر طالع دوران شماست

سينه صاف شما مکمن سينای شما
بوی ريحان شما خود اب ريحان شماست

نرم پيچيده به دستارچه مهر ازل
دل رحمين شما نسخه قرآن شماست

هيچ کس سلطنت جم ز شما وانستد
عشق و عرفان شما هست که ايران شماست

سنگ کُهسار شما خاتم حکمت دارد
لَخش تا وخش همه جلوه يزدان شماست

تا نبستيد به هم شهپر پرواز خرد
کنج يمگان شما ساحت يونان شماست

ای که از نور شما چشم مرا بينايست
جگرم پاره ای از لعل بدخشان شماست
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #62 | Posted: 12 Apr 2016 18:24
کاربر

 
« ای به دل شکستنم از همه دلیرت »





ای به دل شکستنم از همه دلیرتر

از ستاره دورتر از طلوع دیرتر
هرچه باشتاب تر از تو دور می شوم

می شوی تو چون نفس باز ناگزیرتر
در دلم زمان زمان می شود غمت جوان

هر قدر که می شود روزگار پیرتر
از حریر باستان پیرهن به تن کنی

بوستان باستان هست دلپذیرتر
خواستم به بال تو از همه رها شوم

گشته ام به چنگ تو از همه اسیرتر
گرچه در ستمگری از همه فراتری

گرچه در فریفتن از همه هژیرتر
ای الهه سخن جام جان نواز من

نیست از تو شهد تر نیست از تو شیرتر
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #63 | Posted: 12 Apr 2016 18:24
کاربر

 
« هیچ اندوه غریبی ز خیالم نرود »





دست دل دامن حق – دست غمت دامن دل

همچو پیراهن یوسف شده پیراهن دل.
در ز فولاد نهادی و ببستی ز درون

بس نبودت مگر ای آیینه رو آهن دل؟
بود ایا که دمی خلوت نازت شکنی؟

مایۀ ناز چه کم داشتی از مأمن دل؟
گه به دریا بزند گاه در آتش راند

شهسوار غمت از پا فکند توسن دل.
هیچ اندوه غریبی ز خیالم نرود

جاودان داده ام از دست مگر میهن دل؟
برف با باد کشد بال به روی دل من

آه پر می کشد از آبشده آهن دل.
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
alireza1010 مرد #64 | Posted: 1 Apr 2019 01:48
کاربر
 
فرزانه خجندی

چون جزيره ي بي كس خو كنم به خاموشي

شهرتم به پابوست آيد اي فراموشي!


لذّّتي ست تنهايي، لذّّتي كه دريابي

بعد از آن نمي خواهي لذّّت هماغوشي


چون فلك نمي خواهم جامه ي ريا پوشم

از چنين قباي نحس به بود كفن پوشي



مي كشد دل نازك مرده ی محبّت را

زين وظيفه ي وزنين كی دهی سبك دوشي


گفتي ام؛ نمي داني طعمِ سيب ِممنوعي

كز دكان شربت ها آب سيب مي نوشي


شش جهت مخنّث شد زير چرخ بدگوهر

از كه مي توان جُستن مردي و سياووشي
      
صفحه  صفحه 7 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / شاعران تاجیکستان

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا