خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات /

Leila Otadi | لیلا اوتادی


صفحه  صفحه 2 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین »
sepanta_7 مرد #11 | Posted: 1 May 2017 16:09
کاربر

 
اشک شمع






جشن شب نشینی ام
نیمه شده است
شهر را رنجاندی
روز رسوایی تو
آمدنی ست ...!
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #12 | Posted: 1 May 2017 16:23 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
گل های نقره ای باغ تو







با خودم آشتی ام
باشی یا نباشی
حالم خوبست
هر روز صبح که بیدار می شوم
از باغچه ات
گل می چینم
خودم را گگول می زنم؟
عشق را؟
نمی دانم...
هر صبح از باغچه ات
گل می چینم
گل های رنگارنگ
نقره ای یا مشکی
شاید اصلا بی رنگ ...

در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #13 | Posted: 3 Jun 2017 19:25
کاربر

 
مثل هر شب نه






مثل هر شب نه
اما شب بود
در اتاقی
به اندازه ی تنهایی من
پیش رو آینه ، پروانه ی من بود
شوق دیدار تو آن شب
آتشی بود که در خانه ی من بود
چشم من خیره به دربود
آینه خیره تر از شمع
به تنهایی من
مثل هر شب نه
اما شب بود ...
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #14 | Posted: 3 Jun 2017 19:33 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
بدرقه






شاید اگر حرف دلم را
از چشمانم نمی فهمید
حال و روزم طور دیگر بود
ای کاش حالم را نمی پرسید
این طور بهتر بود
می رفت ،
بر می گشت ،
می رفت ،
بی برگشت ،
خندید!
پشت سرش بودم
آسمان بارید ...
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #15 | Posted: 3 Jun 2017 19:38 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
حال نو






مست بودی
وقتی چشم من باران بود
خنده بودی
وقتی
آسمان گریان بود
حال من نو شده است
چشم من جور دیگر می بیند
آسمان می خندد
گوش کن !
وقت پشیمانی توست ... !
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #16 | Posted: 3 Jun 2017 19:45 | Edited By: sepanta_7
کاربر

 
کوچه های بی تو






ماه شاهد بود
آن شب
در کوچه ی ما
راه می رفتی
کاج های بی کار
پنجره ، در ، دیوار
همه شاهد بودند
راه می رفتی
آن شب
کوچه
مهمان تو بود ...
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #17 | Posted: 3 Jun 2017 19:54
کاربر

 
حوریان






پرم از تو
پرم از باور زیبای بهشت
چشم در چشم
و بهشتم شاید
که برکه ای داشته باشد
پر ماه
چشم زیبای تو
ای ماه
که از دور به من می نگری
پرم از باور زیبای بهشت
دست بر شانه ی تو
و بهشتم شاید
پیوند قسم خورده ی تاک است و شراب
و شراب
وقت بوسیدن توست !
ای که بوسیدن دست تو پلی ست
تا بهشتی که تویی !
در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #18 | Posted: 16 Jun 2017 12:41
کاربر

 

بازیچه





مرا
هوای خیال تو به این سو آورد
انتظارم را
روی چمن باغچه ی کودکی داشته ای
تا پر بکنی و فووت کنی

...

قاصدک
پر بزند
با پری کمتر از شکلی که بود

...

کودکی می جهد و می گیرد
قاصدک را با دست
آرزو می کند :
ای کاش همان کودک اول ، خودش بود
تا پر قاصدکش کنده نبود ... !





در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #19 | Posted: 16 Jun 2017 12:45
کاربر

 

عکس ماه





طلوع می کنی
تو می شوم
صبح می شود
در خانه
گل به گل شکوفه می شود
باغچه نو می شود
شب
کنار پنچره ،
باغچه ،
خیال توست ...



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
sepanta_7 مرد #20 | Posted: 16 Jun 2017 12:48
کاربر

 

عشق





عشق
شاید
زورقی باشد
که موج
او را از تو می گیرد



در دو چشم تو نشستم
به تماشای خودم
که مگر حال مرا
چشم تو تصویر کند
      
صفحه  صفحه 2 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Leila Otadi | لیلا اوتادی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا