تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها  
گفتگوی آزاد سکسی

تو بچگی كسی به شما تجاوز كرده؟ (چه پسر چه دختر) چه تاثیری تو زندگی شما داشته

صفحه  صفحه 3 از 13:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  13  پسین »  
#21 | Posted: 1 Sep 2011 07:14
میهمان


سلام
يه بار سوار بي ار تي بودم كه يه پير مرد اومد جلوم وايستاد يه ايستگاه كه رد شد شد حس كردم دستش ميخوره به شوشولم گفتم شايد تكون اتوبوس باعث شده بعيد اين كارو انجام بده اما ديدم نه كم كم داره ميماله فهميدم ميخواره آروم در گوشش گفتم كه ميخواي در بيارم راحتر بمالي ديدم هفت رنگ عوض كرد يه دوتا فحسش آبدارم بهش دادم تا اتوبوس وايستاد فرار كرد
     
#22 | Posted: 16 Oct 2011 11:27
میهمان


سلام.من بچه كه بودم نمیدونم چون خشكل بودم اینجوری بود یا بدنم جذاب بود، چون خیلی ها دوست داشتن باهام سكس داشته باشن.یه همسایه داشتیم كه بیشرف هی با كونم ور میرفت.منم كه حالیم نبود.چند تا از فامیلامون كه هم سن و سال خودم بودن هرموقع همدیگرو میدیدیم میرفتیم یه جای خلوت و شروع میكردیم به حال كردن.تو مدرسه پسرایی كه از من بزرگتر بودن هی بهم بیشنهاد میدادن و هی میومدن خودشونو بهم میچسپوندن.
هیچوقت به روی خودم نیاوردم ولی از همون 6 - 7 سالگی من شروع كردم به ور رفتن با خودم.از همون سن علاقه عجیبی داشتم كه برده و نوكر خانوما باشم.
هرچی دستم میرسید میكردم تو كونم.اولین بار یكی از فامیلامون منو كرد.
یكی دو بار اتفاق افتاد ولی بعد هردو پشیمون شدیم و دیگه تا امروز به روی خودمون نیاوردیم.ولی من الان با حدود 32 سال سن كونمو حسابی گشاد كردم.و دیگم نمیتونم جلوی خودمو بگیرم.البته بجز فامیلمون من تا حالا با هیچكس دیگه ای سكس نداشتم.و كسی از وضع من خبر نداره.
خواهشم اینه كه مراقب بچه هایی كه اطرافتون هستن باشین چون اتفاقاتی كه تو بچگی براشون می افته خیلی روشون تاثیر میذاره.
     
#23 | Posted: 6 Nov 2011 11:20
میهمان


8 یا 9 ساله بودم كه یه دختر همسایه داشتیم منا كه تنها می دید به من میگفت شو شوهر منی از من خیلی بزرگتر بود تو روستا زندگی می كردیم یه روز تابستون كه داشت از حموم عمومی برمی گشت به من گفت خسته شدم بیا كیف حمام منا بیار خونمون منم براش بردم همینطور توی راه بهم میگفت تو شهر منی وقتی رسیدیم خونه كسی خونه نبود به من گفت حالا باید تو شهر من باشی منم گفتم چطوری گفت صبر كن توی اتاق بردم و لباسام در آورد و یه كمی به كیرم ور رفت كیرم شق شد بعد خودش لباسشو در آورد اولین باری بود كه كوس دیدم و تهجب كردم كه چرا كیر نداره بعد كیر منا گرفت و هی میمالید در كوسش . هی اخ جون ، آخ جون می كرد منم بدم نیومد چون بعدش یه حالتی بهم دست داد كه نمیدونستم چیه آب ازم نیومد ولی مثل اینكه شاشم گرفته باشه همونطوری شدم . یه كمی دیگه كیرما مالید در كوسش بعد گفت برو ........ رفتم 8 سال دیگه شوهر كرده بود منم خیلی چیزا را دیگه میدونستم یه روز توی كوچه بازم داشت از حموم عمومی بر می گشت بهم گفت میایی خونمون گفتم برای چی گفت تو شوهر منی گفتم تو كه شوهر كرده ای گفت باید بیایی منم رفتم خونشون مثل همون چند سال پیش لباسمو در آورد و بعد لباس خودشا گفت بخواب خوابیدم و اون نشست روی كیرم تا اینكه هم من و هم اون حسابی حال اومدیم . حالا بعد از چن سال ماهی یكبار من شوهر اون میشم البته روستای ما دیگه چسبیده به شهر و جزئی از شهر شده .
     
#24 | Posted: 3 Dec 2011 10:19
من حدود ۱۱ سالم بود با پسر عموم که از من ۴ سال بزرگتره رفتیم تو حموم و پسر عموم شروع کرد به ور رفتن با دولم من که کلی خوشم اومده بود مال اونو دست گرفتم اونم ازم خواست کیرشو بخورم که قبول نکردم بعدش راضیم کرد یواش بچسبونه در سوراخم من هم اجازه دادم اینکارو بکنه ولی چون آب گرو خورده بود به بدنمون کیرش خیلی راحت با تف زدن رفت تو کونم ولی من هیچ حسی نداشتم تا اون کارشو تموم کرد بعدش نوبت من شد که اون قبول نکرد .
     
#25 | Posted: 3 Dec 2011 16:39
میهمان


راستش من زیاد توی انجمنهای مختلف میچرخم ولی کم پیش میاد که عضو بشم یا نظر بدم
من کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم که یکی از بچه محلامون به کمک دوتا از برادراش که از من کوچیکتر بودن
به زور به من تجاوز کرد البته فقط خودش اون هم در حد لاپایی ومن هم هیچوقت اون موقع رو یادم نمیره که توی کل زمانی که داشت منو میکرد من داشتم گریه میکردم
واقعا از اون روز به بعد احساس خیلی بدی داشتم بخصوص اینکه دوتا بچه که از تو کوچیک ترن ببیند تو رودارن میکنن
بعد از چند وقتی یه روز رفته بودم توی محله فوتبال بازی کنم دیدم یکی از بچه محله ها اومده میگه خوب تو فلون باغ حال کردی عجب گوشتی هستی وهوای ما رو داشته باش و از این چیزها
فهمیدم که اقایون رفتند ماجرا رو تعریف کردن ونمی دونستم چند نفر دیگه از بچه ها این موضوع رو میدونند وبه روی خودشون نیاوردند .
این شد که از اون به بعد زیاد تو کوچه ومیون بچه ها نمی رفتم و توی خونه هم میگفتم درس دارم ونمیرسم واز این حرفها یه جورایی منزوی شده بودم.
این موضوع گذشت تا سال دوم یا سوم راهنمایی یه خونواده اصفهانی اومدن توی محله ما . پسرای خوشگل ومالی هم داشتند بقول یکی از بچه محله ها شاه کونها بودن .
منم کم کم رفتم توی نخ پسر کوچیکه – فکر کنم پنجم یا اول راهنمایی بود - به بهانه های مختلف میخواستم کارشو بسازم که یا نمیشد یا در میرفت ودیگه حواسش جمع شده بود یه روز اومد دم خونمون واسه یه کاری که حرف وزنو کشیدم وسط وبعد یه مدت گفتم بیا بلندت کنم ببینم چند کیلویی
بلند کردن همون و کوبندنش به درو به دیوار همون واز پله های زیر زمین پایین رفتن همون
یادمه تو کل مسیر فقط جیغ میزد وافراد خونوادشو صدا میزد
توی زیر زمین گفتم یا میکشی پایین یا همینجا جرت میدم
بیچاره به گریه افتاده بود وباورتون نمیشه پاهاش از شدت ترس داشت به هم میخورد ومیلرزید هر چه قدر االتماس کرد که بزارم بره ولش نکردم میگفتم تازه گیرت اوردم کجا میخوای بری
تا اخر شلوارش رو کشید پایین ومنم کیرمو در اوردم روی اون کونه تپل وسفیدش مالوندم وچه حالی میکردم باهاش
هرچند اصلا انقدر استرس وهیجان داشتم که تا اخرش کیرم راست نشد
بعد چند وقت با یکی از دوستام که اومده بود توی محل داشتیم حرف میزدیم که اون پسر رد شد ورفیقم گفت عجب چیزیه
ومن هم توی اون لحظه واسه افه گفتم چی میگی بابا من اینو کردم ودیگه بهش نگاه نمیکنم
وبعد از اون افتادم تو سیر حیوونیت وتقریبا تا تهش رفتم دیگه واسه خودم شروری شده بودم وهر کاری بگین میکردم از دزدی وسیگار دعوا اذیت کردن پسرها انگولک کردن زنها وووو
حتی چند بار رو اقامم دست دراز کردم . تا اینکه مرگ یکی از نزدیکترین دوستام که خودم شاهدش بودم واشنایی با چند تا ادم فهمیده باعث شد دوباره بیام توی فاز ادم بودن
راستش من این مطلب رو به خاطر اون دوستمون که خاطره تلخی داشتن وبه فکر انتقام بودن اومدم وتعریف کردم
ببین عزیز ما ادم بد یا ادم خوب نداریم هممون یسری خوبی داریم یه سری بدی اما میشه گفت حالت بد یا حالت خوب داریم
اون موقعی که به من تجاوز شد حالت بدی وجود داشت ولی ادم بدی نه همینطور وقتی من به اون پسر اصفهونیه تجاوز کردم
فشار غریزه ، بلوغ زودرس ،خونواده های سطح پایین معاشرت با افراد نامناسب قربانی بودن خود طرف همه اینا باعث میشه ادم به سمت فساد وانحراف کشیده بشه ووقتی هم که وارد این چرخه معیوب بشی سالم خارج شدنت کار خیلی سختیه
من اون روز واسه اینکه احساس کردم این مساله که من اون پسر رو کردم واسه من بزرگی میاره اونو به دوستم گفتم و اصلا به فکر ابروی اون نبودم حتی بعدنا حالت ادعا وکل پیدا کرده بود این قضیه که ترتیب فلانی وفلانی وفلانی رواز پسرا یا دخترا دادم یا شده بود یه جور مرام ومعرفت که واسه رفیقمون طرف رو جور کنیم حتی از اینکه بقیه ازم میترسیدن یا حساب میبردن یه کیف بخصوصی میبردم
ووقتی هم شهوت مغزت رو پرکرد دیگه منطق واینکه طرف اذیت میشه وابرو واینها همه برات بی معنی میشه
میخوام بگم من هم قربانی بودم توی این ماجرا و هم قربانی کننده .
من خیلی کسا رو دیدم طرف قربانی میشه وبرای ابروش به خواسته هر کس وناکسی تن در میده واتفاقا اون حس بد وناخوشایندی رو که از ادم سو استفاده میشه یا اینکه ادم رو وسیله برای ارضا خودشون ببینند حس کردم
حتی کسایی بودن که دو طرفه بودن ویا توی یه زمانی یه کاری رو کردن بعد از اون کار پشیمون شدند یا توبه کردند
ولی دیگه دیره شده بوده وملت دستبردارشون نبودن
در اخر من به شما میگم این وضعیت رو که خیلی سخت والبته درد اور بوده سعی کن ضرورتی که پشتش بوده رو درک کنی وبدونی اون قربانی کننده هم خودش قربانی بوده
واگه حالت بدی رو رقم زده خودش ذاتا ادم بدی نبوده
واین عقده ونفرت رو بصورت منطقی تو ذهن وروانت حلش کن و بزارش یه گوشه ذهنت به عنوان یکی از صدها زشتی ای که توی دنیا وجود داره وسعی کن به زیبایی ها وقشنگیهایی که تو این دنیا وجود داره وخودت هم میتونی اونها رو ایجاد کنی فکر کنی ودیگه هم در پی انتقام وکینه جویی نباش
هرچند خیلی از این افراد یا حتی افرادی از جنس دختر رو من دیدم که توی یه برهه ای به سمت فساد وخلاف کشیده میشن واز سطح پایین ترین خلافها تا کثیفترین کارها رو ممکنه انجام بدن اما چندین سال بعد یا بعد از ازدواج یا بر حسب عقاید دینی یا بر حسب طبیعت انسانیشون از این حالت جدا میشن ودر کل ادمای متعادل و سالمی میشن البته همه هم اینجور نیستن وعده ای توی منجلاب کثافت وپلیدی فرو میرن ولی در نهایت عاقبت خوبی در انتظار اینها نیست
واون کسی که فاسد یا پلید یا حتی ظالم هست تخم نابودی وعامل ریشه کن شدنش توی خودش واون کارایی هست که انجام میده . البته بازم میگم اینا بیشتر اینکه علت مساله ای باشن تحت تاثیر وبازیچه شرایط نابسمان هستن .
یه خواهشی هم که از دوستان دارم اینکه توی مسایل جنسی خودتون فقط به ارضا شدن خودتون فکر نکنین به طرفتون به احساساتش واینکه چه تاثیرات وعواقبی رو برای اون میتونه ایجاد کنه حتی به طرز نگاهش به شما ودیگران هم توجه کنین .
     
#26 | Posted: 13 Jan 2012 18:55
نه والا من یه عمر شرافتمندانه زندگی کردم

من برگشتم
     
#27 | Posted: 11 Feb 2012 01:37
تجاوز و زور گیری نه... هر رابطه ای که داشتم دو طرفه و به دلخواه بوده...

من آبی ام تاجی ام اسم تیمم استقلاله
جلو تاج ایستادی واست باخت اجباره....
     
#28 | Posted: 15 Feb 2012 00:59
این کردن ها بود تو محله های ما هم اما واسه من اتفاقی نیفتاد به حمد الله !! چون خاندان ما کلآ گوریل به دنیا میایم از نظر پشم . اما بقیه رو که میدیدم این کارا رو می کردن تقریبآ مثل یک زنجیره بود . مثلآ یکی کون اون میذاشت اون یکی کون اون یکی میذاشت و به همین منوال . اونم تریپ تجاوزی صد البته . در کل بد بود و الانم هست. تو مدرسه ها و ...
     
#29 | Posted: 16 Feb 2012 18:37
وقتی ۱۳ سالم بود به پسرداییم دادم.اون ۲ سال از من بزرگتر بود.اینقد تو گوشم خوند که راضی شدم.
بار اول که نزاشتم کیرشو بکنه تو کونم اخه خیلی درد داشت.ولی احساس خوبس داشتم همین باعث شد دوباره با رضایت خودم دوباره بهش بدم.این کار ادامه داشت تا وقتی که اگه هفته ای یا ۲هفته یک بار اگه بهش نمیدادم دیونه میشدم.تا ۲۲ سالگی بهش کون دادم.فقط هم به اون کون دادم.بعدش دیگه زن گرفت و منو ول کرد.ضربه روحی شدیدی خوردم.

چي ميشد اگه اونم ميفهميد كه دوسش دارم......
(لطفا پيشنهاد دوستي ندين)
     
#30 | Posted: 19 Feb 2012 20:20
میهمان


من وقتي ٩ - ١٠ سالم بود تقريبا ، عموم منو برد جلو PC بعد منو نشوند رو پاش تا بهم عكس مدل لباس هاي مختلف رو نشون بده ، يكم بعدش بهم گفت ميخواي يه فيلمم بهت نشون بدم ؟ من گفتم آره بعد يه فيلم پورن گذاشت منم با تعجب نگا ميكردم ، اصلا يادم نميره ، يه فيلمي بود كه يه عالمه مرد و زن تو يه جزيره بودن و هم ديگه رو ... عموم يواش يواش باهام ور ميرفت بعد گفت ميخواي ماهم از اين كارا كنيم منم گفتم نه عمو ميخوام لباسارو ببينم ... خلاصه عموم با كلي وعده و اينا لباسامو در اورد خودشم شورتشو در اورد مي گقت بمالم براش منم يكم ماليدم [ از يادم نميره هنوزم قيافه كيرش ] يادمه بعدش بهم گفت بخورمش كه من قبول نمي كردم بعد فيلمه رو نشون دادكه زنه ماله مرده رو با علاقه ميخورد مي گفت نگا اينا دوس دارن ، منم كه بجه يكم زبون زدم اصلا حس خاصي نداشتم دوس نداشتم ، ولي بعدش منو برگردوند و بزور كيرش و كرد تو كونم من خيلي دردم ميگرفت ، اصلا نميرفت تو ، عموم هم ميگفت شل كن عمو دردش كم ميشه ، با يه عالمه توف و اينا كرد و ارضا شد بلاخره عوضي ، الان كه فكرشو ميكنم حالم بهم ميخوره ازش و الان دلم ميخواد گريه كنم ، جند بار ديگه هم همين كارو باهام كرد و تا ٢ سال بعدش تقريبا از ه موقعيتي استفاده ميكرد كثافت .
خيلي رو شخصيتم اثر گذاشت از همه عمو هام ميترسيدم حتي هنوزم اينجوريم ، هميشه ميترسم با پسراارتباط برقرار كنم واسه هيشكي نتونستم تعريف كنم اين قضيه رو نميتونم فراموشش كنم همه اون صحنه ها هميشه تو ذهنمه ، درسته كه الان ممكنه با يه فيلم پورن تحريك بشم اما هميشه ميترسم ، هميشه يادم مياد اشكم در مي اومد وقتي از كون ميكرد منو ، خيلي بد بود خيلي ...
(
     
صفحه  صفحه 3 از 13:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  9  10  11  12  13  پسین » 
گفتگوی آزاد سکسی انجمن لوتی / گفتگوی آزاد سکسی / تو بچگی كسی به شما تجاوز كرده؟ (چه پسر چه دختر) چه تاثیری تو زندگی شما داشته بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2016 Looti.net. The Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites