| انجمن ها  | نظرسنجی ها |  پاسخ | جستجو | موقعیت | قوانین | آخرین ارسالها | 
Homosexuals | همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals | همجنسگرایان /

خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی

صفحه  صفحه 12 از 25:  « قبلی  1  ...  11  12  13  ...  24  25  بعدی »  
#111 | Posted: 18 Feb 2012 02:35
hamidblb:
حالا اگه اون پسر خودش خوشگل باشه و بدنش هم زیبا و کونش هم تپل و بزرگ میشه بهش بگیم الهه ی شهوت برای پسربازها یا بچه بازها یا کلا گی های فاعل

بله درسته اینو میدونم.درست هم هستش. بعضی وقتا یک حرفای میزنن بهمون که خودم خجالت میشم که مثلا یکی ازم سنش بیشتره ولی اون حرفو میزنه .مثلا طوری تشکر میکنن یا خیلی خودشونو کوچک میکنن. هر چی میگم مثلا شما چند سال ده سال مثلا بزرگترین ازم. سکس میکنیم دوتایمون لذت میبریم دیگه . ولی بازم میگن. شایدم برای اینه که نگرانن نکنه بار دیگه قبول نکنم. حالا من خودمو میگم ولی اونای دیگه .پسرای دیگه .حالا خوشگلتر باشن بیشتر مهمه براشون. من یه چیزو اینطور وقتا میگم بهشون که چیزی نگن که توی رودربایستی بمونم. میگم خب اگه سکس خوبی داشته باشین بازم میام. قبول میکنم ولی فقط خواهش میکنم اینقدر ازم تعریف نکنید . شما فکر میکنید دلیلش فقط خوشگلتر بودنه یا اینه که بازم بتونن سکس کنن و قبول بکنیم؟ ممنونم.مرسی.
     
#112 | Posted: 18 Feb 2012 21:17
pesarakxox:
شما فکر میکنید دلیلش فقط خوشگلتر بودنه یا اینه که بازم بتونن سکس کنن

سوال جالبی هست ! برايه من هم پيش اومده ولي ناراحت يا خجالت زده نشدم دليل هايه زيادى ميتونه داشته باشه ،خودتون رو بزاريد جايه طرف مقابل چي ميبينيد ؟ يه پسر خوشگل كه كون داره ناز گرد تپل سفيد اخ جون فقط ماله خودمه . با اين همه زيبايي كه اين كون داره دوست داري از دست بديش ؟ خوب نه
حالا با خودت ميگي من چي كار بايد بكنم كه اين كون ناز رو از دست ندم و حفظش كنم ؟!!
:-؟ ازش تعريف بكنم بهش بگم كه كونت از كونه زنم هم بهتره و.......
شما چي انتظار داري بگن پس ؟؟؟
دوست داري تشكر نكنن ؟ پس چي بگن بد و بيرا ؟ يا بگيرن مارو بزنن
من فكر ميكنم ما رو بعضي چيزا خيلي حساس هستيم .يكي ميكنه بدونه اين كه تشكر كنه چيزه بگه به ما بر ميخوره يكي هم اينقدر تعريف ميكنه كه عصبي ميشيم
اين نظر من بيد نظر شما چي بيد
     
#113 | Posted: 18 Feb 2012 21:57 | Edited By: hamidblb
pesarakxox:
شما فکر میکنید دلیلش فقط خوشگلتر بودنه یا اینه که بازم بتونن سکس کنن و قبول بکنیم؟

درباره ی این سوال با جواب cheshmghashang موافقم.

ولی به نظرم وقتی چیزی واقعا ارزششو داشته باشه اشکال نداره آدم خودش رو کوچک کنه و خیلی تشکر سنگین و عجیب و غریبی بکنه. در واقع به هر دو دلیل اونا از شماها تشکر خیلی زیادی میکنن. هم اینکه خیلی خیلی خیلی لذت بردن و هم اینکه خیلی خیلی خیلی دلشون میخواد که دوباره شانس سکس با شماهارو داشته باشن. منم ممنونم.

این یک حقیقته که: جگر شیر نداری، سفر عشق مرو
     
#114 | Posted: 19 Feb 2012 01:43 | Edited By: cheshmghashang
۱۷ سال داشتم ميرفتيم با دوستان در سد منجيل ماهيگيري
اشنا شديم با یک نفر که با زن و بچه اومده بود ! سر صحبت باز شد !شروع كرديم از خاطرات ماهيگيريمون گفتن . از خودش گفت برام كه متائل هست و بانك كار ميكنه و قزوینی هستش از اين چيزا !
گفتم قزوینی ها خطرناکن راسته ؟ خندید گفت اره ه ه ه از من پرسيد بچيه كجا هستي و چند سال داري من هم جواب دادم .از من پرسید شب اينحا ميمونيد گفتم نه برميگرديم پرسيدم شما مگه ميمونيد گفت اره اصل ماهيگيري شب هستش ! غروب شد ما مي خاستيم برگرديم كه به من گفت اين شمارمه هر وقت خواستین بیاین زنگ بزن تا من هم بیام .چند هفته گذشت تصميم گرفتیم بریم ماهيگيري زنگ زدم گفتم ما فردا ميايم خوشحال شد و گفت تا فردا خوابم نميبره !!
رفتیم دیدیم اونجاست .بهش گفتم خانومت کجاست گفت تنها اومدم ! با خنده بهش گفتم ای قزوینی اونم خندید .چند ساعتی گذشت گوشیشو در اورد فیلم سکسی نشونم داد !!
میخاست یه حورایی منو محک بزنه من هم گوشیمو در اوردمو چند تا عکس از کون پسر نشونش دادم پرسید عکسه کیه گفتم نمیدونم گفت واسم بفرست گفتم نه
ازش خوشم اومده بود دیدم مرده قابل اعتمادی هست ولی دوست هام اونجا بودن با خودم گفتم نمیشه بیخیال شدم .موقع رفتن رفتم پیشش واصه خدافظی به من گفت اون عکسو برام بفرست گفتم نه دیدیم ناراحت شد گفت چرا نمیفرستی ؟ ؟ گفتم امشب زنگ بزن تا بگم چرا نمیدم عکس رو !
شب شد زنگ زد چند دقیقه صحبت کردیم پرسید چرا عکس هارو نمی دادی گفتم اخه عکس ها ماله کونه خودم بود شاخ داشت در می یاورد نمیدونست چی بگه گفت باورت میشه شق کردم الان ! من هم گفتم خوابم می یاد فردا زنگ بزن اب رو ریختم رو اتیش
بقیه ماجرارو فردا تعریف میکنم دوستان الان دیر وقته خوابم گرفته
     
#115 | Posted: 19 Feb 2012 04:45
cheshmghashang:
دوست داري تشكر نكنن ؟ پس چي بگن بد و بيرا ؟ يا بگيرن مارو بزنن
من فكر ميكنم ما رو بعضي چيزا خيلي حساس هستيم

hamidblb:
به هر دو دلیل اونا از شماها تشکر خیلی زیادی میکنن. هم اینکه خیلی خیلی خیلی لذت بردن و هم اینکه خیلی خیلی خیلی دلشون میخواد که دوباره شانس سکس با شماهارو داشته باشن.

خب اینای که شما میگید درسته.یعنی اگه تشکر نکنن میگیم چرا تشکر نکردن.و دوست داریم تشکر بکنن.دیگه اینه هم لذت خیلی زیادی بردن و هم برای اینکه بازم شانسشو داشته باشن تشکر میکنن.
ولی من منظورم اینا نبودن.
منظورم این بود که تشکر بکنن برای سکس لذیذی که کردن و هم اینکه بازم بتونن بکنن و ماهم انتظارشو داریم دیگه که تشکر بکنن. بعضیا وقتی میکنن و ارضا میشن که راحت میگن خب تموم شد بلند شو برو دیگه. من منظورم اینه که مثلا وقتی پونزده سالم بود یکی که دوبرابر من سنش بود با من سکس میکرد.چه همون وقتی که داشت میکرد چه اولش که اصلا قبول کردم برم خونشون .چه اخرش که سکسش تموم میشد هم تشکر میکرد از من هم اینقدر زیاد تشکر میکرد هم چیزای میگفت توی تشکرش که لازم نبود بگه دیگه. مثلا میتونست بگه از اینکه اومدی و باهم حال کردیم خیلی ممنونم. خب همینشم کافی بود دیگه. ولی یک چیزای میگفت یا طوری تشکر میکرد که حاضر بودم دوباره با دوستاش بکنه ولی اونطوری خودشو کوچک نکنه. اون دیگه تشکر کردن نیست. خودشونو واسه یه سکس تحقیر میکنن. خب من که اومدم یا داره میکنه. یا کرده تموم شده. بهش هم قول دادم که بازم هر وقت گفت برم. دیگه چرا اینطوری خودشو اینهمه حقیر و کوچک میکنه؟
مگه یه سکس با یه پسر هر چقدر هم خوشگل باشه و لذت بخش باشه چقدر ارزش داره که یه مردی با سن بالاتر خودشو اینهمه بیاره پایین.؟ من اینو میگم که نباید این کارو بکنن. برعکس اینا هم کسایی هستن که فکر میکنن یه پسری میذاره بکننش پس وظیفه داشته اجازه بده باهاش سکس کنن.حتی وقتی که بهش میگم ابتو نریز تو. یا با کاندم بکن. توجه نمیکنه و هرکاری رو دوست داره انجام میده. اخرشم میگه پاشو برو. و انتظار داره بازم اگه گفت بگیم باشه.خب اون پسر حالا خیلی هم خوشگل باشه از روی نادونیش خیال کرده اون ادم حسابیه که اجازه داده باهاش سکس بکنی. بچگی کرده نادونی کرده دیگه. وگرنه از تو خیلی خوشتیپترش بود که بذاره اون بکنتش. خب خیلی اشتباه کرده . دیگه از نادونیه یه پسر بچه نباید اون همه سو استفاده کرد و بهش توهین کرد. امیدوارم منظورمو خوبتر تونسته باشم برسونم دیگه.
     
#116 | Posted: 19 Feb 2012 17:27
pesarakxox:
دیگه از نادونیه یه پسر بچه نباید اون همه سو استفاده کرد و بهش توهین کرد. امیدوارم منظورمو خوبتر تونسته باشم برسونم دیگه.

بله اینجا مشخص شد منظورتون چی هست. واقعا درست میگین. به هر حال هرکس یه طوریه و اخلاق و رفتارش یه جاهاییش خوبه و یه جاهاییش بد. چه میشه کرد. ولی حرف شما درسته. ولی اینو هم میشه فهمید که هر دو گروه چه اونایی که خودشونو کوچک میکنن و چه اونایی که بی ادبن و پر توقع هردوشون آدمای سالمی نیستن شاید. غیبتم نمیخوام بکنم ولی فکر کنم هر دوشون یه جوری مریضن. ولی حتما تشکر در حد معقول و طوری که کاملا قدردانیشون رو به خاطر تمام لذتهایی که بردن چه از سکس چه از زیبایی شما و چه از اومدنتون نشون بده لازمه. مرسی از شما

این یک حقیقته که: جگر شیر نداری، سفر عشق مرو
     
#117 | Posted: 20 Feb 2012 20:41
pesarakxox:
اون دیگه تشکر کردن نیست. خودشونو واسه یه سکس تحقیر میکنن.

pesarakxox:
مگه یه سکس با یه پسر هر چقدر هم خوشگل باشه و لذت بخش باشه چقدر ارزش داره که یه مردی با سن بالاتر خودشو اینهمه بیاره پایین.؟

کاملا با حرفت موافقم پسرک جون... واقعا بعضیا واسه بعضی کارا که خیلی پستن حاضرن خودشونو تا اون حد پایین بیارن و خوار کنن... حالا مثلن جالب اینجاس که خودشون هم میدونن این کار زشتیه، مثلا اگه کسی بیادنزدیک یا بیاد رد شه اون دیگه از اون خرفای متملقانه نمیزنه... این نشون میده که خودش هم خجالت میکشه از این حرفا...

ازخودم بیزارم.دیگه خسته شدم ازاین همه دروغ و ریا که تو نت دیدم.از این همه درددل گفتنها و نشنیدنها.ازاین همه اعتمادکردنها و نگرفتنها. بغضم گرفته،اشک تو چشام حلقه زده.دلم میخاد زاربزنم.
خداحافط لوتی،خداحافظ فیسبوک،خداحافظ شبکه های اجتماعی،خداحافظ ای منابع دروووووووووووغ....
     
#118 | Posted: 21 Feb 2012 23:41 | Edited By: cheshmghashang
قسمت دوم

خلاصه قرارگذاشتيم كه بياد رشت همديگرو ببينيم... ! صبح بود ساعت 9رفتم سر قرار بعد از كلي اين ور اون ور گشتن پيدا كردمش ! تصميم گرفتيم بريم بندر انزلي دور بزنيم و رفتيم ......
رفتيم يه مسافر خونه يه سوئت كرايه كرديم !من رفتم يه دوش اب گرم گرفتم و خودمو اماده كردم برايه سكس با يه قزويني ! لخت از حموم اومدم بيرون داشت تلوزيون نگاه ميكرد يه سرفه كردم برگشت نگاه كرد منو خشكش زد ! رفتم دم رو دراز كشيدم رو تخت ديوونه داشت ميشود !قزويني لال شوده بود نميدونست چي بگه اومد نشست كناره تخت شروع كرد با دستهاش كونه منو مالوندن بوس ميكرد بدنمو من داشتم لذت ميبردم از اين كارش .دم رو دراز كشيده بودم بهش گفتم بكن تو كيرشو دراورد با ابه دهنم كونمو خيس كردم دستهامو باز كرده بودم گرفته بودم لبيه تخت رو! اونم داشت كيرشو ارو م اروم ميكرد تو كونم كيرشو كرد داخل نفسم در نمي اومد خيلي داشتم لذت ميبوردم اونم خوب ميكرد 15 دقيقه شده بود ابش داشت مي اومد گفت كجا بريزم گفتم داخل خاليش كن ..... بعد سكس بقلم كرد خسته شده بوديم خوابيديم چند ساعتي ...... از خواب بيدارم كرد ديدم غذا گرفته گفت بيا وقته نهاره ..... نهار رو خورديمو رفتيم رشت !دوست داشت يه دفه ديگه سكس كنيم اما من حالشو نداشتم
و اين داستان ادامه دارد
     
#119 | Posted: 22 Feb 2012 01:56
بعضی خاطره ها که توی سکس یا هر چیز دیگه اتفاق میفته خیلی شبیه همدیگه هستن. اینو که شما گفتین حالا با یکمی تغیرش برای منم پیش اومده بود.
یکبارم داشتم برای دو تای دیگه تعریف میکردم.یه خاطره بود خیلی هم جدید اتفاق افتاده بود.نمیدونم توی شهرستونا هست یا نیست ولی تهرون موتوریا هم مسافرکشی میکنن. شنیدم شهرستان نداره ازینا.منتظر تاکسی بودم که یکی از همین موتوریا اومد گفت کجا میری؟ منم گفتم کلاتو بردار ببینمت بعدا بهت میگم.اون شیشه جلوشو برداشت و خندید گفت بیا بالا بچه .نمیکنمت. تو همسن پسرمی . با خنده اینارو میگفت.بعد گفتم کجا میرم و پشت موتور سوار شدم و افتاد راه. موتوریا برا اینکه توی ترافیک نباشن خیلی از این کوچه پس کوچه ها میرن.هی سرشو میاورد عقب میگفت نگفتی چند سالته ؟ باز سرشو اورد عقب گفت اسمت چیه؟ ببینم نکنه دادیش به باد؟ من هیچی جواب ندادم.گفت ببین بچه .منم یه پسر دارم هم سن خودته . بلا سرش نمیارن؟ بهم بگو یه دفعه خیالم راحت بشه.گفتم خب اگه خوشگل باشه خودمونم نخواییم ولی خب میکننمون.
اونم بدون اینکه سوال کنه که برات اتفاقی افتاده یا نه .گفت چقدر پول میگیری ؟ منم گفتم من نمیگیرم ولی قیمتش بستگی داره دیگه. دو سه بار پشت ترافیک وایسادیم. سرشو میاورد عقب و سوال میکرد. اونایی که یادمه .پرسید همسنای منم بکننت میدی بهشون؟ گفتم خب پیش اومده برام.تا منو رسون در خونمون. و یه ده دقیقه ای اونجا ازم سوال میکرد. نگران پسرش بود.اینو داشتم تعریف میکردم. همون دوستم گفت رفتید و کرد دیگه؟ گفتم نه. اون دوستم گفت خیلی شبیه من بود این خاطره ات فقط اخرش منو برد یه جایی و ....
     

#120 | Posted: 24 Feb 2012 02:34
همیشه کسای که اهل سکس هستن اینطوریه که میرن جایی و یکی میکنتشون دیگه. ولی یک چیزی میگم فکرشو بکنید ببینید چه حالتی داره . یکی ازتون بخواد اجازه بدید که دوستش باهاتون سکس کنه. شمام قبول کنید و برید .یعنی میخواید جایی باشید که یه پسری بزرگتر از خودتون شش هفت سال بزرگتره باهاتون سکس کنه ولی نمیشناسیدش و نمیدونید کیه و سنش چنده و شکلش چطوریه و هیچی نمیدونید .فقط بخاطر دوستتون قبول کردید .
بعدش برید اونجا و ببینیتش و لباساتونم دربیارید و بخوابید ولی اون کیرش راست نشه. تا بدن شما رو میبینه و میبینه خیلی خوشگل هستید و این حالتا براش پیش میاد هیجانش خیلی زیاد میشه و جوگیر میشه و نمیتونه راست کنه و نمیتونه بکنه .شما چه احساسی دارید؟
خب دایما کمکش میکنید که کیرشو راست کنه و شروع کنه به کردن ولی اونم هر کاری میکنه نمیشه. خب میخواد اونم که شما رو بکنه ولی نتونه. امروز این اتفاق افتاد و بنظرم خیلی احساس بدیه. نظر شما چیه؟ چکار میشه کرد این وقتا؟ مرسی.
     
صفحه  صفحه 12 از 25:  « قبلی  1  ...  11  12  13  ...  24  25  بعدی » 
Homosexuals | همجنسگرایان انجمن لوتی / Homosexuals | همجنسگرایان / خاطرات همجنسبازی کاربران لوتی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List    YouTube URL  Image Link  URL Link     :up2: :laugh: :tease: :-( :up: :handshake: :winking: :flowers: بقیه شکلک ها ... 
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Contact us

Copyright © Looti.net 2009-2012.