ارسالها: 12858
#701
Posted: 12 Aug 2018 21:20
تمایل به «تغییر» از در و دیوار جامعه ایران بیرون زده است
دکتر سعید مدنی پژوهشگر مسایل اجتماعی میگوید: اگر به معترضین با اصطلاحات و واژههای زشت برچسب زده شود و سرکوب و برخورد با معترضین سیاست اصلی باشد و نهایتا تصور این باشد که معترضین وابسته به بیگانگان و عوامل خارجی هستند؛ در این صورت طبیعی است که دامنه اعتراضات گستردهتر خواهد شد. وی در گفتگو با جامعه ایرانی اعتراضات اخیر را ادامه اعتراضات دیماه میداند و معتقد است که «تمایل به تغییر از در و دیوار جامعه ایران بیرون زده است». او معتقد است: وضعیت موجود محصول سیاستهای کلان و استراتژیهای درازمدت است. اگر بنا بر این است که وضع بهبود پیدا کند باید در کل سیاستها تجدیدنظر شود و گام اول به رسمیت شناختن معترضینی است که نسبت به کل عملکرد نهادهای موجود معترض هستند.
برای اعتراضات دیماه در واقع میشود تعبیر شورش را برای آن به کار برد، زیرا این کنشهای جمعی اعتراضی جمعی هستند نسبت به وضع موجود. بنابراین بر خلاف بعضی از کسانیکه آن اعتراضات را محصول یک تعارض دوگانه بین طرفدارهای دولت و اصولگرایان تحلیل میکردند – و در واقع اعتراضات دیماه را نوعی توطئه اصولگراها علیه دولت میدانستند- تاکید داشتم که اساسا منحصر کردن اعتراضات دی ماه به دوگانه اصلاحطلبان طرفداران دولت و اصولگرایان مخالفان دولت خطای محض است. این اعتراضات جنبش نیست. همانطور که میبینید گاه شعارهای متضاد، مانند «مرگ بر دیکتاتور» و «رضاشاه روحت شاد» در اعتراضات مطرح میشود که نشان دهنده فقدان هویت متعین و روشن است. مجموعهای از عوامل باعث شده که به نقطه موجود برسیم و لذا منحصر کردن اعتراضات موجود به علل اقتصادی خطاست و میتوان گفت که خلاء قدرت و هژمونی در فضای سیاسی و اجتماعی حاکم زمینه اعتراض ناراضیان را فراهم کرده است و منجر به بروز این اعتراضات شده است.
عوامل مختلفی را میتوان حاصل این منازعات متعدد دانست. در حوزه اقتصادی موضوع خیلی روشن است: فساد و نابرابری و فقر هرکدام به صورت جداگانه به میدان منازعه تبدیل شدهاند. اعتراضات به طور قاطع زمینههای داخلی دارد. این وضعیت محصول ناکارآمدیها است و بدون اصلاحات جدی ساختاری عوامل نارضایتی و اعتراضات باقی میماند و حتی در صورت سرکوب و برخورد و کنترل اعتراضات باز در آینده اعتراضات به شکلهای دیگر بروز میکند.
نتیجه این اعتراضات منوط به نوع برخوردی است که با آن صورت میگیرد. نظام باید تصمیم بگیرد که آیا این اعتراضات را به رسمیت بشناسد یا نه
Make the REST of your life, the BEST of your life
ارسالها: 12858
#704
Posted: 13 Aug 2018 21:32
هدایای حضرت مسیح به پوتین!
بعد از پودر شدن رژیم صدام توسط آمریکا، طارق عزیز معاون صدام دستگیر شد. او در بازجوئی گفته بود که صدام در روزهای پایانی وقتی وارد جلسه کابینه میشد، اولین جملهاش این بود که «چند دقیقه پیش تماس تلفنی با پوتین داشتم و او گفت گول سر و صدای آمریکاییها نخورید و هرگز هم حمله نظامی اتفاق نخواهد افتاد و روسیه هم در کنار عراق به عنوان یک متحد خواهد ایستاد!» آمریکا حمله کرد و رژیم بعثی عراق در ۲۱ روز برچیده شد و صدام هم به زبالهدان تاریخ پرتاب شد. اما پوتین یک قرارداد نظامی ۲۵ میلیارد دلاری فروش اسلحه با صدام داشت که میبایست جایگزینی برای آن پیدا میشد. طبیعی بود که بعد از عراق، پرونده رژیم ایران در روی میز کاخ سفید قرار میگرفت و این یک فرصت طلایی بود برای آقای پوتین.
پوتین که یک عنصر اطلاعاتی امنیتی لامذهب و به روایتی ضد مذهب است، خوب میدانست و میداند که چگونه باید خواسته و کالای خود را به آیتاللهها بفروشد: در سفر به تهران و ملاقات با آقای خامنهای، در هنگام خروج از بیت رهبری در یک شگرد حساب شده میگوید: در ملاقات با آقای خامنهای، احساس کردم در محضر حضرت مسیح هستم! بلافاصله این موضوع به عرض رهبر معظم میرسد و تیتر روز خبر میشود و در یک اتفاق بیسابقه، پوتین در مسکو یک مسجد افتتاح می کند و در تهران هم یک جلد قرآن تاریخی را به رهبری هدیه میدهد. پوتین خیلی خوب شیوه بده - بستان سیاسی و ارزش کالای تملق، چاپلوسی و ریاکاری در بیت استبداد را میداند.
زمانی که در کسوت نمایندگی ملت بودم، پرونده پوتین همواره جزو کارها و پیگیریهای من بود و پنج سئوال و دوازده تذکر به سه وزیر خارجه و اقتصاد وقت هم حاصل این تلاش بود:
۱- قرارداد ۲۵ میلیارد دلاری خرید تسهیلات و تجهیزات نظامی عراق عینا به ایران منتقل و بسته شد.
۲- چگونگی طولانی شدن ساخت نیروگاه بوشهر (به مدت سی سال!) و میزان پرداخت ایران به روسها هرگز روشن نشد و یکی از اسرار نظام ماند.
۳- میزان سهم ایران در دریای خزر در سطح به ۱۱٪ و در عمق به ۷-۹٪ مورد موافقت دستگاه دیپلماسی کشور البته با دستور مستقیم رهبری تصویب شده بود که منتظر پروسه امضا و تصویب نهایی و آنهم بدون اطلاع و نظر مجلس معین شده بود.
۴- موشکهای S300 علیرغم پرداخت هزینه آن، تحویل ایران نشده است و روسیه کارشکنی میکند.
در روزهایی که نامه رد صلاحیت شرکت در انتخابات را دریافت کردم، تلویحا گفته شد که ضدیت با پوتین یکی از خلافها و از دلایل حذف من از فضای سیاسی کشور بوده است.
دکتر نورالدین پیرمؤذن، نماینده ادوار مجلس
Make the REST of your life, the BEST of your life
ارسالها: 12858
#705
Posted: 14 Aug 2018 21:58
نظراتی در ارتباط با ماجرای دریای کاسپین

خزر ۹ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی دارد که سهم ایران فقط ۱٪ خواهد بود!
آبزیان خزر و گرانبهاترین آنها یعنی خاویاری که قیمت روز آن «کیلویی سی هزار دلار» است، جزو خطچین ایران نیست! سهم آن چهار کشوری میشود که هنگام معاهده در سال ۱۹۲۱ فقط یک کشور بود که شوروی نام داشت. آیا «سهم تجزیه شدن شوروی» و روییدن سه کشور تازه دور دریای خزر را، طرف دیگر یعنی «ایران» باید بپردازد؟ از خودتان بپرسید اگر بعد از تجزیه شوروی، به جای (قزاقستان و ترکمنستان و آذربایجان و روسیه)، ده کشور کوچکتر دور خزر تشکیل میشد، آیا حالا باید خزر را به ده قسمت تقسیم میکردند؟ یا اگر فردا، ۲ کشور دیگر از بین این کشورها «اعلام استقلال» کند و به جمع ساحلنشینان خزر اضافه شوند، آیا باید این سفره پر نعمت باز هم تقسیم و «از سهم ایران» کم بشود؟
چرا ایران باید «ضرر تجزیه شوروی» را بدهد؟ چرا ما باید از «سهم بالمناصفه و مساوی» خود که در معاهدههای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ بر آن تأکید شده، به خاطر «تجزیه شوروی به جمهوریهای متعدد» بگذریم؟ معاهده ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ مرز آبی ما و شوروی را تعیین کرد! در نقشههای جهانی همیشه یک مستطیل آبی رنگ بالای ایران گذاشتند که سهم ما از معاهده خزر بود. سرزمین متعلق به دو کشور فعلی آذربایجان و ترکمنستان که در شرق و غرب مستطیل آبی رنگ ما قرار داشتند، کمی بالاتر از مرزهای آبی ایران؛ همچنان از مرزهای آبی شوروی سابق به دریای خزر دسترسی داشتهاند. منتها به اندازهای که در معاهده ۱۹۲۱ بعد از جنگ جهانی بین ایران و شوروی بسته شد. امروز یک «باریکه آبی» را خط چین کرده و به عنوان سهم ایران از خزر تعیین کردهاند! این خیانت را در قبال چه دستآوردی انجام دادهاند؟ آیا چیزی جز «واگذاری سهم ایران برای بقا در قدرت» است؟ مگر به قاجار چنین ایرادی نمیگیرند؟ چه شد که در اواخر عمرشان قاجاری رفتار میکنند؟ میدانید؟ اینکه رهبران، خائنانه ایران را واگذار میکنند تا مدتی بر مسند قدرت بمانند، درد اصلی نیست!
هرگونه معاهدهای مانند این در فردای رهایی ایران آگاه لغو خواهد شد! شخصاً (اگر زنده باشم)، منتخبان ملت را به پاره کردن معاهدههای ذلتباری نظیر «تقسیم خزر یا اجاره خلیجفارس به چین» ترغیب خواهم کرد. اگرچه روزی هزار بار تهدیدم کنند و در چنان روزی امثال من نباشیم، قول میدهم فردای «سلطنت فقیهان» و پایان استبداد دینی، تمام این معاهدههای ذلتبار لغو خواهند شد!
بابکداد (خلاصه و ویرایش)
------------------------------------------------------------------------------------
ادعای عامیانه سهم 50 درصدی ایران از دریای خزر

به تاریخ که رجوع کنیم سه پیمان حقوقی اصلی بین ایران و شوروی وجود دارد که اگر در آنها اگر اشاره ای به سهم مساوی از منابع یا چنین چیزی وجود داشته باشد، ایران می تواند به استناد آن مدعی سهم 50 درصدی از منابع خزر شود:
پیمان حقوقی اول عهدنامه ترکمنچای است که به موجب آن کشور ایران حتی حق کشتیرانی آزاد با پرچم ایران در دریای خزر را هم از دست میدهد...چه برسد به تثبیت حق استفاده از منابع بالسویه!
پیمان حقوقی دوم "عهدنامه منعقده دوستی بین دولتین ایران و شوروی"در سال 1921 هست که در آن صرفا حق کشتیرانی بالسویه در دریای خزر که به موجب ترکمنچای از ما سلب شده بود مجددا بازگردانده می شود اما اشاره ای به حق انتفاع از منابع نشده و حتی خزر "آب آزاد" محسوب شده که عملا به ضرر ماست.
متن حقوقی سوم "قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی بین ایران و شوروی" در سال 1940 است که در آن هم هیچ اشاره ای به سهم طرفین از منابع خزر نشده و تنها نکته مثبت آن استفاده از عنوان "دریای ایران-شوروی" در متن قرارداد است که آن هم از نظر حقوقی چیزی را به نفع ما تغییر نمی دهد!
در حالت عادی بر اساس حقوق بین الملل دریاها سهم هر کشور از منابع دریا چیزی بین 200 تا 300 مایل دریایی هست (تقریبا به نفع ایران و روسیه)، اما در صورت بروز مناقشه سه فرمول برای تقسیم بندی دریا وجود دارد:
فرمول اول تقسیم دریا بر مبنای طول خط ساحلی (به نفع قزاقستان با بیشترین طول و به ضرر ایران با کمترین طول ساحل)
فرمول دوم تقسیم بر اساس مساحت کف دریا (به نفع روسیه با بیشترین مساحت محصور)
فرمول سوم تقسیم به مساوات (بهترین حالت برای ایران با سهم 20درصدی)
تمام بحث ها بر سر رژیم حقوقی دریای خزر بر سر پذیرش یکی از سه فرمول بالا در جریان است که البته ایران با وجود اینکه طبق دو فرمول اول حدود 8 تا 10درصد سهم خواهد داشت و به رغم مقاومت شدید کشورهای همسایه (بویژه آذربایجان) تا کنون موفق شده تا محدوده 18درصدی مقتدرانه اعمال حاکمیت کند...
سیدسجاد طباطبایی
---------------------------------------------------------------------------------
البته در این میان، بی بی سی پیشنهاد مذاکرات دو یا سه جانبه را داده که آنهم با توجه به موضع این بنگاه خبری در مورد وقایع اخیر ایران، نظرات مخالف و موافق زیادی روبرو شده است:

Make the REST of your life, the BEST of your life
ارسالها: 7144
#707
Posted: 14 Aug 2018 22:14
سهم ۵۰ درصدی ایران از دریای کاسپین
بر پایه عهدنامه ۱۹۲۱ و قرارداد ۱۹۴۰ و توافقهای منعقده در سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۶۲ و ۱۳۶۹ دولتهای ایران و شوروی سابق که با قبول سهم مساوی در این دریای مشترک که شامل همه بخش های دریا از منابع و ذخایر بستر وزیر بستر و بحرپیمایی و بازرگانی و امنیتی را در بر می گیرد سهیم هستند.
از سویی به موجب کنوانسیون و اصول جانشینی در سال ۱۹۹۱، جمهوریهای تازه استقلال یافته از جمله آذربایجان (آران)، ترکمنستان، قزاقستان و فدراسیون روسیه بر اساس دو اقرارنامه مینسک و آلماتی، لازم الاتباع و لازم الاجرا بودن کلیه معاهدات پیشین شوروی از جمله معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ تایید کرده اند.
از آنجا که در فصول ۱ و ۲ و ۳ و ۱۱ و ۱۳ عهدنامه ۱۹۲۱ ، و در مقدمه قرارداد ۱۹۴۰ و مواد ۱۱ و ۱۳ و ۱۶ آن سهم مساوی دو دولت، معتبر و رسمی اعلام شده است بهمین خاطر از سهم مساوی و حقوق برابر با شوروی سابق نمی توان صرفنظر کرد و سهم جمهوریهای تازه استقلال یافته از شوروی سابق باید از قدر سهم شوروی داده شود نه از سهم ایران چرا که شوروی تجزیه شده است نه ایران.
با توجه به معاهدات، توافقنامه و عهدنامه های فی مابین و مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ملت ایران نباید به هیچ عنوان و بهانه ای از سهم و حقوق قطعی ومسلم ایران در دریای کاسپین که بالسویه و مشترک با شوروی سابق از آن دریاست، بگذرد. و بدانیم هر گونه تغییر در خطوط مرزی کشور طبق اصل ۷۸ قانون اساسی ممنوع است و هیچ مقام و یا دولتی چنین حقی را ندارد مگر اصلاحات جزیی آنهم با رعایت مصالح کشور که به استقلال و تمامیت ارضی کشور لطمه نزند و آنهم تنها با تصویب چهار پنجم نمایندگان ملت مجاز خواهد بود.
وطن فروش نباشیم
حسین شاه اویسی

ویرایش شده توسط: limoshirin65
ارسالها: 12858
#708
Posted: 16 Aug 2018 19:48
بیانیه «بنیصدر» درباره موارد نقض حقوق ملی ایرانیان در قرارداد بر سر دریای مازندران
امضای قرارداد بدون آنکه شما مردم کشور، اطلاع قبلی از مفاد آن داشته باشید، و حتی مجلس رﮊیم از آن آگاه باشد، نقض حقوق ملی ما است و از درجه اعتبار، ساقط است. دولت روسیه و هر دولت دیگری که با این رﮊیم نامشروع، قرارداد امضاء میکند باید بداند که امضای نماینده این رﮊیم، مردم ایران را متعهد نمیکند.
قراردادی که روز یک شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، امضاء شده، باجی است که رﮊیم به روسیه داده است. از راه اتفاق نیست که روز بعد از آن، در ۲۲ مرداد، آقای خامنهای، به پشتگرمیِ روسیه باج ستان، دم از «من حکم میکنم» زد. در حقیقت، بنابر قرارداد، تجاوزهای زیر به حقوق مردم ایران، انجام گرفتهاند:
۱- طرفداران قرارداد مدعیاند: «در قرارداد ۱۹۲۱ با شوروی سابق، صحبت از حق کشتیرانی برابر در دریای مازندران شده و از برابری در برخورداری از منابع دریا، سخنی بمیان نیامده است». آن زمان، از بهره برداری از منابع نفت و گاز در دریاها نیز سخنی بمیان نبود. وقتی، چه در قرارداد ۱۹۲۱ و چه در قرارداد ۱۹۴۰، اصل برابری بر مبنای مشاع بودن دریا پذیرفته شده است، یعنی مبنای حقوقی قرارداد این است که دریای مازندران، دریای آزاد مشمول حقوق بین المللی حاکم بر دریاهای آزاد نیست و دو طرف پذیرفتهاند داشتههای آن، مشاع هستند. بنابر قراردادی که در ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ امضاء شده است، داشتههای دریا مشاع نیستند. بنابراین، رﮊیم، حق ملی مسلمِ کشور را نقض کرده است.
۲- توضیح رﮊیم این است که قرارداد، شامل بهره برداری از کف دریا و زیر دریا نمیشود. اما قرارداد نه تنها نمیگوید حاصل بهرهبرداریهای درحال انجام، باید حق مشاع همه کشورهای ساحلی باشند، بلکه وضعیت موجود را تثبیت میکند.
۳- در قرارداد، حدود آبهای ساحلی و ماهیگیری، نیز تعیین شدهاند.
۴- مطلوب روسیه یعنی خلوتگاه خود کردن دریای مازندران، حاصل میشود.
۵- قرارداد در آن مواد که به آلودگیزدائی از دریا میپردازد، فاقد تضمین است. در عمل، آلودگیهای ناشی از بهرهبرداری از منابع نفت زیر دریا و دیگر آلودگیها، سهم ایران میشود.
امیدوارم که کارشناسان، قرارداد را موضوع نقدی همهجانبه قرار دهند و مردم ایران را از تجاوزهایی که بنابر این قرارداد به حقوق ملی آنها شده است، آگاه سازند.
Make the REST of your life, the BEST of your life
ارسالها: 12858
#710
Posted: 16 Aug 2018 23:21
کدام بازی را باختیم؟
گزارش های گوناگون به گوش می رسد. خزر پنجاه، خزر بیست، خزر یازده و ... همه در اندیشه اند که باختیم. گویی همین سه روز پیش سوت آغازین بازی را زده اند و پس از چند روز ماتم گرفته ایم که چه بود و چه شد. اگر بپذیریم اینجا واقعا باختی در کار بوده است، ریشه در گذشته دورتری دارد. روزی که چند بیسواد حکومتی بی توجه به نام باستانی و حتی نام کنونی اش در جغرافیای جهانی، دریای کاسپین Caspian sea را به دریای خزر شناساندند. اما این تمام ماجرای بازی بد ما نیست.
هنوز چند ماهی از دگرگونی سیاسی-اجتماعی موسوم به انقلاب پنجاه و هفت نگذشته بود که در فوتبال سیاست خارجی، نخست فورواردهایمان به لبنان و مراکش (جبهه آزادیبخش پولیساریو) رفتند. چندی پس از آن هافبک هایمان راهی سوریه شدند و به پیگردش دفاع آخرمان خودش را درگیر عراق کرد. فقط یک دروازه بان برای مان مانده بود که همین تازگی ها، یمنی شد و میدان سیاست خارجی مان در حوزه قفقاز و آسیای میانه یکسر افتاد دست این و آن. انتظار داشتید با این آرایش تیمی، گل بزنیم؟
اینکه امروز برای کاهش سهم ایران از دریای کاسپین ماتم گرفته اید، چه توجیهی دارد؟ مگر ما اساسا در زمین قفقاز و آسیای میانه بازی کردیم که سخن از برد و باخت می کنید؟ همه تخم مرغ هایمان را در یک سبد نهاده و بازیکنان مان را راهی مناطق عرب زبان کرده ایم. چه انتظاری هست جام قهرمانی را بالای سرمان، هوا کنیم؟
هوشنگ سامانی
Make the REST of your life, the BEST of your life