مذهب

20 تناقض علمی در قرآن


صفحه  صفحه 1 از 30:  1  2  3  4  5  ...  27  28  29  30  پسین »
#1   Posted: 11 Jun 2011 20:33


20 تناقض علمی در قرآن



دوستان قبلش که این پست رو بدم نمیدونم منبعش چیه چون فقط برگه هاش دست من رسید الانم گشتم تو نت چندتا وبلاگ دیدم که گذاشته بودنش .

پس من فعلا در باره ی آیاتش ندارم چون دقیق نمیدونم چی معنا شده اما نویسنده مدعی هست که معنی درسته و تناقضات استدلال شدست پس به بیان تناقضات علمی قران میپردازیم.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#2   Posted: 11 Jun 2011 20:35
اولین تناقض:


فاصله ی زمین تا عرش الله، حداکثر 84960000 کیلومتر می‌باشد.

الله آسمان را بصورت هفت طبقه آفرید:
أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا(نوح/14) آيا نمی بینید چگونه الله هفت آسمان را يكي بالاي ديگري آفريده.


او آسمان پائینی را به ستارگان زینت داد:
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (صافات/7) همانا ما آسمان پائین را با ستارگان آراسته کردیم.


ماه و ستارگان را در این آسمان قرار نداد؛ بلکه به طبقات بالائی منتقل نمود و در میان سایر این طبقات آسمان قرار داد:
وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا (نوح/15) و ماه را در ميان آنها( آسمانها) مايه روشنائي، و خورشيد را چراغ فروزاني قرار داده است ).


پس خورشید و ماه، در فاصله ای دورتر از سایر ستارگان قرار دارند.

اما فاصله ی زمین تا عرش الله:

الله برای فهمیدن امور دنیا فرشتگانی را مامور این کار قرارداده، او برای هر انسان، دو فرشته را موکل گردانید:

إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ (ق/17) (هنگام ارتکاب گناه) به خاطر بياوريد كه دو فرشته راست و چپ كه ملازم هستند.
مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ (ق/18) هيچ سخني را انسان تلفظ نمي‏كند مگر اينكه نزد آن فرشته‏اي مراقب و آماده براي انجام ماموريت است.


همچنین قرآن از آنها با عنوان کراما کاتبین یاد می‎نماید:
وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ / كِرَامًا كَاتِبِينَ (انفطار/11) و بدون شك نگاهباناني بر شما گمارده شده كه نويسندگانى (بسیار محترم) گرامی هستند.


و این فرشتگان را بخاطر اطلاع از اعمال انسانها، موکل آنها گردانیده است:
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ (ق/16) ما انسان را آفريديم و وسوسه‏هاي نفس او را مي‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديكتريم!


پس یکی از کارکردهای فرشتگان الله، نوشتن اعمال انسان می‌باشد و احتمالا همین فرشتگان هستند که روز قیامت بالا می‌روند!
آنها این امور و اتفاقات دنیا را به فرشتگان قاصد می‌دهند و این فرشتگان فاصله‌ای که معادل هزار سال راه رفتن انسانها است را در یک روز طی میکنند و این اطلاعات را نزد الله می‌برند:
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ (سجده/5) (الله) امور اين جهان را از آسمان به سوي زمين مدیریت مینماید سپس در روزي كه مقدار آن (معادل) هزار سال است كه شما مي‏شمريد به سوي او باز مي‏گردد.


در زمان قدیم مسافتهای دور را با مقدار فاصله‌ی طی شده از سوی کاروانها در یک روز اندازه می‌گرفتند. اگر سرعت حرکت کاروانها را km/h 10 فرض نمائیم(بیشترین حالت )، آنها در 24 ساعتkm240 را طی می‌کردند؛ پس در یک سال km84960 را می‌پیمودند که در 1000 سال معادل 84960000 کلیومتر می‌باشد.
لذا عرش الله از خورشید نیز به ما نزدیکتر است.


البته برخی‌ها تفسیر عروج فرشتگان را در روز قیامت از این آیه می‌نمایند، در پاسخ باید گفت که روز پیش از قیامت معادل پنجاه هزار سال است:
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (معارج/1) پرسشگری از عذابی حتمی پرسید.
لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ (معرج/2) برای کافران است و کسی را توانائی دفع آن نیست.
مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ (معرج/3) از سوی الله(ی) که صاحب معرج است.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ (معارج/4) فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‏روند.
و اگر هر دو را یکی می‌دانند؛ پس قرآن دچار تناقض گوئی شده است!
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  ویرایش شده توسط: bilbilak  
#3   Posted: 11 Jun 2011 20:37
دومین تناقض :

سردرگمی قرآن در ماده‌ی اولیه‌ی تشکیل دهنده‌ی انسان! لجن یا گل؟




قرآن در اغلب موارد بیان می‌نماید که ما انسان را از گل خلق نمودیم، صفاتی هم که از این گل بیان می‎‌نماید(دارای خاصیت چسبندگی) صفت گل رُس است. بر طبق سخنان بزرگان این دین، الله انسان را با دو دست خویش از همین گلی که از زمین برداشته بود، آفرید. اما همین الله مانند بسیاری از جاها که دچار فراموشی گریدهاست، بیان می‌نماید که من انسان را از لجن خلق کردم.


در اینجا به بررسی این موضوع در قرآن می‌پردازیم، و این نکته هم باید پاسخ داده شود که آیا این نظر الله- خدای مسلمانان- علمی است یا نه؟ آیا انسان از لجن خلق شده؟
البته در بیان معنای خلقت باید به این نکته هم اشاره گردد که خلقت یعنی به ناگاه پدید آمدن، که با نظریه‌ی تکامل کاملا در تضاد است؛ در نظریه‌ی خلقت، جانداران همیشه همین جاندار بوده‌اند و خواهند بود؛ مرغ همواره مرغ بوده، الاغ و گاو و سایر جانداران هم همینگونه بوده‌اند. در نظریه‌ی تکامل، فرگشت هر جاندار تابعی است از زمان و شرایط آن.

اما بخوانید نظر اسلام را درباره‌ی چگونگی پیدایش انسان.


الله بیان می‌نماید که ما انسان را از گل آفریدیم( در اینجا شرح اضافه لازم نیست و مطلب به اندازه‌ی کافی گویاست):




هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ (انعام/2) اوست كسى كه شما را از گل آفريد آنگاه مدتى را [براى شما عمر] مقرر داشت و ا ج ل حتمى نزد اوست با اين همه [بعضى از] شما [در قدرت او] ترديد مى‏كنيد.

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ (مؤمنون/12) و به يقين انسان را از عصاره‏اى از گل آفريديم.

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ (سجده/7) همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد.

فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ (صافات/11) پس [از كافران] بپرس آيا ايشان [از نظر] آفرينش سخت‏ترند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم ما آنان را از گلى چسبنده پديد آورديم.

اما ظاهرا الله دچار فراموشی شده و بیان می‌نماید که ما انسان را از لجن خلق نمودیم:
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (حجر/26) و همانا ما انسان را از گلى خشك از لجن بدبو آفریدیم.
الله این خبر را به فرشتگانش هم رسانید:
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (حجر/28) و هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من بشرى را از گلى خشك از لجن بدبو خلق خواهم کرد.
ابلیس هم اعتراض کرد که من به چیزی که از لجن درست کردی سجده نخواهم کرد:
قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (حجر/33) (ابلیس) گفت: من آن (کسی) نيستم كه براى بشرى كه او را از گلى خشك از لجنی بدبو آفريده‏اى، سجده نمایم.
نقل از قاموس عربی:
الحَمْأَةُ: الطِّينُ الأسْوَدُ المُنْتِنُ، كالحَمَإِ مُحَرَّكَةً. دقیقا معادل لجن می‌باشد.
وحَمِئَ الماءُ، كَفَرِحَ، حَمْئاً وحَمَأً: خالَطَتْهُ فَكَدِرَ. به معنی مخلوط شدن با لجن
معنی صلصال:


الجوهري: الصلصال الطين الحُرُّ خُلِط بالرمل فصار يَتَصَلْصَل إِذا جَفَّ.
تقربیا معادل گل آزادی که بصورت طبیعی خشک شده و تکه تکه گردد.

اما ظاهرا یادش می‌افتد که قبلا گفته است، انسان را از گل آفریده است:
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ (اعراف/12) فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى.


إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ (ص/71) نگاه كه پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى را از گل خواهم آفريد.)
قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ (ص/76) گفت من از او بهترم مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل آفريده‏اى.

یک نکته‌ی جالبی که در اینجا وجود دارد این است که به نظر می‌رسد ابلیس حق داشته باشد به چیزی که از لجن بدبوخلق شده است، سجده نکند!
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#4   Posted: 11 Jun 2011 20:37
bilbilak
من یه مقاله خوندم كه 60 تناقض نوشته بود
 
     
  
#5   Posted: 11 Jun 2011 20:39
سومین تناقض :

قرآن قلب را مرکز تفکر میداند!

در قدیم تفکر غالب این بود که مرکز تعقل و تصمیم گیری انسان بجای مغز، قلب است .
قرآن هم این نظریه را بصورت بدیهی میداند که جای بحثی در آن نیست؛
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (اعراف/179) و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريده‏ايم قلبهائی دارند كه با آن (علمی )دريافت نمى‏كنند و چشمانى دارند كه با آنها نمى‏بينند و گوشهايى دارند كه با آنها نمى‏شنوند آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه‏ترند آنها همان غافل‏ماندگانند.
در اینجا از کسانی یاد مینماید که قلبی دارند، ولی الله آنها را به گونه ای گمراه کرده که آنان علیرغم داشتن قلب، دانشی از دین دریافت نمیکنند।
قرآن در این آیه، از کلمه ی لایفقهون استفاده نموده و به معنای این است که آنان فقیه نمی شوند و یا علمی از دین دریافت نمیکنند.

در این آیه نیز قرآن بطور آشکاری میگوید که انسان با قلبش تعقل مینماید؛
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿حج/۴۶﴾ آيا در زمين گردش نكرده‏اند که (آنها) قلبهائی داشته باشند ، با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن قلبها ست كه در سينه‏ها كور است.

برخی از روشنفکران اسلامی که کوشش در علمی جلوه دادن آیات قرآن دارند، تفاسیری از قلب ارائه میدهندکه حقیقتا خواندنی است؛ مانند این نمونه ها:
قلب آدمی از یک منظر پمپ نیرومندی است که عمل خون رسانی را به همه اجزای بدن به طور دائمی انجام می دهد و از منظر دیگر، به گواهی همه فرهنگ ها و ادبیات بشری، جایگاه عواطف و احساسات انسانی می باشد. صرفنظر از این که این موضوع از نظر علمی و واقعیت طبیعی تا چه حد قابل اثبات باشد، انکار نمی توان کرد که در همه زبان ها "دل آدمی" مرکز مناسبات و مبادلات انسانی او و معرف شخصیت اش می باشد. قرآن نیز، بطور واقعی، یا بصورت استعاره و تمثیل، قلب را کانون همه صفات آدمی شناخته و ۱۳۲ بار به این واژه اشاره کرده است.
آمار دقیق در کشورهای پیشرفته صنعتی نشان می دهد که بیماری های قلبی مهمترین عامل مرگ و میر می باشند و استقبال گسترده مردم از برنامه های پیشگیرانه در جهت کاهش مقدار کلسترول، فشار و قند خون، اصلاح الگوی تغذیه، تمرینات ورزشی و مقابله با موجبات خطر(Risk Factors)همچون سیگار و مشروب و ... نشان می دهد که تا چه حد سلامت قلب برای مردم اهمیت پیدا کرده است. اما مهمتر از جسم ما، روح و جان جاوید ما می باشد که سلامت و سعادت آن در اولویت قرار دارد. به همین دلیل هم در قرآن از نشانه های سلامت یا بیماری "قلب روحانی" فراوان سخن گفته و هلاکت یا نجات آدمی را به آن نسبت داده است.

1- قرآن از قلب به 61 حالت یاد شده که به انضمام تکرار برخی از این کلمات جمعا 168 باز از کلمه ی قلب یاد شده است:
الْقَلْبِ (1) الْقُلُوبُ (5) الْقُلُوبِ (1) انقَلَبَ (1) انقَلَبُوا (3) انقَلَبْتُم (2) بِقَلْبٍ (3) تَتَقَلَّبُ (1) تَقَلُّبَ (1) تَقَلُّبُ (1) تَقَلُّبُهُم (1) تَقَلُّبِهِم (1) تُقَلَّبُ (1) تُقْلَبُونَ (1) فَانقَلَبُوا (1) فَتَنقَلِبُوا (2) فَيَنقَلِبُوا (1) قَلْبٌ (1) قَلْبَهُ (2) قَلْبَيْنِ (1) قَلْبُهُ (1) قَلْبِ (1) قَلْبِكَ (3) قَلْبِهَا (1) قَلْبِهِ (2) قَلْبِي (1) قُلُوبٌ (3) قُلُوبٍ (1) قُلُوبَنَا (1) قُلُوبَهُم (5) قُلُوبُ (2) قُلُوبُكُم (5) قُلُوبُكُمَا (1) قُلُوبُنَا (4) قُلُوبُهُم (18) قُلُوبِ (9) قُلُوبِكُم (9) قُلُوبِنَا (1) قُلُوبِهِم (37) قُلُوبِهِمُ (5) لَمُنقَلِبُونَ (1) لِقُلُوبِكُم (1) مُتَقَلَّبَكُم (1) مُنقَلَبًا (1) مُنقَلَبٍ (1) مُنقَلِبُونَ (2) وَانقَلَبُوا (1) وَتَقَلُّبَكَ (1) وَقَلَّبُوا (1) وَقَلْبُهُ (1) وَقَلْبِهِ (2) وَقُلُوبُهُم (3) وَقُلُوبِهِنَّ (1) وَنُقَلِّبُ (1) وَنُقَلِّبُهُم (1) وَيَنقَلِبُ (1) يَنقَلِب (2) يَنقَلِبَ (1) يَنقَلِبُ (1) يَنقَلِبُونَ (1) يُقَلِّبُ (2) .
2- چرا نویسنده (جناب عبدالعلی بازرگان) بحثی پزشکی را مطرح مینمایند که با روح قرآن در تضاد است؟
3- من با این بخش از فرمایشات ایشان موافقم؛
در همه زبان ها "دل آدمی" مرکز مناسبات و مبادلات انسانی او و معرف شخصیت اش می باشد। قرآن نیز، بطور واقعی، یا بصورت استعاره و تمثیل، قلب را کانون همه صفات آدمی شناخته.

.قرآن با ۱۲ بار ذکر جمله:"فی قلوبهم مرض" (در دل آنان بیماری است)، از امراضی که در قلب آدمی رسوخ می کند هشدار داده است.
بيماري آنها مي‏افزايد و عذاب دردناكي به خاطر دروغهائي كه مي‏گويند در انتظار آنهاست.

من آیاتی که ایشان به آنها استناد نمودند، را آورده ام، در تمام آیات، از کافران با عنوان کسانیکه در قلبشان بیماری است یاد مینماید و این در حالی است که حتی یک آیه از مسلمانان به چنین عنوانی یاد نمیکند؛
فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (بقره/10) در قلبهای آنان بيماري است، الله بر این بیماری آنان بدلیل تکذیب (آیا اللهی) می افزاید.
همانگونه که مشاهده میگردد، منظور قرآن از بیماری، بیماری متعارف قلبی نیست، بلکه آنان از بیماری فکری رنج میبرند، زیرا از دید قرآن مرکز تصمیم گیری قلب است نه مغز.
به آیات قبل از این توجه فرمائید؛
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ (بقره/8) در ميان مردم كساني هستند كه مي‏گويند به الله و روز رستاخيز ايمان آورده‏ايم در حالي كه ايمان ندارند.
يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ (بقره/9) مي‏خواهند الله و مؤ منان را فريب بدهند جز خودشان را فريب نمي‏دهند اما نمي‏فهمند.
و پس از این است که از مرضی در قلبشان یاد مینماید.

آیه ی بعدی؛
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ (مائده/52) مشاهد مي‏كني افرادي(کافران یهود و نصاری) را كه قلبشان بیماری است در (دوستي با) آنان بر يكديگر پيشي مي‏گيرند، و مي‏گويند مي‏ترسيم حادثه‏اي براي ما اتفاق بيفتد شايد الله پيروزي يا حادثه ديگري از ناحيه خود (به نفع مسلمانان) پيش ‍ بياورد و اين دسته از آنچه در دل پنهان داشتند پشيمان گردند।
این آیه از کسانیکه با یهودیان و مسیحیان دوستی میگیرند، بعنوان کسانی یاد مینماید که در قلبشان بیماری هست، به آیه ی قبل از این آیه توجه فرمائید؛
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده/51) اي كساني كه ايمان آورده‏ايد يهود و نصاري را تكيه گاه خود قرار ندهيد، آنها تكيه گاه يكديگرند و كساني كه از شما بانها تكيه كنند از آنها هستند خداوند جمعيت ستمكار را هدايت نمي‏كند.

آیه ی بعدی؛
إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَؤُلاء دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (انفال/49) به هنگامي كه منافقان و آنها كه در دلهايشان بيماري بود مي‏گفتند اين گروه (مسلمانان) را دينشان مغرور ساخته و هر كس بر الله توكل كند (پيروز مي‏گردد) الله عزيز و حكيم است.

در این آیه از کافران با عنوان کسانی یاد مینماید که در قلبشان بیماری است یاد مینماید؛
وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ (توبه/125) اما كسانى كه در دلهايشان بيمارى است پليدى بر پليديشان افزود و در حال كفر درمى‏گذرند.
آیه ی قبل از این آیه؛
وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (توبه/124) و چون سوره‏اى نازل گردد، بعضى از ايشان مى‏گويند اين سوره به ايمان كدام يك از شما افزود؟ اما كسانى كه ايمان آورده‏اند، بر ايمانشان مى‏افزايد و به آن شادمانند.
در آیه ی 124 میگوید که اما کسانیکه ایمان دارند.... و در آیه ی 125 بیان میکند و اما کسانیکه در قلبشان مرض است (یعنی ایمان ندارند و کافرند)......
اگر تفسیر آقای بازرگان را بپذیریم، در هیچ جای قرآن از بیماری قلبی مومنان یاد نشده است. پس بهترین درمان بیماری قلبی، مسلمان شدن است!
بقیه ی آیات هم اینگونه است.....؛
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (حج/53).
أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (نور/50).
يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا (احزاب/32).
لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا (احزاب/60)
وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ (محمد/20) .
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ (محمد/29).
وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ (مدثر/31).

دنباله ی مغلطه ی ایشان؛
همچنین از قلب صددرصد سالمی چون قلب ابراهیمِ خلیل و دعای او بر عرضه چنین قلبی به پیشگاه الهی، در روزی که نه مال و نه فرزند، جز دل سالم، فایده ای برای آدمی ندارد.
جناب بازرگان اگر اینگونه است که شما میفرمائید پیس تمام کافران دارای بیماری قلبی هستند و مسلمانان از این بیماری بدورند.
مطالب ایشان آنچنان مغلطه اش بزرگ است که نیازی به توضیح اضافه ندارد!
چنان که قلبِ خون رسانِ ما را بیماری فرا می گیرد و رگ های تغذیه کننده (عروق کرونر) ماهیچه های آن را رسوبات چربی تنگ می کند، قرآن همین مکانیسم را با اشاره به زنگارهایی که دل را کدر می سازد و همچون گرد و غبار و خاک و خاشاک سطح صیقل آینه دل را می پوشاند، در وصفِ متجاوزینی که منکر روز جزا و حقانیت قرآن هستند، چنین توصیف می کند:
کَلاّبَل رانَ علی قلوبِهِم ماکانُوا یَکسبُون. کلاّ اِنَّهُم عَن رَبّهم یومئذٍ لَمحجوبُون. (مطففین)... بلکه دستاورد آنان زنگار بر دلهایشان بسته است، (در نتیجه) آنها در آن روز (آخرت) از پروردگارشان در حجاب (مانع برخورداری از نور رحمت) خواهند بود.
در حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده است که به گونه ای تمثیلی فرمود: در قلب هر انسانی نقطه ای سفید است که گناه آن را کدر می سازد و توبه آن را تمیز می کند. اما در اثر تکرار و استمرار گناه، این نقطه بتدریج تاریک تر و سرانجام خاموش می گردد و در نتیجه، آدمی از هر خیری روگردان می شود. آینه دل نیز باید جمال زیبا و جلال پروردگار را بنمایاند و پرتو صفات او را منعکس نماید، اما اگر روی آن را با گِل پوشاندیم از تماشای گُل محروم می شویم و به همین دلیل است که آیه فوق الذکر نتیجه زنگار گرفتن دل را محروم شدن از دیدار دوست، به دلیل پرده و حجابی که در این میان حائل می شود، شمرده است.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#6   Posted: 11 Jun 2011 20:40
چهارمین تناقض :

مراحل تحریم شراب !


طبری در تفسیرش درباره‌ی شأن نزول ایه‌ی 43 سوره‌ی نساء می‌گوید:
عبدالرحمن ابن عوف غذائی و شرابی را آماده کرده بود و تعدادی از یاران رسول الله را دعوت کرد، پس ایشان خوردند و نوشیدند تا اینکه کاملا مست شدند، سپس علی را پیش نماز مغرب قرار دادند، (علی هم سوره‌ی کافرون را اینگونه خواند) پس خواند: بگو ای کسانیکه کافر هستید، پرستش می‌کنم آنچه که شما می‌پرستید و شما پرستش کنندگان آنچه که پرستش می‌کنم هستید و من پرستش کننده‌ی آنچه هستم که شما می‌پرستید، پس دین شما برای خودتان و دین من هم برای خودم، پس الله ایه‌ی تحریم نماز خواندن هنگام مستی را فرو فرستاد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا (نساء/43) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مى‏گوييد و [نيز] در حال جنابت [وارد نماز نشويد] مگر اينكه راهگذر باشيد تا غسل كنيد و اگر بيماريد يا در سفريد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آميزش كرده‏ايد و آب نيافته‏ايد پس بر خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را مسح نماييد كه خدا بخشنده و آمرزنده است (ترجمه محمد مهدی فولادوند)
جالبتر از این موضوع، موضوع تحریم تدریجی شراب است، ابتدا از نظر الله شراب کاملا حلال بود، سپس با توجه به آنچه که در بالا بیان گردید، آن را تنها در هنگام نماز خواندن حرام گردانید، و در آخر هم حکم تحریم قطعی آن را صادر کرد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (مائده/90) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد.

دلیل تحریمش را اینگونه بیان می‌نماید:
إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ (مائده/91) همانا شيطان مى‏خواهد با شراب و قمار ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند و شما را از ياد الله و از نماز باز دارد پس آيا شما دست برمى‏داريد.

اگر قرآن سخنان خدا باشد، پس این خدا خودش هم اسیر زمان و مکان است و آیاتش را بر حسب آنچه که در میان اعراب مدینه اتفاق می‌افتاد، بیان می‌کرد؛ انگار او از داستان مست بودن عده‌ای و یا بی‌ظرفیتی برخی دیگر غافل بود که در ابتدا آن را حلال اعلام نمود و سپس حرام کرد، مگر چنین نیست که حرام الله تا ابد حرام و حلال الله تا ابد حلال است؟! خود قرآن بیان می‎نماید که ما پاکیزه‌ها ( طیبات ) را حلال گردانیدیم، پس آیا شراب در ابتدا پاکیزه بود بود، سپس به مایع پلیدی که نوشیدنش کاری شیطانی است تغییر کرد:
يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (مائده/4) از تو مى‏پرسند چه چيزى براى آنان حلال شده است بگو چيزهاى پاكيزه براى شما حلال گرديده و [نيز صيد] حيوانات شكارگر كه شما بعنوان مربيان سگهاى شكارى از آنچه خدايتان آموخته به آنها تعليم داده‏ايد پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏اند بخوريد و نام الله را بر آن ببريد و پرواى الله بداريد كه الله زودشمار است.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#7   Posted: 11 Jun 2011 20:42
پنجمین تناقض :

تناقضات قرآن در پیدایش زمین و آسمان.

قبل از اینکه وارد بحث اصلی گردم، از خوانندگان گرامی درخواست می‌نمایم که مطالب را بدون تعصب بخوانند .

الله پیش از آنکه تصمیم بگیرد گیتی (زمین و آسمانها و ستارگان) را خلق نماید, دارای عرش بود. پرسش اساسی که در اینجا مطرح می‌گردد این است که:
آیا عرش الله مخلوق است یا ازلی؟
اگر مخلوق است پس کی خلق شده؟
آیا الله زمانی بدون عرش بوده ؟
آب چطور؟

هنگامیکه الله تصمیم به پیدایش عالم ماده (زمین و هفت طبقه ی آسمان و ستارگان) را گرفت، عرشش روی آب قرار داشت:
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ(هود/7)و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت اين جز جادوئی آشكار نيست.

پرسشی دیگر در اینجا مطرح می‌گردد که:
آیا آب بخشی از عالم مادی نیست؟
آیا وجود آب مستقل از وجود دیگر مواد است؟
همچنین پیش از پیدایش گیتی الله با عرشی که بر روی آب قرار داشت تنها بود.
اگر آب و عرش او مخلوق هستند، پس الله بی نهایت زمان کاملا تنها بسر می برده.
قرآن هیچ اشاره ای به این موضوع نمی نماید که:
آیا عرش مخلوق الله است و یا ازلی؟

از طرف دیگر او از یک لحظه ی خاص تصمیم به پیدایش زمین و آسمان و ستارگان یا به عبارت دیگر عالم مادی می‌گیرد، پس:
عمر هستی هر قدر هم که زیاد باشد در مقابل بینهایت , عددی است بسیار ناچیز؛ لذا اجتماع بینهایت و کمیتی عددی، همان بینهایت می‌باشد. از آنجائیکه بینهایت حالتی است مبهم , پس قطعا وجود الله کاملا مبهم است (البته بین الله و آفریدگار تفاوتی آشکار وجود دارد).

در اینجا به چگونگی پیدایش جهان از دید همین الله می پردازم


الله در ابتدا و پیش از هر گونه آفرینشی، زمین و سپس آنچه را که در آن است را خلق می‌کند:
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (بقره/29) اوست آن كسى كه آنچه در زمين است همه را براى شما آفريد سپس به آسمان پرداخت و هفت آسمان را محکم كرد و او به هر چيزى داناست.

او زمین را در دو روز خلقت نمود:
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ (فصلت/9) بگو: آيا شما به آن كسي كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد؟ و براي او همانندهائي قائل مي‏شويد؟ او پروردگار جهانيان است.


و در دو روز دیگر آنچه را که در زمین است خلق می نماید.
پس خلقت زمین و آنچه را که در آن است، در چهار روز به پایان می‌رسد:
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ (فصلت/10) و در آن لنگرهائی (کوهها) قرار داد و بركاتي در آن آفريد، و مواد غذائي مختلف آن را مقدر فرمود، اينها همه در چهار روز بود، درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان!


پس از این است که به سراغ آسمانها می رود، در فضای آسمان، گرد و غبار ناشی از پیدایش زمین بود(بسیاری از مفسیرین قدیمی مانند ابن کثیر و بغوی معتقدند که این دود همان بخار آب ناشی از پیدایش زمین بود)، او بر روی زمین قرار گرفت و شروع به خلقت آسمان نمود:
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ (فصلت/11) سپس اراده آفرينش آسمان فرمود در حالي كه به صورت دود بود، به آن و به زمين دستور داد به بیائید (سر جایتان) و شكل گيريد، خواه از روي اطاعت و خواه اكراه! آنها گفتند: ما از روي طاعت مي‏آئيم.

فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (فصلت/12) در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و آنچه را مي‏خواست در هر آسماني مقدر فرمود، و آسمان پائين را با چراغهاي زينت بخشيديم و (با شهابها) از استراق سمع شياطين حفظ كرديم، اين است تقدير الله دانا.

پس از اتمام کار ساخت(خلقت) آسمان، آسمان و زمین به هم چسبیده بودند:
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ (انبیاء/30) آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم چسبیده بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا ايمان نمى‏آورند.

نقل از تفسیر ابن کثیر در رابطه با تفسیر "السماوات و الارض کانتا رتفقا ففتقناهما":
قال ابوسعید بن جبیر: کانت السماء و الارض ملتزقین، فلما رفع السماء و ابرز منها الارض، کان ذالک فتقهما الذی ذکر الله فی کتابه.
و قال الحسن و قتاده: کانتا جمیعاً ففصل بینهما بهذا الهواء.

هرگاه قرآن از الم یروا و یا الم تر استفاده کرده، منظورش آیا ندانستید، یعنی من الله به شما خبر می‌دهم(برای بیان واقعیت مسلم)؛ این باور، برگرفته از دانش یونانیان باستان است که اعتقاد داشتند، خدا در ابتدا آسمان را بر روی زمین آفرید و آنرا بالا برد.

الله آسمان را از روی زمین بلند کرد و آنرا بالا برد:
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (نازعات/28) سقف کلفتش را بالابرده و آن را منظم ساخت.


پس از اینکه خلقت آسمان و زمین به اتمام رسید و عرشش را که بر روی اب قرار داشت بالابرد، او بر روی عرش استوار گردید(همواره خود را به عرش محکم کرده و از آن جدا نخواهد شد):
للَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ (سجده/4) الله كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه بین آن دو است در شش روز آفرید، آنگاه بر عرش استوار یافت(مسلط شد) براى شما بجز او ولی و شفاعت کننده ای نيست آيا اندرز نمى‏گيريد؟


إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (اعراف/54) همانا پروردگار الله است کسی که آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش استوار گردید روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند همانا خلق و امر از آن اوست؛ خجسته باد (بر) الله که پروردگار جهانيان است.


إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ(یونس/3) پروردگار شما آن الله است کسی كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد؟

و در چندین ایه‌ی دیگر به این مفهوم اشاره دارد.....
اما آسمان ممکن بود بر روی زمین سقوط نماید، این بود که الله انرا نگه می‌دارد تا مبادا بیفتد:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (حج/22) آيا نديده‏اى كه الله آنچه را در زمين است به نفع شما رام گردانيد و كشتيها در دريا به فرمان او روانند و آسمان را نگاه مى‏دارد تا [مبادا] بر زمين فرو افتد مگر به اذن خودش در الله نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.

إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا (فاطر/41)همانا الله آسمانها و زمين را نگاه مى‏دارد تا نيفتند و اگر بيفتند بعد از او هيچ كس آنها را نگاه نمى‏دارد اوست بردبار آمرزنده.

او پیش از پرداختن به آسمان، که شامل آفرینش زینتهای آن(ستارگان)، جدا و منظم ساختن طبقات آن است؛ تمام آنچه را که در زمین است، آفرید:
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (بقره/29) اوست آن كسى كه آنچه در زمين است همه را براى شما آفريد سپس به آسمان پرداخت و هفت آسمان را محکم كرد و او به هر چيزى داناست.

خلقت آسمان و ستارگان و تمام امور مربوط به آن، جمعا دو روز به طول انجامید، او آسمان را با اسلحه ی شهاب سنگ از شر استراق سمع شیاطین که برای شنود امور غیبی بر پشت هم سوار می شدند، حفظ نمود و پائین ترین آسمان را با ستارگان زینت داد:
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (فصلت/12) در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و آنچه را مي‏خواست در هر آسماني مقدر فرمود، و آسمان پائين را با چراغهاي زينت بخشيديم و (با شهابها) از استراق سمع شياطين حفظ كرديم، اين است تقدير الله دانا.


إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (صافات/6) ما آسمان پائين (دنیا) را با ستارگان تزيين كرديم.
وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ (صافات/7) و آنرا (آسمان) از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم.
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ (صافات/8) آنها نمي‏توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند (و هرگاه چنين بخواهند) از هر سو هدف تيرها قرار مي‏گيرند.
دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (صافات/8) آنها به شدت به عقب رانده مي‏شوند، و براي آنان عذاب دائم است.
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (صافات/9) مگر آنها كه در لحظه‏اي كوتاه براي استراق سمع به آسمان نزديك شوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقيب مي‏كند!

همانگونه که ملاحظه می‌گرد، الله مدت زمان بیشتری برای پیدایش زمین صرف می‌کند و آنرا در چهار روز آماده می‌نماید.

آسمان را با زینتهای آن (ستارگان) و پدافند آن(شهاب سنگها ) را در دو روز خلق می‌نماید.از نظر بیان کننده‌ی قرآن، خلقت زمین و آنچه را که در آن است از خلقت آسمان مشکلتر می‌نمود.

اما شاید عده ای به آیات سوره ی نازعات اشاره نمایند که در آنجا الله می‌گوید که بنای آسمان و بالا بردنش از خلقت شما مشکلتر است":
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا(نازعات/27) آيا آفرينش شما مشكل تر است يا آفرينش آسماني كه بنایش نموده؟!
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (نازعات/28) سقف کلفتش را بالا برده و آن را منظم ساخت.
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا(نازعات/29) و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد.
و الارض بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا(نازعات/30) و زمين را بعد از آن گسترش داد.
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا (نازعات/31) آبش و چراگاهش را از آن بيرون آورد.
وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا (نازعات/32) و كوهها را لنگر آن گردانيد.

در پاسخ باید گفت که در این آیه، اشاره به زنده شدن انسان پس از مرگ می‌نماید. قرآن می‌پرسد:
آیا کسی که آسمان به این کلفتی را بالا برد؛ نمی‌تواند شما را که کاری آسانتر از بالا بردن آسمان است را دوباره خلق نماید؟
منظور از شما، انسانها هستند و نه زمین.

الله بعد از اینکه آسمان را خلق نمود، آنرا محکم و مانند سقفی محفوظ نگهداری کرد تا:
اولا؛ مبادا بر زمین فرو افتد.
ثانیا؛ جن توانائی استراق سمع در دربار الهی را نداشته باشند.
لذا شهاب سنگ را به همین منظور خلق نمود.
اما در آیاتی که پیشتر بیان شد، تناقضی آشکار مشاهده می‌شود.
در یک سو طبق آیه ی 29 سوره ی بقره و آیات 9 تا 11 سوره ی فصلت، او در ابتدا زمین و آنچه که در آن است از کوهها که به لنگر تشبیه مینماید تا بقیه ی نعمتهای زمین، را آفرید.
اما طبق آیات 27 تا 32 نازعات الله؛ ابتدا آسمان را بالا برد و آنرا محکم ساخت سپس به سراغ زمین رفت!

اما این پرسش پیش می‌آید که:
عرش الله کجا بود ؟
او پیش از پیدایش زمین کجا بسر می‌برد؟
قرآن به این پرسش پاسخ چندان روشنی نمی‌دهد و این پاسخ نه تنها به رفع ابهام کمکی نمی‌کند؛ بلکه آنرا اضافه می‌نماید:
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ (هود/7) او كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش او بر آب قرار داشت، تا شما را آزمايش كند تا كداميك عملتان بهتر است و اگر بگوئي شما بعد از مرگ برانگيخته مي‏شويد مسلما كافران مي‏گويند اين جادوی آشكاري است!


عرش الله که قرآن از آن یاد می‌نماید، قطعا یک جسم حقیقی است و نه یک شیء مجازی (آنطور که برخیها میگویند)؛ زیرا برای شیء مجازی مکان را نمی توان در نظر گرفت.
فرشتگان الله عرش او را حمل کرده و از روی آب به آسمان طبقه ی هفتم بردند و در آنجا او را تسبیح می کنند:
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (غافر/7) فرشتگاني كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف مي‏كنند) تسبيح و حمد خدا مي‏گويند و به او ايمان دارند و براي مؤ منان استغفار مي‏نمايند که آنها را از عذاب سخت نجات بده.

در روز قیامت، هشت تن از همین فرشتگان، عرش او را حمل می کنند و آنرا از آسمان هفتم به پائین برای رسیدگی به امور بندگان می آورند:
وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ (حاقه/17) ملکه ها در جوانب و كناره‏هاي آسمان قرار مي‏گيرند و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل مي‏كنند.


پرسشی اساسی که مطرح می‌گردد این است که:
عرش الله بر روی کدام آب بود؟
آیا آب پیش از پیدایش جهان وجود داشت؟
اگر وجود داشت پس کی خلق شده؟
اگر آب خلق نشده پس ازلی است؛ لذا مجموعه ی آب و عرش و الله ازلی هستند و این از صفات خود الله است.

برخی از متفکرین اسلامی که کوشش برالقای علمی بودن نظریه‌ی پیدایش از سوی اسلام را دارند؛ این آیه را اینگونه تفسیر می نمایند که؛ الله در ابتدا همه ی دنیا از یک نقطه آغاز کرده است و با آن بیگ بنگ را توجیه می نمایند.

در پاسخ باید گفت که:
اولا؛ طبق قرآن، پیش از پیدایش گیتی آب وجود داشت، آبی که عرش الله بر ان قرار داشت.
ثانیا؛ طبق قرآن ابتدا زمین و نهرها و کوهها خلق شدند و سپس الله به سراغ پیدایش آسمانها رفت و آنها را بر روی زمین آفرید و پس از آن، بالا برد.
همانگونه که در بالا بیان شد، او پیش از آفرینش ستارگان، زمین و انچه را که در آن هست، آفرید(بقره/29).
البته در آیه ی دیگر، عکس این مورد را می گوید، اما آنچه که قابل قبول تر و مورد اتفاق است همین تعبیر است.
پرسشی که به ذهن می رسد این است که آیا معجزه ای که از آن بعنوان معجزه ی علمی قرآن یاد میگردد، همین آیات است، آیاتی که سرشار از خرافه می باشند.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#8   Posted: 11 Jun 2011 20:44
ششمین تناقض :

داستان خلقت آدم و این همه پرسش بی پاسخ

برای شناخت اسلام بهترین گزینه قرآن است؛ اگر دلایلی غیر قرآنی آورده شود، بی‌گمان خواهند گفت که این حدیث جعلی است.
لذا برای بررسی اسلام و نظر این دین در مورد علت و چگونگی پیدایش انسان، قرآن را مورد بررسی قرار می‌دهیم:
قرآن پس از بیان چگونگی پیدایش زمین و اتمام خلقت آن، اولین آیه‌ای که می‌آورد، بیان چگونگی خلقت انسان است؛ این کتاب انسان را فقط مردان می‌داند و زن را موجودی می‌داند که برای آرامش(جنسی) مردان خلق نموده است.

قرآن داستان خلقت را این‌گونه آغاز می‌نماید :
هنگامیکه الله به فرشتگانش گفت: من قصد پیدایش انسان را به عنوان خلیفه‌ی خویش بر زمین دارم، فرشتگان اعتراض کردند که چرا او را خلق می نمائی؟ او موجودی است خونریز:
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ بقره/30)) هنگامیکه پروردگارت به فرشتگان گفت که من جانشینی را برای خودم در زمین قرار میدهم، گفتند آيا كسى را در آن (زمین) قرار میدهی که در آن فساد و خونریزی میکند حال آنكه ما شاكرانه تو را نيايش مى‏كنيم و تو را به پاكى ياد مى‏كنيم،(الله) گفت من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد।
فرشتگان الله چگونه خون را شناخته بودند؟
مگر آنها در بدنشان خون داشتند؟
قرآن می‌گوید که جنس آنها از نور است.
فرضاً که خون را می‌شناختند، چگونه فهمیدند که انسانها خونریزی می‌کنند؟
چگونه دانستند که انسانها فساد می‌کنند؟

اما الله، همین خلیفه بودن را در برهه‌ای از زمان از تمام انسانها می‎‌گیرد و به شخصی خاص می‌دهد:
يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ ص/26) ) اى داوود ما تو را در روى زمين خليفه [خود] برگماشته‏ايم، پس در ميان مردم به حق داورى كن، و از هوى و هوس پيروى مكن، كه تو را از راه الله گمراه كند، بى‏گمان كسانى كه از راه الله گمراه مى‏شوند عذاب سخت و سنگينى در پيش دارند چرا كه روز حساب را فراموش كرده‏اند.

او برای اینکه حرفش را برای فرشتگانش ثابت نماید، مخفیانه به آدم همه‌ی نام‍ها را یاد می‌دهد، پس از آن است که از فرشتگانش می‌پرسد، نامها را به من بگوئید اگر شما راست می‌گوئید؟:
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ بقره/31) ) و همه نامها را به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و گفت اگر راست مى‏گوييد به من از نامهاى اینها خبر دهيد

پس کاملا طبیعی بود که آنها نخواهند توانست به پرسش الله پاسخ دهند، لذا همگی اقرار نمودند که ما نمی‌دانیم:
قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ بقره/32) ) گفتند که تو (بسیار) پاکی ، ما دانشى نداريم جز آنچه به ما آموخته‏اى، تو داناى فرزانه‏اى

الله خوب می‌داند که فرشتگانش نخواهند توانست به پرسش او پاسخ دهند، بلافاصله از آدم می‌پرسد؛ او نیز آنگونه که الله می‌خواهد پاسخ می‌دهد، الله شروع به سرکوفت زدن فرشتگانش را می‌نماید که مگر من به شما نگفته بودم چیزی را که من می‌دانم شمت نمی‌دانید؛ چرا بی دلیل اعتراض میکنید؟:
قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ بقره/33) ) فرمود اى آدم آنان را از نامهايشان خبر ده، و چون از نامهايشان خبرشان داد، فرمود آيا به شما نگفتم كه من ناپيداى آسمانها و زمين را مى‏دانم

پس از این ماجرا، الله به فرشتگانش دستور می‌دهند که به آدم سجده نمایند، همگی سجده مینمایند جز ابلیس:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ بقره/34) ) وهنگامیکه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده نمائید ، همگی سجده نمودند بجز ابليس كه سركشي کرد و كبر ورزيد و از كافران شد .
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ اعراف/11) ) و به راستى كه شما را آفريديم و به شما شکل دادیم، آنگاه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود

قرآن بیان می‌کند که ابلیس از جنیان بود:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًاکهف/50) ) هنگامیکه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده نمائید، همه سجده کردند مگر ابليس كه از جنيان بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد، آيا شما او و زاده شدگان از او (نسلش) را به جاى من به اولیائی مى‏گيريد، و حال آنكه ايشان دشمنان شما هستند، ستمكاران [مشرك‏] بد جانشينى [به جای الله] دارند।


در این آیه، الله بیان می‌کند که؛ ای مردم! شما دنبال ابلیس و ذریه‌اش را نگیرید؛ آنها گمراه کنندگان شمایند.
پرسشی که پیش می‌آید این است که:
اولا ابلیس که از جنیان بود، در بارگاه الهی چکار می‌کرد؟
جایگاه اصلی جنیان کجا بود؟
قرآن بیان می‌کند که, ای مردم شما از خانواده و فرزندان ابلیس نیز پیروی نکنید !
آیا جنیان نر و ماده دارند؟
آیا ابلیس در بارگاه الله همراه زنش بود؟
آیا در آنجا مرگ و زندگی هست؟
آیا ابلیس و زنش از نزدیکان الله بودند؟
فرض کنید که ابلیس بعدا یکی از جنیان را گول زد و او را به همسری اختیار کرد , گناه فرزندان آنها چیست؟
آیا خانواده‌ی ابلیس همگی دارای عمری دراز هستند؟
چرا به خاطر گناه او؛ زنش و تمام زاده شدگان از او نیز باید جزء شیطانها باشد؟
گناه ذریه‌ی او چیست؟
آیا ممکن است از ذریه‌ی ابلیس, جنی نیکوکار زاده شود؟

هنگامیکه الله از ابلیس می‌پرسد؛ چرا از سجده کردن امتناع ورزیدی، ابلیس در پاسخ می‌گوید که من از آتش هستم و او (آدم) از گل:
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ اعراف/12)) (الله) گفت هنگامیکه تو را به سجده كردم دستور دادم چه چيز تو را بازداشت كه سجده نكردى؟ گفت براى اينكه من بهتر از او هستم، مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل‏।


اینجاست که الله به ابلیس دستور می‌دهد (از اینجا) پائین شو:
قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ اعراف/13) ) (الله) گفت پس از آنجا (درگاه الله) پايين رو كه تو را نرسد كه در آن بزرگى بفروشى، بيرون شو كه تو خرد و خوارى।‏
هبوط در زبان عربی به چیزی اطلاق می‌شود که از بالا به پائین سقوط نماید و یا بنشیند، عده‌ای نیز در معنای این آیه، به فرو‌افتادن معنوی ابلیس اشاره می‌نمایند؛ در هر صورت، ابلیس از بارگاه الله رانده می‌شود؛ پرسش:
او به کجا فرستاده شد ؟
جایگاه جنیان کجا بود؟
آیا آنها پیش از انسانها ساکنان زمین بودند؟
آیا آنها باید بندگی الله را می‌کردند؟
پس آنها خلیفه‌ی الله بر زمین بودند؟
ابلیس بعد از رانده شدن از بارگاه الهی، به الله می‌گوید، به من فرصتی بده تا انسانها را گمراه نمایم و فریب دهم، همانگونه که تو مرا فریب دادی, الله هم این پیشنهاد ابلیس را می‌پذیرد, چرا ؟
چرا او جنیان را فریب نمی‌دهد؟ اگر هم فریب می‌دهد، چرا چنین درخواستی از الله نمی‌کند؟
آیا الله قبل از اراده کردن خلق آدم ، اراده کرده بود که انسان باید فریب دیگران بخورد ؟
امانت الهی چیست که انسان آنرا حمل می‌کند؟:
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًااحزاب/72) ) ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، ولى از پذيرفتن آن سر باززدند، و از آن هراسيدند، و انسان آن را پذيرفت، كه او ستمكار نادانى بود.
چه کسی این امانت را پذیرفت؟
فرض می‌کنیم که آدم آنرا پذیرفته باشد, او به کدامین دلیل از جانب کل انسانها سرنوشت آنها را رقم می‌زند؟
آیا او اراده کرده بود که ابلیس باید فدای اراده‌ی الله گردد؟
آیا الله اراده کرده بود که ابلیس باید از اجرای فرمان او امتناع ورزد؟
چرا ابلیس به الله می‌گوید که تو مرا فریب دادی و الله هم سکوتی که نشانه‌ی تائید حرف ابلیس است را اختیار می‌نماید؟
آیا امانت الهی , فریب ابلیس خوردن بود؟:
قَالَ أَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَاعراف/14)) (ابلیس) گفت مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ اعراف/15) ) (ابلیس)گفت پروردگارا از آنجا كه مرا فريفتى، بر سر راه راست تو در كمين آنان مى‏نشينم .

ابلیس شروع به تهدید الله می‌کند:
ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ‏ (اعراف/16) آنگاه از پيش و پس و راست و چپشان به سروقتشان مى‏روم، و بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت‏.

الله در پاسخ به او می‌گوید که:
قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ (اعراف/17) (الله) گفت از آنجا (بارگاه الهی) نكوهيده و سرشكسته بيرون شو جهنم را از پيروان تو و همگى شما آكنده خواهم ساخت.‏

پس از خلقت و شکل گرفتن آدم، الله از پهلوی چپ او زنش (حوا) را خلق می‌کند.
پس از این آفرینش است، الله به آدم و زنش دستور می‌دهد که در بهشت ساکن شوند, اما در آنجا برای آن دو, تله‌ای به‌ نام درخت، قرار می‌دهد تا به هدف بیان شده‌اش که خلیفه الله بر زمین است، برسد:
وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَاعراف/18) ) و اى آدم تو و همسرت در بهشت آرامش گیرید و از هر جا كه خواستيد بخوريد، ولى به اين درخت نزديك نشويد وگرنه از ستمكاران خواهيد بود.


وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَاعراف/19) ) و اى آدم تو و همسرت در بهشت آرام گیرید و از هر جا كه خواستيد بخوريد، ولى به اين درخت نزديك نشويد وگرنه از ستمكاران خواهيد بود.


وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَبقره 35) ) و گفتيم اى آدم تو و همسرت در بهشت آرامش گیرید و از آن از هر جا كه خواستيد به خوشى و فراوانى بخوريد، ولى به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود. ( این هم از معجزات الله که دو آیه را فقط با یک کلمه تغییر آورده)

پرسشی در اینجا مطرح می‌گردد:
الله به فرشتگانش گفته بود که من در زمین برای خودم جانشینی قرار می‌دهم و آدم را به همین منظور خلق نمود, چرا او را در بهشت ساکن کرد؟
اگر بگویند که منظور قرآن از یهشت, باغی بود بر روی زمین, پس چرا هنگامیکه آدم و حوا گول شیطان را خوردند, الله بیان می‌کند که شما را از بهشت اخراج و بر روی زمین مستقر می‌کنم؟
قرآن از همان لفظی (هبوط) استفاده می‌کند که هنگام رانده شدن ابلیس نیز استفاده کرده بود.
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍبقره/36) ) سپس شيطان آنان را به لغزش كشانيد و از جايى كه بودند آواره كرد، و گفتيم پايين رويد برخى دشمن يكديگر و در روى زمين تا وقت معين آرامشگاه و بهره‏مندى داريد


فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَاعراف/20) ) آنگاه شيطان آنان را وسوسه كرد تا سرانجام عورتشان را كه از ديد آنان پوشيده بود، آشكار كند، و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت نهى نكرد مگر از آن روى كه دو ملکه شويد يا از جاودانگان گرديد .


فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَآنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ اعراف/22) ) آنگاه آنان را فريبكارانه راهنمائی کرد (به طمع انداخت) و هنگامیکه از آن درخت خوردند، عورتهايشان بر آنان آشكار شد و بر آنها از برگ بهشتى مى‏چسباندند و پروردگارشان به آنان ندا در داد كه مگر شما را از اين درخت نهى نكرده بودم و به شما نگفته بودم كه شيطان دشمن آشكار شماست‏ .


مگر الله به فرشتگانش دستور نداده بود که برآدم سجده نمایند؟(آدم از فرشتگان برتر بود) پس چرا آنها آرزوی فرشته شدن، را داشتند؟
مگر آدم پیامبر نبود؟
او که معصوم است، چرا گول ابلیس را خورد؟
اگر گفته شود که آدم گول نخورد, بلکه این حوا بود که فریب ابلیس را خورد, پس:
اولا چرا به گناه حوا, آدم هم باید تاوان پس بدهد؟
ثانیا الله می‌گوید که شیطان هر دوی آنها را گول زد.
چرا آنان از پیدا شدن عورتشان شرم کردند؟
آیا از همدیگر شرمنده می‌شدند؟
ابلیس در بهشت چکار می‌کرد؟
چرا الله، او را وارد بهشت نمود؟
او چگونه وارد شد؟
آدم پس از اینکه متوجه اشتباهاتشان شد, از الله درخواست بخشش نمود و الله نیز کلمات توبه را به او آموخت:
فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (یقره/37) آنگاه آدم كلماتى از پروردگارش فراگرفت و (الله) از او درگذشت، او توبه‏پذير مهربان است.‏।


کلمات توبه چه بود؟
آیا برای توبه , کلماتی خاص لازم است؟
او با کدام زبان به سوی الله توبه نمود؟
آیا زبان عربی بود؟
آیا زبان عربی , زبان الله است ؟
آیا زبان عربها , بهترین زبان است؟
چرا حوا توبه نکرد؟

قرآن متوجه این اشتباهش می‌گردد و آنرا اصلاح می‌نماید:
قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ )اعراف/23) آن دو گفتند که رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ.


آیا این کلمات توبه بود:
(رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ)؟
قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَبقره/38) ) گفتيم همه از آن [بهشت‏] پايين رويد، آنگاه اگر رهنمودى از من براى شما آمد، كسانى كه از رهنمودم پيروى كنند، بيمى برايشان نيست و اندوهگين نگردند.


قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ(اعراف/24) (الله) گفت پايين رويد -برخى از شمادشمن برخى ديگر هستید و در روى زمين تا وقت معين بهره مندی (از آن) و دارید که جایگاه استقرار شماست.


برخی اینچنین تفسیر می نمایند، بهشتی که در اینجا اشاره شده است، در واقع باغی بوده، در پاسخ باید گفت


يَا بَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ (اعراف/27) اى فرزندان آدم، شيطان شما را نفريبد، چنانكه پدر و مادر [نخستين‏] شما را از بهشت آواره كرد و لباس(بهشتی) آنان را از آنان بركند تا عورتشان را بر ايشان آشكار كند، او و همانندانش شما را از جايى كه شما آنان را نمى‏بينيد، مى‏بينند، ما شياطين را سرور نامؤمنان گردانده‏ايم‏.


مگر در باغ به انسانها لباس مخصوص را می پوشانند؟
ضمنا سیاق آیه مشخص است که منظور همان بهشت می باشد
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#9   Posted: 11 Jun 2011 20:45
هفتمین تناقض :

قصاص

اسلام دینی است که برای تمام عرصه های زندگی انسان برنامه دارد و در واقع دخالتهای این دین حد و اندازه ندارد مسلمان واقعی کسی است که به این دستورات باور و آنان را اجرا و تبلیغ نماید و در این راه هم صبور باشد و اگر چنین نکرد او زیانکار است:
وَالْعَصْرِ / إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ / إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

یکی از مهمترین دستورات اجرائی که اسلام به حکومت اسلامی نوشته است حکم قصاص است.
قرآن اقرار دارد که در تورات نوشته شده است؛ انسان صرفنظر از جنسش باید در مقابل انسان قصاص شود:
وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (مائده 45) و در [تورات] بر آنان مقرر كرديم كه جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان مى‏باشد و زخمها [نيز به همان ترتيب] قصاصى دارند و هر كه از آن [قصاص]درگذرد پس آن كفاره [گناهان] او خواهد بود و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏اند آنان خود ستمگرانند

اما ظاهرا این دستور تورات، با توجه به ضدیتی که محمدابن عبدالله با یهودیان داشت، نقض مینماید و اعلام مینماید که:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ (بقره/178) اي افرادي كه ايمان آورده‏ايد! حكم قصاص در مورد كشته شدگان بر شما نوشته شده است، آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده و زن در برابر زن، پس اگر كسي از ناحيه برادر خود مورد عفو قرار گيرد (و حكم قصاص او تبديل به خونبها گردد) بايد از راه پسنديده پيروي كند و قاتل نيز به نيكي ديه را به ولي مقتول بپردازد اين تخفيف و رحمتي است از ناحيه پروردگار شما و كسي كه بعد از آن تجاوز كند عذاب دردناكي خواهد داشت.

طبق این آیه:
اولا؛ اسلام برده داری را به رسمیت میشمارد .
ثانیا؛ برای زنان، حقوقی کمتر از مردان در نظر میگیرد .
بر این اساس، هرکدام از موارد بعد، پائین تر از مورد پیش از خویش قرار دارد، یعنی اگر برده ای مرد آزاد را کشت، باید کشته شود. اما اگر مردی آزاد برده را کشت نبابد کشته شود .
زنان نیزهمینگونه.
در آخرین پله از این سلسله مراتب کنیزان قرار دارند که در برابر هر قتلی، کشته میشوند.
این احکام در صورتی معتبر است که مقتول کافر نباشد.
اما بلافاصله حرف خویش را اصلاح مینماید و بیان میکند که ای خردمندان! برای شما در قصاص زندگانی نهفته است و اجرای آن شما را به تقوا نزدیکتر مینماید؛
وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (بقره/178) و اى خردمندان برای شما در (اجرای) قصاص زندگانى است باشد كه به تقوا گراييد.

کدام مسلمانی حاضر است، خود را از نعمت تقوا محروم نماید؟

چرا مادری مومن و معتقد را سرزنش مینمائید که خود را از تقوای الهی محروم نماید؟
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
#10   Posted: 11 Jun 2011 20:47
هشتمین تناقض :

مقایسه ی نظریه ی بیگ بنگ با نظریه ی خلقت در قرآن.

یکی از ادعاهائی که توسط مسلمانان صورت می‌گیرد، ادعای علمی بودن قرآن می‌باشد، این ادعا از سوی کسانی است که تنها یکی از این دو(دانش بشری یا علوم قرآنی) را می‌دانند، حتی اگر فیزیکدانی این را بیان نمود که فلان تئوری فیزیکی با قرآن در تطابق است، به هیچ عنوان دلیل بر درستی ادعای او نیست، زیرا برای نقد درست دین، دین را درست شناخت، نه اینکه مقلد بود و به سخنان آخوند اعتماد نمود و صد البته هرگز شخص و شخصیت‌ها دلیل بر درستی ادعا نیستند، آن چیزی که مهم است، ذات ادعاست که باید مستدل و با منطق صورت گیرد. اگر هم آخوندی مدرن( مدعیان روشنفکری دینی) این ادعا را بیان نماید، یا او از بیگ بنگ اطلاعی ندارد و یا اینکه مغرضانه این را به جامعه القا می نماید.

تحصیل کردگان مسلمان، ادعای تطابق قرآن با نظریه‌ی بیگ بنگ را دارند، این ادعاها غالبا از سوی کسانی صورت می‌گیرد که تخصصشان ربطی به این شاخه از فیزیک ندارد، ذات نظریه ی خلقت با بیگ بنگ در تضاد است، در نظریه ی خلقت زمین از ابتدا زمین بوده است، آب هم همینطور خورشید ماه و بقیه هم بدین صورت، که با ذات نظریه ی بیگ بنگ در تضاد آشکاری است و نیازی به بحث ندارد، اما چون این ادعا مرتبا تکرار می گردد، پس برای چندمین بار و از زاویه ی دیگر، این دو نظریه را باهم مقایسه می نمائیم، در اینجا نخست تئوری بیگ بنگ بیان می شود، سپس به برخی از جزئیات نظریه ی خلقت از سوی قرآن پرداخته خواهد شد:
طبق این نظریه، دنیا از یک نقطه‌ای خاص آغاز شده است، به گونه‌ای که هرگاه زمان پس از ایجاد این نقطه به سمت صفر میل نماید، حجم این نقطه نیز به سمت کمیت بسیار کوچکی(صفر) میل می‌کند، آغاز کل گیتی که شامل فضا و زمان است، تنها در این نقطه خلاصه می‌شود، این نقطه همه چیز را در خود دارد. دانش بشری تنها می‌تواند درباره‌ی از این لحظه به بعد نظر دهد، اینکه در لحظه‌ی صفر این نقطه، چه واکنشی صورت گرفته و چه چیزی پشت آن است، از حیطه‌ی دانش بشری خارج است، پیش از این لحظه نه زمانی وجود داشته و نه فضائی.
در آغاز این انفجاز، جهان تنها شامل انرژی بود(حتی نور هم وجود نداشت)و این نقطه دائما در حال انبساط(بزرگ شدن بود)، درست مانند بادکنکی که دائما پر از باد می‌گردد. هر اندازه گیتی (بعدهای سه گانه + زمان) بیشتر منبسط می‌گردید، ار انرژی آن در واحد سطح کاسته می‌شد، تا اینکه پرتوهائی که زیر بنای تشکیل کوارک‌ها و فوتون‌ها بودند، شکل گرفت و با سردتر شدن آن، کوارکها و فوتونهای شکل گرفتند، البته هنوز کوراک‌ها دائما در حال شکل گیری و فروپاشی بودند(به دلیل انرژی زیاد و برخورد با هم) و با انبساط بیشتر جهان(گذشت زمان) اجتماع کوراک‌ها(سه کوراک) سبب تشکیل پرتون و نوتروی گردید و به دلیل دمای بسیار بالا، بین این ذرات همجوشی صورت گرفت که منجر به تشکیل هسته‌ی اتم هیدروژن گردید، هسته‌ی اتم هیدروژن تنها شامل یک پرتون و یه نوترون است، با همجوشی این دو ذره، هسته ی اتم هلیم شکل گرفت(درست مانند بمب هیدروژنی که بمب اتمی چاشنی آن است)، تمام این مراحل، تنها در حدود یک ملیون سال(از زمان پیدایش گیتی) به طول انجامید. پس از این مرحله است که کهکشانها، سیاهچاله ها و ستارگان و بعدها سیارات شکل گرفتند و جهان از حالت یک گوی داغ یکنواخت خارج گردید. تمام عناصر بعدی از برخود هسته‌ی اتم هیدروژن با عنصر بعدی در جدول تناوبی شکل گرفتند.
این بود خلاصه‌ای از نظریه‌ی بیگ بنگ.
با انتشار این نظریه، روحانیون مسیحی بسیار زوتر از مسلمانان دست به کار شدند و آنرا با کتاب مقدسشان تطبیق دادند. در این مبحث هدف، نقد مسیحیت نیست، اما آیا این نظریه با اسلام در تطابق است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید خود اسلام و مخصوصا کتاب مقدس مسلمانان، قرآن، را شناخت.
از دید قرآن، الله نخست زمین را آفرید، سپس آسمان را بر روی زمین ساخت و آن را بالا برد دوباره به زمین پرداخت و هر چیزی که در زمین برای انسانها لازم است را آفرید و....
شرح مفصل در اینجا.


اما بررسی جزئیات و دلایل مسلمانان بر این ادعا.
یکی از این ادعاها که اخیرا آنرا مشاهده نمودم، این ادعاست:
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می كنند.
این در حالی است كه عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است(عمر جهان دو برابر عمر زمین است).
در پاسخ باید گفت:
برعکس آنچه ادعا شده، الله چهار روز از وقت خود را برای خلقت زمین و آنچه در آن است، را صرف نمود و بقیه ی کائنات را در دو روز آفرید:
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ (فصلت/9) بگو: آيا شما به آن كسي كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد؟ و براي او همانندهائي قائل مي‏شويد؟ او پروردگار جهانيان است.
و در دو روز دیگر آنچه را که در زمین است خلق می نماید.
پس خلقت زمین و آنچه را که در آن است، در چهار روز به پایان می رسد:
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ (فصلت/10) و در آن لنگرهائی (کوهها) قرار داد و بركاتي در آن آفريد، و مواد غذائي مختلف آن را مقدر فرمود، اينها همه در چهار روز بود، درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان! .
کدام شاخه از دانش فیزیک گفته است که نخست زمین و آنچه در آن است، پدید آمده است، سپس شکل گیری کیهان(البته اگر این مغلطه را بپذیریم که از دید قرآن، آسمان همان کیهان و فضاست)؟
بطور خلاصه:
الله نخست زمین را در دو روز خلق می نماید روز سوم و چهارم به خلقت آسمان می پردازند و روز پنجم و ششم و دوباره اقدام به خلقت مایحتایح ضروری انسانها بر زمین و همچنین خلقت ستارگان بر روی زمین می نماید. پس کار خلقت به اتمام می رسد و الله اقدام به محکم سازی و نصب زینتهای آسمان را می نماید. قرآن در رابطه با اینکه آیا آنچه در زمین است، پیش از خلقت آسمان خلق شده اند پا پس از خلقت آن؟ متناقض سخن می گوید:
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (بقره/29) او کسی است كه همه آنچه در زمين وجود دارد، براي شما آفريده سپس به آسمان پرداخت، و آنها را به صورت هفت آسمان محکم نمود و او به هر چيز آگاه است.
گفته شده که نخست الله آنچه را که در زمین است (بالطبع ابتدا زمین و سپس آنچه را که بر آن است) را بوجود آورده و سپس طبقات آسمان را محکم نمود.
اما در نازعات/32و آیات قبل از آن:
(أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا/ آيا آفرينش شما (بعد از مرگ) مشكل تر است يا آفرينش آسماني كه الله بنا نهاد.
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا/سقف کلفتش را بالا برد و آن را محکم ساخت.
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا و شبش را تاريك و روزش را آشكارنمود.
/وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا و زمين را بعد از آن گسترش داد.
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا آبش خارج كرد و چراگاهش را آماده ساخت وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا و كوهها را لنگر آن گردانيد.

موضوع دیگری که از آن یاد می‌نمایند، و آنرا به بیگ بنگ ربط می‌دهند این آیه است:
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ( فصلت/11 ) سپس اراده آفرينش آسمان فرمود در حالي كه به صورت دود بود، به آن و به زمين دستور داد به بیائید (سر جایتان) و شكل گيريد، خواه از روي اطاعت و خواه اكراه! آنها گفتند: ما از روي طاعت مي‏آئيم.
ادعا دارند که این آیه اشاره به زمان پیش از تشکیل کهکشانها دارد(مرحله ای که گیتی بصورت توده‌ی گازی مرکب از هلیم و هیدروژن بود).
در پاسخ باید گفت که این دودی که الله از آن یاد نموده است، در واقع دودی ناشی از پیدایش زمین بود که آسمان را فرار گرفته بود، الله پس از خلقت زمین و اتمام کار ساخت آن، به منظم کردن آسمان پرداخت و آنرا بصورت 7 طبقه منظم و محکم نمود و ستارگان را هم زینت آنان قرار داد.
مسخره تر از همه این ایه است:
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ (هود/7 ) او كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش او بر آب قرار داشت، تا شما را آزمايش كند تا كداميك عملتان بهتر است و اگر بگوئي شما بعد از مرگ برانگيخته مي‏شويد مسلما كافران مي‏گويند اين سحر آشكاري است!
قرآن در این آیه بیان میکند که پیش از خلقت دنیا , عرش الله بر روی آب بوده !
در اینجا با اندکی تفکر تناقصی آشکار وجود دارد , پیش از اینکه آسمانها و زمین آفریده گردند , آب و عرش الله وجود داشتند.
نقد این مسائل اسلامی و نظریه‌ی معجزه آسای این دین، آنچنان مسخره به نظر می‌آید که انسان رغبتی به نقد کشید آنان را ندارد.
من بارها و در نوشته‌هایم اعلام نموده ام که برای من تنها و تنها و یکی از این معجزات کافی است که مسلمان شوم، اما حیف از عدم توانائی دوستان مسلمان در پاسخگوئی و اجابت این دعوت.
این كاربر به درخواست خودش بن شد
مدیریت انجمن پرنس و پرنسس
 
     
  
صفحه  صفحه 1 از 30:  1  2  3  4  5  ...  27  28  29  30  پسین » 
مذهب
مذهب

20 تناقض علمی در قرآن

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites