تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
مذهب

فیلسوفان دین

صفحه  صفحه 10 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  
#91 | Posted: 23 Jul 2019 19:10




سید محمدحسین طباطبایی

سید محمدحسین طباطبایی (زاده ۱۲۸۱ تبریز - درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۶۰ قم) معروف‌به علامه طباطبایی روحانی، عارف، فیلسوف و نویسنده ایرانی بود . وی از مدرسان حوزه علمیه قم بشمار می‌آمد، که از شاگردان وی می‌توان به مرتضی مطهری، سید محمد بهشتی، سیدعلی خامنه‌ای، ناصر مکارم شیرازی، محمدرضا مهدوی کنی و محمدتقی مصباح یزدی اشاره کرد. تفسیر المیزان، نهایةالحکمة، شیعه در اسلام و اصول فلسفه و روش رئالیسم از آثار اوست.


زادروز ۱۲۸۱
تبریز، آذربایجان شرقی
درگذشت ۲۴ آبان ۱۳۶۰
تبار ایرانی
شناخته‌شده برای عالم مسلمان،
تأثیرگذاران اهل بیت
ابن سینا
ملاصدرا
سید علی قاضی
مرتضی طالقانی
محمدحسین غروی اصفهانی
سید حسین بادکوبه‌ای
تأثیرپذیرفتگان محمدتقی مصباح یزدی
محمدحسین حسینی طهرانی
مرتضی مطهری
سید محمد بهشتی
محمدرضا مهدوی کنی
سیدعلی خامنه‌ای
ناصر مکارم شیرازی
غلامحسین ابراهیمی دینانی
عبدالله جوادی آملیعلامه حسن زاده آملی
دین اسلام
مذهب شیعه دوازده‌امامی


ندگی طباطبایی را می‌توان به چهار دوره تقسیم کرد: دورهٔ کودکی و نوجوانی که در تبریز سپری شد. دورهٔ تحصیل در حوزه علمیه نجف، دورهٔ بازگشت به تبریز و اشتغال به کشاورزی و دورهٔ زندگی در قم و تدریس، تألیف و نشر معارف دینی.

کودکی و نوجوانی

سید محمدحسین قاضی طباطبایی تبریزی در سال ۱۲۸۱ در تبریز زاده شد. در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدر، او و تنها برادرش محمدحسن الهی طباطبایی را برای تحصیل به مکتب فرستاد. تحصیلات ابتدایی شامل قرآن و کتب ادبیات فارسی را از ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶ فرا گرفت، سپس از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ به تحصیل علوم دینی پرداخت و به تعبیر خود «دروس متن در غیر فلسفه و عرفان» را به پایان رساند.

خود دربارهٔ دوران تحصیلش نوشته‌است:

«در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقهٔ زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این رو هر چه می‌خواندم، نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم. پس از آن یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بیتابی نسبت به تحصیل کمال، حس نمودم. به‌طوری‌که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش نموده و تلخ و شیرین حوادث، برابر می‌پنداشتم [کذا]. بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم. در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم. بسیار می‌شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌گذراندم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می‌کردم و اگر اشکالی پیش می‌آمد با هر خودکشی بود حل می‌نمودم و وقتی که به درس حضور می‌یافتم از آنچه استاد می‌گفت قبلاً روشن بودم و هرگز اشکال و اشتباه درس را پیش استاد نبردم»



طباطبایی به مدت شش سال (۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶) پس از آموزش قرآن که در روش درسی آن روزها قبل از هر چیز تدریس می‌شد، آثاری چون گلستان، بوستان سعدی را فرا گرفت. علاوه بر آموختن ادبیات، زیر نظر میرزا علینقی خطاط به یادگیری فنون خوشنویسی پرداخت. چون تحصیلات ابتدایی نتوانست به ذوق سرشار و علاقه وافر او پاسخ گوید به همین دلیل به مدرسه طالبیه تبریز وارد شد و به فراگیری ادبیات عرب و علوم نقلی و فقه و اصول پرداخت و از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ مشغول فراگیری دانش‌های مختلف اسلامی شد.

تحصیل در نجف

طباطبایی بعد از تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز، همراه برادرش به نجف می‌رود و ده سال در نجف به تحصیل علوم دینی می‌پردازد. وی علوم ریاضی را در نجف، نزد سید ابوالقاسم موسوی خوانساری نوه سید ابوالقاسم خوانساری (میرکبیر) فرا گرفت. او دروس فقه و اصول را نزد استادانی چون محمد حسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی خواند و مدت درس‌های فقه و اصول او در مجموع ده سال بود.

استاد او در فلسفه حکیم متأله، سید حسین بادکوبه‌ای بود، که سالیان دراز در نجف در کنار برادرش سید محمدحسن الهی طباطبایی، نزد او به درس و بحث مشغول بودند. همچنین معارف الهیه، تفسیر قرآن به قرآن، حکمت و فلسفه، اخلاق و فقه الحدیث را نزد سیدعلی قاضی طباطبایی آموخت و در عرفان تحت نظر و تعلیم و تربیت او رشد یافت. محمود امجد نقل می‌کند که «حال علامه، با شنیدن نام سید علی قاضی دگرگون می‌شد.

بازگشت به تبریز

وی در مدتی که در نجف مشغول تحصیل بود، به علت تنگی معیشت و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز بدست می‌آمد، مجبور به مراجعت به ایران می‌شود و مدت ده سال در قریه شادآباد، تبریز به زراعت و کشاورزی مشغول می‌شود. فرزندش سید عبدالباقی طباطبائی می‌گوید:« در مدت ده سال بعد از مراجعت علامه از نجف به روستای شادآباد و بدنبال فعالیت‌های مستمر ایشان قناتها لایروبی و باغ‌های مخروبه تجدید خاک و اصلاح درخت شده و در عین حال چند باغ جدید احداث گردید و یک ساختمان ییلاقی هم در داخل روستا جهت سکونت تابستانی خانواده ساخته شد.»

زندگی در قم
طباطبایی بعد از مدتی اقامت در تبریز تصمیم می‌گیرد به قم برود و بالاخره تصمیم‌اش را در سال ۱۳۲۵ عملی می‌کند. فرزند طباطبایی در این مورد می‌گوید که در ابتدا در منزل یکی از بستگان ساکن شدند و سپس یک خانه اجاره کردند که شامل یک اتاق دو قسمتی بود و سرجمع حدود بیست متر مربع مساحت داشت.

طباطبایی در ابتدای ورودش به قم به قاضی معروف بود، چون از سلسلهٔ سادات طباطبایی هم بود، خودش ترجیح داد به طباطبایی معروف شود. با ظاهری ساده، عمامه‌ای کوچک و قبایی از جنس کرباس آبی رنگ و دکمه‌های باز قبا و بدون جوراب با لباس کمتر از معمول، در کوچه‌های قم تردد داشت و خانهٔ بسیار محقر و ساده‌ای داشت. وی در شهر قم چند آشنای انگشت شمار از جمله سید محمد حجت کوه‌کمری داشت.




بر طبق نقل دینانی، پس از مدتی که به اصرار برخی علما مجلس درس روزانهٔ اسفار او تعطیل شد، با اصرار طلاب، تدریس شفا را آغاز نمود. در این میان، وی به تشکیل کلاس‌های شبانهٔ اسفار پرداخت که هفته‌ای دو شب (شب پنج‌شنبه و جمعه) و به صورت سیار در خانهٔ شاگردان تشکیل می‌شد و تعداد معدودی (کمتر از ده تن) شاگرد ثابت در آن شرکت می‌کردند. حضور در این کلاس‌ها بدون اجازهٔ خود او مقدور نبود. دینانی معتقد است محتوای این کلاس‌ها بیشتر درس خارج فلسفه بود


خانواده
سید محمدحسین طباطبایی از دودمان سادات طباطبایی آذربایجان است و با سید علی قاضی و سید محمدعلی قاضی طباطبایی خویشاوندی دارد. همسر اول طباطبایی، قمرالسادات مهدوی طباطبایی از بستگان او بود که در سال ۱۳۴۳ درگذشت و پس از ۲ سال، با همسر دوم خود، منصوره روزبه؛ خواهر رضا روزبه ازدواج کرد. وی از نوادگان عبدالوهاب تبریزی که نسب وی هم به حسن مثنی پسر امام دوم شیعیان؛ حسن مجتبی می‌رسد.

زمینه فعالیت


اهمیت محمدحسین طباطبایی به جهت زنده کردن حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع، بعد از دورهٔ صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی بسنده نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردان، در دوران مواجهه با اندیشه‌های غربی، نظیر مارکسیسم، به اندیشه دینی حیاتی دوباره بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب زمین نیز می‌کوشد.

هانری کربن

از دیگر اتفاقات حیات فکری طباطبایی در دوره زندگی در قم، آمدن هانری کوربن، از فرانسه به ایران و ملاقات با طباطبایی در قم و تهران است. این ملاقات‌ها که باعث شکل‌گیری حلقه فلسفی مهمی در آن دوران می‌شود، به همت هانری کربن تشکیل شد و بسیاری از فلاسفه بعدی ایران معاصر به همراه کربن نزد طباطبایی به فلسفه آموزی و مباحث عمیق فلسفی پرداختند. کربن فیلسوفی هایدگری بود که در پی پاسخ‌های بی‌جواب خود، در نهایت سر از ایران درآورده بود تا در حضور طباطبایی به عنوان مفسر فلسفه شیعی، پاسخ‌هایی برای پرسش‌های بی‌جواب خود بیابد. خود کربن اذعان داشت که طباطبایی پاسخ‌های دقیق و قانع‌کننده‌ای به او می‌داده‌است.

کربن هنگامی که به ایران آمد، با بسیاری از استادان ایرانی ارتباط برقرار نمود. با این حال علاقه کربن بیشتر در جهت ارتباط با اساتیدی بود که به ادبیات، هنر و فلسفه ایرانی می‌پرداختند و نه افرادی که تحت عنوان «روشنفکر» شناخته می‌شدند و غالباً از میان کسانی بودند که مدتی در غرب به تحصیل پرداخته بودند. در همین دوره کربن به اتفاق طباطبایی، حلقه‌ای فلسفی را در تهران تشکیل دادند. جلسات در منزل احمد ذوالمجد طباطبایی که از وکلای شیفتهٔ فلسفه الهی بود برگزار می‌گردید.

هم کربن و هم طباطبایی بر نقش تأویل در معرفت تأکید داشتند. طباطبایی معتقد بود معنویت حقیقی بدون تأویل غیرممکن است؛ و این افق مشترکی در مقابل آندو فیلسوف قرار می‌داد که بتوانند با یکدیگر به گفتگو بنشینند. جلسات با حضور غالب استادان ایرانی فلسفه و الهیات مدت‌ها در شمال تهران برگزار می‌گردید و بحث‌های پردامنه‌ای در باب فلسفه شیعی در آن جا درمی‌گرفت.] ارتباط با اساتیدی چون طباطبایی و سید جلال الدین آشتیانی، یکی از مهم‌ترین اتفاقات در زندگی کربن بود؛ چرا که او معتقد بود اینان ادامه‌دهندگان همان حکمت الهی‌ای هستند که از ایران باستان تاکنون چراغ آن در ایران خاموش نگشته‌است. از نظر کربن تفکر ایرانی نگهبان و حافظ میراثی است که فراتر از یک نگرش ملی محدود، همچون یک عالم معنوی است که در آن میهمانان و زایرانی که از نقاط دیگر آمده‌اند مورد پذیرش و پذیرایی قرار گرفته‌اند. کربن عمیقاً اعتقاد داشت که حکمت ایرانی- اسلامی، حکمتی زوال ناپذیر است و همواره از «استعداد زوال نا پذیر روحیه ایرانی» سخن می‌گفت.

تألیفات و آثار

طباطبایی دو اثر شاخص دارد، که بیشتر از سایر آثار وی مورد توجه قرار گرفته‌است.

نخست تفسیر المیزان است، که در ۲۰ جلد و طی ۲۰ سال به زبان عربی تألیف شده‌است. در این تفسیر، از روش «تفسیر قرآن به قرآن» استفاده شده‌است، و علاوه‌بر تفسیر آیات و بحث‌های لغوی در بخش‌هایی جداگانه با توجه به موضوع آیات مباحث روایی، تاریخی، کلامی، فلسفی و اجتماعی نیز دارد. این اثر به دو شکل منتشر شده‌است: نخست در چهل جلد، و سپس، در ۲۰ جلد. این اثر توسط سیدمحمد باقر موسوی همدانی به زبان فارسی ترجمه شده‌است.

اثر مهم دیگر او اصول فلسفه و روش رئالیسم است. این کتاب شامل ۱۴ مقالهٔ فلسفی است، که طی دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ تألیف شده و توسط مرتضی مطهری و با رویکرد فلسفهٔ تطبیقی، شرح داده شده‌ است. این کتاب نخستین، و یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی است که به بررسی مباحث فلسفی، با توجه به رویکردهای حکمت فلسفی اسلامی و فلسفهٔ جدید غربی پرداخته‌است.

آثار محمدحسین طباطبایی (به استثنای تفسیر المیزان) را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد:

کتاب‌های به زبان عربی
کتاب توحید که شامل ۳ رساله‌ است:
رساله در توحید
رساله در اسماءالله
رساله در افعال الله
کتاب انسان که شامل ۳ رساله‌است:
الانسان قبل الدنیا
الانسان فی الدنیا
الانسان بعد الدنیا
رساله وسائط که البته همگی این رساله‌ها در یک مجلد جمع‌آوری شده و به نام هفت رساله معروف است.
رسالة الولایه
رساله النبوة و الامامه
بدایة الحکمة
نهایة الحکمة
(این دو کتاب از متون درسی فلسفی حوزه و دانشگاه محسوب می‌شود)

کتاب‌های به زبان فارسی
شیعه در اسلام
قرآن در اسلام (به بحث دربارهٔ مباحث قرآنی از جمله نزول قرآن، آیات محکم و متشابه ناسخ و منسوخ و... پرداخته‌است)
وحی یا شعور مرموز
اسلام و انسان معاصر
حکومت در اسلام
سنن النبی (دربارهٔ سیره و خلق و خوی پیامبر اسلام در بخش‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی ایشان است)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (در مورد مبانی فلسفی اسلامی و نیز نقد اصول مکتب ماتریالیسم دیالکتیک است.
علی و فلسفه الهی
خلاصه تعالیم اسلام
رساله در حکومت اسلامی
نسب‌نامه خاندان طباطبایی (اولاد امیر سراج الدین عبدالوهاب)

دیگر آثار

بدایةالحکمه
کتابی که یک دوره تدریس فشرده فلسفه برای دوستداران علوم عقلی در قم و سپس دانشگاه‌های کشور شد.
نهایه الحکمه
این اثر برای تدریس فلسفه با توضیحی بیشتر، عمقی افزون تر و سطحی عالی تر تدوین شده‌است.
حاشیه بر کفایه
کتابی اصولی پیرامون قوانین استنباط است.
مجموعهٔ مذاکرات با پروفسور هانری کربن
او که محققی فرانسوی است پیرامون چگونگی شیعه و مباحث اعتقادی، مذاکراتی با وی داشته که در این کتاب وجود دارد.
رساله انسان قبل از دنیا، در دنیا و بعد از دنیا
این کتاب که اکنون با نام «انسان از آغاز تا انجام» ترجمه شده‌است مباحثی مفید از عوالم سه‌گانه ماده، مثال و عقل مطرح کرده و پیرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان مطالبی بسیار مفید و لازم ارائه کرده‌است.
در محضر علامه طباطبائی
این کتاب توسط محمد حسین رخشاد نوشته شده‌است و شامل پرسش‌ها و پاسخ‌های زیادی در موضوعات مختلف از طباطباییاست.
شیعه در اسلام
طباطبایی این کتاب را برای معرفی عقاید شیعه به‌طور عقلانی نوشته‌است.
ولایت‌نامه
این یک رساله عرفانی از وی است که همایون همتی آن را ترجمه کرده‌است و انتشارات روایت فتح آن را منتشر کرده‌است

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#92 | Posted: 16 Aug 2019 11:04




محمدجعفر جعفری لنگرودی

محمد جعفر جعفری لنگرودی فقیه، مجتهد، فیلسوف و حقوقدان ایرانی و صاحب تالیفات در زمینه حقوق و نیز ادبیات است. وی مدتی ریاست دانشکده حقوق دانشگاه تهران را بر عهده داشت؛ و در تدوین پیش‌نویس قانون اساسی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران نقش داشت.


زادروز ۱۳۰۲ هجری شمسی
لنگرود (۹۶ سال)
محل زندگی ایستبورن انگلستان
تابعیت ایران
تحصیلات دکتری تخصصی حقوق خصوصی اجتهاد در فقه و اصول
دانش‌آموختهٔ دانشگاه تهران حوزه علمیه خراسان و قم
پیشه حقوقدان، فیلسوف، مجتهد
دین اسلام
مذهب شیعه
آثار کتب حقوق مدنی، دائرة المعارف‌های حقوقی و ادبیات، منطق، فلسفه، تاریخ و هنر


زندگی و تحصیلات

لنگرودی در سال ۱۳۰۲ شمسی در لنگرود متولد شد. پدرش روحانی و کاسب بود. تحصیلات مقدماتی خود را نزد پدرش فرا گرفت و پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در لنگرود، برای ادامه تحصیل به دانشسرای رشت رفت. در حین تحصیل در دانشسرا پدر و مادرش را از دست داد. به همین دلیل تحصیل در دانشسرا را نیمه تمام گذاشت و برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه شهرهای قم، همدان، اصفهان، و مشهد رفت و در حوزه خراسان از دست میرزا هاشم مدرس قزوینی به درجه اجتهاد نایل شد.

همزمان با تحصیلات حوزوی موفق به اخذ دیپلم گردید و برای ادامه تحصیلات مدرن در دانشکده حقوق دانشگاه تهران نیز ثبت نام نمود؛ و موفق شد دکترای حقوق خود رادر سال ۱۳۳۹ از این دانشگاه دریافت نماید.

وی اکنون در ایستبورن انگلستان به سر می‌برد. کتاب دائرةالمعارف عمومی حقوق (الفارق) از تالیفات وی در سال ۱۳۸۷ و در بیست و ششمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران به عنوان برترین کتاب سال رشته حقوق شناخته شد.

زندگی حرفه‌ای
لنگرودی، مدتی به مسند قضاوت نشست. او به این نتیجه رسید که در بخش حقوقی، جای کتاب‌های فارسی خالی است. حاصل این نتیجه‌گیری ده‌ها کتاب و مقاله بود. او تألیف دانشنامه حقوقی ۵ جلدی خود را که در سال ۱۳۳۶ آغاز نمود، در سال ۱۳۵۸ به پایان برد.

دیدگاه‌ها

لنگرودی که خود یک دانشنامه تخصصی نوشته‌است، بزرگترین مشکل نوشتن دانشنامه را انتخاب عنوان‌ها می‌داند. او به نقش اساسی استدلال در قلمرو حقوق شکلی معتقد است. همچنین اعتقاد دارد حقوق باید در خدمت عدالت باشد. او می‌گوید: «تلاشهای علمی گسترده و طولانی صاحبان همت در علوم و عاشقان عدالت می‌تواند شناسنامه دادگستری جدید را به دست دهد.»[۳][پیوند مرده] استاد لنگرودی نظرات بسیار متفاوت در خصوص عقود و ایقاعات دارد. نمونه بارز این تفاوت اندیشه در کتاب سیستم‌شناسی علم حقوق هویداست.

دکتر لنگرودی علاوه بر شهرتی که در ایجاد دائرةالمعارف‌ها و ترمینولوژی‌های حقوق مانند ترمینولوژی، مبسوط، الفارق، دائرة المعارف، فرهنگ عناصرشناسی و امثالهم در میان حقوق خواندگان دانشگاهی دارد، در بیست سال گذشته قدرت خارق‌العاده خود در حوزه فلسفه حقوق مدنی و تأثیر فلسفه حقوق مدنی در حوزهٔ موضوعات حقوقی را با کتاب‌هایی چون فلسفه اعلی، فلسفه حقوق مدنی و تئوری موازنه به اثبات رساند. اگرچه خود او معتقد است (و نظرش نیز تا حدودی صحیح است) که با نگارش «تأثیر اراده در حقوق مدنی» این قدرت ده‌های سال قبل به اثبات رسیده بود. حقوق ایران برای نگاه «علمی»، «منطقی» و «تدقیقی» این حقوقدان مدیون اوست. واژهٔ «عدالت»، همواره منجر به بی ضابطه بودن در مباحث حقوقی شده‌است. دکتر لنگرودی، با ارائه ملاک‌های ناشی از نظریه‌های مختص خود، نظم حاکم بر روابط شهروندان را به جامعه حقوقی نشان داد و اثبات کرد که این نظم، قابل کشف است.

تجلیل از جعفری لنگرودی

مرکز پژوهشی دانشنامه‌های حقوقی علامه و انجمن حقوق‌شناسی که متولیان نخستین برگزاری این همایش و نکوداشت ملی می‌باشند طی اطلاعیه ای اعلام کردند این همایش که قرار بود در اردیبهشت سال ۱۳۹۸ برگزار گردد به نیمه دوم مهر ماه ۱۳۹۸موکول شد.

کتاب‌شناسی

کامل المیزان (منظومه عربی در منطق) مکتبة الاسلامیة مشهد ۱۳۲۷
علم حدیث یا خودآموز رجال و درایه، مکتب علوم مشهد ۱۳۲۸
اصول فلسفی حقوق تهران ۱۳۳۲
فرهنگ حقوقی نشر کانون معرفت لاله زار تهران ۱۳۳۴
تاریخ حقوق ایران (از انقراض ساسانیان تا آغاز مشروطه) گیلان ۱۳۴۰
تأثیر اراده در حقوق مدنی (رساله دکتری)، چاپ گیلان ۱۳۴۰
مقدمه عمومی علم حقوق، تهران ۱۳۴۱
دانشنامه حقوقی (۲جلدی) چاپ دانشگاه تهران ۱۳۴۳
ترمینولوژی حقوق، انتشارات ابن سینا، تهران ۱۳۴۶
دانشنامه حقوقی، جلد اول، (حرف الف) چاپ اول، ابن سینا، تهران ۱۳۴۸
آراء شورایعالی ثبت و شرح ان، ابن سینا، تهران ۱۳۴۸
رهن و صلح، چاپ ابن سینا، ۱۳۴۹
وصیت، چاپ ابن سینا، ۱۳۵۰
دانشنامه حقوقی، جلد دوم (حرف ب-ث)، چاپ ابن سینا، ۱۳۵۱
عقد ضمان، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی با همکاری فرانکلین، تهران ۱۳۵۲
دانشنامه حقوقی، جلد سوم (حرف ج تا دعوی حجر)، چاپ ابن سینا، ۱۳۵۲
مکتبهای حقوقی در حقوق اسلام، ابن سینا، ۱۳۵۳
عقد حواله، انتشارات دانشگاه ملی، ۱۳۵۴
حقوق تعهدات، جلد اول، انتشارات مؤسسه عالی امور قضایی و اداری قم، ۱۳۵۴
حقوق خانواده، نشر مؤلف، چاپخانه حیدری، تهران ۱۳۵۵
حقوق ثبت، جلد اول، ثبت املاک، نشر مؤلف، چاپخانه حیدری، ۱۳۵۵
دانشنامه حقوقی، جلد چهارم، (دعوی تحریم تا فهم عرفی)، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۵۶
حقوق اموال، نشر مؤلف، چاپ مشعل آزادی، ۱۳۵۶
دائره المعارف حقوق مدنی و تجارت، جلد اول، حقوق تعهدات، عقود و ایقاعات، نشر بنیاد راستاد، تهران ۱۳۵۷
عقد کفالت، انتشارات دانشگاه ملی، تهران، ۱۳۵۷
ارث، جلد اول، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۵۷
حقوق اسلام، کتابخانه گنج دانش، تهران، ۱۳۵۸
دانشنامه حقوقی، جلد پنجم، (قائم مقام تا ید)، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۸
دائره المعارف علوم اسلامی، قضایی، جلد اول، کتابخانه گنج دانش، تهران ۱۳۵۹
دائره المعارف علوم اسلامی؛ قضایی جلد دوم، کتابخانه گنج دانش، تهران ۱۳۶۰[۵]
دایرة المعارف عمومی حقوق (الفارق) در ۵ جلد- انتشارات گنج دانش-
اساس در قوانین مدنی (المدونة)- انتشارات گنج دانش
صد مقاله در روش تحقیق در علم حقوق-انتشارات گنج دانش
فلسفه اعلی در علم حقوق-انتشارات گنج دانش
فلسفه عمومی حقوق بر پایه اصالت عمل (تئوری موازنه)-انتشارات گنج دانش
مسائل منطق حقوق -انتشارات گنج دانش
شخصیت معنوی حافظ-انتشارات گنج دانش
رازبقای ایران در سخن حافظ-انتشارات گنج دانش
راز بقای ایران در سخن مولوی-انتشارات گنج دانش
رازبقای ایران در سخن نظامی-انتشارات گنج دانش
رازبقای ایران در سخن فردوسی-انتشارات گنج دانش
منطق ادبی-انتشارات گنج دانش
سیمای شعر -انتشارات گنج دانش
فلسفه فرهنگ وهنر-انتشارات گنج دانش
تاریخ معتزله
اندیشه و ارتقاء (یکصدو یک مقاله در علم ماهیت‌شناسی حقوقی)
علم حقوق در گذر تاریخ
وسیط در ترمینولوژی حقوق
فن استدلال در منطق حقوق اسلام
فلسفه حقوق مدنی
روش جدید در مقدمه عمومی علم حقوق
فرهنگ عناصرشناسی حقوق مدنی – حقوق جزا
مبسوط در ترمینولوژی حقوق (۵ جلد) انتشارات گنج دانش
مجموعه محشی قانون مدنی و طرح اصلاح قانون مدنی
فیلولوژی-چاپ اول-سال ۱۳۹۰-نشرگنج دانش
چهار مقاله- -نشرگنج دانش




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
#93 | Posted: 16 Aug 2019 11:05




داریوش شایگان


داریوش شایگان (زاده ۴ بهمن ۱۳۱۳ در تهران - درگذشته ۲ فروردین ۱۳۹۷ در تهران) فیلسوف، هندشناس، نویسنده و شاعر ایرانی بود که آثار او به دو زبان فارسی و فرانسوی موجود است. بیشتر نوشته‌های شایگان به زبان فرانسوی و در حوزه فلسفه تطبیقی است. نوشته‌های فرانسوی وی در کتاب‌های درسی فرانسه چاپ می‌شود



در سال ۱۳۹۲
زمینهٔ کاری فلسفه
زادروز ۴ بهمن ۱۳۱۳
تهران
مرگ ۲ فروردین ۱۳۹۷ (۸۳ سال)
بیمارستان فیروزگر، تهران
ملیت ایران ایرانی
پیشه استاد دانشگاه، فیلسوف و نویسنده


سرگذشت

داریوش شایگان در سیزده بهمن ۱۳۱۳ در تهران زاده شد. پدرش شیعه و بازرگان تبریزی و مادرش سنی و از اهالی گرجستان بود. مادر و خاله شایگان به زبان گرجی و پدر و مادر شایگان به زبان ترکی با یکدیگر صحبت می‌کردند.دایه‌ای شایگان روس بوده و با او به زبان روسی حرف می‌زد. پدر شایگان اصرار داشت که با پسرش فارسی سخن بگوید. همچنین شایگان در مدرسه فرانسوی‌زبان سن‌لوئی تهران، زبان فرانسوی آموخت. وی در این مدرسه با ارامنه، آشوری‌ها و یهودیان هم آشنا شد. این مدرسه از سوی کشیشان لازاری اداره می‌شد.

وی در سال ۱۳۲۹ در نخستین سفر خود، به ایتالیا و سپس سوئیس رفت و سرانجام رهسپار پاریس شد. پس از این سفر، شایگان، بدون به پایان رساندن دبیرستان در ایران، و در پانزده سالگی رهسپار انگلستان شد.[۲] سپس پس از چهار سال به ژنو رفت تا پزشکی بخواند. اما پس از یک ترم انصراف داد و به شناخت بیشتر علوم انسانی و هنر و ادبیات پرداخت.

وی به وسیله ژان هربر با استادان هند آشنا شد و سپس به مدت دو سال، به کلاس‌های زبان سانسکریت هانری فرای رفت. در بازگشت به تهران با برهمن ایندوشکر، استاد زبان سانسکریت دانشگاه تهران، آشنا شد. او دو سال و نیم نزد او زبان سانسکریت و ادبیات هند خواند. با تلاش برهمن ایندوشکر، زمانی که می‌خواست ایران را ترک کند، شایگان تدریس سانسکریت در دانشگاه تهران را در ۲۵ سالگی آغاز کرد. در همان زمان به واسطهٔ سید حسین نصر با هانری کوربن آشنا شد و پژوهش گسترده‌ای دربارهٔ فلسفه هندی آغاز کرد که در سال ۱۳۴۶ در قالب کتابی دوجلدی با عنوان ادیان و مکتب‌های فلسفی هند منتشر کرد. او پیش از انتشار این کتاب یک دوره «استغراق و مراقبه» را پس از اقامت در ژنو در ایران گذرانده بود. شایگان از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵ پژوهش‌های خود را دربارهٔ فلسفه هند آغاز و با پژوهش تطبیقی دربارهٔ اسلام و هند به پایان رساند.

شایگان از سال ۱۳۴۶ به خاطر تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه سوربن سالی چند بار به اروپا سفر می‌کرد. او پس از انقلاب ۱۳۵۷، در ایران و فرانسه زندگی می‌کرد.

وی در طول سال‌های پژوهش خود با روحانیون سرشناسی همچون سید محمدحسین طباطبایی، ابوالحسن رفیعی قزوینی، مهدی الهی قمشه‌ای و جلال‌الدین آشتیانی مراوده داشت. اما انقلاب ۱۳۵۷ ایران باعث تغییر اساسی در اندیشه‌اش شد. پیش از انقلاب نزدیکی او به بزرگانِ اسلام سنتی باعث شده بود که او بیشتر با سویه غیرسیاسی و آرام اسلام آشنا شود. اما هیچ‌گاه پایبند مرامی سیاسی نبود. پس از انقلاب او به مطالعه گسترده در آثار هواداران اسلام سیاسی پرداخت و متوجه تفاوت بنیادین آرای آن‌ها با مانندان آشتیانی و طباطبایی شد. همچنین رابطه نزدیکی با اندیشمندان دیگر مانند امیرحسین جهانبگلو و سید احمد فردید داشت.

شایگان در سال‌های پایانی عمر به شناساندن شاعران ایرانی به فرانسوی‌زبانان و شاعران و نویسندگان فرانسوی پرداخت. آخرین کتابی که از او در فرانسه منتشر شد، کتاب «پنج اقلیم حضور» است که شاعرانگی ایرانی را در شعر پنج شاعر بزرگ ایرانی، فردوسی، مولوی، سعدی، خیام و حافظ بررسی کرده‌است. آخرین کتاب‌های شایگان که به فارسی نیز موجودند دربارهٔ شارل بودلر، شاعر بزرگ قرن نوزدهم فرانسه و مارسل پروست، نویسنده بزرگ اوایل سده بیستم فرانسه هستند. وی پیش از آن، مقالات خود دربارهٔ هنر را در کتابی با عنوان «در جست‌جوی فضاهای گمشده» منتشر کرده بود.[۲][۴][۵]


نماز میّت بر جنازهٔ شایگان به امامت مصطفی محقق داماد - علی یونسی و عباس آخوندی در تصویر پیدا هستند.
داریوش شایگان ساعت ۴ عصر پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶ دچار سکته مغزی شدید شد. او صبح پنجشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۷ در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان فیروزگر تهران در ۸۳ سالگی درگذشت. مراسم تشییع پیکر داریوش شایگان در مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی صبح دوشنبه ۶ فروردین ماه، آغاز شد و در پایان این مراسم پس از اقامه نماز میت توسط سید مصطفی محقق داماد، در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

پسرش، «رحیم شایگان»، فارغ‌التحصیل دکتری از دانشگاه هاروارد، ایران‌شناس و تاریخ‌دان است. رحیم رئیس گروه ایران‌شناسی در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس و همچنین مدیر مرکز پورداود برای مطالعه دنیای ایران باستان است. وی با مقام استاد ممتاز و صاحب کرسی، در دانشکده «زبان‌ها و فرهنگ‌های خاورمیانه» این دانشگاه تدریس می‌کند

اندیشه‌ها

غرب‌زدگی

جریان تحت تأثیر شایگان، از ۱۹۶۰ میلادی یک جریان مسلط و چیره بوده‌است. او در کتاب آسیا در برابر غرب به تلاشی جدی در برابر چالش فلسفی و فرهنگی به مقابله با غرب می‌پردازد. در این اثر وی مفهوم غرب زدگی جلال آل‌احمد را گسترش داد و فهمی عمیق از مسائلی را ارائه کرد که مواجهه انسان‌های جهان سوم با هژمونی فرهنگ غربی را در بر می‌گرفت.[۱۰] او می‌گفت: «غرب‌زدگی، نه فقط جهل نسبت به غرب و ناآگاهی به تقدیر تاریخی خودمان است، بلکه همراه با بیگانگی از خودمان نیز هست.» بنا به گفته داریوش بوربور (دوست دوران نوجوانی شایگان)، مطالعات شرق‌شناسی گسترده او باعث شده بود که ضمن آگاهی از وجوه مختلف فرهنگ غرب، غرب‌زده نباشد.

عبدالله نصری در رویارویی با تجدد می‌نویسد:

به زعم شایگان، ما بسیاری از مفاهیم تفکر غربی را ناآگاهانه و «بی‌چون و چرا و بدون دید تحلیلی و تاریخی می‌پذیریم» و دربارهٔ آن‌ها پرسش نمی‌کنیم. خاطرهٔ قومی ما رو به زوال است. ما دچار توهم مضاعف هستیم، چرا که از یک سوی می‌پنداریم که ماهیت تفکر غربی را شناخته و می‌توانیم عناصری از آن را برگزینیم که با میراث فرهنگی ما سازگار است، و از سوی دیگر «گمان می‌کنیم که هویت فرهنگی خود را حفظ می‌کنیم»، در حالی که خاطرهٔ قومی ما تاب مقاومت در برابر تفکر غربی را ندارد.
این توهم مضاعف به دو صورت بروز می‌کند:
۱. غربزدگی ۲. بیگانگی از خود

نصری در جای دیگر می‌نویسد:

از نظر شایگان مدرنیته ما را دچار اسکیزوفرنی یا روان‌گسیختگی کرده‌است، چرا که مدرنیته نظام ارزشی خود را بر ما تحمیل کرده، و ما در میان دو جهان بیگانه از یکدیگر به سر می‌بریم. ما در مواجههٔ با غرب شیفته نظام‌های سیاسی و حقوق آن شده‌ایم و مفاهیم مدرن چون حق و آزادی را پذیرفته‌ایم، بدون آنکه نسبت به الگوی معرفتی که مبنای این مفاهیم بود توجه داشته باشیم. همان چیزی که سروش هم به آن توجه دارد.

محمد مصدق
شایگان در فصل نخست کتاب زیر آسمان‌های جهان و در گفتگو با رامین جهانبگلو پس از بازگویی سرخوردگی ناشی از شکست دولت ملی، از خود می‌پرسد: «... آیا بخش مهمی از مسئولیت این بدبختی بر عهده مصدق نبود؟ آیا او خود مسبب و محرک سقوطش نبود؟ او که خود را در بن‌بستی نهاده بود که برون‌شدی از آن وجود نداشت، به یک معنا سرنوشت شهید سیاسی را برای خود رقم زده بود.» او در ادامه انتقاد از محمد مصدق، تن ندادن وی به مصالحه، افتادن در دام گفته خود پرداخته و گم کردن واقعیت‌انگاری مصدق را در عدم توانایی و شجاعت در تسلیم شدن به واقعیت می‌بیند. شایگان می‌افزاید: «مصدق مردی حقوق‌دان بود که هرگز نتوانست بازی کارتل‌های نفتی و نقش خردکننده آمریکا را در عرصه شطرنج بین‌المللی دریابد».

شاعرانگی ایرانیان

شایگان در کتاب پنج اقلیم حضور،علل شاعرانگی ایرانیان را بررسی می‌کند. اینکه به گفته او چرا عنصر شعر این‌گونه در جهان‌بینی و اخلاقیات و حتی اندیشه‌ورزی ایرانیان تأثیرگذار است، پدیده‌ای است که در دیگر کشورها و فرهنگ‌های کهن نظیر ندارد. اما در متن اثر فقط به توصیف تمجیدآمیز از پنج شاعر بزرگ ایرانی (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی و حافظ) پرداخته و هیچ رهیافتی به کشف ماهیت این ویژگی شاخص در فرهنگ ایرانیان اشاره نمی‌کند. در پایان کتاب نیز، حافظ را عارفی کامل تصویر می‌کند. اما به سویه‌های اجتماعی، سیاسی و تاریخی شعر حافظ هم وقعی نمی‌نهد.

نقد ایدئولوژی

یکی از مهم‌ترین نظرات وی، دربارهٔ تحلیل و شناساندن مفهوم ایدئولوژی است. وی در کتاب «انقلاب مذهبی چیست» نشان می‌دهد که نمی‌توان دین و فلسفه را اموری ایدئولوژیک دانست. شایگان به جد معتقد بود که فلسفه و دین، دو هماورد جدی ایدئولوژی هستند و در جامعه‌ای که سنت‌هایِ تقدیس یافته ضعیف شوند و استدلال‌های فلسفی نابود گردند، ایدئولوژی فرصت ظهور پیدا می‌کند. وی ایدئولوژی را همانند اسطوره می‌دانست. چرا که هم دارای بار عاطفی است و هم دارای دستگاهی منطقی عقلانی است.

گفته‌ها
سینمای کیارستمی از نظر شایگان

او (عباس کیارستمی) یک نگاه جدید به دنیا داشت. یک نگاه خیلی خاص که تا به حال در سینما مطرح نشده بود. به نظر من نه فقط نگاهی جدید به سینما داشت و نه فقط چشم‌انداز سینمای جهان را دگرگون کرد، بلکه مسائل اساسی اگزیستانسیال انسان را خیلی با ظرافت مطرح کرد. مسائلی چون مرگ و زندگی، موقعیت ما در دنیا، سیر و سلوک و مبحث عبور از هزارتوی پیچیده گرفتاری‌ها و دالان‌های پرپیچ و خم تلاش‌ها و موانعی که همواره با آن‌ها مواجه هستیم، چیزی که خیلی آدم‌ها آن را حس می‌کنند اما آن را نمی‌بینند.

معنویت

آنچه که به آن معنویت می‌گویند، الزاماً دینی خاص نیست. معنویت حضوری در دنیاست که از عمق وجود انسان نشئت می‌گیرد و تا دنیا دنیاست، این ساحت انسان وجود خواهد داشت.

جستار

در جُستار، نویسنده آزادتر است و می‌تواند یک مسئله را بیان و آن مسئله را جزئی جدایی‌ناپذیر از جهان‌بینی خودش کند. یعنی در جستار نوعی آفرینش صورت می‌گیرد.

تمدن‌های آسیایی

تمدن‌های آسیایی خواه ناخواه مقهور نیروی نابودکننده‌ای هستند که در صدور و تکوین آن، کوچک‌ترین دخالتی نداشته‌اند. علت این که این جریان یعنی نیهیلیسم در متن تمدن غربی متحقق گشت به تدریج قوت یافت و سرانجام جهان گیر شد تصادفی نیست. زیرا نطفه این دگرگونی از همان آغاز طلوع این تفکر در دوگانگی مضمر در ساخت بنیادی‌اش نهفته بوده‌است. آگاهی یا ناآگاهی تمدن‌های آسیایی از ماهیت تفکری که بر آنان تسلط یافته‌است در سرنوشتشان مؤثر است. حتی اگر معتقد باشیم نیهیلیسم مصنوع ذهن متفکران خیال پرداز است، باز مطرح کردن آن برای ما ضروری است.


جایزه‌ها و افتخارات


داریوش شایگان با رمان سرزمین سراب‌ها، برنده جایزه انجمن نویسندگان فرانسه شد.
در سال ۲۰۱۱ مدال فرانسه‌زبانی به وی تعلق گرفت.
همچنین جایزه بزرگ فرانکو فونی در سال ۲۰۱۲ از آن شایگان شد.
شایگان در سال ۲۰۱۱ مدال عالی زبان و ادبیات فرانسه را از آن خود کرد.
نشان عالی دولت فرانسه با امضای فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور فرانسه، در سفارت فرانسه در تهران به داریوش شایگان اعطا شد.
وی در سال ۲۰۱۰ از دانشگاه آرهوس دانمارک نیز جایزه گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را از آن خود کرد.
جایزه مجمع نویسندگان فرانسوی زبان و نشان شوالیه (لژیون دونور) از دیگر جوایزی است که به داریوش شایگان اعطا شده‌اند.

کتاب‌شناسی

کتاب‌های داریوش شایگان:

آسیا در برابر غرب
ادیان و مکتب‌های فلسفی هند در ۲ جلد
تصوف و هندوئیسم (آیین هندو و عرفان اسلامی بر مبنای کتاب مجمع البحرین نوشته داراشکوه ترجمه به فارسی توسط جمشید ارجمند)
افسون زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار، ترجمه فاطمه ولیانی
زیر آسمان‌های جهان، گفتگوی رامین جهانبگلو و شایگان، ترجمه نازی عظیما
بت‌های ذهنی و خاطره‌های ازلی، انتشارات امیرکبیر
سرزمین سراب‌ها
انقلاب دینی چیست؟
آمیزش افق‌ها
هانری کربن، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ترجمه باقر پرهام، نشر آگه
بینش اساطیری، نشر اساطیر
پنج اقلیم حضور، نشر فرهنگ معاصر
در جستجوی فضاهای گمشده، نشر فرهنگ معاصر، نشر فرزان روز
نگاه شکسته، ترجمه علیرضا مناف‌زاده، نشر فرزان روز
جنون هشیاری (ترجمه)، نوشته ایو بونفوا، مؤسسه فرهنگی پژوهشی نشر نظر، ۱۳۹۴
فانوس جادویی زمان، نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۹۶




بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
صفحه  صفحه 10 از 10:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10 
مذهب انجمن لوتی / مذهب / فیلسوفان دین بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites