ارسالها: 10
#828
Posted: 6 Oct 2015 13:21
هم زن بابام بود هم زن من
بخش اول : قبل از سکس
فریدون هستم 22 ساله . تک پسرم . خوش تیپ . خوش هیکل . قد بلند . به بهداشتم خیلی اهمیت می دم . همیشه حموم میرم و تمیزم . همیشه به خودم عطر می زنم و خوشبو ام . دندونامم همیشه مسواک می زنم و تو دهنم همیشه یه آدامسه . قبل تعریف کردن این ماجرا بگم که من خیلی نجیبم . تا حالا یک بار هم خود ارضایی نکردم . تا حالا هم به جز نا مادریم با هیچ کس دیگه ای هم سکس نکردم . این ماجرا از دو سال پیش شروع میشه که مادر و پدرم سر اختلافاتشون از هم جدا میشن . من اونجا بیس سالم بود . مامانم میره آمریکا . منم پیش پدرم میمونم . پدرم به یه ماه نکشیده یه روز میاد خونه بهم میگه میخوام زن بگیرم . بابام چهل سالش بود و گفت اون زنی که میخواد بگیره 12 سال از خودش کوچک تره . یعنی 28 سال . یعنی 8 سال از من بزرگ تر . منم که چی میگفتم . زنشو طلاق داده حالا میخواد زن بگیره . مجبور بودم موافقت کنم . روزها پیش رفت تا وقتی با بابام رفتیم خواستگاری .
من برای اولین بار نا مادریمو دیدم . همون جا که دیدمش سرخ شدم و رنگ ازم پرید و شروع کردم به عرق ریختن . آخه خیلی خوشگل بود و من تا حال انقدر خوشگل ندیده بودم . عین یه هلو که میخواستی بخوریش . صورت سفید موهای زرد و بور که کمی از زیر شالش بیرون زده بود لبای سرخ خوردنی و چشمای آهوی مشکی . هیکلم که دیگه حرفشو نزن . عین ماهی . لاغر و شکم صاف باسن برامده رونای گوشتی و از همه مهم تر سینه های گنده ی محکم و سفت سر بالای صاف و جلو اومده که با وجود مانتو وقتی دیدم کیرم بیس سانت دراز شد و شرتم خیس شد . از سر و وضع بوی عطر و آدامس توی دهنش فهمیدم عین خودم تمیزه . تو دلم گفتم کاشکی این خواستگاری برای من بود ولی به خودم گفتم که آخه احمق تو نه خونه داری نه ماشین داری نه کار داری درستم که هنوز تموم نشده انتظار داری یه هم چین دختر هلویی هم بهت بدن . خونشون کوچیک بود و وضع مالی خوبی نداشتتن . معلوم بود برای پول بابام می خواد باهاش ازدواج کنه . خلاصه عروسی فرا رسید . ..
برای عروسی با ماشین رفتم دنبال عروس خانم یا همون نامادریم رفتم تو که بهم گفتن مامانت تو اون اتاق داره خودشو اماده میکنه . منم تا اون وقت بی حجابشو ندیده بودم با کلی عرق رفتم صداش کنم که با صحنه ای مواجه شدم که اب شدم . یعنی اتیش شهوت منو از عرق اب کرد . دیدم بی حجاب با شرت و سوتین قرمز میخواد لباس عروس بپوشه . سینه هاش از توی سوتینش داشتن منفجر میشدن به زور تو سوتین جا شده بودن و سوتینش داشت پاره میشد . خط کسش هم با وجود شرتش نمایون بود . باسنش هم تو شرتش همون وضعیت سینه شو تو سوتین داشت . هیکلش هم که ماهی . لاغر و بی شکم . شرتم با دیدن این صحنه خیس شد . سریع خودمو اونور بردم و وانمود کردم چیزی ندیدم . وقتی اومد بیرون من و دید گفت فرید چرا رنگ ازت پریده . چرا عرق کردی . منم خودمو زدم به اون راه و گفتم اخه خیلی دیر شده . استرس دارم با این ترافیک دیر برسیم . خودش که خوشگل بود تو ارایش عروس هم محشر شده بود. خلاصه عروسی هم گذشت . تو خونه ، من باهاش رو در واسی داشتم و نمیتونستم نگاش کنم . ازش خجالت میکشیدم . خلاصه 5 ماه گذشت که یه روز بابام اومد گفت که برای ماموریت میخواد سه روز بره بندر عباس .
بابام رفت بندر عباس و من لاله ( همون نامادریم ) تو خونه تنها شدیم . بابام فکر نمی کرد که یه روزی من به نامادریم چشم سکسی داشته باشم . ولی خبر نداشت که من از همون روز خواستگاری به نامادریم چشم سکسی داشتم . خب من و لاله تنها توی یه خونه داشت منو واقعا اب می کرد . شب داشتم تو کامپیوتر فیلم سوپر می دیدم که یهو لاله در رو باز کرد که بهم بگه شام حاضره که یهو صفحه کامپیوتر رو دید . کل وجودم اتیش گرفت کل وجودم عرق . میخواستم زمین دهن با کنه برم توش . لیلا اومد بغلم گفت ادامشو بزار منم ببینم . منم تعجب کردم و با ات پت گفتم ببین لاله جون من نیاز جنسی دارم ولی نه خود ارضایی می کنم نه با کسی سکس دارم این فیلما من ارضای روحی میکنه . تو که شوهر داری چرا میخوای اینارو ببینی ؟ بهم گفت فرید جون میدونی چرا مامانت از بابات طلاق گرفت ؟ به خاطر این که بابات نمیتونه تو سکس زنشو از لحاظ جنسی ارضا کنه . فقط خودشو ارضا میکنه . تو این 5 ماه هم 3 دفعه بیش تر با من سکس نداشته . پس وضعیت منم مثل توئه بزار منم باهات ببینم . منم پلی و زدم . لاله برام از اون فیلما سکسی تر بود . دیگه تو اون وضعیت نمی تونستم تحمل کنم . من ؟ با لاله ؟ فیلم سکسی ؟ من بهش گفتم لاله جون تو ادامه ی فیلمو ببین منم رفتم شام بخورم . گفت باشه . وقتی رفتم شام بخورم اونم بعد از چند دقیقه کامپیوتر رو خاموش کرد و اومد با من شام بخوره . تو شام بهم گفت علی تو چرا با من انقدر رودرواسی داری ؟ چرا انقدر ازم خجالت می کشی ؟
تو دلم گفتم از بس خوشگلی جیگر . از موقعیت سو استفاده کردم و گفتم لاله جون به خاطر اینه که تو با من راحت نیستی مثلا خجالت می کشی با شرت و سوتین جلوی من باشی خب پس منم نمیتونم باهات راحت باشم و مثلا با شرت جلوت ظاهر شم . لاله کمی فکر کرد و گفت من تا حالا فکر میکردم اگه جلوت پوشیده تر باشم تو راحت تری حالا که اینو میگی باشه من از این به بعد جلوت راحت تر لباس می پوشم . بعد منم بهش گفتم لاله جون میشه امشب برام مثل یه مادر شی و من بیام در آغوش گرمت بخوابم . لاله گفت باشه میتونی امشب بیای پیش من بخوابی . بیچاره نمی دونست که من داشتم مقدمات سکس رو فراهم می کردم . بعد از شام رفتم لباسام و در اوردم و تنگ ترین شرتم و پام کردم و رفتم تو اتاق خواب لاله در و باز کردم با صحنه ای مواجه شدم که اب شدم .
بخش دوم : سکس
یعنی اتیش شهوت منو از عرق اب کرد . دیدم با شرت و سوتین قرمزه . سینه هاش از توی سوتینش داشتن منفجر میشدن به زور تو سوتین جا شده بودن و سوتینش داشت پاره میشد . خط کسش هم با وجود شرتش نمایون بود . باسنش هم تو شرتش همون وضعیت سینه شو تو سوتین داشت . هیکلش هم که ماهی . لاغر و بی شکم . شرتم با دیدن این صحنه خیس شد . روی تخت دو نفره پرده ی پنجره هم کشیده بود و چراغ هم روشن . گفت بیا فرید جون بیا بپر بغل مامان . آغوششو باز کرد و منم پریدم بغلشو تو بغلش خودمو جمع کردمو خودمو چسبوندم بهش . زیر بغلشو بو کردم . کلا زیر بغل و تنش بوی عطر میداد عین خودم . قشنگ سینه هاشو حس کردم . دستمو دور سینه هاش حلقه کردم و انداختم رو سینه هاش . اونم روم پتو انداخت و گفت بخواب فرید جون . شرتمو که انگار انداخته بودن تو لگن اب خیس خیس کیرمم که شرتمو پاره کرده بود . اروم اروم کیرمو زدم به روناش . اونم به روی خودش نیاورد . رفتم اروم در گوشش گفتم میخوای امشب ارضات کنم . اونم یهو چپ چپ منو نگاه کرد و پرتم کرد اونور گفت گمشو اشغال . خجالت بکش واسه همین بود بهم میگفتی باهام راحت باش جلوم شرت و سوتین بپوش . شب بیام پیشت بخوابم بعد با شرت تنگ اومدی کیرتو بهم می زنی . میخواستی باهام سکس کنی ؟ برو با یکی دیگه سکس کن . انقدر بی حیایی که به نامادریت چش داری . واسه همین ازم خجالت میکشیدی . وقتی منو میدی رنگت می پرید . من خرم میگم بیا باهم فیلم سوپر ببینیم . من خر شدم به حرفت گوش دادم . بزار بابات بیاد بهش میگم . رفت در کمد و با کنه که لباس بپوشه دستشو گرفتم بهش گفتم روز خواستگاری یادته . من از اون موقع عاشقت شدم . تو دلم می گفتم کاشکی این خواستگاری برای من بود و به خودم می گفتم که آخه احمق تو نه خونه داری نه ماشین داری نه کار داری درستم که هنوز تموم نشده انتظار داری یه هم چین دختر هلویی هم بهت بدن . من به بابام حسودی می کردم . دلم میخواست تو مال من بودی . روز عروسی که دیدمت دل تو دلم نبود . میگفتم کاشکی این عروسی من بود . فاصله سنیت هم که با من کم تره تا بابا . اونم که ارضات نمی کنه منم که به شدت نیاز جنسی و اتیش شهوت دارم . بیا یه شب خودتو به در اختیار من قرار بده پشیمون نمیشی .
اگه امشب خودتو به من بسپاری تا اخر عمر نوکریتو می کنم . کمی مردد شد و فکر کرد گفت تو واقعا از اون اول عاشقم بودی گفتم به جون خودم اره گفت پس فقط امشب به باباتم چیزی نمی گی به روی خودتم نمیاری گفتم مطمئن باش رفتم بعد به چشای همدیگه نگاه خیلی شهوتناکی کردیم و محکم بغلش کردم سینشو چسبوندم به خودم کیرمم چسبوندم بهش دستمو دورش حلقه کردم اونم دستشو دورم حلقه کرد و به شدت همو فشار دادیم . بعد شروع کردیم از هم دیگه با شدت لب گرفتن از شدت خوردن و مکیدن لبش مزه ی خون لبشو تو دهنم حس کردم بعد تو همون حال خودمونو پرت کردیم روی تخت . بدنش خیلی داغ شده بود فهمیدم اونم از شدت شهوت راضی به سکس با من شد . از همون موقع تا اخر سکس در حال عرق کردن و داغ شدن بودم و صدای تاپ تاپ قلبمو می شنیدم . من از پشت بند سوتینشو باز کردم . سوتینه انقدر برای اون سینه تنگ بود که وقتی باز کردم خودش پرت شد به بیرون . تا نیم ساعت فقط به سینه هاش زل زده بودم و اونارو با دستم آنالیز می کردم . به به چه سینه هایی سفید گنده محکم و سفت سر بالای صاف و جلو اومده . تو فیلم سکسی ها اکثر سینه های زنا هر کدوم یه وریو نگاه می کردن . ولی این یکی با تمام سینه ها فرق داشت صاف و رو به جلو زل می زد تو چشای ادم می گفت بیا منو بخور . سرشم که یه دایره ی بزرگ به رنگ صورتی قهوه ای با کلی دون دون و چروک و با نوک خیلی دراز . با خنده گفت چقدر زل میزنی . حق داری چون تا حالا ندیدی . منم که تو همون حال اتیشی شهوتم منفجر شد یهو از خود بی خود شدم و عین وحشی ها افتادم به جون دوتا سینه هاش . اول دماغمو چسبوندم به سینه هاشو شروع کردم به بوکردن . بوی سینه ش اب دهنمو در اورد .
بعد شروع کردم به مالوندن سینه هاش تو دستم . با نوک انگشتام با نوک سینه اش بازی می کردم و با سینه هاش ور می رفتم . سینه هاشو عین ساندویج تو دستام گرفتم و با شدت تموم شروع کردم از همه طرف به خوردن . این اولین سکسم بود و تا حالا از نزدیک لخت یه زن و سینه ی یه زنو ندیده بودم . به نوک سینه ش که میرسیدم از تو دهن بهش زبون می زدم و بعدش جوری میمکدیم که میخواستم نوکش کنده شه قورتش بدم . تا جا تا داشت سینه هاشو تو دهنم جا می کردم و با قدرت تموم اونا رو میمکیدم . از شدت خوردن و مکیدن نوک سینه ش مزه ی خون سینشو تو دهنم حس کردم . بعد که سیر شدم سینشو نگاه کردم . از شدت خوردنم سینه هاش سرخ و سفید شده بود . بهم گفت چه خبره مگه شام نخورده بودی که انقدر گشنت بود ؟ گفت سینه دیگه بسه حالا نوبت کسه . قبلش بگم که کس زنا برام یه چیز خیلی عجیب و شگفت انگیز و جالب بود چون ندیده بودم دلم میخواست بدونم چه جوریه . چه ساختاری داره . وقتی تو فیلم سکسیا کس می دیدم خیلی واسم هیجان انگیز بود که کس زنا چه شکل عجیبی داره و ارزو داشتم اونو از نزدیک انالیز کنم و کلی مجهولات ذهنی مو از کس بر طرف کنم . وقتی داشتم شرتشو در می اوردم خیلی هیجان داشتم . وقتی شرتشو دراوردم پاهاشو باز کرد . منم تا یه ساعت فقط به کسش زل زده بودم و اونارو با دستم آنالیز می کردم و بلاخره اون معمای چندین ساله از کس برام حل شد . کسش عین کیر من خیس خیس شده بود . خیلی کسش داغ بود . کسشو تیغ زده بود و تمیز کرده بود و مویی روش نبود . سفید سفید . اولش یه خط به نظر می اومد ولی وقتی بازش می کردی می دیدی دو پره ی ارتجاعی نرم بهم چسبیده است که توش دوتا سوراخه . پره هاش خیلی با حال بود .
اولش مشغول به بازی و ور رفتن با اون پره ها شدم . دو تا نقطه ی حساسیت زا تو کسشش وجود داشت یه نقطه تو بالاترین نقطه ی اون خط و اون یکی هم توی اون سوراخ بزرگه . کسشو بو کردم . بوش برای من یکی لذت بخش بود و اب دهنمو در اورد. با خنده گفت چقدر ندید پدیدی . شروع کن دیگه منم که تو همون حال اتیشی شهوتم منفجر شد یهو از خود بی خود شدم و عین وحشی ها افتادم به جون کسش شروع کردم . با شدت تموم شروع کردم از همه طرف به خوردن کس و ابای ترشح شده ازش اب کسش لزج بود و مزش هم شور بود تقریبا شبیه همون ابی که شرتمو خیس کرده بود . خوردن پره ها یا به قول خودش لبای کسش برای خودم خیلی لذت داشت . لبمو میذاشتم روی سوراخ کسشو با قدرت اونو میمکیدم عین این که میخوام از استخون قلم گوسفند اون مواد توشو بخورم .اونم شروع میکرد به بلند ناله کردن و ناله هاش منو ارضا می کرد . به نقطه ی بالای کسش که میرسیدم از تو دهن بهش زبون می زدم و بعدش جوری میمکدیم که میخواستم دو سر لبای کسش کنده شه قورتش بدم . با قدرت تموم کسش رو میمکیدم . از شدت خوردن و مکیدن کسش لاله با صدای بلند ناله می کرد اخر سری لرزید فریاد زد بسه دیگه فرید بسه ارضا شدم کامل ارضا شدم . ولی من دست بردار نبودم که یهو گفت تورو خدا بسه التماس می کنم ضعف کردم ضعف . بعد که سیر شدم کسشو نگاه کردم . از شدت خوردنم کسش سرخ سرخ شده بود . بهم گفت چه خبره مگه با خوردن اون همه شام و اون همه ممه بازم انقدر گشنت بود ؟ بعد شروع کردم به مالوندن کسش با نوک انگشتام با نقطه ی بالای کسش بازی می کردم و با کسش ور می رفتم ولی به سوراخاش دست نزدم که گشاد نشه که وقتی کیرمو کنم توش لذت بیش تری ببرم . گفت برو سراغ باسن . از باسن زیاد خوشم نمی اومد ولی برای این که اون لذت تمومو ببره باسنش هم کمی خوردم و مقعدشو لیس می زدم . بعد شروع کردم رو کل تنش دست کشیدن .
بعد لاله گفت حال دیگه نوبت منه تا تلافی کنم . شروع کرد عین خودم وحشیانه نوک سینه هامو خوردن و مکیدن با هاشون ور رفتنو سرخ و سفید کردنشون . بعد رفت سراغ کیرم و شرتمو در اورد . گفت چه خبره چه خیسه . بهش گفتم نه این که واسه خودت خیلی خشک بود . اونم خنده ای کرد او کل کیرمو بو کرد و بعد تمام مایعات ترشح شده از کیرمو خورد . اتیش شهوتش منفجر شد یهو از خود بی خود شد و عین وحشی ها افتاد به جون کیرم . شروع کردم به مالوندن کیرم تو دستاش . با دست و انگشتاش با کیرم بازی می کرد و با کیرم ور می رفت بعد شروع کرد به خوردن . اول از بیضه ها شروع کرد . کیسه بیضه هامو کامل تو دهنش گذاشت و تو دهنش با زبونش اونا رو این ور اون ور می کرد . جوری اونا رو میمکید و میخورد که انگار میخواست اونا رو از جا بکنه و قورت بده . بعد رفت سراغ قسمت دراز شده ی کیرم . زبونشو گذوشت روی گودی سر کیرم و زبونشو رو اون قسمت بالا و پایین کرد سر کیرمو گذوشت تو دهنش و کامل کیرمو تا ته حلقش فرو برد و شروع کرد به ساک زدن و جلو عقب کردن . به سر کیرم که می رسید بیش تر او ناحیه رو جلو عقب می کرد در نهایت شروع کرد به مکیدن شدید کیر که احساس کردم کیرم داره کنده میشه . بهش گفتم بسه لاله دارم ضعف میکنم . ولی اون به تلافی من ول نمی کرد . نزدیک بود ابم بیاد بهش گفتم ارضا شدم بسه ولی اون انقدر با شدت ادامه داد که اخر خودش سیر شد و دست از کیر ما برداشت . کیر منم که سرخ سرخ . باسنم هم کمی خورد و مقعدمم لیس زد . بعد شروع کردم رو کل تنم دست کشیدن .بعد کیرمو گذاشتم لای سینه هاش اونم سینه های داغشو به کیرم می مالید . شروع کردم به جلو عقب کردن کیرم لای سینه های داغش . کیرم حسابی گرم شد اونم تو اون وضعیت به سر کیرم زبون میزد . مرحله ی بعد من کیرمو به کل تنش مالوندم و اونم سینه هاشو به کل بدنم مالوند . بعد تاق باز خوابیدم اونم کسشو رو نافم گذوشت و ریز ریز خودش به سمت کیرم میخزوند تا پایین خط کسشو به سر کیر رسوند بعد کیرمو لای خط کسش گذشت به سمت پایین خزید و کیرمو به سمت پایین خم کرد و خودشو به سمت پاین خز داد. تو این راه سینه هاشم به تنم مالونده می شد .
وقتی این کارو می کرد اوج لذت و داشتم . وقتی دهنش به کیرم می رسید کیرمو چندتا ماچ می کرد و دوباره این کارو از او تکرار میکرد . بعد این که این کارو چند دور انجام داد کیرم احساس ضعف کرد. بهش گفتم بس کنه و اونم بس کرد . بعد کیرمو گذوشتم لای روناش و شروع کردم به جلو عقب کردن و بعد رفتیم مرحله ی ماچ کردن سر و بدن . این ماچ شامل پنج فراینده بو ، بوس و لیس خوردن و مکیدنه اول من از سر و صورتش شروع کردم به ماچ کردن رفتم رو لبش بعد ادامه دادم و اومدم رو سینه هاش اونجا رو حسابی ماچ باران کردم مخصوصا نوک سینه شو بعد اومدم پایین تر و اومدم به ماچ کردن کسش و اومدم رو باسن و رون و پاچش و نهایت مقعدشو .بعد اون شروع کرد به ماچ کردن سر و بدن من . اول از سر و صورتم شروع کرد به ماچ کردن رفت رو لبم بعد ادامه دادم و اومدم رو نوک سینه هام اونجا رو حسابی ماچ باران کرد بعد اومد پایین تر و اومد به ماچ کردن کیر و بیضه م اومدم رو باسن و رون و پاچم و نهایت مقعدم . حالا رسیدیم به مرحله اخر و اصلی سکس مرحله ی گاییدن . کیرمو کمی با کرم نرم کردم و گذوشتم رو مقعدش . اروم اروم فرو کردن توش و شروع کردم به تلمبه زدن . اونم جیغش بلند شد اخرش میگفت بس کن دیگه بس کن . بعد کیرمو در اوردم و گذوشتم رو سوراخ ادراریش و تا ته فرو کردم توش و شروع کردم به تلمبه . میدونید چون بار اول بود که ابم تو بیداری میخواست بیرون بیاد به همین راحتیا بیرون نمیومد . در طول سکس حس می کردم میخواد بریزه بیرون ولی بیرون نمی یومد . وقتی خواستم برم سوراخ اصلی کسشو بکنم قبلش بهم گفت فرید اگه ابت اومد همون تو خالی کن نیازی به کاندومم نیست . بهش گفتم دیونه شدی یا جوگیر شدی ؟ میخوای ازم بچه دار شی ؟ بهم با خنده گفت اره مگه چیه وفتی هم حامله شدم همون ماه اول با بابات سکس میکنم که فکر کنه بچه خودشه .
تا اومدم چیزی بگم خندید و گفت شوخی کردم فعلا تخمدونام و بریدن و تو رحمم دستگاه گذوشتن تا بچه دار نشم پس با خیال راحت ابتو کامل تو کسم خالی کن. بعد کیرمو گذوشتم توی سوراخ کس اصلی و شروع کردم به تلمبه زدن . توی کسش خیلی داغ بود و خیلی حس خوبی بهم میداد . دیواره های سوراخ کسش به کیرم کشیده می شد و انقدر لذت داشت که نمیتونم توصیف کنم . انقدر تلمبه زدم که یهو فهمیدم ابم داره میاد کیرمو تا ته کردم تو و با فشار خیلی زیاد ابمو تو کسش خالی کردم . تا اون موقع انقدر با فشار سابقه نداشت اب کیرم بیرون بیاد . بعد بدنم کوفته شد و جفتمون کامل کامل ارضا شدیم . بعد بهش گفتم لاله واقعا خیلی دوست دارم واقعا عاشقتم هر کاری بهم بگی برات انجام میدم . تو بهترین و خوشگل ترین و خوش هیکل ترین و سکسی ترین زن دنیایی هم چنین بهترین نا مادری دنیا . بعد رو هم ولو شدیمو یه باهم زیر یه پتو رفتیم تا صبح لخت روی هم و بغل هم خوابیدیم .
بخش سوم :بعد از سکس
صبح که از خواب بلند شدم بیدارش کردمو باهم دیگه رفتیم حموم . با هم توی یه وان پر اب نشستیم . توی وان اون اروم با پاش به کیرم می زد . منم تو اب رفتم روش و باهاش ور میرفتم و اونم خندید و بهم گفت : سینه هامو میگیری حال ببین چیکارت می کنم . با دستتش کیرمو گرفت و باهاش بازی کرد . دیدم هنوز تنش میخواره از وان اوردمش بیرون و کف حموم دستمو کردم تو کسش . انقدر با کسش ور رقتم که کسش جا باز کرد و گشاد شد . و دستم تا اخر فرو بردم تو کسش تا جایی بالا بردم که بالا تر از اون دیگه دستم نمی رفت فکر کنم بالاترش رحمش بود بعد دستمو بیرون اوردم. بعد رو صندلی حموم نشستم و اونم کیرمو کرد تو کشسو و روش نشست . منم ممه هاشو تو اون وضعیت گرفتم و شروع کردم به مالوندن و ور رفتن و بازی با اونا . اونم رو کیرم بالا و پایین می رفت . بعد که تموم شد هم دیگه رو شستیم . بعد که رفتیم بیرون اون رفت و صبحانه رو اماده کرد . تو صبحانه که با هم حرف زدیم بهم گفت سکس دیشب بهترین سکس من بود کیر تو بزرگ ترین کیری بود که تا حالا دیده بودم . از اون به بعد هر وقت مناسبی گیر می اوردیم سکس می کردیم . سکس منو نامادریم خیلی زیاد شده بود اونم چون از من ارضا می شد دیگه تقریبا با بابام سکسی نداشت . هر وقت هوس سکس می کردیم به بهونه ی خرید بیرون می رفتیم و یه هتل اجاره می کردیم سکس می کردیم . من که دیگه نیازی به ازدواج نداشتم . تمام خرج و مخارجم و بابام می داد . نیاز جنسی هم زن بابام بر طرف می کرد . زن بابام هم علاوه بر سکس دقیقا کارهای یه مادر دلسوزو برام انجام میداد و از من مراقبت و حمایتم می کرد .
دست پختش هم که حرف نداشت . بعد سکس هم علاقش به من از همه بیش تر شد . منم تو سکس حسابی ارضاش می کردم . حتی وقتی بابام میرفت سرکار تو خونه بعضی وقتا موقع دست شویی رفتن من اون میومد و باسن و کیرمو تمیز می کرد و موقع دست شویی رفتن اون من میومدم و باسن و کسشو تمیز می کردم . بعضی وقتا هم ادرارهای همدیگه رو می خوردیم . خیلی وقت ها هم سرپایی کیرمو میخورد و اب کیرم که میومد تا ته میخورد و قورت میداد . بهم می گفت خیلی کیر خوشمزه ای داری منم میگفتم تو هم سینه و کس خوشمزه ای داری . کلا زندگی عاشقانه و رمانتیکی رو با زن بابام داشتم و تا الانم همین جور با زن بابام دارم بهترین زندگی دنیا رو سپری می کنم . خوبی زن بابا هم اینه که میتونی بهش حس سکسی داشته باشی ...
ویران شده را حوصله منت معمار نیست....!!
ارسالها: 10
#829
Posted: 12 Oct 2015 11:00
سکس من و خاله جونم ناهید
سلام.
اسم من امیره. 20 سالمه از تهران. ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حدود همین چند ماه پیش. من دو تا خاله دارم که قیافه ها و بدن خیلی جذاب و سکسی ای دارند. یکیشون که 37 سالشه و همراه شوهرش ساکن شهرستان هستش. این خالم به خاطر فاصله تا تهران زیاد با ما رفت و آمد نداره. ولی یه خاله حدودا 40 ساله دارم که به خونه ما زیاد رفت و آمد داره و با خونواده ما و خصوصا من خیلی راحته. طوری که وقتی میاد خونمون جلوی بقیه معمولا با یه تاپ و شلوارک میگرده. لباساشم به خاطر اینکه با من خیلی احساس راحتی میکنه میاد تو اتاق من عوض میکنه. طوری که تا به حال چند بار تو اتاق تو حضور من لباساش مثل تاپ، کرست و شلوارشو عوض کرده. یادم میاد چند سال پیش هم وقتتی که بچه بودم یه سری یکی از دختر خاله هام از در اتاق که اومد تو دید خاله جلوش لخت وایستاده و فقط یه شورت تنشه. یه نگاه به خالم کرد یه نگاه هم به من انداخت و گفت خوش به حال دو تاتون. خیلی به هم میاین. چیز دیگه ای نگفت و از اتاق زد بیرون. خالم که دید من از حرف دختر خاله ام کمی گرفته ام اومد نشست رو تخت پیشم. منو تو بغل خودش فشار داد و گفت ناراحت نشو عزیزم. منظوری نداشت. فقط یه کم به من و تو داره حسودی میکنه. یه نگاه به خاله کردم دیدم فقط یه شورت تنشه و پستونای لختش جلو چشام داره برق میزنه. بهش گفتم اشکالی نداره به خاطر شما. اون هم محکم منو بوسید و گفت قربون امیر گلم برم که انقدر فهمیدس.
شوهر این خالم که اسمش ناهید هستش از اون حاجی بازاریاست. یه آدم تپل با قد متوسط. هر موقع هم میرم خونشون میبینم رو مبل که کنار هم میشینن همیشه حاجی خالمو تو بغل خودش گرفته و داره با پستوناش بازی میکنه. خالم یه زن متوسط اندام با سینه¬هایی درشته. یه سری که رفته بودم خونشون یه نگاه به سینه¬هاش کردم، یه لبخند بهش زدم و گفتم خوش بحال حاجی. گفتش چطور؟ من هم چیز نگفتم. با خودم گفتم حاجی خوش بحالت. هر روز داری از این پستونای گنده خاله ما حسابی شیر میخوریا. به خودم گفتم کاش من هم بتونم یه بار پستونای خالمو بخورم.
اینجا میخوام خاطرمو از بچگیم وقتیکه به همراه خونواده خاله رفته بودیم سفر براتون تعریف کنم. موقعی که من سن زیادی نداشتم خونواده ما و خونواده خالم یه سری با هم رفتیم سرعین، آب گرم. آب گرم که رسیدیم خالم به مامانم گفت که اگه اجازه بدید امیر رو هم من ببرم بشورم. خلاصه من و خاله و حاجی با هم رفتیم تا دوش بگیریم. بعد از اینکه سه تایی وارد حموم شدیم. حاجی و خاله شروع کردن به لباساشونو درآوردن. خالم هم اومد لباسای منو درآورد. حالا خاله، من و حاجی فقط با یه شورت جلوی هم وایستاده بودیم. پستونای لخت خاله اون وسط داشت حسابی برق میزد و جلب توجه میکرد. حاجی هم فوری رفت سراغ خالم. اول حسابی شروع کرد به مالوندن و خوردن پستوناش. بعدش هم محکم خالمو گرفت تو بغلش و بلندش کرد هوا. صدای خنده های خاله که حسابی حشری شده بود داخل حموم رو پر کرده بود. بعد از این که حاجی چند تا تلمبه به خاله زد اونو نشوند کف حموم و شروع کرد به صابون زد بدنش. بعدشم نوبت خاله بود تا بدن حاجی رو صابون بزنه. من که دیدم کارای این دو هنوز تموم نشده گفتم پس من چی؟ که خاله یه نگاه به حاجی کرد، بلند تو روی هم خندیدن و منو آوردن پیش خودشون.
بعد از این که خاله بدن منو صابون زد و شست، رفت تا کرستشو تنش کنه و بریم آب تنی. سینه های درشت خاله از زیر کرستش قشنگ پیدا بود. همگی با هم رفتیم طرف استخر. استخر که رسیدیم مامان و بابا اون تو داشتن با هم شنا میکردن. لباسایی که تن مامان و بابا بود هم مثل لباسای تن خاله و حاجی بود. انگاری با هم ست کرده بودن. حدود یک ساعت و نیمی با هم تو استخر شنا میکردیم و این فرصت خوبی بود تا من بتونم پستونای خاله رو لمس کنم. هر جند دقیقه یکبار که حاجی و خاله همدیگرو ول میکردن من میرفتم میپریدم بغل خاله و سینه هاشو میمالیدم. اونم مثل اینکه بدش نمیومد و خودشم هر چند نوبت یه بار سینه هاشو به تن من میمالید. خلاصه شنامون که تو آب تموم شد رفتیم تا دوش بگیریم و آماده برگشت بشیم. این بار هم سه تایی رفتیم حموم تا کارامون رو انجام بدیم. بعد از اینکه خاله و حاجی تن همدیگرو شستن و خشک کردن نوبت من رسید. خاله اومد منو شست و خشک کرد. همین که داشت خاله بدنمو خشک میکرد بهش گفتم خاله یه کم به من شیر میدی؟ تشنمه. خاله یه نگاه به حاجی کرد و حاجی هم به نشانه قبول و تأیید سرشو تکون داد. حالا خاله یه گوشه حموم نشسته بود و پستوناش گذاشته بود دهنم و به من شیر میداد. من حسابی پستوناشو میک میزدم. کار شیر خوردن من که تموم شد سه تایی لباسامونو تنمون کردیم، همراه مامان و بابا سوار ماشینامون شدیم و از مسافرت برگشتیم خونه. خلاصه لذت اون مسافرت حسابی تو ذهن من و خالم موند. از این ماجرا چند سالی گذشت تا اینکه چند ماه پیش حاجی به خاطر یه سفر کاری چند روزی رو دیگه نمیتونست تهران باشه...
حاجی رفت مسافرت و حالا خالم تو خونشون تنها مونده بود. مامانم که تنها موندن خاله رو دید اولش بهش گفت که این چند شب رو بیاد خونه ما بمونه. ولی دید که دیگه خاله این حرفشو قبول نکرد بهش گفت اشکالی نداره امیر میاد این چند شب پیشت. بعد از اینکه مامان چند بار خواهش کرد من هم حرفشو قبول کردم. مامان هم بهش گفت تا حاجی از مسافرت برگرده امیر شبا رو پیشت میمونه. کاری هم خواستی بهمون بگو برات انجام میدیم. نزدیک غروب زنگ زدم خونه خاله و بهش گفتم میام خونتون. در خونشون که رسیدم آیفون رو زدم، در رو باز کرد و رفتم داخل خونه. چشمم که به خاله افتاد دیدم یه شلوارک و یه زیرپیراهن رکابی نازک و گشاد تنشه. طوری که سینه هاش قشنگ از زیر زیر پیراهن مشخص بود. رفتم لباسامو عوض کردم و با یه شلوارک و رکابی تنم اومدم نشستم رو مبل. خالمم رفت آشپزخونه کمی شربت بیاره بخوریم. شربت رو که آورد جلوم بگیره یه لحظه دیدم پستونای خاله داره از تو زیر پیراهنش بیرون میوفته. یه نگاه بهش کردم خندیدم و اون هم خندید و آروم پستونشون انداخت تو زیر پیراهنش.
اومد نشست کنارم. کمی با هم حرف زدیم. یهو بهم گفت امیر تو تا بحال دوست دختر داشتی؟ من هم گفتم نه. چطور مگه؟ اونم گفت که هیچی، همینطوری گفتم. رفت آشپزخونه تا شام رو آماده کنه. من هم کنترل رو دستم گرفتم و ماهواره رو روشن کردم که یهو دیدم داره یه فیلم سوپر پخش میکنه. فیلم یه زنه رو نشون میداد که به پشت رو تخت دراز کشیده و مرده هم روش خوابیده و داره بهش تلمبه میزنه. با خودم به خاله و حاجی گفتم ای ناکسا چه حالی با هم میکنید! خاله که صدای آخ و اوخ زنه رو شنید فوری از آشپزخونه اومد وسط پذیرایی. من هم سریع کانال رو عوض کردم. بهم گفت چرا کانالو عوض کردی؟ بهش گفتم خب چیکار کنم؟ بزنم سر جاش؟ گفتش خب آره بزن سر جاش مگه چیه؟ فیلمه دیگه. من هم کانالو برگردوندم سر جاش. خاله هم که از دیدن صحنه لذت میبرد نشست تا با هم فیلم رو ببینیم. بعد چند دقیقه برگشت آشپزخونه تا شام رو آماده کنه. شام که آماده شد نشستیم با هم شام خوردیم. ظرفا رو شستیم و دوباره رفتیم با هم پای نگاه کردن فیلم. من که خسته بودم بعد چند دقیقه همون جا خوابم برد. تقریبا یک ساعتی گذشته بود. پا شدم برم دستشویی که دیدم از طرف حموم صدای آب میاد. فهمیدم خالم تو حمومه. رفتم دستشویی موقع برگشتن دیدم که در حموم نیمه بازه و چشمای خاله که خودشو داره صابون میزنه بستس. فوری و بدون سر وصدا پریدم تو حموم. لیف رو برداشتم و شروع کردم بدنشو لیف زدن. خیلی خوشش اومده بود و هی میگفت حاجی این ور رو لیف بزن حاجی اون ور رو لیف بزن. فکر میکرد الان این کسی که بدنشو لیف میزنه شوهرشه. من هم چیزی نمیگفتم. تا اینکه روشو برگردوند و تا دید که من هستم اول فوری یه دستشو گذاشت رو پستوناش و یه دست دیگشم رو کسش. اما من کارم رو قطع نکردم و لیف زدن بدنشو ادامه دادم. هی بهش میگفتم خاله هنوز صورتت تمیز نیست. خاله هنوز گردنت که تمیز نشده. یه دست به پستوناش میکشیدم و میگفتم و اینجا باید قشنگ تمیز بشه. تا اینکه اون هم قبول کرد و دستشاشو از رو پستونا و کسش برداشت.
بهش گفتم خب خاله من که اینطوری نمیتونم خوب بشورمت. بذار خودم از اول بهت صابون بزنم. رو دو تا دستام برداشتمش و بردم خوابوندمش کف وان حموم. خودم هم رفتم دراز کشیدم روش و بدنشو از سر تا پا حسابی صابون زدم. سینه هاشو که صابون میزدم خیلی خوشش اومده بود و خودشم اونا رو دو دستی میگرفت و فشار میداد. این کارش باعث میشد من هم پستوناشو بیشتر صابون بزنم. صابون زدن بدنشو ادامه دادم تا اینکه کار به کسش رسید. نوک انگشتامو چند بار حسابی داخل کسش چرخوندم که دیدم خیلی حشری شده و داره قهققه میزنه. کمی کسش و بعد پاهاشو صابون زدم. کار صابون زدن که تموم شد خالم رو شستم. اونم یه نگاه به من کرد و گفت حالا نوبت منه. با هم دوباره برگشتیم تو وان. من تو کف وان دراز کشیدم و اون هم رو من خوابید و شروع کرد به صابون زدن. همین طور بدن منو صابون زد تا اینکه رسید به کیرم. من هم شورتم رو درآوردم تا راحت بتونه کیرمو صابون بزنه. دستاشو حلقه کرد دور کیرم و حسابی با اون ور رفت. بعدشم پاهامو صابون زد و تنم رو شست.خواستم لباسمو تنم کنم که خاله اومد خودشو چسبوند به من، دستاشو انداخت دور گردنم و شروع کرد لبامو بوسیدن. من هم یه دستمو انداختم دور کمرش و با یه دست دیگه پستونا و کسشو میمالیدم. اون هم از این کار حسابی خوشش اومده بود. دو دستی بغلش کردم و خوابوندمش کف حموم. خودمم روش خوابیدم. تا چند دقیقه لبای هم رو میخوردیم. بعد رفتم سراغ گردنش و بعدش هم پستوناش. وای که چه پستونای درشت و نرمی داشت. هی من پستونای خالم رو میخوردم و هی اون پستوناش رو تو دهنم فشار میداد. خیلی خوشش اومده بود و خودش هم هی اونا رو میمالید. بعد از اینکه پستوناش رو خوردم رفتم سراغ کسش.
اولش با نوک انگشتام کمی چوچولش از هم باز کردم و یکی از انگشتام رو داخل اون چند مرتبه چرخوندم. زبونم رو بردم داخلش و شروع کردم به لیس زدن. قشنگ لیس زدم و بعد پا شدم سر پا تا کیرمو ببرم داخل کسش. رو بدن خالم کمی جلوتر رفتم طوری که صورتامون روبروی همدیدگه قرار بگیره. دو دستامو از زیر کمرش به هم رسوندم. بهش گفتم خاله اجازه میدی. اون هم یه لب محکم ازم گرفت، دستشو گرفت دور کیرم، گذاشت داخل کس خودش و گفت آره عشقم. از این به بعد دیگه به من بجای امیر میگفت عشقم. من شروع کردم به حسابی تلمبه زدنش. هر چقدر من بیشتر و محکمتر تلمبه میزدم صدای آه و اوه خاله هم هم بیشتر بلند میشد. خواستم شدت تلمبه زدنم رو کم کنم که گفت نه محکمتر جرش بده. تازه دارم حال میکنم. من هم مرتب شدت تلمبه زدنم رو زیادتر میکردم. تا اینکه یه لحظه دیدم کف حموم از حال رفت. فوری رفتم از تو یخچال براش کمی آبمیوه آوردم. دادم خورد. کمی که حالش جا اومد صورتشو کرد طرفم و ازم تشکر کرد. من هم کمرش رو آوردم رو پاهام، کمی با نوک انگشتام با نوک سینه هاش بازی کردم، یه لب ازش گرفتم و گفتم خواهش میکنم. قابل نداشت. چند دقیقه گذشت بهم گفت ولی من هم باید برات جبران کنم. من هم گفتم باشه حالا که خاله جون میخواد قبول. پا شدم سر پا و اون هم جلوم زانو زد. موهاشو تو دستام گرفتم و اون هم دستاشو دور کیرم حلقه کرد. بعد از اینکه چند بار اونو قشنگ لیسید گذاشت تو دهنش و شروع کرد برام ساک زدن. محکم سرشو دور کیرم عقب جلو میکرد و اونو ساک میزد. وای که چقدر تو کارش استاد بود. چند دقیقه ای گذشت من که دیدم کیرم داره منفجر میشه اونو از دهن خاله درآوردم و آبمو پاشیدم رو صورت و سینه هاش.
یه لب از همدیگه گرفتیم. بعد تن همدیگه رو شستیم، خشک کردیم و از حموم زدیم بیرون رفتیم اتاق خواب. تو راه اتاق خواب خاله مرتب دستشو رو پستوناش و کسش میمالید و آه و اوه میکرد. رومو کردم طرفش بهش گفتم خاله طوری شده. اون هم گفت نه چیزه خاصی نیست. دوباره دیدم همین کار رو تکرار میکنه بغلش کردم و گفتم طوری شده. خیلی آه و اوه میکنی. بغلم کرد و با چشمایی خمار گفت من هنوز ارضا نشدم عشقم. من هم لباشو بوسیدم و گفتم نگران نباش خاله. خودم حلش میکنم. رفتیم تو اتاق خواب. دستامو انداختم دور پاهاش و انداختمش رو تخت دو نفره ای که وسط اتاق بود. خودمم پریدم روش و شروع کردم به خوردن از لباش. تا چند دقیقه لبای همدیگه رو میخوردیم. بعد رفتم سراغ گردن و سینه و پستوناش. وای که چه پستونای درشت و نرمی داشت. انگار دو تا کیسه آب دستت گرفتی. کمی پستوناش رو مالیدم و ازشون خوردم. بعد بهش گفتم خاله من شیر میخوام. اون هم بهم گفت باشه خاله جون. پا شد نشست رو تخت. من سرمو گرفته بودم زیر پستوناش و اون هم پستوناشو تو دهنم. از یه طرف خاله محکم پستوناش رو تو دهنم فشار میداد و از یه طرف دیگه هم من پستونای خاله رو محکم میمکیدم.
بعد از اینکه حسابی از پستوناش میکیدم دوباره خوابوندمش رو تخت و خودمم خوابیدم روش. این بار زیر سینه ها و شکمش رو لیسدم. بعد رسیدم به کسش که حالا حسابی داغ شده بود. اول با نوک انگشتام لبای کسش رو از هم باز کردم و بعد کمی اونا رو تحریک کردم. بعد از اینکه دیدم خالم آماده شده نوک زبونم رو چند بار داخل شکاف کسش بردم و شروع کردم به لیسیدن و مکیدن اون. خالم هم حسابی خوشش اومده بود و از من میخواست که این کار رو ادامه بدم. من هم حسابی براش کسش رو خوردم. بعد خالم کمی کسش رو داد بالا من هم آروم آروم بدون اینکه دردش بیاد کیرمو کردم داخلش و شروع کردم به تلمبه زدن بهش. همین طور که من داشتم شدت جلو و عقب کردن کیرم رو داخل کس خاله شدیدتر میکردم اون هم شدت پیچ و تاب دادن کس خودشو دور کیرم شدیدتر میکرد. هر دومون حسابی شهوتی شده بودیم. پستونا و کس خاله حالا حسابی داغ و قرمز شده بود. بهش گفتم خاله بیا یه روش دیگه رو هم امتحان کنیم. ازم پرسید مثلا چه روشی. من هم گفتم نمیدونم. اختیارش با خودته. اون هم بهم گفت بیا تو دراز بکش رو تخت و ...
من هم به پشت دراز کشیدم رو تخت و اون هم اومد کسش رو گذاشت رو کیرم. ازش پرسیدم خاله چرا این روش رو انتخاب کردی؟ که اون هم گفت این روش یکی از روشهایی که من و حاجی موقع سکس با هم خیلی ازش استفاده میکنیم. و بعد شروع کرد به بالا و پائین کردن خودش رو کیر من. همین طور که خاله خودش رو کیر من بالا و پائین میکرد پستونای درشت و آویزونش به سینه هاش میخوردن و صدای شالاپ و شولوپی راه انداخته بودن که منو شهوتی تر میکرد. تو طول این نوبت بعضی موقعها خودش با دستای خودش پستوناشو میمالید بعضی موقعها هم من براش این کار رو انجام میدادم. تا چند دقیقه خالم خودشو رو کیرم بالا و پائین میکرد. من هم پستوناش رو با دستام میمالیدم. من که کم کم داشت دوباره آبم میومد بهش گفتم خاله زود پاشو. پرسید چطور؟ من هم بهش گفتم داره آبم میاد. نمیخوام حامله بشی. اونم سرشو آورد طرف صورتم، یه لبخند بهم زد و گفت نترس عزیزم. من مرتب قرص ضد حاملگی مصرف میکنم. به خاطر همین هم هستش که تو این چند سال هنوز حامله نشدم.
من هم دستامو انداختم دور کمرش، به بغل خوابوندمش جلوی خودم و با یه فشار آروم کیرمو تا ته کسش فرو کردم. با دستام محکم بدنشو گرفته بودم و کسشو رو کیرم عقب جلو میکردم. دیدم که کیرم حسابی داغ شده و داره منفجر میشه خالمو بلند کردم و به پشت خوابوندمش رو تخت. بهش گفتم پاهاتو از هم باز کن میخوام آبمو بریزم تو کست. خودم هم خوابیدم روش و آبمو خالی کردم تو کسش. حالا دیگه هم من ارضا شده بودم و هم خالم به ارگاسم رسیده بود. خالم اومد جلو یه لب محکم ازم گرفت و بهم گفت به خاطر امشب ممنونم عزیزم. من هم پستوناشو تو دهنم مکیدم، طوری که از شدت شوق و خوشحالی یه فریاد بلند کشید. بعد یه لب محکم ازش گرفتم و گفتم خواهش میکنم خاله جووووووووووووون. بعد خاله دستاشو انداخت دور کمر من و من هم دستامو انداختم دور کمر خالم. خالم با چشمایی خمار تو صورتم نگاه کرد و بهم گفت عزیزم میشه از این به بعد ما دوباره با هم سکس داشته باشیم. من هم بهش گفتم خاله جون اگه شما بخوای چرا که نه؟ از اون به بعد من و خالم هر چند وقت یکبار با هم سکس داریم.
ویران شده را حوصله منت معمار نیست....!!