انجمن لوتی
صفحه  صفحه 32 از 32:  « پیشین  1  2  3  ...  30  31  32
داستان سکسی ایرانی

Neighbour Sexy Story - داستانهای سکسی مربوط به همسایگان

 مرد
#311   Posted: 3 Nov 2019 00:08

 1 Star

ارسالها: 875
زن همسایه جنده ام شد

سلام به شما دوستان گلم . من محسن هستم ۲۲ ساله از تهران داستانی که میخوام واستون تعریف کنم کاملا واقعی هست و خیلی واسم لذت بخش بود دوست دارم با شما در میان بگذارم .
ما یه همسایه ای داریم بنام سمیه خانم که متولد ۱۳۴۹ هست یعنی ۴۹ سالشه این خانم واقعا محشره . سینه ی ۸۵ داره و یه کون تپول و قشنگ . رنگ پوستش کاملا سفیده و تیپش عالیه موهاش بلوند هست و موقعی که میاد بیرون یه کفش پاشنه بلند جلو باز میپوشه که اون پاهای سفیدش رو لاک قرمز زده و همیشه این کاراش و تیپش حسابی حشریم میکنه .
حدود ۵ ماهه پیش بود که برای درست کردن گوشیش اومد خونمون و من واسش گوشیشو درست کردم زیاد هنگ میکرد و میگفت اینستا نمیاره خلاصه درستش کردم و شمارم رو گرفت که اگر مشکلی پیش اومد واسه گوشیش بهم بگه
یه مدت توی واتساپ و تلگرام سوالاش رو جواب میدادم تا اینکه کم کم باهم راحت شدیم و باهام درد و دل کرد که شوهرم موتاده و زیاد تریاک میکشه و نمیتونه منو ارضا بکنه و...
منم خیلی خوب درکش کردم و همدردیش میکردم و بهش میگفتم واقعا حسرت میخورم خانومی به خوبی و زیبایی شما یه همچین شانس بدی داره ( حرفارو واقعا از تهه دلم بهش زدم چون خیلی به شوهرش میرسید ولی شوهره اسم محمد اقا بود اصلا احساس نداشت و همیشه با دوستاش میرفت بیرون و به فکر زن بیجارش نبود )
باهم گرم تر شدیم و ازم پرسید دوست دختر داری ؟ کسیو میخوای ؟
گفتم راستش یه چند وقتی هست یه نفر هست عاشقانه دوسش دارم ولی نمیتونم بهش بگم و میترسم
گفت کیه
گفتم حالا بعدا بهتون میگم
باهاش قرار گذاشتم پارک و به هر بدبختی بود بهش گفتم خیلی جا خورد و خجالت کشید
گفت من شوهر دارم
گفتم درسته ولی شوهری که هیج وقت به فکرتون نبوده و نیست چه شوهریه فقط تو شناسنامه شوهرته ولی همدم واقعی واست نیست
گفت بله حق با شماست
خلاصه چند هفته گذشت و حسابی مخشو زدم
خودش حرف سکسی تو پیام زد بهم گفت با همسرت چطوری سکس میکنی ؟
کامل واسش گفتم که چکارا میکنم با همسرم
خیلی حال کرده بود و حشری شده بود قرار شد دفعه بعدی که خونه هر دومون خالی شد من از بالا پشت بام برم خونشون و باهم سکس کنیم


خلاصه گذشت تا اون روز رویایی فرا رسید . خانواده من رفتن تهران برای یه مجلس ختم و من تنها بودم روز جمعه ۸ شهریور بود که قرار شد سکس کنیم
شوهرش بعد از ظهر ساعت ۵ رفت بیرون بره پیش دوستاش باهم برن بیرون و گفت شامم نمیاد .
من از بالا پشت بام رفتن خونشون وقتی وارد خونه شدم یه شاخه گل واسش گرفته بودم بهش دادم خیلی کیف کرد . دیدم که یه ساپورت تنگ پوشیده و رژلب قرمز و لاک قرمز زده با همون کفش پاشنه بلندی که دوست داشتم و یه تاب خیلی قشنگ و رنگ قرمز
چسبوندمش به دیوار اشپزخانه و لباشو خوردم اونم همکاری خوبی میکرد . بوسش کردم و گفتم بیا بردمش نشستیم روی مبل و سوره ی صیغه رو خوندم و اونم قبلتو رو گفت و بهش گفتم دیگه مال منی‌ سمیه دیگه جونمو واست میدم
گفت فدات شم منم همینطور عزیز دلم
بکلید برداشت پشت در رو قفل کرد و پرده رو کشید رفتیم تو اتاق خواب خوابوندمش و لختش کردم یهو دیدم یه کس خوشگل و سفید جلومه حسابی خوردمش تا ارضا شد ( چون بهم گفته بود با خوردن کسش فقط ارضا میشه )
بعد گفت تو مگه لخت نمیشی ؟
گفت صبر کن حالا نوبت اونم میرسه . خوابیدم روش یکم همو مالیدیم کیرم داشت میترکید منم لخت شدم و برام ساک زد بعد کیرمو به زور کردم تو کسش خیلی تنگ بود ( بهم گفته بود کسش تنگه چون بخطر دخترش سزارین کرده ) . خلاصه یک ربع تلمبه زدم تو کسس و میگفت چرا ابت نمیاد ؟!
منه‌ احمق ظهر یه قرص کامل کینگ دول خورده بودم و ابم نمیومد از اون طرف معدم عجیب داشت میسوخت و میدونستم چه غلطی کردم قرص خوردما کم کم داشت حالت تهوع هم میومد سراغم
برگشت دیدم کلا کونش تنگ و خوبه
گفتم‌مگه کون ندادی ؟
گفت نه عزیزم بدم میاد و خیلیم درد داره
خواستم از کون بکنمش گفت نه بزار دفعه بعد گفتم باشه ‌
یکم واسم ساک زد و کردم تو کسش و ابمو ریختم رو سینه هاش ....


این بود داستان من و عشقم سمیه خیلی همو دوست داریم و هرموقع خونه هامون خالی میشه یواش میرم پیشش و سکس میکنیم .
امیدوارم لذت برده باشید نظر یادتون نره.
nemidonam in chie
 
     
  
 زن
#312   Posted: 15 Nov 2019 12:15

 1 Star

ارسالها: 75
الهام زن همسایه


با سلام خدمت همه
اول معرفی میکنم خودمو اون کص محله رو من مهدی 21سالمه و اون خانوم هم ک الهامه 25 سالشه داستان هم واسه چهار ماه پیشه
داستان از اونجایی شروع شد که زمانی ک لاین بود ما شماره هم رو گرفتیم و یه گپ زدیم صحبت های ما شروع شد عادی صحبت می‌کردیم یکم گذشت آمار اینو در آوردم دیدم این خانوم دست به دادنش خوبه البته بگم ک مجرد بود آباد کرده بود محل رو بعد متاهلی خبر نداشتم تا فهمیدم بلللله خانوم چه کصی میده منم ریختم روش تلگرام اومد و سکس چت های ما شروع شد گذشت و من رفتم دانشگاه اونجا هم تو ایمو اخر شبا صحبت می‌کردیم اینم بگم ک ممه هاشو نشون میداد عادی شده بود ممه نگم برات 85 عالی بدن هم فوق العاده کون رو فرم و گوشتی خلاصه من گیر دادم که باید کصت هم نشون بدی زیر بار نمی‌رفت تا بعد از چند ماه تونستم ببینم کص نبود ک کلوچه بود لعنت بهش منم شدید راست کرده بودم مام ک تو یه محل محلمون هم پره کارآگاه نمیشد کاری کرد مادر و پدر و داداش من هم همیشه خونه بودن و خونه خالی نمیشد زد و بعد چند وقت ک من اومده بودم خونه تابستون بود رفتن شهرستان من نرفتم و بهونه اوردم این الهام خانوم با مستاجر ما رفیق بود یه روز پیام داد ک آره مستاجرتون کلید داده ک بیام غذاش رو نگاه کنم که یه وقت نسوزه من دیگه راست کردم شدید گفتم چی از این بهتر نه مستاجر ما هست نه خانواده آقا در باز شد و این رفت تو خونشون منم فهمیدم بعد دو دقیقه اروم رفتم پایین در رو هم بستم پشتم تا منو دید رید به خودش گفتم نترس بابا منم گفت برو الان میان منم ک میدونستم تازه رفتن و اینم میخواد بپیچونه گفتم بهش نترس نمیان خلاصه اون جلو اجاق گاز و منم رفتم از پشت چسبیدم بهش اونم اعتراضی نکرد چسبیدم و گردنش رو خوردم اروم برگشت گفت نکن زشته منم همون لحظه لباش رو گرفتم اونم اروم همکاری کرد قبلا گفته بودم تو تلگرام بهش ک تنها گیرت بیارم لبات رو می‌خوام و اونم قول داده بود ک چیزی نگه لباش و خوردم اروم دست زدم به سینش چیزی نگفت درشون آوردم و برای اولین بار از نزدیک دیدم نتونستم خودمو کنترل کنم گرفتم دهنم اول نمیزاشت یکم بعد راضی شد اروم خوردم و دست کردم تو شلوارش مانع شد و نزاشت یکم مالیدم و مانع شد منم ک نمی‌خواستم از دست بدم ادامه ندادم فقط دستش رو گذاشتم رو کیرم ک داشت شلوار رو پاره میکرد برق از سه فازش پرید سریع پیچید رفت منم اومدم بالا و یه جق حسابی زدم گذشت و شب سکس چت و گفت ک کیرت بزرگ تر از شوهرمه دلم خواست گفتم میای میدم اونم هیچی نگفت دو روز بعد که نشسته بودم و بازم خونه هیچ کس نبود داشتم با زیدم چت میکردم یهو در باز شد و پشمام ریخت دیدم خودشه حروم زاده مثل جن بود گفتم تو کوچه ندیدن ک اومدی گفت ن درتون باز بود و سریع اومدم تو بستم در رو اومد تو و منم فهمیدم چرا اومده سریع بغلش کردم و رفتم تو کار لباش خوردم و دستش رو گذاشتم رو کیرم یکم ک مالید خودش سریع کند شلوارم رو نشست یکم خورد منم ک اولین سکس عمرم بود نزاشتم زیاد بخوره بگم از سالار ک کلفت و 18سانته خلاصه شلوارش رو سریع کشیدم پایین و دیدم کصش رو انگار دنیا رو بهم دادن تا حالا عکسش رو دیده بودم الان خودش رو دیدم منم سریع کردم توش مثل این کص ندیده ها دراز کشیدم روش و به یه پوزیشن پنج دقیقه زدم و دیدم ابم داره میاد بهش گفتم و سریع بلند شد کرد ذهنش بهم گفته بود ک عاشق ساک زدنه اما دیوث نگفته بود ابم میخوره تا قطره اخر ابم و خورد و سریع کشید بالا و رفت منم موندم تو کف کون گندش بعد چند وقت با هم صحبت کردیم فهمیدم وقتی من برگشتم دانشگاه فهمیدم ک‌ تو کوچه سوتی داده و گفته با من صحبت می‌کنه منم بخاطر ابرو خودم و خانواده سریع قطع رابطه کردم و از دست دادم این همه چی تموم‌ رو تازگی ها هم فهمیدم تو 206 با یکی دیگه گرفتنش و دست به دادنش با اینکه شوهر داره خوبه
داستان کاملا واقعی بود و اولین و آخرین سکس من بود اولین بارم هم هست ک داستان مینویسم شرمنده.
 
     
  
صفحه  صفحه 32 از 32:  « پیشین  1  2  3  ...  30  31  32 
داستان سکسی ایرانی

Neighbour Sexy Story - داستانهای سکسی مربوط به همسایگان

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2022 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA