انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 5 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  12  پسین »

مردان مجرد زنان متاهل


زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۰

منصور با هیجان زیادش همچنان در حال ور رفتن با کون زنش بود .. حس کرد که دیگه کیرش لحظه به لحظه داره داغ تر میشه و جریانی از هوس به شکل موجی شکل در آلت و زیر شکمش راه میفته . برای همین خود به خود یه فشار بیشتری به کیرش اومد و اونو به سمت جلو فرستاد . حالا کیرشو به خوبی در کون زنش مستقر کرده بود .. داشت با خودش فکر می کرد که چرا زود تر از اینا به فکر این جریان نیفتاده که حالا بتونه با دوستاش سکس ضربدری راه بندازه . خیلی از اونا با یه دید خاصی به گلوریا نگاه میکردند . با این که زنشون شاید خیلی خوشگل تر و جوون تر از گلوریا بود ولی از این که اون اندامی توپر و تپل داشت عاشق اون بودند و دوست داشتند که اونو در اختیار داشته باشند . منصور دوست داشت که از این موضوع با گلوریا حرف بزنه ولی با خودش گفت صبر کنه که اون از سکس پارتی بر گرده و مزه سکس گروهی بره زیر پوستش تا این جوری راحت تر با این قضیه کنار بیاد هر چند به اون گفته که امید واره یه روزی جبران کنه ولی با این حال زن رو که نمیشه به این سادگی ها شناخت . شاید ته دلش از این موضوع که اون بخواد با زنای دیگه باشه ناراحت باشه . ولی در مقابل محبتی که به زنش کرده اون حق نداره در مورد برنامه سکس ضربدری با پزشکان و همسرانش مخالفت کنه . تازه خود گلوریا هم می تونه از اونا لذت ببره و حداقل قضیه اینه که در این مورداز حقوق مساوی بر خوردارند . منصور لحظاتی رو با این افکار سر کرده بود . سمیر شدت گاییدن گلوریا رو زیاد کرده بود . طوری که زن از هوس زیاد ناله های تو دهنی زیادی می کرد . چون اون و سمیر در حال بوسیدن هم بودند .
منصور : جااااااااان جااااااااانم حال کنین . هر دو تون حال کنین .. کیف می کنم . دنیا مال شما جووناست .. هر چند منم هنوز پیر نشدم .. سمیر عالیه . کیر کلفت , زنمو خیلی سر حالش می کنه . عزیزم حواست باشه اون جا بری دنبال کیر هایی که خوب حالت رو بسازه . روزت رو بسازه و روشنت کنه . کس خل نباش که هر کیری فوری اومد به سمتت بزنی و بقاپی و بگیریش . یه نگاهی به دور و اطرافت بنداز . مثل خانومای دیگه زرنگ باش . نشون بده که زن منی ...
گلوریا با این که از این جور حرف زدنهای شوهرش خیلی خوشحال می شد ولی در حالتی قرار داشت که می خواست تمرکز سکسی خودشو حفظ کنه و آرامشش به هم نخوره ولی منصور مدام در حال حرف زدن بود . وقتی شوهر دستاشو رو شونه های زنش قرار داد گلوریا دستاشو گذاشت رو دو طرف کونش و بازشون کرد تا یک بار دیگه شور و هیجانو به سراغ شوهرش بفرسته . حس می کرد که خیلی بهش حال میده که دو تا کیر رو در آن واحد توی تنش داشته باشه . قسمتی از کیر منصور رو توی کونش احساس می کرد . در شرایط عادی و وقتی که به تنهایی با شوهرش سکس می کرد کون دادن اون جور که باید و شاید سر حالش نمی کرد و اکثرا از اون فراری بود ولی حالا چون رو کیر سمیر قرار داشت و داشت با پسری غیر از شوهرش حال می کرد هیجان کون دادن هم اونو سر ذوق آورده شوقشو زیاد کرده بود . تکون هایی که گلوریا به کونش می داد و اونو به سمت عقب حرکتش می داد نشون می داد که دوست داره منصور حرکات کیرشو توی کون اون با هیجان بیشتری ادامه بده . لبای گلوریا و سمیر از هم جدا شده و حالا زن هوسشو در قالب کلمات به خوبی نشون می داد .
-اوووووووخخخخخخخ تند تر .. منصور ! عزیزم زود باش .. زود باش .. چقدر کیرت به کونم جون داده ..
منصور : بگو ... بگو با کیر سمیر هم داری حال می کنی .
گلوریا : آخه عزیزم ..
منصور : آخه نداره . تو در هر حال داری به اون کس میدی و این یعنی هوس .. یعنی تمایل .. یعنی شور و حال ..
سمیر : آقا منصور فدای مرام و مردانگی تو . پس من حرف می زنم تا شاید عشق من گلوریا به احترام تو یه حرفایی واسه گفتن داشته باشه .
این بار سمیر پنجه های دستان قدرتمندشو رو کون گلوریا قرار داد و دو تا قاچای کونشو با حرص و اشتیاق و هوس طوری به دو طرف حرکت می داد و اون چاک وسطو باز و بسته شون می کرد که منصور ذوق زده شده و اون حالا به دید خاصی به زنش نگاه می کرد . دوست داشت حرفای سکسی بزنه .. حرفایی که به وقت سکس مردا با زنای اون جوری بر زبون میارن و حال می کنن . منتها اون دوست داشت این حرفا رو از روی عشق و علاقه و نوعی نوازش عاشقانه و پر هوس به زنش بگه . بهش بگه جنده .. کونی .. خوش بدن ... بهش بگه هر جایی . ولی به احترام اون و این که شاید بهش بر بخوره حرفی نمی زد ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۱

سمیر هم با دو طرف کون گلوریا بازی می کرد و هم با سرعتی زیاد از طرف پایین به سمت بالا کیرشو به انتهای کس اون می زد .
-آقا منصور حالا چه طوره .. لذت می بری از کیری که توی کون خانومت فرو کردی ؟
-راستش بیشتر از اون کیری که رفته توی کسش یعنی کیر تو دارم کیف می کنم . می خوام بدونم زنم چه حالی بهش دست میده .. ..
گلوریا : منصور جون فدات شم من . بهت میگم این قدر غصه منو نخور حال کن . از لحظه هات استفاده کن . -باشه عزیزم هر کاری که تو بگی رو انجام میدم . هر چی بگی گوش می کنم . ولی تو نگفتی کیر سمیر چه احساسی بهت میده ..
-واسه تو چه فرقی می کنه .
-می خوام ببینم تا چه حد تونستم برای زنم مفید باشم . این که بتونم اونو از خودم راضی نگه داشته باشم . سر حالش کنم . یه تصویر روشنی از آینده روواسش ترسیم کنم .
-نمی دونم چی بگم . واقعا نمی دونم چی بگم . فقط می دونم خیلی داغم . خیلی هیجان دارم . یه گلوله آتیشم .. ولی باید احترام به تو رو رعایت کنم .
-تو اگه می خوای احترام منو حفظ کنی باید با من رو راست باشی هرچی توی دلته به من یگی ..
-چی بگم . نمی خوام تو تحریک شی . فکر کنی که من غیر تو به مرد دیگه ای هم توجه دارم از وجود اون لذت می برم . در حالی که این فقط تویی که به من حال میدی و اگرم از کس دیگه ای لذت می برم به خاطر اینه که تو این طور میگی .
- حالا همسر خوشگل و خوش کون من می تونم از ت خواهش کنم که این قدر فکر منو نکنی و بدونی که اگه احساسات خودت رو صادقانه نشون بدی این جوری خیلی راضی تر و سر حال تر نشون میدم ؟
-هر چی تو بگی عزیزم . هر چی تو بخوای . من دوستت دارم . باشه منصور جون ! سمیر عزیزم .. عشق من .. ببین دکتر چی میگه ؟ اون چقدر هوای ما دو تا رو داره که میگه از لذت بردن ما داره لذت می بره . پس ادامه بده . من می خوام . من هر دو تا رو می خوام . محکم تر بزن .. عزیزم .. سوختم .. هر دو تا تون منو بکنین . هر دو تاتون گشادم کنین ..
منصور : من که هر وقت دوست داشته باشم می تونم گشادت کنم و اراده کنم کیرم توی تن توست . حالا از سمیر بخواد که جرت بده .. پاره پاره ات کنه .. گشادت کنه ...
منصور به وجد اومده بود . کون زنشو در طبق اخلاص می دید که مثل یک سفره برای سمیر باز شده . اون کونی که می دونست این اواخر هر وقت که اون خونه نبوده به راحتی در اختیار سمیر قرار داشته . گلوریا حس می کرد که بیش از این ناز کردن و فیلم بازی کردن فایده ای نداره . خواست که خودش باشه . ولی با این حال کمی سختش بود ... دو سه دقیقه ای گذشت تا توئنست خودشو بیشتر عادت بده .
گلوریا : جووووووووون .. سمیر .. من اون کیرت رو بخورم . چقدر تونسته سر حالم کنه .. آخخخخخخخخخ .. چقدر بهم جون داده آخ که من چه حالی باهاش می کنم . از شش طرف داره آتیش میده .. هوسو عین فلفل داره توی کسم پخش می کنه . من فداش شم ..
منصور : تازه دارم کیف می کنم و حال میام .
دکتر چشاشو گرد می کرد و به این فکر می کرد که وقتی که گلوریا رو در یک سکس ضربدری با همکاراش شرکت بده چی میشه . .. بذار اول زنش مزه این محفلو بگیره اون وقت این موضوع رو با هاش در میون می ذاره . هیجان منصورو وادار کرده بود که با تحرک بیشتری کون زنشو بکنه . بیشتر نگاهش به کیری بود که توی کس زنش وول می خورد . هر چند ثانیه در میون چشاشو می بست و باز می کرد که تصوری رو که از حرکت دو کیر در سوراخ زنش داره با لذت بیشتری حس کنه . شدت ضربان قلب دکتر زیاد شده بود . می خواست یه پیشنهادی به سمیر بده گفت شاید پسره ناراحت شه و این جوری قبول نکنه و از طرفی ممکنه گلوریا قبول نکنه و کشش اونو نداشته باشه .. بی خیالش شد .. ولی خیلی هوس اینو داشت که کیرشو از کناره های کیر سمیر بفرسته توی کوس زنش .
منصور : بچه ها می تونم یه تقاضایی بکنم ؟ البته اگه شما دو تا موافق باشین و کشش اونو داشته باشین ..
گلوریا : عزیز دلم اگه در توان من باشه حتما انجامش میدم ..
سمیر : آقای دکتر شما به گردن ما حق دارین . هر امری که در توان من باشه دریغ ندارم .
-من به این هوس افتادم که از بغل کیر سمیر جون کیرمو بکنم توی کوس زن خوشگلم . البته می دونم شاید آقا سمیر سختش باشه و گلوریای عزیزم کشش اونو نداشته باشه . اما باید در نظر داشت که در سکس پارتی حتما مردایی هستند که از این سبک استفاده می کنن .
گلوریا هم هیجان زده شد و گفت باشه عزیزم فقط به شرطی که آروم آروم بکنی توش .. البته با اجازه دوست پسر خوش تیپم سمیر جون ..
سمیر : اجازه ما دست شماست .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی
     
  ویرایش شده توسط: shahrzadc   
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۲

دکتر منصور دیگه از این تیکه آخری به وجد اومده بود . از این که سمیر و گلوریا این قدر با هم تفاهم داشته و خیلی راحت کنار میومدن .. حس کرد کیرش یه سفتی خاصی پیدا کرده .. از این که قرار بود کیرشو در کنار کیر دوست پسر زنش بفرسته توی کس اون . جوووووووووون خیلی عالی بود .. . با این که دیدن دو تا کیر در دو جای جدا خیلی بهش حال می داد ولی با همه اینا عشق به این که دو تا کیر رو در یه سوراخ ببینه اونو وادارش کرده بود که به آرومی کیرشو از توی کون زنش بیرون بکشه و اونو به سمت کس بفرسته . موبایلشو در آورد و خیلی فنی و ماهرانه سر گرم فیلمبرداری از اون قسمت شد ..
گلوریا : منصور داری چیکار می کنی اگه این فیلم به دست دیگران بیفته می دونی چی میشه ؟!
-عزیز دلم من که از صورت تو فیلم نمی گیرم . من دارم از کون تو فیلم می گیرم . فکر کردی من بی غیرت و بی ناموسم که این فیلمو بدم به دست دیگران ؟ تازه این فیلم اگه برسه به دست دیگران که امکان نداره و من رو فیلمهای موبایل خودم کد گذاری می کنم از راه کون که نمی تونن صورت صاحبشو تشخیص بدن . مثلا اگه تو در مجلس سکس پارتی با مردای دیگه حال کنی و یکی از قسمت پشت و قالب کون تو فیلم بگیره اونم در شرایطی که کیر مردای دیگه رفته باشه توی کس و کونت مگه میشه متوجه شد این کیر و این کون مال چه کسیه ؟ تشخیص اون یه تخصص وهنر مندی می خواد در سطح بین المللی اونم اگه خیلی با اون کس و کون حال کرده باشی و ازش لذت برده باشی .
گلوریا : عزیزم منو ببخش . از این که این قدر تو رو به هیجان میارم که پس از ازدواجمون هنوز شوق و ذوق داری واقعا خوشحالم . از این که یک شوهر تحصیل کرده و با سواد دارم خوشحالم .. یک مرد نا موس پرست و غیرتی که به فکر اینه که در سکس پارتی به همسرش خوش بگذره ..
دکتر کیرشو یواش یواش از کناره های کیر سمیر فرستاد توی کس زنش . اولش فکر می کرد خیلی سخت بره ولی راحت تر از اون چه فکرشو می کرد کیر راهشو پیدا کرد . هر چند حرکت کیرش در کس زنشو خیلی مایل می دید ولی حالا دو تا کیر در یه سوراخ بودند . منصوربه خوبی تماس کیرشو با کیر سمیر حس می کرد . ولی یه حالتی بهش دست داده بود که فکر می کرد که کیر اون و کیراون پسر با هم متحد شده و داره کس گلوریا رو شکاف میده . سرشو برد عقب تا قالب کون زنش و حالت دو کیر در یک کس به خوبی توی فیلم بیفته . اون می خواست لحظات خوبی رو با این تصاویر سر کنه . گلوریا نباید روی اونو زمین مینداخت . بعد ها می تونست لحظات خوش و شیرینی رو با اون کون داشته باشه . جوووووووون .... زن هم یه حس داغی داشت .
-منصور .. بی خود نیست که کله ات این قدر کار می کنه ..اون وقتا که دانشجو بودی شاگرد اول بودی . می دونی که بهترین چیه . همیشه انتخابت خیلی خوب و عالیه ..
-و عالی ترین انتخاب من تو بودی . که روی منو زمین نمیندازی ..
سمیر اون زیر از این که داشت یه کس مفتو می کرد که شوهر و صاحب اختیار اون کس هم لذت می برد از دیدن کیر دیگه ای در کس زنش .. اون قدر خوشحال شده بود که همچنان دستاشو رو کمر گلوریا محکم کرده و به حرکات کیرش توی کس ادامه می داد . منصور با سرعت کمتری می تونست این کارو انجام بده . حالا یه چیز دیگه ای هم علاوه بر دو کیر در سوراخ کوس اونو سر حالش کرده بود و همون تماشای سوراخ کون بود .. با خودش می گفت سمیر باید کیرشو توی همین سوراخ هم بکنه و من از این زاویه هم فیلم داشته باشم . انگشت وسطی دست راستشو به آرومی توی کون زنش فرو برد . اونو تا به آخر توی کون گلوریا فرو کرد . یواش یواش این کارو انجام داد .. گلوریا یه حال خوشی داشت . انگشت شوهرشو هم یه کیر فرض می کرد که داره با یه مالش هوس انگیز خونو در تنش به جریان میندازه . منصور انگشتشو تا ته می کرد توی کون زنش .. اونو بیرون می کشید و میکش می زد .
گلوریا : عزیزم بدت نمیاد ؟
-خیلی مزه میده . این کار به وقت سکس آدمو به هیجان میاره . حشری تر می کنه .. سمیر : دکتر جون راست میگه ..
منصور : اگه دوست داری می تونی تو هم ادامه بدی .. اوخخخخخخ حتی می تونیم دو انگشتی هم این کارو بکنیم . چه کیفی داره !
سمیر انگشتشو کرد توی کون گلوریا و منصور هم همین کارو از کناره های انگشت سمیر انجام داد . حالا دو تایی شون با انگشت در حال بازی کردن با سوراخ کون گلوریا بودند .. سمیر انگشتشو بیرون کشید و اونو میکش زد . می خواست بگه که منم لذت می برم ولی در حرکت بعدی گلوریا انگشت به کون رفته سمیر رو گذاشت توی دهنش . یه حس لذت خاصی داشت .. حس می کرد که با کمی حرکت بیشتر از سوی اون دو نفر می تونه خیلی زود ار گاسم شه ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۳

برای سمیر خیلی سخت بود که دستشو به سوراخ کون گلوریا برسونه . گاه سر و تنشو بالا می آورد تا این کار رو با تسلط بیشتری انجام بده . . گلوریا به خلسه رفته بود و خماری عجیبی داشت . نمی تونست حالشو چه جوری وصف کنه . آخه دو تا کیر توی کسش بود و دو تا انگشت هم توی کونش . شوهرش منصور خان یه دستشو گذاشته بود رو یکی از سینه های اون و سمیر هم با اون دستی که انگشتش توی کون گلوریا نبود با سینه دیگه اش بازی می کرد . دو تا مردا حسابی سنگ تموم گذاشته بودند ..
-آخخخخخخخخ آقایون .. منو کشتین . دیگه من نمی تونم جیغ نکشم . همه تنم فریاده .. واااااااایییییییی . کس و کونم دیگه برشته شده ...
زن چشاشو بسته بود و به اندامی که در حال حال کردن بود فکر می کرد .. به دست و انگشت و کیر های مردان شهوت ران زندگیش . یک بار دیگه رو سمیر خم شد . به زحمت لباشو شکار کرد .. از حال رفته بود .. سست و ناتوان شده بود ..
-آقایون ..من بازم رسیدم رو لبه ار گاسم . زود باشین .. دو کیره سه کیره .. صد کیره من می خوام حال کنم . ارضا شم . مرا در یابید ...
منصور کیرشو کشید بیرون و به دوست پسر زنش گفت که گلوریا رو با حداکثر سرعت بکنه . وخود دکتر منصور هم یک بار دیگه کیرشو فرو کرد توی کون زنش .. حالا با این سرعت گایشی زن حس کرد که داره به اوج می رسه ..
-آهههههههههه آقایون ... عالیه ..من فدای اون کیر های خوشگل و جوندارتون برم . منصور فدات شم . قربونت . با کونم بازی کن . بازش کن ..نازش .. کن ..ماچش کن .. و منصور تمام اون کارایی رو که گلوریا می گفت انجام می داد .کیرشو از کون همسرش بیرون کشید .
-جوووووووووون ..
کون زنشو باز می کرد و زبونشو رو سوراخ کونش می ذاشت .
-چه بوی خوشی میده کونت .. بوی هوس رو میده ..
گلوریا : عزیزم .. هر بویی که میاد بوی کیر شما دو تا آقایون خوش کیره ..
سمیر که ول کن کس گلوریا نبود . می خواست جلوشوهرش به اون نشون بده که خیلی قدرتمنده و طبق خواسته اش عمل می کنه . منصور بیشتر نگاه و توجهش به این بود که سمیر چه جوری داره با سرعت کس زنشو می کنه ... گلوریا حس کرد که داره ار گاسم میشه .
-سمیر .. دارم حال می کنم . عقب نکش . سر عتتو کم نکن . تند تر بزن .. زود باش . زود باش .
منصور دیگه حواسش کاملا جفت ناحیه ای بود که کیر سمیر وارد کس زنش می شد و با حرکتای رفت و بر گشتی خودش خیسی هوس زنشو به رخش می کشید .. اون حالا کاملا متوجه بود که خیسی چسبنده و روغنی مانند کس زنش رقیق شده .. و در همین افکار بود که گلوریا با فریاد اعلام کرد آبم اومد آبم اومد .. سمیر آب می خوام . آب کیرت رو خالی کن توی کسم ...
سمیر : روت بخوابم و خالی کنم تا بیشتر بهت مزه بده ؟
منصور : سمیر جان اگه به همین حالت از پشت بریزی من خیلی خوشم میاد . دوست دارم یه قسمتی از آبو که بر گشت می کنه و می ریزه دور و بر کس و کون و حتی کیر رو ببینم .
سمیر : نوکرتم آقا منصور هر چه شما بفر مایید به روی چشم .
گلوریا با این که دوست داشت طاقباز کنه و سمیر از روبرو آبشو خالی کنه توی کسش ولی به احترام شوهرش و این که اون این جوری دوست داشت قبول کرد که سمیر از پشت خالی کنه توی کسش .. منصور با موبایل در حال فیلم بر داری بود . قبلش از سمیر خواست که وقتی آبشو توی کس گلوریا خالی کرد کیرش رو بیرون نکشه که اونم می خواد یک بار دیگه کیرشو از کناره کیر سمیر وارد کس زنش کنه و با انزال خودش از این صحنه تاریخی عکس و فیلم بگیره . البته منصور خیلی دلش می خواست که آب کیر اون و منی سمیر دو تایی شون کاملا مشخص و قابل تفکیک باشن . سمیر : داره میاد .. داره میاد ..
گلوریا : بفرست بیاد .. منم می گیرم منم می گیرم ..
منصور : سمیر جان من دارم فیلم می گیرم اگه زحمتی نیست تو دو تا دستاتو بذار دو طرف کون عشقم گلوریا و کیرت رو به همین صورت بکوبون به آخر کس زنم .. می خوام صدای جیغش بخوره به سقف اتاق و بر گرده .. اوووووووخخخخخخخ اگه بدونی این جوری چه حالی میده !
سمیر با خودش گفت که اگه گلوریا رضایت بده تو یکی رضایت نمیدی که من تمومش کنم . امون از دست تو . خلاصه تند و تند شروع کرد به کردن سریع گلوریا سمیر : آقا منصور شلیک کردم .. دارم همین جور خالی می کنم ..
گلوریا : فدای تو سمیر جان .. فدای اون کیرت . آقا منصور حواست باشه جا نمونی . اووووووووووففففففف ..
منصور به دقت و هیجان دو تا قاچ کونو باز ترش کرد تا کس زنش شکاف بیشتری پیدا کنه . سمیر هم برای چند ثانیه کیرشو به طرف بیرون کشید و دوباره فرستاد داخل کس .. همین قسمتی از آب کیرو به سمت عقب کشوند ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی
     
  
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۴

منصور به وجد اومده بود . از خوشحالی نمی دونست چیکار کنه . با این که پوست بدن زنش هم طراوت و شادابی خاصی داشت ولی همون مقداری از منی سمیر که برگشت کرده به کون زنش شکل و حالت دیگه ای بخشیده بود .
-جووووووووووون .. جووووووووون گلوریا ..
گلوریا : چی شده مرد که این قدر داری حال می کنی . طوری حال می کنی که انگار خودت داری کسمو می کنی .
منصور: شاید همین طور باشه . من و سمیر جون این حرفا رو نداریم . اون می کنه یعنی این که من دارم می کنم . من و اون با هم نداریم . وای اگه بدونی چه مزه ای میده تماشای این صحنه ..
گلوریا : وااااااااا من نمی دونستم که این جور دیدن هم به آدم مزه میده ..
منصور : آدم تازه می فهمه لذت زن داشتنو . می فهمه چه نعمتی در اختیار اونه . وقتی یکی دیگه داره زنشو می کنه . می فهمه که باید بیشتر در حفظ و نگه داری اون بکوشه .. کاش منم می تونستم بیام به اون مجلس سراسری . تا ببینم چه جوری به یک لشگر حال میدی ..
گلوریا : هر کی ندونه فکر می کنه راستی راستی یک لشگر باشن . من فکر نکنم دویست سیصد تا زن و مرد بیشتر باشن . .. تازه قرار نیست که هر کی با هر کی که اون جا هست حال کنه . هر کی از هر کی که خوشش اومد می تونه بره سمتش . سمیر : دکتر جون! گلوریا راست میگه . باید یک بار بریم و ببینیم چی به چیه .. منصور : حتما در این مجلس خیلی ها به هم شماره تلفن میدن . اونایی که نتونستنم اون جور که باید و شاید در کنار هم باشن و از وجود هم لذت ببرن حتما به هم حال میدن . سمیر : آقا منصور اگه جسارت نمیشه و اگه قصد دارین که کیرتونو در کنار کیر من وارد کس زن خوشگلتون گلوریا جون بکنین زود تر انجام بدین ممکنه تمام آبا ی من بر گشت کنه یا اون داخل حل شه و کیرم از فرم اصلی خارج شه . اون وقت عکس , اون کمیت و کیفیت لازمو نداشته باشه ..
گلوریا خوشش اومد از این که دوست پسرش از کمیت حرف زده بود . دکتر هم منظور سمیر رو هم گرفته بود . در حالی که کیرشو از بغل کیر سمیر فرو کرده بود توی کس زنش گفت خوشم میاد سمیر جون که در همین مدت کم با روحیه من به خوبی آشنایی و می دونی که از چی خوشم میاد . همین که گفتی خوشم میاد کیرت توی کس و کون زن من یه حالت کلفت تری داشته باشه واقعا جای آفرین گفتن داره ..
گلوریا : منم خوشم میاد که شما با هم تفاهم دارین . این جوری من می تونم لذت بیشتری ببرم و بیشتر آرامش داشته باشم .
منصور : منم در اصل دارم کاری می کنم که تو بیشتر لذت ببری ..
منصور خیلی زود داغ کرده بود ..
منصور: آخخخخخخخخ .. نههههههه نههههههههه خیلی کیف داره ..عزیزم .. عشقم .. اولین دفعه ای که می خواستم بریزم توی کست این قدر بهم حال نداده بود که حالا دارم لذت می برم .. ووووووویییییی نمی دونم چیکار کنم .. بیا اینو واسه یه دقیقه نگه داشته باش داره از دستم میفته .
گوشی رو داد به دست زنش . سمیر هم که همچنان کیرشو توی کس زن منصور نگه داشته و کیر منصورو در کنار کیر خود احساس می کرد یه نگاهی به ساعت دیواری انداخت و متوجه شد که هنوز اوایل ساعت کارشه و می تونه اینو هم به حساب کارش بذاره . همچین عجله هم نکنه .
منصور : حالا بده .. حالا بده
سرشو به سمت عقب برد و از صحنه دو کیر در کس زنش و از آبای بر گشتی دور کس و کناره های کونش اون جوری که دوست داشت و بهش حال می داد عکس و فیلم گرفت .
منصور : حالا دیگه نوبت کونه .. نوبت کونه .. جوووووووووون .. دو تا کیر در یه کون ... می دونم خسته ای سمیر جون ولی دیگه روی منو زمین ننداز ..
گلوریا : عزیز دلم . یه وقتی طوری نشه که من نتونم برم به اون مجلس ..
منصور : خیالت تخت .. تو که می دونی کیر من اون جوری نیست که کونت رو جر بده . تازه زیاد حرکتش نمیدم ..
گلوریا : تو هم می دونی که من لذت می برم از این که به هر دو تا تون کون بدم . ولی حساب کون از کس جداست . وای اگه کون آدم جر بخوره مگه به این زودیها تر میم میشه ؟ چند ماه طول می کشه .
منصور به شوخی گفت خب ایرادی نداره . یه چسبی رو کونت می زنی و روش می نویسی تا اطلاع ثانوی ورود کیر ممنوع حتی ورود کیر شما ..
منصور طوری این حرفو بر زبون آورد که سه تایی شون با هم شروع کردن به خندیدن ..
سمیر : خیلی خوشم میاد شما زن و شوهر رو این قدر صمیمی و خندون می بینم امید وارم همیشه این قدر با هم خوب باشین و خنده به لباتون باشه . حالا می خوام دو تایی مون که کیرو کشیدیم بیرون از اون کس خالی بدون کیر هم عکس بگیرم ..
سمیر : می تونیم دو تا کیر رو هم با هم فرو کنیم توی دهن گلوریا ی عزیز..
منصور : اینم فکر خوبیه ..
گلوریا : خیلی حال میده .. ولی اگه در این حالت بخواین عکس و فیلم بگیرین صورت من مشخص میشه ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی
     
  
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۵

منصور : می تونیم یه چشم بند واست بذاریم که قیافه ات مشخص نشه . خلاصه خیلی حال میده . نظر تو چیه سمیر جان . البته با اجازه گلوریای عزیز خودم, بهترین همسر دنیا که هر کاری که می کنم به خاطر اونه .
سمیر: منم موافقم .
گلوریا : مگه میشه آقایون با هم توافق داشته باشند و من ساز مخالف بزنم ؟!
شوهر و معشوق دو تایی شون کیرشونو به لبای گلوریا چسبوندند . زن دهنشو باز کرد ودو تا کیر رو با هم فرستاد توی دهنش .. نمی تونست خوب دهنشو حرکت بده و به هر کدوم از اونا نشون بده که داره لذت می بره . منصور هم که مرتب در حال فیلم یاد گاری بر داشتن بود . طوری رفتار می کرد که انگار این اولین و آخرین باریه که اون سه تا می خوان با هم سکس کنند . گلوریا هر دستشو زیر بیضه هر کدوم از اونا گذاشت و طوری که می دونست چه جوری بهشون لذت بده با تخماشون ور می رفت . منصور چشاشو بسته بود و به لحظاتی فکر می کرد که مردای دیگه در سکس پارتی به اندام زنش نگاه کرده و مدام در این اندیشه ان که کی نوبتشون میشه تا برن به سراغش .. کاش می تونست شاهد و ناظر این بر نامه ها باشه .. ولی حیف .. اون دوست داشت که سمیر براش از این روز بگه . هنوز هم نمی دونستن که مدت بر گزاری این همایش چقدره .
منصور : من که می خوام آب کیرمو بذارم واسه کون گلوریا ..
سمیر : اگه اجازه می فر مائید من توی دهنش آب بریزم چون به اندازه ای دارم که واسه کونشم نگه داشته باشم .
-خواهش می کنم سمیر جان . راحت باش . از نظر من آزادی که هر وقت دوست داشتی هر کاری رو در مورد گلوریا انجام بدی البته با توافق خودش . چون در جامعه آزاد مبنی بر اصول دموکراسی طرفین باید در مورد مسئله ای با هم توافق داشته باشند واین همون چیزیه که مورد قبول همگانه و امید وارم روزی ما به اون درجه از رشد و باور فر هنگی برسیم که بتونین تمام این مسائلو درک کنیم .
گلوریا نفسش بند اومده بود .. سمیر آبشو توی دهن گلوریا خالی کرد ..
سمیر : آخخخخخخخخ بازم داره میاد داره میاد ..
در این لحظات منصور هم از چهره خمار دوست پسر زنش به وقت انزال فیلم گرفت و هم از حالت صورت زنش .. کیرشو از دهن همسرش بیرون کشید تا گلوریا راحت تر بتونه کیر سمیر رو میک بزنه و اون آبی رو که توی دهنش ریخته شده بخوره .. . زن نفس نفس می زد ولی لذت می برد کیف می کرد از این که دوست پسرش جلوی شوهرش آب کیرشو ریخته توی دهن اون . حالا دو تایی شون می خواستن فرو کنن توی کونش .
گلوریا : عزیزای دل من .. خوب کونمو کرم مالی کنین . به کیر خودتون هم خوب کرم بزنین و اونو چربش کنین . نذارین که من درد بکشم .منصور هم که طبق معمول گوشی به دست به دنبال شکار لحظه هاست .
گلوریا دوباره در حالت قبل از ساک زدن قرار گرفت . استرس داشت .
-می ترسم که خیلی دردم بگیره .
-اصلا ترس نداشته باش . به فکر این چیزا نباش . هر چی بترسی ممکنه عضلات کونت سفت تر شه ..
گلوریا : چی میگی منصور . من به تو یکی می خواستم کون بدم سختم بود ..
منصور توی دلش گفت اون جای بابای دروغ گو تو تا حالا بیشتر از ده بار به این سمیر کون دادی . مرغ همسایه غازه دیگه . کیر کوچیک تر و نازک تر منو قبول نداشتی و به این کیر کلفت کون دادی . حالا می خوای دو تا کیر رو با هم توی کونت ببینی دیگه این قدر ناز نکن دیگه .. گلوریا می دونست که دو تا کیر رو با هم جا دادن خودش کلی حال میده ولی بازم نگران بود .
سمیر : منصور خان بفر مایید ..
منصور : خواهش می کنم پسرم شما بفر مایید ..
گلوریا : این جا هم مثل گاییدن کسم اصولیش اینه که اول سمیر جان کیرشو تا اون جایی که می تونه فرو کنه توی کونم .. که من میگم تا کجا خوبه اون جایی که دردم بگیره میگم یه نیم سانت برو عقب خوبه اما یه خورده هم باید عقب تر بکشه تا یه خورده جا برای کیر شوهر نازم آقا منصور هم باز شه ..
منصور : آخ که می میرم برای زن فنی کار و تکنیکی خودم .. به همین زودی تجربه ات زیاد شد ..
گلوریا : این که تجربه زیادی نمی خواد . دیگه درد آدمو وادار می کنه که کله شو کار بندازه . دیگه چیکار میشه کرد همینه دیگه .
منصور و سمیر دو تایی انگشتشونو آغشته به کرم کرده اونو فرو کردن توی کون گلوریا ..
-آهههههه .. چقدر کیف داره . آروم آروم این کارو بکنین . خیلی خوشم میاد .
یه چند دقیقه ای به همین صورت ادامه بدین . هم لذت می برم و هم عادت می کنم که دو تا کیر رو با هم داشته باشم . هر چند انگشت نازک تره ولی کونم داره عادت می کنه ..
سمیر و منصور بیشتر به حالت صاف می تونستند انگشتشونو در مقعد گلوریا حرکت بدن و گاهی یه مختصر چرخشی هم به انگشت می دادند .. البته با هم نمی تونستن ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی
     
  
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۶

دو تا انگشت توی کون گلوریا در حال وول خوردن بود و اونم مرتب از مردا می خواست که کیرشونو بکنن توی کون اون .
-منصور .. سمیر .. بجنبین . کونم نیاز داره ..
منصور : چی شد تا حالا درد داشتی !
-هر کاری نرم نرمش آدمو عادت میده ..
انگشتا از کون گلوریا اومد بیرون . منصور دستاشو گذاشت رو کون زنش و اونو کمی به سمت پایین کشوند تا فاصله اون با کیر سمیر کمتر شه . و سمیر هم یه دستی به روی کیرش کشید و اونو رو سوراخ کون گلوریا تنظیم کرد . اونم به این هوس افتاده بود که دو تا کیر رو توی کون معشوقه اش ببینه . کیرشو مالوند به سوراخ کون . آروم آروم با هاش بازی کرد . گلوریا چشاشو بسته بود تا بتونه با تمام وجود حس بگیره و اگه دردی هم نصیبش شد بتونه به خوبی با اون کنار بیاد .
گلوریا : اووووووففففف حالا که این قدر کلفت و سنگین نشون میده اگه بره توی کونم معلوم نیست که چه بلایی می خواد بر سرش بیاره . ولی حال میده . کیف داره . من لذت می برم . کیف می کنم . جووووووون . خیلی مزه میده .. همون که آدم یه حس کیرانه داشته باشه . به اون انرژی بده از همه چی بالا تره .
منصور : نترس سمیر جان . دکتر منصور این جا هست و اگه مشکلی برای زنش پیش بیاد می تونه به راحتی همه چی رو حل و فصل کنه ..
گلوریا : منصور خان چی داری پیش بچه مردم میگی . کون تو که جر نمی خوره . فکر نمی کنی اگه سر کونم یه بلایی بیاد اون وقت من تا مدتها نمی تونم کون بدم یا سکس کنم ؟ در اون صورت خود تو میای و به من میگی چی شد ؟! چی نشد ؟! و اون وقت تمام کاسه کوزه ها رو سر من می شکنی . در حالی که واقعیت قضیه اینه که این طور نیست و من که دلم نمی خواسته از کار بیفتم .
منصور : حالا این قدر جوش نیار . اگه دوست نداری کون بدی خب نده ..
-نه اتفاقا خیلی هم خوشم میاد ولی تو که داری این جوری حرف می زنی که فکر کنم برای تو اهمیتی نداره حرص می خورم .
منصور سرشو گذاشت روی کون زنش و در حالی که به کیر دوست پسر زنش نگاه می کرد که سرش در حال فرو رفتن به مقعد گلوریا بود گفت عزیزم من حالا یه حرفی زدم تو چرا این جور دلخور میشی ..
و طوری با بوسه هایی بر کون و کپل زنش اونو وسوسه کرد که گلوریا جلوی چش شوهرش کیر دوست پسرشو از زیر گرفت و اونو به سوراخ کونش مالوند و چراغ سبزشو نشون داد که این کون آماده پذیرایی از کیره . گلوریا حس می کرد که سر کیر سمیر رفته توی کونش ..
گلوریا : آخخخخخخخ یه خورده بیشتر ... یه کمی حرکتش بده .
سمیر یه فشار دیگه به کیرش آورد .. گلوریا سرشو بر گردوند تا بتونه بهتر صحنه گاییده شدن و فرو رفتن کیر رو توی کونش ببینه .
-منصور جان ! شوهر گلم تو خودت و کیر خودت و سوراخ کون من و کیر سمیر رو ببین و یه ارزیابی حسابی بکن . ببین در چه موقعیتی قرار داری و تا چه اندازه می تونی کیرت رو از بغل کیر سمیر فرو کنی توی کون من . اگه نیازه که سمیر جان کیرشو یه خورده بکشه عقب بگو ..
منصور : نه خوبه . همین حالت خوبه .. اندازه هم خوبه فکر کنم سمیر به اندازه یه پنج سانتی کیرشو کرده باشه توی کونت . حرف نداری سمیر جان . خیلی ماهی . یه پسر تازه نفس که می دونه چیکار کنه .
گلوریا : خودم بعدا بیشتر می سازمش . البته با اجازه شوهر گل و محبوبم ..
منصور : هر کاری که با سمیر جون می کنی باید با رضایت خودش باشه . کیر با حالی داره و می تونه حسابی تو رو بسازه و سر حالت کنه . سمیر جان همین جا کافیه . یه نگاهی به حلقه سوراخ کون زنش انداخت کیرشو چند بار به پوست حلقوی روی مقعد گلو ریا زد . نمی تونست اون پوستو بالا بده و به اون صورت اونو بکنه . گاییدن زنشو باید از همون ابتدای راه انجام می داد . منصور هم کیرش تیز شده بود . می دونست که گاییدن زنا چه در ناحیه کس و چه در ناحیه کون اگه به حالت پایین به بالا باشه درد کمتری رو نصیب زن می کنه . یعنی وقتی کیرشو وارد اون سوراخ می کنه حالتش از زمین رو به هوا باشه . با همه اینا وقتی که داشت کیرشو می کرد توی کون زنش نگران بود .. گلوریا هم تا دو سه سانت اول ورود کیر شوهرش به کون اون و قرار گرفتن کیر ی دیگه در کنار کیر دوست پسرش احساس درد نکرده بود ولی یه فشار دیگه ای که منصور به خودش آورد تا جای کیر رو محکم تر کنه یهو یی زن درد سنگینی رو در همون ناحیه حس کرد .. نفسش در نمیومد .
گلوریا : آخخخخخخ درد داره ولی حال داره .. به خواهش سمیر یه مقداری مسیرشونو از نظر قرار گیری تغییر دادن تا سمیر هم بتونه از آینه شاهد حرکت و استقرار دو کیر در کون گلوریا باشه ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی
     
  
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۷

حالا سمیر داشت از این لذت می برد که دو تا کیر داره توی کون معشوقه اش وول می خوره . چقدر این لحظات واسش هیجان انگیز بود . و تصور اون ساعاتی رو که میرن به سکس پارتی و در واقع گلوریا میشه زن همراه اون و زن اون در اون مجلس.. کون گنده گلوریا رو در چنگش داشت . و منصور حس می کرد که دوست داره ساعات این لحظه هایی که زنش رو با دیگری می بینه بیشتر شه . خیلی ناراحت بود از این که باید تا دقایقی دیگه به عملیاتشون خاتمه بدن . هوس دکتر منصور بیشتر به خاطر این بود که می دید یکی دیگه از زنش لذت می بره وگرنه خودش دقایقی پیش می تونست به نهایت لذت برسه .. سرشو برد عقب .. کیرشو به آرومی توی کون گلوریا حرکت می داد . به هنگام فیلمبرداری سعی داشت طوری زوم کنه که دو تا کیر و کس و قسمتی از قالب کون در بهترین حالت خودشون باشن . علاوه بر اون هم یه دور بین دیگه تنظیم کرده بود که قالب کون رو در یک دور نما و چشم انداز دیگه به خوبی نشون بده .
-حالا می تونم خوشحال باشم از این که گلوریای من می تونه به یک ثبات برسه . از لحظات زندگیش لذت ببره و همش سر حال باشه . حالا دیگه احساس خوشبختی می کنم . حالا دیگه می تونم بهت بگم بهترین و خونگرم ترین همسر دنیا ..
گلوریا : و منم می تونم بهت بگم مهربون ترین و بهترین و با فر هنگ ترین شوهر دنیا .. در واقع تو مرد با غیرت و با تعصب و با کلاسی هستی . وقتی زنت رو خوشحال حس کنی و آرامشو بهش هدیه بدی می دونی اونم برات بهترین زندگی رو ردیف می کنه و همون جوری که خوشبختش کردی اونم برای خوشبختی تو تلاش می کنه و از جون مایه می ذاره .
سمیر در حالی که به آینه نگاه می کرد مرتب می دید که دکتر منصور چه جوری کیرشو از بغل کیر اون فرو می کنه توی کون زنش . ولی اون که حدود پنج شش سانتی از کیرشو کرده بود توی کون گلوریا به اون صورت نمی تونست حرکت و مانوری داشته باشه .. اما با این حال شروع کرد به حرکت دادن کیرش .. این جوری شاید دکتر منصور نمی تونست کیرشو در کون گلوریا به خوبی قبل حرکت بده ..با این حال سمیر هم دست به کار شد . منصور فشار کیر سمیر رو روی کیر خود حس می کرد . گلوریا دردش گرفته بود ولی یه نگاهی که به داخل آینه انداخت و قسمت بالای کیر دوست پسرش و همچنین شوهرشو دید که چه جوری فرو رفتن توی کونش تمام جسم و جونش به لرزه افتاده بود و نمی دونست که باید چه عکس العملی نشون بده اونم چاره ای نداشت جز این که ساکت بشینه و ببینه که اون دو نفر تا کجا پیش میرن . تعجب می کرد از توان و ادامه حرکت شوهرش . شاید انتظار اینو نداشت که اونو تا این حد کاری ببینه . گلوریا تا حدودی فکر می کرد که شوهرش ممکنه به این فکر کنه که دوست نداره کم بیاره . دوست نداره به این فکر کنه که که دوست پسر زنش از اون پیش افتاده . هر چند که خودش این پیشنهاد رو داده که سمیر با اون باشه . ولی با این حال حس کرد که منصور دوست داره قدرت خودشو نشون بده . برای همین بیشتر دوست داشت به شوهرش بگه و نشون بده که چقدر از تماس با کیر اون لذت می بره و اونم تا چه حد تونسته زنشو راضی نگه داشته باشه .
-اوووووفففففف منصور منصور عزیزم . هیچوقت تا به این حد از کیرت راضی نبودم . هیچقت تا به این حد به من حال نداده بودی . دوستت دارم . دوستت دارم . اووووووففففففففف .. ولم نکن . ولم نکن . امروز کیرت جوندار تر از همیشه نشون میده ..
یه چشمکی به به سمیر زد ..
منصور : آخخخخخخخخ عزیزم .. گلوریا ... کیر سمیر جونم هم خیلی با حاله
گلوریا : جووووووووون .. حس می کنم اون تکون خوردن های کیرت رو . تکون خوردنهای اتومات اونو . می بینم و حس می کنم داری انزال میشی منصور جون . خودت رو ول کن . من منتظرم . نگران نباش .. بریز خالی کن .. تو اگه کیرت سنگین شده سعی کن خودت رو کنترل کنی عیبی نداره که حالا انزال شی .
-باشه .. باشه .
سمیر هم که حال و روز اون زن و شوهرو می دید هوسش خیلی بیشتر شده بود . حالا اون دوست داشت که منصور مدت زمان بیشتری کیرش رو در کنار کیر اون و توی کون زنش نگه داشته باشه . این جوری بیشتر می تونست حال کنه .
منصور : جووووووووون داره میاد داره میاد .. منصور دوست داشت چشاشو ببنده تا با تمام وجودش لذت ببره و حس بگیره . ولی واسه این که کنترل فیلمبرداری رو داشته باشه برای همین سعی داشت با چشایی باز انزال شه . ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی
     
  
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۸

منصور کاملا داغ شده بود .. با ذوق و شوق زیاد آب هوسشو توی کون زنش خالی کرد . منتظر موند تا مقداری از این آب به بیرون بر گشت کرده و در شرایط دو کیره همراه با ریزش منی از قالب کون زنش فیلم بگیره .. بازم به خواسته اش رسید و اون یه فیلم دبش از این صحنه گرفت .. کیرشو بیرون کشید ..
-سمیر جان حالا هر جوری که دوست داری کون زنمو بکن . البته ببین اون چه جوری می پسنده و دوست داره . هر طوری که اون می خواد همون طور عمل کن . بذار اون حال کنه . کیف کنه .
گلوریا : فدای تو عزیزم . هر جوری که تو عشق کنی منم عشق می کنم . تو خیلی خوبی عزیزم . سمیر حالا تو شروع کن .. من آماده ام که از این صحنه فیلمهای جالبی بگیرم .
گلوریا هم منتظر بود که سمیر شروع کنه ولی از حرکت تند کیر توی کونش هراس داشت که کونش درد بگیره با این حال لذت می برد بی اندازه حال می کرد از این که خوشحالی شوهرشو می دید و این مجوزی که به اون داده بود در این مجلس شرکت کنه . با این حساب روزای زندگی برای اون تنوع داشتن . یعنی هر روز از زندگی اون بهتر از روز قبل بود . گلوریا درد خفیفی رو در ناحیه کونش احساس می کرد .. سمیر دو دستی کمرشو چسبیده و در یه حرکت رو به بالا به شدت کیرشو در یه حرکت زمین به هوا می کرد توی کون گلوریا و به آرومی می کشید عقب ..
منصور : جاااااااااان گلوریا .. زن خوشگل من . من که این جور از تماشای کیر سعید توی کون تو دارم حال می کنم تو که داری مستقیما این کیر رو نوش جون می کنی دیگه چه حالی می کنی !
گلوریا : منصور جون تو خوشت بیاد انگاری که من دارم لذت می برم . من که این جور شور و حال و به هیجان اومدن تو رو می بینم حال کردنم بیشتر میشه ..
منصور : تو که این همه از حال کردن با یه پسر جوون عشق می کنی چرا زود تر از اینا به خودم نگفتی که برات ردیف کنم ..
گلوریا : اوووووووووفففففف کونم .. آخخخخخخخ .. حالا هم که بد نشد . شاید قسمت و حکمت این بوده که این جوری با بهترین و خوش کیر ترین پسر دنیا آشنا شدم .
منصور می خواست بگه که این قدر زود و عجولانه قضاوت نکن . هنوز خیلی از خوش کیر ها شو ندیدی . ولی یهو یادش اومد که پیش سمیر گفتن این حرفا خیلی زشته و ممکنه بهش بر بخوره و این رسم مهمون نوازی و جوانمردی نیست .
سمیر : می تونم حالا تمومش کنم ؟
گلوریا : عزیزم تو هر وقت که دوست داشته باشی می تونی شروعش کنی و هر وقت هم که بخوای می تونی تمومش کنی . دیگه این که اجازه گرفتن نداره . تو صاحب اختیاری . اختیار داری که هر وقت که بخوای منو بکنی هر وقت دوست داری شروع کنی و هر وقت هم که عشقته تمومش کنی .
سمیر هم با چند حرکت نرم و سریع وقتی که حس کرد دیگه حجم و میزان منی اون برای حرکت به اوج رسیده و آماده انفجاره دستاشو گذاشت رو کون گلوریا ..
-آقای دکتر حالا می تونین از این صحنه پر هیجان یک فیلم قشنگ بر دارین . فقط تا چند ثانیه دیگه هوسمو خالی می کنم توی کون گلوریا جان .. توی کون همشیره .. توی کون زن داداش .. هرچی می خواین حساب کنید .. -
بگو خالی می کنم توی کون معشوقه ام . این تعارفات دیگه چیه .. زن و این حرفا دیگه چیه .
منصور دوست داشت که یکی دیگه بود و از آخر سکس زنش و دوست پسر زنش فیلم می گرفت تا اون با لذت عشقبازی گلوریا و سمیر رو به خوبی بر رسی و ارزیابی می کرد . هیجان دیدن کیری دیگه در کون زنش یک بار دیگه سر حالش کرده بود حتی گوشی دستش این اجازه رو به اون نمی داد که حواسش به کیرش و ور رفتن با اون باشه ..
-وااااااییییییی سمیر کیرت رو نگه داشته باش ولی آروم آروم بکش بیرون . می خوام لحظه به لحظه صحنه رو داشته باشم و هیچ صحنه ای رو از دست ندم . پسر چقدر توی کون زنم آب ریختی .. همین جور داره بر گشت می کنه و تموم نمیشه . گلوریا ! یعنی تو واقعا این قدر تشنه ات بود ؟
گلوریا : این یه تیکه رو کونم تشنه بود ..
سمیر و دکتر با هم دست دادند و در این اندیشه بودند که با تفاهم و توافق , یکی از این روزا برن و کارت مجوز ورود به جلسه توسط گلوریا و سمیر رو ردیف کنن . .. بالاخره در چهار گوشه شهر هر کی که توانایی اونو داشت واسه خودش ردیف کرد که بتونه لحظات خوشی رو در این مجلس داشته باشه .. و سر انجام آن روز موعود رسید . روزی با حاشیه های جذاب و خاص خودش .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی
     
  
زن

 
مــــــــــردان مجــــــــــرد زنــــــــــان متـــــاهــــــــــل ۴۹

برای این که حداکثر مسائل ایمنی رعایت شده یک بر نامه ریزی هایی شده بود . علاوه بر اون چند تن از کله گنده ها و سر مایه دارا در تهیه و تدارک این بر نامه سنگ تموم گذاشته هزینه های شخصی هم کرده بودند . یه عده می گفتند که اونا بعدا به نحوی می تونن تا حدودی از هزینه هاشونو به طریقی جبران کنن . خلاصه بقیه کاری به این نداشتند که کی چیکار کرده . همه می خواستند به نحوی خوش بگذرونن . البته یه مبلغ جزیی هم از شرکت کنند گان گرفته شد . چند مامور همون اول گوشی های موبایل زنان و مردانو گرفت . سه تا اتوبوس کرایه کرده بودند تا شرکت کنند گان در سکس پارتی رو ببرند به جایی امن . اولش می خواستند چشاشونو ببندن ولی بعد گفتن که این جنبه خوبی نداره و تعداد محافظینو زیاد کردن . انتظار می رفت که جمعیت بیشتری در سکس پارتی شرکت کنند و احتمالا تعداد داوطلبین خیلی بیشتر از اینا بود اما به خاطر شرایط اون که زنان باید با رضایت شوهرانشون به این مجلس میومدن سبب شده بود که حدود پنجاه زوج به این مجلس بیان . البته واسه این که احتمال لو رفتن منطقه عملیات کمتر باشه تصمیم گرفته شد که اواخر راه , پرده های شیشه ماشینو پایین بکشن و راننده هم از یه بیراهه بره .. هر چند راننده نمی تونست واسه شیشه روبرویی از پرده استفاده کنه . اما رانندگی در شب اجازه تشخیص صحیح به شرکت کننده ها رو نمی داد ... هر پسری کنار دوست زن خودش نشسته بود و در همین ماشین فرزین و بنفشه کنار هم بودند و افشین شوهر بنفشه که با شناسنامه جعلی خودشو مجرد جا زده بود به همراه مهناز زن جمشید روبروی اونا نشسته بود . جالب این جا بود که افشین و زنش بنفشه هر دو در صندلی مشرف به راهرو ماشین نشسته بودند . می شد گفت کنار هم . ولی اونا نمی بایستی طوری رفتار می کردند که سایرین متوجه شن که اونا زن و شوهرند . چون شرکت مردان متاهل در این مجلس جرم بود و از طرفی ممکن بود زن رو هم جریمه کنند که چرا با شوهرش همراهی کرده و اونو لو نداده . بیشتر خانوما واسه این که راحت باشن زیر مانتوشون چیزی نپوشیده بودن . و اگرم ماموری .. پلیس راهی می خواست بیاد بالا اونا در جا دگمه ها شونو می بستن . در هر ماشینی قبل از حرکت یکی می رفت اون جلو و یه چیزایی می گفت . مثلا این که می تونین راحت باشین و از هم لذت ببرین . فقط هر وقت که تذکر داده شد که خودتون رو جمع و جور کنین سریع این کارو انجام بدین که لو نرین . بنفشه از این که کنار شوهرش باشه سختش بود . ولی از اون جایی که فرزین و افشین با هم دوست بودند تر جیح دادن که به این صورت کنار هم بشینن . ظاهرا مهناز عطشش خیلی تند بود . دستشو برد به سمت شلوار افشین . کمر بندشو باز کرد .. دستشو گذاشت لای شورت افشین و کیرشو از توی شورت در آورد . بنفشه که مراقب کارای اون زن بود که چه جوری داره با شوهرش حال می کنه حرصش می گرفت . با این که قبل از آغاز این بر نامه ها خودشم به شوهرش خیانت کرده بود ولی تحمل دیدن این صحنه ها رو نداشت . اون هنوز باورش نمی شد که پاشو گذاشته به این مجلس . ته دلش دوست نداشت که همسرش افشین حضور داشته باشه . به عنوان یک زن سختش بود که شوهرش شاهد سکس های اون باشه . هر چند یه مدت از آرزو هاش بود که جلوی شوهرش با یه غریبه سکس بی درد سر و بی حاشیه ای انجام بده تنها برای نشون دادن این مسئله به اون که فقط این تو نیستی که می تونی به همسرت خیانت کنی و از لحظات زندگیت نهایت استفاده رو ببری . مهناز دوست داشت بقیه ببینن که اون داره چه جوری با دوست پسرش حال می کنه و ازش لذت می بره . کیر افشینو در آورده دهنشو گذاشته بود روش . بنفشه با حرص نگاش می کرد .
فرزین : رفیق خوش می گذره ؟ من نمی دونم چرا این دوست دختر ما ساکته و اصلا جنب و جوشی نداره . خیلی دلم می خواد که اونم یه حالی بهمون بده . عاشقتم بنفشه جون .
بنفشه هنوز نتونسته بود خودشو عادت دبده به جمع ولی به شدت خشمگین بود . به یادش اومد که نباید سوتی بده . فرزین شلوارشو کشید پایین ..
-بنفشه جون از سمت چپی هامون یاد بگیر . چه حالی می کنن .
بنفشه کمی سرخ شده بود .
فرزین : درش بیار این روسریتو . مگه ما داریم به سفر زیارتی میریم .
فرزین دست به کار شد . دگمه های مانتوی بنفشه رو یکی یکی بازکرده مانتو رو به دو سمت بازش کرد ..
-وااااااااووووووو چیه دیگه این ؟ اوووووخخخخخخ لای سینه هات گلبرگ های یاس گذاشتی ؟
سوتین بنفشه خیلی فانتزی بود و سینه شو پر کرده بود از گلبرگ های یاس سفید .. فرزین دوست داشت اون سینه ها رو گازش بزنه و با هوس بخوره .
-میگم چقدر خوشبو شدی .
فرزین سرشو گذاشت لای سینه های بنفشه . بنفشه سعی داشت که سرش به سمت چپ قرار نگیره . نه دوست داشت شوهرشو در اون وضعیت ببینه و نه این که دلش می خواست که شاهد نگاههای تاسف بار شوهرش باشه .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی
     
  
صفحه  صفحه 5 از 12:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  ...  12  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

مردان مجرد زنان متاهل


این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2024 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA