انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 26 از 26:  « پیشین  1  2  3  ...  24  25  26

چطور در سن پایین کونی شدم



 
amirkhankoni
     
  

 
سکس سه نفره در اتاق خطاطی
از ماجرای دید زدن یواشکی سکس مهدی و رضا و حرفایی که رضا راجع به منو خودش به مهدی زده بود، چند روزی گذشته بود. توی حیاط بودم که دیدم رضا بهم نزدیک می شه. علیرغم اینکه خیلی دوست نداشتم دیگه باهاش حرف بزنم، اما بعد از سلام و احوال پرسی خیلی خشک، بهم گفت: ببینم، چیزی شده؟ گفتم: نه. چطور مگه؟ رضا گفت: آخه همیشه تا منو می دی با کلی ذوق و شوق به طرفم می اومدی و چشم ازم بر نمی داشتی. اما حالا جوابم رو هم خیلی خشک می دی. نکنه عاشق کس دیگه ای شدی؟ گفتم: نه بابا. حوصله ندارم. گفت: پس بزار یه چیزی بهت بگم تا حوصله ات بیاد سر جاش. گفتم: چی شده؟ گفت: چیزی نشده، فقط یه جای توپ و امن پیدا کردم بریم با هم حال کنیم. فکر کنم دیگه وقتش رسیده اون کون خوشگلت رو با کیرم فتح کنم. خوشحال شدی، نه؟ خیلی بی تفاوت گفتم: خیلی خوش بین نباش. رضا که انتظار این برخورد رو از من نداشت گفت: زر بزن ببینم چه مرگته! گفتم: یکی از رفیقام بهم خیانت کرده، منم از دستش شاکی ام. رضا با بی توجهی گفت: اوووووووه، گفتم ببینی چی شده. یکی دیگه بهت خیانت کرده، پاچه منو می گیری؟ دلم می خواست جرش بدم. بهش بگم کس کش کونی، اونی که بهم خیانت کرده، خود کونیت هستی. رضا ادامه داد: ببین، وقتی کیرم رو توی اون سوراخ داغت فرو کردم، همه چی رو فراموش می کنی. اینو گفت و ازم دور شد و در همون حال گفت: منتظر باش بهت خبر می دم.
حال بدی داشتم. اصلا انگار نه انگار منو اینطوری جلوی مهدی خراب کرده بود. البته درسته که مهدی منو می کرد، اما انتظار نداشتم این طوری جلوش خورد بشم. اونم توسط کسی که این همه دوستش داشتم و اون این علاقه رو به کس خل بودن نسبت داده بود.
بالاخره روز موعود فرا رسید. رضا در حالیکه توی چشاش برق خوشحالی بود، بهم خبر داد که زنگ تفریح بعدی با هم می ریم به جای امن. توی دو راهی گیر کرده بودم. نمی دونستم قبول کنم یا نه. هم دوس داشتم بعد از سال ها دوباره جلوی کسی کون بدم و هم بابت دهن لقی رضا ناراحت بودم. سر کلاس روزها و لحظه هایی که جلوی کسی و یا در کنار کسی کون داده بودم از توی ذهنم می گذشت. اولین بار آقا امیر و آقا عبداله، منو و مریم، دختر همسایه رو کنار هم گذاشتن و با هم کردنمون. وقتی قنبل کرده بودم و در حین کون دادن جلوی یه دختر بهش نگاه می کردم، نمی دونستم توی دلش نسبت به من چی فکر می کنه. مریم، حاضر شده بود به خاطر داداش کوچیک ترش به آقا امیر و آقا عبداله کون بده. آخه این دو نفر به اتفاق بقیه پسرای محله داداش مریم رو می کردن. براش هواپیمای کاغذی درست می کردن، اونم اجازه می داد تا بکننش. منم یکی از اون بکن ها بودم. هر چند که اصلا نمی فهمیدم کردن چیه و باید چکار کنم. فقط دودولم رو می مالیدم به کون داداشش و تموم. مریم این موضوع رو فهمیده بود و برای این که داداشش رو نجات بده، حاضر شده بود خودش به این دو نفر کون بده. بعد از این که مادر مریم دیگه نذاشت حسین بیاد توی کوچه، من خنگ، نادونسته جای حسین رو گرفتم و با کون دادن به آقا امیر، شدم کونی محلمون.
تموم اون اتفاقها و خاطرات از ذهنم به سرعت می گذشت. حالا فرصتی پیش اومده بود تا یبار دیگه جلوی یک نفر دیگه کون بدم. وسوسه شده بودم تا بازم اون حس رو تجربه کنم. زنگ که خورد، منتظر رضا شدم. دیدم جلوی راه پله ها ایستاده و بهم اشاره کرد که دنبالش برم پایین. البته که منم راه رو بلد بودم، ولی باید نقش بازی می کردم. از قبل هم با مهدی هماهنگ کرده بودم که سوتی نده و لااقل اون دیگه برام حفظ آبرو کنه. بعد از رسیدن به در اتاق خطاطی، رضا دوبار به در زد و بعد مهدی در رو باز کرد. با هم وارد شدیم. رضا منو به مهدی معرفی کرد.
مهدی بهم گفت: آقا رضا خیلی از شما تعریف کرده و گفته که خیلی دوسش داری و حاضری به خاطرش هرکاری بکنی. منم قول دادم که موقعیتی رو براش فراهم کنم تا شما دوتا بتونین راحت تر با هم عشق بازیتون رو بکنین. من گفتم: منظورتون رو نمی فهمم. یعنی چی عشق بازی کنیم؟ مهدی گفت: راستش اصلا وقت برای توضیح دادن نداریم. خیلی زود زنگ تفریح تموم می شه و ما باید برگردیم سرکلاس هامون. پس تا دیر نشده، شلوار و شورتتون رو بکشید پایین و روی اون میز وسط اتاق قنبل کنید.
من به رضا گفتم: رضا این رفیقت چی می گه؟ رضا گفت: در عوض این که بذاره من تو رو بیارم اینجا و بکنمت، قرار شده که آقا مهدی هم یه حالی بکنه. چه اشکالی داره. بعد دستش رو گذاشت رو کونم و گفت: در عوض امروز دوتا کیر از سوراخت پذیرایی می کنن. من به حالت اعتراض گفتم: من نیستم. مهدی گفت: نه دیگه، تا اینجا اومدی، بقیش رو هم باید باشی. بعد هم کیر کلفتش رو از لای زیپ شلوارش در آورد و گفت: اول کدوم یکیتون رو بکنم؟ رضا رو کرد به من و گفت: جان من خرابش نکن. کلی خواهش و تمنا کردم تا بتونم به تو برسم. نه نیار دیگه. بعد خودش شلوار و شورتم رو کشید پایین و گفت: قنبل کن. خودش هم در کنار من قنبل کرد و دوتایی منتظر ورود کیر کلفت مهدی به سوراخ های تشنه و منتظرمون شدیم. مهدی اول اومد سراغ من و گفت: اول مهمون. کیرش رو تف مالی کرد و گفت: لای کونت رو باز کن ببینم چی داری. قبل از من رضا بلند شد و با دستاش، لپای کونم رو از هم باز کرد و گفت: ببین چه سوراخ سرخ و نرمی داره. آماده ورود کیییرته. مهدی کیرش رو گذاشت رو سوراخم و تا ته کرد تو کونم. انگار یه تیکه آهن گداخته کرده باشن تو کونم، از درد و داغی کیرش یه داد زدم و ایستادم. رضا دستش رو گذاشت رو کمرم و گفت: الان خوب می شی. یه کم تحمل کن تا سوراخت باز بشه.
مهدی دوباره به کیرش تف مالید و گفت: قنبل کن. من، دوباره خم شدم و رضا لاچ کونم رو از هم باز کرد. مهدی یبار دیگه تا خایه بهم فرو کرد و کیرش رو اون ته نگه داشت. یه کم بالا و پایین کرد و به رضا گفت: این رفیقت عجب کون مشتی داره. چرا تاحالا رو نکرده بودی؟ در همون حال که تو کون من تلنبه می زد، به رضا گفت: قنبل کن ببینم. بعد در حالیکه روی کون من سوار بود گفت: جوووووون. دو تا کون سفید و داغ، منتظر کییییر کلفت من هستن. چه حالی بکنم امروز با این دو تا کون. در همون حال انگشتش تو کون رضا بود و داشت رضا رو انگشت می کرد تا برای کردنش آماده بشه.
رضا گفت: منم می خوام امتحان کنم. نوبت منه. مهدی کییییرش رو از تو کونم درآورد و گفت: ببینم چه می کنی. رضا اومد جای مهدی و بعد از تف مالی کردن کیرش، گذاشتش روی سوراخ کونم که هنوز به خاطر تلنبه های مهدی، باز مونده بود. از لای پام داشتم نگاه می کردم ببینم پشت سرم چه اتفاقاتی داره می افته. دیدم پشت پاهای رضا، پاهای مهدی قرار گرفت. این یعنی قراره وقتی رضا داره منو می کنه، مهدی هم کون رضا رو بگاد. با دیدن این صحنه، خیلی حشری شدم.
رضا داشت تلاش می کرد که کیرش رو روی سوراخ کونم تنظیم کنه تا بتونه از باز شدن کونم استفاده کنه و اون کیر منحنیش را از گردن وارد سوراخم کنه. در همون حال صدای رضا رو شنیدم که داشت می گفت: مهدی صبر کن. بزار اول من بکنمش بعد تو بیا. مهدی، مهدی، مهدی جان صبر کن، یه دفعه نه. پاره می شم.
یک دفعه هم زمان با جهش رضا به جلو، کونم آتیش گرفت. با این که کیر مهدی حسابی سوراخم رو باز کرده بود و به لحاظ حسی هم آماده کون دادن شده بودم، اما فرم کیر رضا و نحوه ورودش به سوراخم باعث شد از کمر فلج بشم. خودم رو از زیر کیر رضا بیرون کشیدم و همزمان که از دل درد و درد کونم روی زمین نشستم، دیدم رضا هم وضعیت منو داره. مهدی داشت کیییرش رو حسابی می مالید و گفت: بلند شید ببینم. به رضا گفتم: این چه کاری بود کردی؟ کیر تو که مثه کیر مهدی نیست که راحت از سر بره تووووش. کیر تو از گردن می ره. یواش بکن بابا. بزار جا باز کنه. جر خوردم. رضا گفت: تقصیر من نبود. مهدی یک دفعه کرد تو کونم منم پریدم جلو، کیرم یک دفعه فرو رفت به تو. مهدی گفت: تنها راه باز کردن کونت با کیری مثل کیر رضا همینه. الانم ادامه می دیم. دوباره من روی میز خم شدم. رضا کیرش رو روی سوراخم گذاشت و همزمان با این که مهدی یک دفعه کیرش رو تو کون رضا می کرد، رضا با یه جهش به سمت جلو، کیرش رو می فرستاد ته سوراخ من بیچاره. از بس این طوری بهم تلنبه زد، کونم گشاد شده بود و با هربار فرو رفتن و خارج شدن کیر رضا، کلی هوا با صدا از سوراخم خارج می شد. در همون حال مهدی گفت: رضا، رفیقت بدجوری زیر کیرت به گوز گوز افتاده. فکر کنم پارش کردی با اون کیر کجت. رضا گفت: جوووون. صدای گوز گوز و پاره شدنش رو دوس دارم. کونی خودمه. می خوام کونش جرواجر کنم. مهدی گفت: جفتتون کونی خودم هستین. چه حالی می ده همزمان دوتا کون زیر کیرم خوابیدن. دو تا کونی که یکیشون زیر کیر خودم، داره اون یکی کونی رو می گاد.
صدای مهدی کاملا حشری شده بود. شدت تلنبه هاش به رضا بیشتر شده بود و رضا هم با همون شدت تو کون من کمر می زد. در یک لحظه، داغی آب رضا رو ته کونم احساس کردم. واسه این که آبش بیرون نیاد و لباسام رو کثیف نکنه، با همه دردی که داشتم، خودم رو به کیر رضا فشار دادم تا کییییرش تا اونجایی که جا داره تو کونم فرو بره و آبش ته کونم بریزه. هم زمان مهدی هم با آبش، کون رضا رو صفا داد و ارضا شد.
هیچکدوممون حال نداشتیم از اون وضعیت خارج بشیم. مهدی روی رضا سوار بود و رضا روی من. در حالیکه کیر رضا توی کون من دل دل می کرد و به شدت داغ بود. فقط من بودم که ارضا نشده بودم و به دو نفر کون داده بودم.
بعد از چند دقیقه خودمون رو مرتب کردیم و یکی یکی از اتاق خطاطی بیرون زدیم. وقتی داشتم از مهدی خداحافظی می کردم، مهدی کونم رو توی مشتش گرفت و گفت: قسمت نشد اینبار آبم رو توی کونت بریزم. اما خیلی زود با اجازه آقا رضا، این کار رو می کنم. بعد رو کرد به رضا و گفت: اشکالی که نداره آقا رضا؟ بالاخره شما صاحب این کون هستید و شما باید اجازه گائیدنش رو بدین. رضا هم با این حرف مهدی به وجد اومده بود با خوشحالی گفت: متعلق به خودتونه آقا مهدی. هر وقت خواستید بگید خودم برات میارمش.
     
  
صفحه  صفحه 26 از 26:  « پیشین  1  2  3  ...  24  25  26 
داستان سکسی ایرانی

چطور در سن پایین کونی شدم

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA