انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 3 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین »

عشق،مشروب،سکس


مرد

 
هر ماه دو خط مينويسي
خسته نشي يه وقت
     
  
مرد

 
azerakhsh_38

پوزش به علت گرفتاری که برام پیش اومده تمرکز نوشتن ندارم و این چند وقت سایت لوتی هم گهگاهی اومدم مشکل داشت
معیادگاه ما انسان و آبادی !

تاریخ آینده میدان آزادی ...

جانی & واکر
     
  
مرد

 
تا از حموم اومدیم بیرون کژال اس داده بود داریم برمیگردیم خودتون رو جمع و جور کنید ! سریع لباس پوشیدم و مشغول تی وی نگاه کردن شدیم که کژال و مامان ساناز اومدن بعد سلام کژال گفت من برم لباس عوض کنم الان میام ... من و ساناز و مامانش گرم صحبت بودیم که کژال با یه تیپ فوق سکسی اومد یه مینی ژوپ تنگ که کون گندشو به زور توش جا داده بود و یه تاپ که سینه هاش از توش معلوم بود سلام داد و نشست و مشغول میوه خوردن شد و گفت امشب پایه به سیاه مست هستید ؟ من گفتم میترسم کار بدی دستمون کژال خانوم ؟کژال گفت بشین سرجات ریقو ! روتو کم میکنم امشب ها ... بد تو برجکم زد تو ذهنم گفتم این ههعی داره کرم میریزه که بکنمش باید بکنمش ! شب شد من بساط چنجه رو ردیف کردم مامان ساناز بعد دو پیک ویسکی خوردن گفت من نمیخورم و میرم اتاقم ؛ من موندم و ساناز و کژال شروع کردیم رو کم کنی من می ریختم اونا میزدن ساناز زودتر سیاه مست شد و شروع کرد چرت و پرت گفتن اما کژال همپای من میومد کم نمی آورد دیگه به ساناز ندادم تو حالت عادی نبود اصلا یه لحظه نگام به پاهای کژال افتاد که از مستی باز کرده و مینی ژوپش بالا رفته بود و شرتش کامل پیدا بود حتی قلمبگی کصش هم ! ساناز که تو حالت عادی نبود منم با نگام داشتم کژال رو میخوردم نمیدونم به عمد بود یا از مستی ؛ کیرم کاملا باد کرده بود اگه ساناز نبود همونجا کژال رو کرده بودم القصه اینقدر زدیم مشروب که دوتامون پاتیل پاتیل شدیم کژال گفت الان کی میخاد مارو جمع کنه ؟ بلند شدم خودمم تلو تلو میزدم دست ساناز رو گرفتم و گفتم بلند شو ببرمت تو اتاق به زور بلند شد و من رفتم زیر بغلش به زور رسوندم تو اتاق و درازش کردم رو تخت بهش گفتم کنی دراز شو حالت جا بیا الان برات آب و میوه میارم و رفتم سمت کژال رو صندلی ولو شده گفتم اگه بهت بر نمیخوره بذار کمکت کنم بیای تو خونه خنده سکسی کرد و گفت ساناز جونت غیرتی نشه ؟ گفتم بلند شو کمکش کردم و رفتم زیر بغلش با اولین لمس بدنش کیرم باد کرد ولی سعی کردم تابلو نکنم سینش چسبده بود به شونم بزرگ و سفت بود دستمو حلقه کرده بودم روی کمرش ولی عمدا گذاشتم رو باسنش خیلی گنده و رو فرم بود ولی نمیتونستم کاری کنم و میترسیدم شر نشه و ساناز رو از دست بدم تو مسیر ههعی شوخی کرد و تیکه انداخت به زور رسوندمش تو اتاقی که میخوابید نمیدونم چرا حس میکردم کژال هم تشنه سکسه و منتظر حرکت منه ولی من از این ریسک میترسیدم دراز که کشید عمدا ساق دستم زیر باسنش نگه داشتم گفتم اوخ شکستیش ! به نگاه انداخت و خندید گفت عه ببخشید دستت زیرم موند ! کونشو داد بالا تا من دستمو بردارم تو عمرم زن با این وزن به این خوش استایلی ندیده بودم شیطونه میگفت همونجا بیوفتم روش ولی میترسیدم جیغ بزنه با شهوت زیاد از اتاق کژال اومدم بیرون و رفتم سمت اتاق ساناز بلکه خودمو خالی کنم در باز کردم ساناز تو خواب عمیق بود و من هم دلم نیومد بیدارش کنم رفتم آب آوردم از یخچال و شروع کردن آب خوردن ولی تو کف کژال بودم ...
معیادگاه ما انسان و آبادی !

تاریخ آینده میدان آزادی ...

جانی & واکر
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
خواب و بیدار بودم و پر شهوت هر لحظه شرت کژال میومد جلوی چشم مست بودم عقلم میگفت خطرناکه ولی کیرم میگفت برو پا میده ! گوشیمو برداشتم به کژال اس دادم بیداری؟ بعد چند دقیقه پیام داد آره چرا ؟ گفتم ساناز خوابه خوصلم سر رفته بیا بریم تو باغ سیگار بکشیم ؟ گفت اوه فندک بزنی منفجر میشم خیلی مستم ! گفتم عه چه بد ؛ گفت اهوم گفتم یا تو بیا اتاق ما یا من بیام گفت چه پر رو من که حال ندارم تو بیا ! تو کونم عروسی شد رفتم به سمت اتاق کژال درو که خواستم باز کنم دیدم از پشت قفله !!! اس دادم در که قفله ؟ جواب داد ههه من مست که میشم زانوهام شل میشه ترجیح میدم تا فردا نبینمت برو بخواب !!!

انگار برق گرفت منو یه شوک بهم وارد شد برگشتم سمت اتاق درو باز کردم که برم بخوابم ساناز بیدار شد با تعجب گفت کجا بودی ؟!! گفتم رفتم دستشویی چرا ؟ گفت صورتت یه جوریه چیزی شده ؟گفتم نه زیاد خوردیم امشب بخواب فدات شم ... چه غلطی کردم از استرس خوابم نمیبرد ولی بازم گفتم هرچه باداباد ...
معیادگاه ما انسان و آبادی !

تاریخ آینده میدان آزادی ...

جانی & واکر
     
  
مرد

 
خودمو زدم به تخم چپم ولی استرس نمیذاشت بخوابم ! ده دقیقه ایی سعی کردم بخوابم دیدم گوشیم یه نور زد نگاه کردم دیدم کژال اس داده میگه بیا تو باغ سیگار بکشیم ! خواستم جواب ندم ولی گفتم فوقش میرم یه سیگار میکشم ... رفتم یکم بهم ریخته بود موهاش ؛ گفت چکار داشتی میخاستی بیای اتاقم ؟ گفتم همین کاری که الان داریم میکنیم ؟!! گفت گوشام مخملیه ؟ به عواقبش فکر کردی ؟ گفتم به عواقب سیگار کشیدن ؟ گفت خری یا خودتو میزنی به خریت ؟ گفتم هیچ کدوم سیگاری روشن کردم دادم دستش شروع کرد به قدم زدن و رفت سمت تاریکی باغ از پشت کون گندش بد تو چشم بود به عمد شاید قرش میداد با ناز ! با کیر راست شده پشت سرش قدم میزدم ...گفت ساناز بیدار نشه فکر بد کنه ؟ گفتم نه داریم سیگار میکشیم دیگه ؟!! گفت چرا ... قدمامو بهش نزدیکتر کردم و سیگار داشت تموم میشد اون قبل تموم شدن ته سیگارشو پرت داد با ناز گفت یه سیگار دیگه آتیششش کوووون ! تا به خودم اومدم از پشت بغلش کرده بودم کیرمو چسبونده بودم به کونش اول ناز کرد و گفت چه گههعی میخوری ولم کن من سفت بغلش کردم اول سعی کرد در بره ولی بعد با صدای حشری گفت نکن تورخدا نکن بد میشه آبرمون میره ... من که مست و پر شهوت بودم نمدونم چطور از زیر تاپ دستمو بردم تو سینه هاش چه سفت بودن اونم ههعی میگفت نکن ولی من تصمیمو گرفته بودم باید میکردم تا آروم میشدم ! کژال دیگه خودشو در اختیارم گذاشته بود و داشت نفس نفس میزد بهم گفت متوجه ایی داری چه غلطی میکنی ؟ گفتم آره تا نکنمت آروم نمیشم اذیتم نکن ... دستمو از رو شلوارکش و شرتش خیس خیس بود فقط داشت ادای تنگ هارو در میاورد ... با یه حرکت شلوارک و شرتشو در آوردم با تعجب گفت نکنه میخای همینجا بکنیم ؟ گفتم اینجا امن تره یه کم خم شو کونشو سمتم قمبل کرد ترجیح دادم برای اینکه زود ارضا نشم براش کصشو لیس بزنم رفتم سمت کونشو با دست بازش کردم گفت چکار میکنی تا به خودش اومد زبونمو کردم تو کصش چند دقیقه ایی براش لیس زدم اون فقط داشت نفس نفس میکرد سرمو آوردم بالا و بهش گفتم دیگه نمیتونم ساک بزن کیرمو میخام بکنم اونم یه سر تکون داد و رفت پائین با اکراه ساک میزد انگار خوشم نیومد بهش گفتم دستتو بذار رو دبوار و قمبل کن میخام بکنم ؛ بلد بود کارشو لعنتی تا قمبل کرد با دست کیرمو تنظیم کردم رو کصش با یه فشار سرش رفت معلوم بود زیاد کص داده ! شاید با سومین تلمبه به خودش لرزید و من داشتم تملبه میزدم گفت درد دارم تورخدا تمومش کن ولی من نمیدونم چرا ارضا نمیشدم ! گناه داشت اذیت میشد کیرمو کشیدم بیرون تف انداختم روش و با صحنه کون قمبلش شروع کردم جق زدن آبم اومد و ریختم رو زمین یه نگاه کرد و گفت کار خودتو کرد پوفیوز ؟ دعا کن ساناز بیدار نشده باشه کون دو تامون میذاره ! بوسش کردم و گفتم من زودتر میرم بعد تو بیا مواظب باش سر و صدا نکنی ...
معیادگاه ما انسان و آبادی !

تاریخ آینده میدان آزادی ...

جانی & واکر
     
  
مرد

 
با مشروب حال نکردم ولی عشق و سکس کنار هم لذت بخشه
پرواز و سکس
     
  
مرد

 
jhanmii
لطفا ادامه بده
sex
     
  
مرد

 
حاجی من به عشق مشروب سکس اعتقادی ندارم،
فقط
سیگار مشروب سکسسسس
پرواز و سکس
     
  
مرد

 
پوزش بابت وقفه ایجاد شده حال روحی خوبی برای نوشتن ندارم به زودی ادامه میدم ...
معیادگاه ما انسان و آبادی !

تاریخ آینده میدان آزادی ...

جانی & واکر
     
  
مرد

 
رسیدم اتاق ساناز خواب عمیق دراز کشیدم تازه خالی که شده بودم فهمیدم چه گهی خوردم اگه ساناز بفهمه چی ؟ چطور تو رو خودش و مامانش نگاه کنم ؟! بالاخره خوابم برد صبح با صدای کژال از خواب پا شدم که صدام میزد عامو پاشو میخایم برگردیم ... چشم باز کردم تو اتاقم بود نزدیک شد آهسته گفت شب بپیچون بیا خونه من کارت دارم ! و رفت بیرون به زور از رختخواب جدا شدم رفت سمت دستشویی و حموم یه دوش فوری گرفتم و اومدم تو آشپرخونه ساناز و کژال بودن ساناز خودش رو انداخت بغلم اون لحظه از خودم خجالت کشیدم ... کژال گفت حال بهم زنها رو نگاه ؛ وا بدین باو ... من ساناز رو بوسیدم و رفتم سمت میز صبحونه ؛ صبحونه رو خوردم مامان ساناز اومد گفت کاراتون رو بکنید و جمع جور کنید که بریم . حدود ۱۱ آماده رفتن شدیم دلم یه جوری بود از یه طرف عذاب وجدان داشتم از یه طرف کنجکاو که کژال چرا گفت شب بیا ؟ تو مسیر بی حوصله بودم نهار رو رشت خوردیم تو یه رستوران که اتاقک بغلیمون یه خانم بود که بلند بلند با تلفن حرف میزد و بیزنسی بود داشت قرار سکس های بعداظهرشو فیکس میکرد تا مامان ساناز رفت بیرون ساناز گفت برم بپرسم بینم چند میگیره مشتریش شیم ! لبخندی زدم و گفتم بی مزه ... عصر رسیدیم کرج از یه طرف میگفتم شب بمونم خونه ساناز از یه طرف هیجان داشتم برم خونه کژال ببینم چی میخاد ؟ کلی کلنجار رفتم تا رسیدم دم خونه ساناز و بهش گفتم عزیزم من کار دارم فردا صبح باید محل کارم باشم با اجازت برم دیگه و خیلی بهم خوش گذشت ممنون بابت همه چی ... ساناز اول تعارف کرد مامانش گفت اگه کار داری برو سر راهی نباید نه بگیم ؛ وسائل رو گذاشتم بالا کژال گفت ببخش منم بذار دم خونه اگه میتونی و مزاحمت نمیشم با سر اکی دادم از ساناز و مامانش خداحافظی کردم و به کژال گفتم بیا بریم خانم ... تا سوار شدیم کژال گفت اشتباه کردم گفتم برسونم ساناز خیلی حساسه میترسم شک کنه ... گفتم دیگه اومدی کمی که گذشت کژال سر بحث رو باز کرد که چرا دیشب شیطون شدی رفتی تو جلدم از این کص شعرا ... تو مسیر یه بستنی فروشی بود که کژال گفت برام بستنی بگیر رفتم براش بستنی گرفتم با یه حالتی شهوت انگیزی بستنی قیفی رو لیس میزد خندم گرفت گفتم نمیگی شاید دلم بخاد بیشعور ؟ تا گفتم دست برد از رو شلوار کیرمو سفت گرفت ...!
معیادگاه ما انسان و آبادی !

تاریخ آینده میدان آزادی ...

جانی & واکر
     
  ویرایش شده توسط: jhanmii   
صفحه  صفحه 3 از 4:  « پیشین  1  2  3  4  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

عشق،مشروب،سکس

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2024 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA