تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

تلخ ترین و شیرین ترین خاطرات سکسی

صفحه  صفحه 1 از 4:  1  2  3  4  پسین »  
#1 | Posted: 3 Jun 2011 15:19
یه خاطره می خوام براتون بگم با دقت بخونید چون توش پره پند واندرزه
یه روز من داشتم از مدرسه به خونه می آمدم که یه دختر چشم آبی و سفید قد بلد و ... کلا تریپ خارجی تو را ه دیدم گفتم من باید هر تور شده مغ اینو بزنم شروع کردم راه افتادن دنبالش تا دیدم طرف رفت تو مغازه مجسه فروشی منم رفتم دیدم داره یه مجسمه بر می داره من با عجله رفتم گفتم می تونم من این مجسمه رو بردارم دختره گفت مگه دیگه ازش نداره منم گفتم نه من خیلی وقت چشم اینو گرفته و....
آخر قرار شد دختره بردار بعد من کلی دری وری گفتم که علاقه شدیدی به هنرمندان و ... دارم و .... تا با هم رفتیم یه جا نشستیم صحبت کنیم خلاصه بگذریم من مخ طرف زدم و با هاش دوست شدم بعد از یه مدت دیدم ای دل غافل نه حتی یه لب تو لب کردیم کلی هم پول دختره ازم گرفته طی 6 ماه تازه دو زاریم افتاد که دختره دیده من سادم از قشنگیش سو استفاده کرده و منو خاری کرده

Signature
من و ببوس ببینم بلدی
     
#2 | Posted: 17 Dec 2011 08:56
سلام به همه پالیسان گرامی یه اتفاق جالب برام افتاده که می خوام براتون تعریف کنم امیدوارم استقبال بشه

چند وقت پیش تو یکی از پارک های معروف نشسته بودم که چشم خورد به چیزی که نباید می خورد

یه خانم دیدم که نشسته بود روی یه نیمکت و پاشو از تو کفش در آورده بود و داشت می مالید یکی از زیبا ترین صحنه ها بود همین طور که در حال نگاه کردن بودم دیدم یه پسر بچه امید طرفش و گفت مامان بیا هولم بده

درس اول از این برداشت :

۱- ۵۰ در صد این خانم بیوه است چون با بچه اش تنها اومده بیرون
۲- خانم خانه دار است چون وقت بازی و تفریح با بچه اش داره
۳- خانم علاقه شدید به مساژ داره
۴- از ماساژ پا لذت می بره

ادامه ماجرا
مادر بلند شد و رفت بچه اش رو سوار تاپ کرد و و بعد از حدود نیم ساعت راهی شدند منهم به دنبالشان راه افتادم تا رسیدم در خونشون بعد از رفتن در خونه و غیر من آدرسش رو بدست آوردم
به خودم گفتم یه روز باید از صبح بیام کشیک بدم و آمار بگیرم

Signature
من و ببوس ببینم بلدی
     
#3 | Posted: 17 Apr 2012 12:34

تلخ ترین و شیرین ترین خاطرات سکسی اینجا بیان کنید.

رجب
     
#4 | Posted: 20 Apr 2012 02:52
سلام به کاربران عزیزه لوتی. دوستان اینجا هرکی خاطره ی تلخ و شیرینی و یا جالبی درباره سکس و یا ضد حال هایی که خورده رو مینویسه.من خودم اتفاقات جالبی برام افتاده. نمونشو که الان توی ذهنم هست رو براتون مینویسم.شماهم اگه دوسداشتید نظرتونو بگید و بعد خاطراتتون رو بنویسید. با تشکر .انیمال.

رجب
     
#5 | Posted: 20 Apr 2012 03:15
جریان مال قبلناس و تازه سکس و جق زدنو یاد گرفته بودم یعنی فقط شنیده بودم .بعدش یه پسر خاله دارم که اون زمان خیلی دوسداشتم بکنمش خیلی رفتم توی نخش اما فایده نداشت.یا نمیدونم شاید من بلد نبودم مخشو بزنم. یه روز خونه پدر بزرگمون یه پتوی خیلی بزرگ آوردیم و دور خودمون میپیچوندیم و نفر بعد اونی که داخل پتو بود رو غلت میداد و میچرخوند. منم ذهنم جرقه زد. پتو رو دورم پیچوندم.شل پیچیدمش تا بتونم حرکت کنم بعد نشستمو تکیه دادم به دیوار و پتو هم دورم بود.میدونستم پسر خالم میادو أذیت میکنه.یعنی مطمعن بودم میشینه روی سرم. چند بار نشست و من حسابی انگشتش کردم طوری که انگشتم خواست با شروار بره توی کونش. بعد یه دیقه نیومد صداش کردم جواب نداد.یه هو خیلی سنگین شده بود نشست روی سرم .داخل پتو داشتم خفه میشدم منم دستمو دوباره بالا بردم و اول آروم کونشو لمس کردم بعد تقریبا سوراخشو پیدا کردم و دسته دیگه مو هم بردم بالا و لباسشو گرفتم تا دستمو از شروارش داخل کنم توی چند لحظه دستمو داخل شروارش کردم و به شدت به سوراخش فشار آوردم خواست بره اما با دسته دیگه گرفته بودمش. جالب اینجا بود که صداش در نمی اومد فقط زور میزد بعد اینقد فشار دادم که نصف انگشتم رفت توی سوراخش.یهو اینقد زور زد تا فرار کرد.پتو رو برداشتم وای چی میدیدم؟ بخدا سرم سریع گیج رفت .وای خالم بود خاله ی مجردم 26سالشه.خالمم عصبی و شکه شده بود. نگو اون پسد خاله ی کثافتم اون اول رفته بود. خلاصه فرار کردم خداروشکر به کسی نگفت البته حدود 6ما نرفتم جای که اون باشه.اما هنوزم که هنوزه تو چشاش نگا نمیکنم.

رجب
     
#6 | Posted: 23 Apr 2012 19:11
چند سال پیش بود رفتیم خونه عمم شهرستان ،همه عروسی بودند منم با دخترعمه کوچیکم و مادربزرگم و دادشش و بچه ها زودتر اومدیم خونه بخوابیم منم زده بودم توکار دخترعمم اونهم بدش نمیومد قبلا یکی دوبار ازپشت کرده بودمش .چون خونشون کوچیک بود مثلا جلو تلوزیون خوابیدیم کلی نقشه کشیده بودم ،قبل از خواب رفتم اسپری لیدوکاین از یخچال خونشون برداشتم زدم تا زود آبم نیاد ،اونجا تنها فرصتی بود که حال بکنم خلاصه خوابیدم نزدیکش با فاصله یه متری وقتی برقا خاموش شد بعد مدتی یواش خودم کشوندم کنارشو با بدبختی بیدارش کردم که ضایع نکنه بعد از کش و قوص زیاد شلوارشو کشیدم پایین و بعد از چند بار تلاشو تف زدن آروم کردم تو کونش صداش در نمیومد فقط از شدت دردخودشو کنار میکشید که تو نکم بلاخره اسپری کیرمن کون اون رو هم سر کرد و من آروم کردم تو کونش به پهلو خوابیده بودیم با یدست بازوش رو گرفته بودم با یدست هم کمرشو ،داشت حال میداد آروم آروم میکردمش بیشتر کونشو کشیدم سمت خودم که راحتتر بکنم وسرشو هم فرستادم جلو که سرهامون نزدیک هم نباشه آروم پتو هامون رو پهن کردم که تابلو نباشه، خوب بود بیصدا میکردمش که یدفعه برق خونه روشن شد دنیا رو سرم خراب شد دیدم پسر عمم کورمال داره میاد طرف من .خودمونو زدیم بخواب فایده نداشت شلوارم پایین بود دختر عمم هم داشت سکته میکرد صدای تپش قلبشو میشنیدم خلاصه پسرعمم اومد بالحن بدی به خواهرش گفت که بیاد اونور بخوابه فهیمدم بو برده دخترعمم هم توپید بهش و خودشو یه تکون داد و پتو رو کشید رو خودش من تو همین فاصله شلوارم و سریع کشیدم بالا یه دفعه پسره قاطی کردو خواست پتو رو بکشه که من وارد ماجراشدم و باحالت خواب آلودی بلندشدم و گفتم ولش کن من میام اونور اون گفت که نمیخواد زنا اونور میخوابن این غلط میکنه اینجا بخوابه گم شه بره اونور حالم کمی بهتر شد شلوارم بالا بود اما زیپش باز بود کمربند باز بود کاملا تابلو بودم دختر عمم اوضاعش بدتر از من بود پتوشو پیچید دورشو رفت اونور که یه دفعه مادرم اینا اومدن و خونه شلوغ شد یه جوری خودمو کنار اطاق رسوندمو خوابیدم اما هنوزم تو شک هستم که از این ماجرا پسر عمم چی دستگیرش شده با من که رفتار خوبی نداره

به دلیل توهین به کاربران بن شد.
(مدیریت انجمن لوتی)
     
#7 | Posted: 3 May 2012 14:53
دوستان فک کنم این جریان بدترین خاطره سکسیم باشه. چون واقعا بد ضد حالی خوردم.بذارید بگم خودتون قضاوت کنین. ی دوسدختر داشتم ک خیلی ناز بود. فقط باباش اطلاعاتی بود.سرهنگ دوم بود همیشه نگران این جریان بودم اما به روی نگار نمی اوردم خلاصه بگم ی روز بهم زنگیدو گفت داداشامو باباو مامان میرن عروسی یکی از اقوام و چون عروسی شهره دیگس حداقل تا 2شب نمیان و منم به بهونه امتحان دانشگاه نرفتمو گفتم درس دارم . اقا منم شادو شنگول شدم حدود 5بود بهم زنگیدو رفتم تا 7 باهاش حسابی سکس کردمو بعدش گفتم نگار میرم چن نخ سیگار بخرم منتظر جوابش نموندم چون نای جواب دادن نداشت رفتم و خریدم وقته برگشت داشتم سیگار میکشیدمو وارد حیاط شدم. توی رویا بودم ک چش تو چش با داداشش شدم. وای برگشته بودن!ماشینشون خراب شده بود و تا 7:30منتظر تعمیر کار بودن ک نرفته بود و اینام با آژانس برگشته بودن. ی لحظه جفتمون شکه شدیم گفت دزد.ک خواهر کوچیکش شنیدو جیغ زد.تا یقمو گرفت به خودم اومدمو بدجوری دماغشو با مشت پهن کردم.ولم نکرد پدرسگ فقط داد میزد. تا زدم به خایه هاش و فرار کردم . دیگه باباشو اونیکی داداشش رسیدن. من فرارو اونا دنبالم.ادامشو توی پست بعد مینویسم چون با گوشی تایپ میکنم و بیشتر از این هنگ میکنه

رجب
     
#8 | Posted: 3 May 2012 15:51
اقا خلاصی من فرار کردمو اونام دنبالم بودن شاید باورتون نشه به انتهای کوچکشون ک رسیدم 2نفر دیگه با داداششو باباش دنبالم بودن.باباش سن داشت عقب موند اما اون 3تا بهم رسیدن اولش خوب میزدمشون چون هیکلو قدرتم خ عالیه. اما بعدش ک داد زدن گفتن این دزده . دیگه همه محل ریختن سرم . چشتون روز بد نبینه. تا خوردم زدنم. حتی بچه کوچیکام میزدنم دیگه اینقد زدنم ک آخراش یادم نیس . فقط وقتی به هوش اومدم خودمو تو بهداری دیدم که دستم به تخت با دستبند بسته شده بود. بدبختیام شرو شده بود. به عنوان دزد از خونشون شکایتم کرده بودن. تازه دماغ داداشو یه دندون یکی از اهل محلشونم شکسته بودم. اخرشو خلاصه میگم. حدود 2میلیون خرج دماغ داداشش کردم.دندون اون همسایشونم کاشتم براش. 6ماه دنبال رضایت بودم تا رضایت دادن. 15روزم زندانم کردن. ولی یه خوبی داشت که نگار هیچ نگفته بود و اونام همچین شکی بهم نکردن. فقط فک کردن که دزدم. اما با وجود اینا واقعا این سکس ارزششو نداشت. باباشما چه میدونین ک چی کشیدم برا رضایت. وای دیگه هیچوقت نگارو ندیدمو باهاشم حرف نزدم. امیدوارم دوستان هیچوقت همچین بلایی سرتون نیاد.

رجب
     
#9 | Posted: 9 May 2012 16:02
بذاید ی خاطره خوش هم بگم. خیلی وقت پیش واسه استخدامی بانک شرکت کرده بودم و امتحان و مصاحبش توی استان خودمون نبود. شنبه امتحانم بود منم پنج شنبه راه افتادم و رفتم خونه دختر عمم. دختر عمم با شوهرش زندگی میکنه .جمعه رسیدم اونجا .خیلی باهم گرمو صمیمی هستیم .شوهرشم همینطور. اما شوهرش شیفت شب بود و غروب رفت سره کار. راستشو بخواین خیلی خجالت کشیدم اما حدودای 9بود که نشست درباره دوسدخترام پرسیدن.اولش با اکراه جواب دادم اما بعدش حتی جاهای سکسیشم پرسید.باورم نمیشد حتی نشست کنارم توی چند دیقه سکوت لب گرفتن شرو شد. خلاصه خیلی راحت یه سکس ناب کردیم فقط بهم کس نداد و گفت این فقط مال شوهرمه.اما از عقب بهم اجازه داد. از اون روز تا حالا میگم کاش دوباره برم اونجا

رجب
     
#10 | Posted: 24 May 2012 11:25
میهمان


شیرین ترین خاطره سکس من
اولین بار بود که با دوست پسرم با ماسین میرفتم بیرون و تازه با هم اشنا شده بودیم خلاصه شاعت ۱شب یواشکی از تو جیم شدم و رفتم از اون اولش که هم دیگه رو حتی بوس هم نکردیم بعدش رفتیم لب ساحل که خیلی خلوت بود نشستیم و اون اروم اروم شروع کرد با من ور رفتن و بوسیدن من کا دیدم داره شق میکنه منم باهاش هماهنگ شدم وقتی دیدیم داره کار به جاهای باریک میکشه سوار ماشین شدیم و همون جا یه سکس خوش با هم کردیم البته سکس که نه اون کس منو خورد تا رضا شدم منم کیر اونو یکس ساعت خوردم تا ارضا شدم و معنی واقعی دهن گاییدن رو اون شب فهمیدم چون نیم ساعت خوردمش تا ابش اومد ولی به کل خیلی خوش بود و ساعت ۴ صبح بود که برگشتم خونه و همه خواب بودن
     
صفحه  صفحه 1 از 4:  1  2  3  4  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / تلخ ترین و شیرین ترین خاطرات سکسی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites