تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

شوخی یا جدی

صفحه  صفحه 1 از 2:  1  2  پسین »  
#1 | Posted: 12 Oct 2012 01:19
با درود
درخواست ایجاد تاپیک با عنوان شوخی یا جدی ( نوشته ایرانی ) در قسمت داستان های سکسی را دارم
این داستان در ۱۷ قسمت منتشر خواهد شد
با سپاس

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#2 | Posted: 12 Oct 2012 01:55
شوخی یا جدی 1

هنوز یه ماه نشده بود که ازدواج کردیم .مراسم ازدواج من مصادف با بیستمین سال تولد من بود .من بچه بزرگ خونواده بودم و یه خواهر و یه برادر کوچیکتر از من هر دوتا شون تو دانشگاه اصفهان درس می خونن . منم چند وقتیه که تو یکی از دبیرستانهای تهران فیزیک تدریس می کنم . شوهرم کارش صرافیه و وضعشم بد نیست . یه هفت هشت سالی ازم بزرگتره . مامان نازنین من هم با این که چهل و سه رو رد کرده ولی خیلی جوون تر نشون میده . و از اون جوون تر می خوای بابایی که دو سه سال از مامان هم جوونتر ه و اون که اصلا همسن من نشون میده . شب عروسی من خیلی اونو با داماد اشتباه می گرفتن . خودش بار ها بهم گفته بود . وقتی که می خواسته با مامان ازدواج کنه خیلی ها بهش می گفتن که این کارو نکنه وقتی به سن بالاتری برسه زنش اون شور و هیجانو نمی تونه بهش بده و بابا در جواب گفته که غم جدایی براش دردناک تر از همچه روزاییه . و پدر در طی این سالها کوچکترین خیانتی به مادر نکرد و همیشه خوش اخلاق بود راستش من اونو بیشتر از مامان دوست داشتم بابا سهیل نز دیکای میدون ولی عصر یه کافی شاپ داشت و تا پاسی از شب مغازه اش باز بود . همش به من می گفت من گلوریا جونمو از همه بچه هام بیشتر دوست دارم . ولی اینو پیش بقیه نمی گفت . چون من خیلی هواشو داشتم اونم دلسوزانه . همیشه منافع اونو در نظر می گرفتم . دیوونه وار دوستش داشتم . ولی برادر و خواهر من همش می خواستن بچاپنش . هیچوقت بهش نمی گفتم پول بده . خودش بهم می داد اگه حس می کردم خیلی بیشتر از اون چیزیه که مورد نیازمه یه مقدارشو بهش پس می دادم . با این که شوهرم از اون جوون تر بود ولی بابا خیلی خوشگل تر و ناز تر بود . اون شبی که من و همایون به خونه بخت رفتیم بابا تا صبح گریه می کرد جای خالی منو می دید و مث دختر مرده ها زار می زد ومامان عین خیالش نبود . بگذریم نمی خوام قصه امیر ارسلان نامدار بگم . میخوام ازروزی بگم که زندگی منو بهم ریخت و باور هامو . برنامه های تدریسم در دبیرستانو طوری تنظیم کرده بودم که روزهای یکشنبه و دو شنبه و سه شنبه رو خیلی فشرده تدریس کرده عوضش چهارروز دیگه رو تعطیل باشم . یکی از این یکشنبه ها رو که واسه تدریس رفتم برنامه ریزی مدرسه و وضعیت کاری بعضی از همکارا باعث شده بود که ازم خواهش کنن که به جای یک شنبه چهار شنبه تدریس کنم . منم که اول کارم بود و برام فرقی نمی کرد قبول کردم و به خونه برگشتم . خونه مونم نزدیک میدون فروسی بود یه جایی نزدیک محل کار همایون یه آپارتمان 130 متری . همایون بهم قول داده بود که سال آینده میریم به یه خونه بهتر و بزرگ تر . کلید زدم و رفتم داخل تعجب کردم . ظاهرا همایون خونه بود . یه لحظه چشمم خورد به یه کفش زنونه ای که چند ماه پیش خریده بودم ولی کوچیک تر نشون می داد . نه این نباید مال من باشه . می تونه مال هر زن دیگه ای هم باشه . اتفاقا اون روز مادر منم باهام بود . دو شماره کوچیک تر براخودش خرید . صدای شر شر آبو از تو حموم می شنیدم . حس حسادت زنانه ام تحریک شده بود . با وجود این که زنا خیلی حساسن ولی من از نظر منطقی بودن پیش فامیلا و دوستا ن شهرت داشتم . این که هیچوقت عجولانه تصمیمی رو نمی گیرم که بعدا پشیمون بشم .. رفتم تو یکی از اتاقایی که هم بتونم حمومو زیر نظر داشته باشم هم اتاق خوابو . می دونستم که سهیل پس از بیرون اومدن از حموم میره اتاق خواب تا در اونجا به موهای سرش سشوار بکشه . از توی حموم صدای مرد و زن با هم میومد . صدای خنده و عشقبازیشون . صدای زنه خوب مشخص نبود یواشتر حرف می زد ولی صدای همایونوخوب تشخیص می دادم . کثافت به همین زودی بهم خیانت کرده بود . دلم می خواست اون زنو یا دخترو بشناسم . می رفتم جلو و در جا آبروشو می بردم . اصلا چرا همین حالا نرم . می خواستم برم که سر گیجه نذاشت . حالم داشت بهم می خورد . دچار سر درد شدیدی شده بودم . نور چشام کم شده بود . همه جارو تیره و تار می دیدم . یهو در حموم باز شد .. خودمو کنار کشیدم همایونو دیدم که لخت از حموم اومده بیرون و یه زن لخت دیگه رو بغلش کرده و اون زنه هم چه جور براش عشوه می ریزه چند ثانیه کشید تا بفهمم که اون زنه که این ضربه رو به من زده کیه . داشتم شاخ در می آوردم دوست داشتم زمین دهن باز کنه منو ببلعه . نمی تونستم این وضعو تحمل کنم . این زن مادرم بود . مامان نازنین من . مادری که مدعی بود با رفتن من از خونه چراغ خونه اش خاموش شده مادری که شب عروسی من به همایون سفارش می کرد جون تو و جون این دختر . خیلی این دخترم ساده و پاکه اهل کلک و ریا نیست آه مامان همه اینا فیلم بود ؟/؟این جوری دخترتو دوست داشتی و زندگیشو نابود کردی ؟/؟فکر می کردی کسی نمی فهمه ؟/؟حالا من به درک بابا چش بود ؟/؟از همایون که خیلی خوش تیپ تره از خودتم که خیلی جوون تره .. مامان نه باورم نمیشه . یعنی تو این قدر تنوع طلب بودی ؟/؟مادر بیشرم . همایون بیشرم . مادر مادر من حتی شرمم میاد پاشم و این ننگو به رخت بکشم . بابا دیوونه میشه . نه من باید هر دو تاشونو رسوا کنم ولی در یک وضعیت تعادلی مناسبی نبودم . مامان توی بغل همایون می خندید .-تو رو خدا منو بذار پایین .این قدر قلقلکم نده -ناز من خیلی خواستنی تر شدی . خیلی خوشگل تر کردی -اگه گفتی واسه کی ؟/؟واسه همایون خوشگلم . داماد نازم .-نازنین جون تو خیلی خوشگل تر از گلوریا هستی. تو ملکه ای اون کنیزتو .... عوضی حالا که داشت مامانو می گایید شخصیت و ارزش و زیبایی منو داشت پایین می آورد . منم خیلی خوشگل بودم و یه معصومیت و مظلومیت خاصی داشتم . -نازی جون خوشت اومد چه جوری کوستو برق انداختم .-آره ولی چه فایده هنوز لیسش نزدی -اووووووووف نگو که دهنم آب افتاد . الان میذارمت رو تخت یه مززززه حسابی ازش می گیرم .-زود باش عزیزم کوسم داره می ترکه داغ داغ شدم . همین !فقط لیف و صابون و ماساژبود اصلا که منو نگاییدی .-ببین الان تا 4 ساعت دیگه گلوریا کلاس داره . هر چقدر بخوای هر مدل دوست داشته باشی میگامت . خسته هم نمیشم تو دیگه مال منی . اگرم بخوای و هنوز تو دلت مونده می برمت حموم و اونجا هم می کنمت .-زودتر بیا من دیگه نمی تونم صبر کنم .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی .

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#3 | Posted: 12 Oct 2012 01:56
شوخی یا جدی ؟ 2

دیگه نخواستم و نتونستم به حرفای اونا توجه کنم فقط صدای بر خورد تن و بدنشونو به هم می شنیدم . صدای تماس و ضربه های کیر همایون به کوس و کون مامان به خوبی شنیده می شد . هر دوتا همدیگه رو ارضا کردند . قرار گذاشته بودند که فردا صبح تو خونه پدریم همدیگه رو ملاقات کنن و یه بار دیگه همدیگه رو بگان . اونجا خونه اش ویلایی و وسیع تر بود . در اتاقو از داخل قفل کرده بودم . آمادگیشو نداشتم که برم وسط اونا . تازه کارمو تو دبیرستان شروع کرده بودم . نمی تونستم هر روز این ور و اون ور خودمو در گیر کنم . نیومده باید مرخصی می گرفتم . فردا دیگه باید قال قضیه رو می کندم . رفتم مدرسه و به هر صورتی بود یه بهونه ای تراشیده و چند ساعتی رو مرخصی گرفتم و از اونجا هم سری به بابا زدم -سلام دختر خوشگل بابا تو باید الان تو کلاس باشی چی شده ؟/؟-کلاس یکشنبه ها رفت به چهار شنبه ها -خب حالا چرا این قدر ناراحتی .-بابا نمی دونم چیکار کنم چی بگم -چی شده دخترم تو که منو نصفه جون کردی مادرت مرده ؟/؟-کاشکی که مرده بود . آره می تونیم بگیم که مرده . رفتیم تو پستو . سرمو گذاشتم رو سینه اشو سیر تا پیاز ماجرا رو واسش تعریف کردم . نمی دونست چی بگه . باور کردنش واسش مشکل بود . شاید هر کس دیگه ای جای من این قضیه رو واسش تعریف می کرد اون قبول نمی کرد ولی به صداقت من ایمان داشت -بابا ما باید چند تا مامور بگیریم با هم بریم سراغشون قید هر دوتا شونو بزنیم -دخترم نمیدونم تو میخوای چیکار کنی . من دلم شکست با این حال واسه خودم آبرو دارم . طلاقش میدم بره ولی از این که همه بفهمن .. قرار شد که دوتایی بریم غافلگیرشون کنیم و یه جوری دق دلی مونو سرشون خالی کنیم . بابا تصمیمشو گرفته بود . منم نفرت عجیبی از شوهرم پیدا کرده بودم صبح شد و من به جای مدرسه خودمو رسوندم به مغازه بابا . اونم مغازه رو داد دست شاگرداش و رفتیم به گوشه ای که می دونستیم به مسیر این دو تا خیانتکار نمی خوره پناه گرفتیم . یه ریسک هم کرده بودیم و این که رفتیم تو حموم داخل اتاق خواب و درو از داخل قفل کردیم و کلیدو هم گذاشتیم تنش بمونه که اگه یکی با یه کلید یدکی خواست بازش کنه نتونه . یه حموم دیگه هم داشتیم که در یه قسمت دیگه خونه بود . از خوش شانسی جنایتکارا اومدن به اتاق خواب . با ماچ و بوسه شروع شده بود . ما فقط صداشونو می شنیدیم و از تماشا خبری نبود. در حموم هم چوبی بود و شیشه و پنجره ای بر روی در نبود . ولی این دفعه صدا به خوبی میومد -عزیزم اصلا فکر نمی کردم دیروز منو گاییده باشی . دوباره هوس تو رو دارم . هوس دارم منو بکنی -ببینم بابا هواتو نداره ؟/؟-چیه به همین زودی جا زدی ؟/؟از گاییدنم خسته شدی ؟/؟-نه عزیزم باورکن این طور نیست همین طوری پرسیدم -بیشتر از بیست ساله که داره بهمون کیر می زنه من حالا هوس یه کیر تازه کردم . کیررررررجووووون . باهاش حال می کنم . اون کیرش دیگه به دردی نیست . پدر ازخجالت سر خ شده بود و از تاسف سرشو تکون می داد . داشت آب می شد فرو می رفت زمین . سابقه نداشت که پیش من پیش دختر دوست داشتنیش حرف رکیکی به میون بیاد که دونفری بشنویم . می خواست در بره نمی تونست . یه خورده کنترلش کردم و خیلی آروم ازش خواستم که صبر کنه ببینیم حرف حسابشون چیه -خیلی خوشگل کردی نازنین مث دوشیزه ها مث دختر بچه ها شدی -واسسسسه همینه که کیر تازه و جوون میخوام -کیر همایون در خدمتته -بیا زودتر لختم کن همه جامو بخور وببوس عزیزم . دوستت دارم . امروزم باید آبمو بیاری . امروزم باید کوسمو راضی کمرمو سبک کنی .-قربون مامانم میشم -نگو مامان بگو نازی جون -آخ که کوس نازی جونو بخورم . حال منم دست کمی از حال بابا نداشت . منم داشتم آتیشی می شدم یعنی عصبانی . امروز روپاتر بودم و صدای اونا رو واضح تر می شنیدم براهمین هم تحملم کمتر شده بود -نازی جون بیا تا خودم شورتتو از کونت بکشمش بیرون -اوخخخخخخخ نگو که دلم مور مور شد . تو هم بیا جلوتر . ظاهرا هر کدوم شورت اون یکی رو داشتن از پاشون می کشیدن بیرون . خشم و کینه منو به مرز جنون رسونده بود . پاک عقلمو از دست داده بودم فقط همینو می دونستم که خیلی قاطی کردم . بابا رو بردم ته حموم که بازم صدامون کمتر بپیچه .-بابا بیا ما هم تلافی کنیم یعنی ادا در بیاریم که داریم تلافی می کنیم فقط می خواهیم حرصشونو در آریم . من باید دق دلیمو یه جوری سر اینا خالی کنم -دخترم زشته این چه حرفیه که تو می زنی . خوبیت نداره -نه پدر مگه منو تو همدیگه رو نمی شناسیم . تازه تو پدرمی غریبه که نیستی . داریم بایه هدف درست و مشترکی این کارو انجام میدیم که اونا رو از رو ببریم -خب که چی بشه -حداقل دلمون خنک میشه دیگه به رومون نمی خندن . اونا که نمی دونن ما با هم رابطه ای نداریم و داریم فیلم بازی می کنیم . شاید این جوری دیگه دزدکی کار کردن و عشقبازی کردن بهشون مزه نده -نه گلوریا من موافق نیستم . هیچوقت به صورت نمایشی هم که شده راضی نمیشم همچین کاری بکنم . نذاشتم به حرفاش ادامه بده . اخلاقشو می دونستم باید اونو میون یه کار انجام شد قرار می دادیم اونوقت خودشو با هاش عادت می داد ولی همچین بر نامه ای رو تا حالا نداشتیم که عادت کنه . کمر بندشو باز کردم و سریع شلوارشو کشیدم پایین خودم فرز و جنگی اونو لخت کردم و منم لخت شدم . بابا خیلی معذب بود -دخترم همین جوری لخت لخت باشیم کافیه -پدر می خوام جیگرشونو آتیش بزنم داغشون کنم .. ولی عجب کیری داشت بابا خیلی بهتر و گنده تر از کیر همایون بود . خاک تو سر مامان که چیز بهترو داد و چسبید به چیز ضعیف تر -بابایی این شومبولو باید یه خورده به اونجام بمالی تا مامان اینا ببینن -دخترم کار من نیست -حرف نباشه حاضری ؟/؟-کوس خودمو به کیر بابا مالیدم و ناله و فریاد و شروع کردم . در حموم رو هم فوری باز کردم تا همه پیکر لخت همو ببینیم . کیر بابا می خواست از دست کوسم فرار کنه ولی من که تو حموم یه دقیقه ای ساکش زده بودم و خوب شقش کرده بودم نذاشتم درره . کیرشو به کوسم که فطرتا یه خورده خیس کرده بود مالیدم .همایون و مامان نازنین غافلگیر شده بودند . نمی تونستن چیزی بگن -بابا بابا بذار تو کوسسسسسم یه بار دیگه هم ارضام کن . اینا از کجا پیداشون شد . مامانی کاش شما مث دیروز می رفتین خونه ما و ما هم اینجا تنهایی راحت بودیم . بذار بابا بذار تو کوسسسسسسم من کیییییییررررر تو می خوام . کوسمو به کیر کلفت بابا فشار دادم و یه خورده رفت تو . کیره رفت تو و کوسه رفت سرش .-جااااااااان مامان !همایون !نمی دونین چه حالی داره !بیخود نیست شما یه مدتیه دارین همدیگه رو می گایین . من که خیلی حال می کنم ... هر دوتاشون لال شده بودند و جرات نداشتن بهمون اعتراض کنن .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#4 | Posted: 12 Oct 2012 01:56
شوخی یا جدی ؟ 3

پدرم اولین و تنها نفری بود که در میون جمع چهار نفره ما حرف می زد . و به این ماجرا فیصله داد . برای اولین بار در طول زندگیم بود که همچین کلمات رکیکی از پدرم می شنیدم . اونا به خوبی متوجه شده بودند که خلاف از طرف اونا شروع شده و ما در اصل مدافع بودیم -زنیکه جنده برو از خونه بیرون تا بیرونت نکردم برو گمشو هر دو تا شون عین برق و باد محفل ما رو ترک کردن . همایون بی غیرت هم انگار عین خیالش نبود که یه کیر دیگه رفته بود تو کوسم . حتما فکر می کرد کیر بابا مث کوس مادرزن حلاله . من و بابا تنها شدیم -برو دختر لباستو بپوش ما رو وادار به چه کارایی که نکردی . هنوز کیر بابا نخوابیده بود . سرخ و سفید و درست و تازه تر از کیر همایون . ولی بابام بود و احترامش واجب . دیگه نباید به این چیزا توجهی می کردم . یه نقشه ای بود که گرفت . تونستیم جیگرشونو بسوزونیم و بهشون اعلان جنگ بدیم . بگیم که ما هم هستیم کور خوندن فکر نکنن که بازی رو بردن لباسام توی حموم همه کثیف شده بودن . رفتم سر کشوی مامان یه چیزی بگیرم بپوشم . همه لباسا واسم تنگ بودند یه دامن و یه بلوز رو که بهتر از بقیه بود پوشیدم بازم تنگ و چسبون بود . دامن به رنگ مشکی بود به زور کشیدمش بالا . زیپشو نبستم . بازم خوب بود که یه شورت نو مامانو تونستم بپوشم . بلوز مامانو که تنم کردم چند جا صدای جر خوردنشو می شنیدم . یه چیزی درست کردم و ناهارو بابابام خوردم و پدر جون از بس ناراحت بود دیگه نرفت مغازه . قرار شد یه استراحتی بکنه و بعد از ظهر بره مغازه . منم خیلی خسته بودم اومد پیشم نشست و به خاطر جریان سکسی که بین من و اون اتفاق افتاده بود ازم عذر خواهی کرد گفتم عیبی نداره بابا از روی هوس که نبود . واسه پیاده کردن نقشه بود راستش یه خورده کمرم سنگین شده بود ولی اصلا فکر سکس بابابا نبودم . من و بابا روی تخت دراز کشیدیم و سرمون به طرف هم نبود . بلوز مامان به اندازه کافی جر خورده بود و دیگه اذیتم نمی کرد . شده بودم مثل کولی ها . اما این دامن خیلی اذیتم می کرد مجبور شدم زیپ دامنمو پایین بکشم و یه شمد بندازم روم چون از بالای کونم تا قسمتهای پایینش همه مشخص بود . بابا اصلا عادت نداشت بعد از ظهر ها بخوابه . نمیدونم نیمساعت بود یکساعت بود کمتر یا بیشتر دیدم یه چیزی داره رو کونم راه میره یه لحظه ترسیدم . نفهمیدم این وقت روز این جا چیکار می کنم .. بعد از چند ثانیه جریان یادم اومد ولی شمد از روم افتاده بود . من و بابا خونه بودیم و مرد دیگه ای هم نبود . حتما خیال برم داشته . راستش یه خورده هم خجالت می کشیدم . رومو به سمت چپ بر گردوندم . اگه یه موقع بابایی هوس کون دخترشو کرده شاید با این کارم خجالت بکشه و پشیمون شه . درسته ما امروز این کارو به صورت آزمایشی و کوتاه انجام داده بودیم ولی خیلی بهم مزه داده بود . یه جورایی بی میل هم نبودم . چند دقیقه ای گذشت دیدم یعنی شنیدم که بابا صدام می زنه . جوابشو ندادم . کیرشو مالید روی دو تا قاچای کونم . جرات نمی کرد به قسمتهایی که سوراخ کون و کوس درش قرار داشت فرو کنه . کیرشو گرفته بود تو دستش . اینو از حالت قرار گرفتن کیرم روی کون خودم متوجه شده بودم . کیرو به بالا و قسمتهای گوشتی کونم می مالید و خودشو کیرشو داغ داغ می کرد . کونمو یواش ماچش می کرد . خیلی خوشم میومد . دوست داشتم بگم بابا من حاضر و آماده ام .. هیچ اعتراضی هم ندارم . می تونی دست به کار شی و کلنگ کیرتو توی زمین کوس و کونم فرو کنی . ولی هنوز یه خورده حجب و حیا داشتم . هر چند که صحنه های گاییده شدن مامان و خیانت همایون و این کوس دادن آزمایشی من به بابا تا حدودی این احساس شرمو از بین برده بود . بابا همین طور کیرشو تو دستش گرفته بود و به طور افقی به وسط کونم می مالید . به این صورت که کیر مدام از قاچ سمت راست به قاچ سمت چپ در حال حرکت و گردش بود . یه لحظه حس کردم کیر بابا داره پرش و جهش می کنه . فوری خودشو کنار کشید و بعدا متوجه شدم که کیرشو گذاشته تو یکی از دستاش و آب هوسشو اونجا خالی کرده و بعد هم پاشد و ظاهرا دستاشو شست و اومد کنارم دراز کشید . ظاهرا فرصت داشت از دست می رفت . باید می جنبیدم . بابا کمرشو سبک کرده بود و خیالش تخت شده بود . شایدم در سن اون طول می کشید که هوسش بر گرده . یه تکون الکی خوردم و دیدم سرش اون وره دامنمو بازم پایین تر کشیدم یه لگد زدم به پاش طوری که فکر کنه من خواب بودم و سهوا بوده . می خواستم با این کارم توجهشو به کون لختم که حالا شورتمو با دامن پایین کشیده بودم جلب کنم . حس کردم که بابا یهو یه تکونی خورد و دوباره به کونم نگاه کرد و این بار جفت سوراخامو خیلی راحت می دید . چند تا آه کشید و فهمیدم دوباره داره تحریک میشه . نه من نباس بذارم بابایی آه بکشه و حسرت بخوره . گناه داره . بابا به گردن من حق داره .-بابا می دونم بیداری هواتو دارم .بیا جلو نترس بابا . این همون سوراخای ساخته شده از کیر توهه . چه اشکالی داره دوباره یه سرکی بهش بکشه .. بابا جونم آبتو تو دستات خالی نکن . ضرره . واسه چشای خوشگلت خوب نیست . پدر خیس عرق شده بود -نه نه گلوریا اشتباه فکر می کنی . من مثل مادرت نیستم . یه لحظه دیدم شمد از روت افتاده خواستم دوباره تنتو بپوشونم .-بابا جونم دیگه منو رنگ نکن با یه کیر که روی آدم پوشیده نمیشه . بیا جلوتر -اووووووووفففففففف بابا چقدر شق کردی . اون وقت می گی هوس نداری ؟/؟..ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#5 | Posted: 12 Oct 2012 02:42
شوخی یا جدی ؟ 4

اصلا دل نداشتم با با رو تا این حد خجالت زده ببینم -پدر !من و تو که با هم خیلی صمیمی بوده مشکلی نداشتیم . خجالت نکش راستشو بگو رفتم نزدیک ترشو خودمو بهش چسبوندم . کف دست چپمو که یه خورده سرد شده بودحلقه کرده گذاشتمش دور کیرش .کیرش گرم و پر حرارت بود بابا چشاشو بسته بود و لذت می برد . منم خیلی آروم با عشوه و ناز طوری که عابد و زاهد هفتاد ساله رو هم وسوسه می کرد بهش گفتم بیا جلوتر . فقط منو تو اینجاییم اونا رو که ناراحت نکردیم . پس چرا خودمونو خوشحال نکنیم ؟/؟-جدی میگی ؟/؟-آره بابا شوخیم کجا بود . مگه من و تو دل نداریم . راستشو بگو تو دخترتو دوست نداری بابا .؟/؟تو که باهام یکرنگ بودی . حرف دلتو بهم می زدی . حس می کردم که یه خورده داره آروم می گیره باین حال صداش می لرزید و کلماتو بریده بریده ادا می کرد .-چند ساعت پیش وقتی که گفتی اون کارو باهات بکنم -چه کاری بابا رک بگو -همین دیگه این بره تو -بابا جونم این و اون اسم داره در هر حال چه خواسته چه ناخواسته تو که عملشو انجام دادی پس اسم این چیزارو هم ببر تا این دیوار سستی که بین من و تو وجود داره بریزه .. سرشو اتداخت پایین و گفت یعنی کیره بره توی کوس . با دستام سرشو بالا داده حالا تو چشام زل بزن ... حس کرد که از دست من یکی نمی تونه در بره -وقتی بهم گفتی کیر بره توی کوس اولش فکر می کردم شوخی می کنی بعد هم که متوجه شدم جدیه گفتم باشه با همه زشتی کار یه درسی میشه واسه اون دو تا خائن نامرد که بفهمن دست بالای دست بسیار است . حتی دلشو نداشتم واسه یه لحظه هم که شده کیرم بره توی کوست . ولی وقتی که کیرمو تو کوس گرم و ناز و تازه ات احساس کردم حس کردم دارم مامان بیست سال پیشتو می کنم . کیرم از لذت داشت می ترکید . پوست تنم می لرزید . به خودم خیلی فشار آوردم تا تو متوجه حالت و نیازم نشی . فکر کردم از سر جوون شدم -مگه حالا پیری ؟/؟-جدی میگی ؟/؟می دونستم بابا به موقعش خیلی پر تحرکه . دیگه نذاشتم بابا سهیل من بیشتر از این حرف بزنه . خودمو انداختم تو بغلش . هر دوتامون وضع عجیبی داشتیم . شورت و دامن من و شورت و شلوار بابا هر دو تا به مچ پامون رسیده بود .با این حال واسه این که بیشتر تحریکش کنم و تردیدشو از بین ببرم لبای پر از هوسمو به لبای گرمش چسبوندم . می دونستم که آخر کار ما به کجا می کشه . ولی یا باور نداشت یا به سختی می خواست باور کنه . دگمه های پیرهن بابا رو یکی یکی خودم در آوردم و از پایین هم لختش کردم . ازش خواستم که منو لخت کنه تا هم عادت کنه و هم این که برای پیشروی گرم بیفته . موتورش راه افتاده بود . دیگه از خجالت چیزی نمی فهمید . کیر شق کرده اش به زیر شکم من چسبیده بود . اون با دستای پر هوسش کمرمو با یه حرکتی بین ماساژو نوازش اسیر خودش کرده بود . کمر و سینه ها و کوس من دچار لرزش و التهاب خاصی شده بود . هر چند تنمو تسلیم پدر و تنش کرده بودم ولی دوست داشتم این تسلیم شدن هر چه زودتر جنبه رسمی تری به خودش بگیره تا خیال هر دومون راحت تر شه . یعنی این که زودتر به فینال کار برسیم و توپو زود تر از خط د وازه بگذرونیم این من بودم که واسه هر کاری یعنی تعویض تکنیک پیشقدم می شدم . یه 69 خوابیده و دراز کشی رو روی تخت انجام دادیم . من کیر بابا رو ساک می زدم و سهیل جونم کوس منو می لیسید . زبونمون بند اومده بود . نه واسه لیس زدن بلکه واسه حرف زدن . سست و بی حس شده بودیم . بابا یه بار جق زده بود واسه همین با لذت کیرشو تو دهن من می گردوند و تا می تونست حال می کرد . منم خیلی کیف می کردم . دوست داشتم هر چه زودتر ار ضا شم . زنا خیلی دیر تر و یا سخت تر از مردا راضی میشن . دوست داشتم با حرفای هوس انگیزم بابا رو بیشتر تهییج کنم و خودمو خالی کنم . بهش بگم که دخترش هنوز بهش نیاز داره . مثل اون وقتا که هنوز این شوهر آشغال و نامرد نصیبش نشده بود . خیلی خوشگل و باحال کوسمو می خورد . آخه عمری تجربه داشت . یه حرکتی به خودم داده و کوسمو روبروی کیرش قرار دادم -بااااااااااباااااااااا من دیگگگگگگگگگه صبرم سرررررراومده . تو این دنیا حاللللللا تو رو دارم که فققققط می تونم بهش تکیه کنم . فقط تویی که می تونی به درد و دادم برسی . کوسسسسسسم دارررررررره مث ابر بهاررررررررر گریه می کنه با کیییییییییرررررررررت اشکاشو خشکش کن . فقط تویی که خیلی دوستم داری . عاشقتم بابایی دیوونتم . کیرتو میخوام . بابا بهت احتیاج دارم . تنهام نذار . هوس داره منو می سوزونه . کوسمو به کیرش نزدیک کرده با دستم کیرو گرفته اونو با ورودی کوسم مماس کرده خودمو بیشتر می سوزوندم . لذت می بردم -اوووووووووفففففففف گلوریا به فکر بابات هستی ؟/؟تو که این جوری منو هم آتیش زدی . دلمو سوزوندی -پس اعتراف می کنی که کوس می خوای ؟/؟کوس من کوس دختر یکی یدونه اتو می خوای ؟/؟-آره ناز من عزیز دل بابا من کوسسسسسس تو رو میخوام دوس دارم کییییییییییرررررررررررم برررررررررره تو کوسسسسسسست آروم بگیره -بابایی فکر می کنی اگه کییییییییرررررررررت بره تو کوسسسسسسم آروم بگیره ؟/؟-نه نه تازه حرکت شروع میشه -دوستت دارم منو بکن . نمی خوام تا شجاعت و قدرت تو رو نبینم خودم بایه فشار مث امروز صبح کیرو بندازمش تو کوس . میخوام خودت این کارو واسم انجام بدی . نشون بده که هنوز مرد اول منی . نشون بده که همیشه می تونم بهت تکیه کنم . نشون بده که بیشتر از همایون دوستم داری . نشون بده که هم می تونی بابام باشی و هم شوهرمو هم معشوقه ام . غیرت و ناموس پرستی خاصی رو همراه با هوسی شدید تو چشای پدر می خوندم . هنوزم دوست داشت واسم بهترین باشه . یه فشاری به خودش یعنی به کیرش داد و منم خودمو برای لذتی بی نهایت آماده کردم -وایییییی بابای شجاع من بابای خوب من بالاخره کیرتو فرستادی . دوستت دارم بابای خوب و با اراده ام . منو بکن دیدی خودت با اعتماد بنفس بالات منو گاییدی ؟/؟ادامه بده دخترت هوس داره دوستت دارم بابایی . تو نشون دادی که هنوزم برام قوی ترین مرد جهانی .. ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#6 | Posted: 12 Oct 2012 12:56
شوخی یا جدی ؟ 5

شوخی شوخی واز نقشه کارمون به جدی کشیده بود . من و بابا سهیل تو چشای هم نگاه می کردیم و هنوز باورمون نمی شد که داریم با هم عشقبازی می کنیم . هردومون روی تخت یه حالت نشسته گرفته روبروی هم قرار گرفتیم و به هم چسبیدیم . خودمو محکم تر به بدن بابا می چسبوندم تا کیرش بیشتر تو کوسم جا خوش کنه . طوری بهش چسبیده بودم که سوراخ کوسم کلید کیرشو قفل کرده بود . بابای خوش بو و خوش پوست خودمو بغل کردم و چسبیده به هم مث یه گلوله آتیش شدیم . مثل یه دو لپه ای و یا یه دو قلوی به هم چسبیده لب بابا رو مثل کیرش قفل کردم و چسبیدم بهش . طوری با هوس میکش می زدم که افزایش داغی لحظه به لجحظه صورت سهیل جونمو رو صورت خودم احساس می کردم . سینه هامو رو سینه ها و شکم بابا می غلتوندم تا هوسشو بیشتر کنم . زیر گلوشو می بوسیدم .-اوووووووففففففف بابابابایی هر جای همو می تونیم میکش بزنیم . کبودش کنیم . دیگه هراس اینو نداریم که همسرامون با دیدن این کبودیها به ما بپیچن . تازه می تونیم کیف و افتخار هم بکنیم . بابا میگم بزن آتیش تندمو خاموشش کن . هوس تو رو دارم . دیگه شوخی و فیلم واسه بقیه بسه من و تو هوس همو داریم نه می تونیم واسه دیگران فیلم بازی کنیم نه واسه خودمون . میکم بزن . منو بزن . سیام کن کبودم کن . سهیل جون یه خورده خودشو عقب کشید تا بر سینه هام مسلط باشه کیرشم بتونه با کوسم تنظیم کنه . لباشو گذاشت رو سینه هام . بمیرم براش خیلی حرف گوش کن بود . مثل همیشه مظلوم و سر به زیر . افتاد به جون سینه هام . از نوکش شروع کرد . طوری تو دهنش می گردوند که کوسمو قلقلک می داد . خیلی خودشو خم کرده بود تا کیرش بیرون نزنه . وقتی که هم خودشو هم منو یه خورده از نوک خوری سینه سر حال آورد رفت رو قسمتهای گوشتی سینه ام و اونجا ها رو با هوس میک می زد . داشتم وحشی می شدم . موهای سر بابا رو می کشیدم و اونو به سینه ام می چسبوندم -آههههههه گلوریا دخترم . دخترم عزیز دلم -بابا من دارم از هوس می میرم به دادم برس . نذار دخترت تلف شه . دوستت دارم . تو که میدونی من همیشه تو رو واسه خودت دوست داشتم -آره عزیزم آره عشق من -اوووووففففف پدر چه حرفای قشنگی می زنی راستی راستی من عشق توام ؟/؟-آره گلوری من . تو هم عشقمی هم هوسمی هم نفسمی . تو جان و جانان منی . عزیز تر از جان منی . دخترمی محبوبه امی و معشوقه منی -بگو بابا بگو بازم میخوام بشنوم . بکن منو می خوام بازم با کیرت حال کنم . بابا دراز بکش میخوام بیام روت . جنون هوس زده بود به سرم . هیجان داشت منو می کشت . افتادم رو سهیل جون طاقباز شده ام -بابایی دو تا دستاتو بذار رو کونم . کونمم میخواد حال کنه . کونمم میخواد سر فرصت با کیر تو گاییده بشه . اگه فراموشش کنی ازت دلخور میشه . پدر که داغ کرده بود و از هوس زیاد سرخ سرخ شده بود گفت دختر تو دیگه چه اعجوبه ای هستی . پدر کف دو تا دستاشو گذاشت به دو طرف کونم و منم روش سوار شدم . می دیدم که سهیل جونم چه جور داره به خودش فشار میاره تا آبشو خالی نکنه . دو تا دستمو گذاشتم رو سینه بابا و با تکون دادن کوسم میذاشتم سر کیرشو و با این حرکت کیرش با شدت می رفت توی کوسم و میومد بیرون -پدر! سهیل جون !دخترت داره می میره . به دادم برس به دادم برس -چیکار کنم عزیزم من که در اختیارتم هر کاری دوست داری با من انجام بده . ناخناتو فرو کن تو تنم . موهای سر و تنمو بکش . گوشت بدنمو زخمیش کن . به سر و صورتم بزن . کیرمو پارش کن . گلوری من باور کن بابات هم توی هوس کوست غرقه . نمیدونی چه فشاری دارم به خودم میارم که خالی نکنم تا تو سکس ما وقفه نیفته و دختر خوشگلم حال کنه .-وایییییییی دوستت دارم بابا جونم . عاشقتم . نمی دونم واسه هوس بود یا حرص و جنون زیاد که کیر بابا جونمو دوبرابر احساسش می کردم . دست از جیغ و داد کشیدن برنمی داشتم . سرمو خم می کردم تا کیر سفید و تیز و گوشتی بابا رو که در حرکت بر گشت کوسم مشخص می شد ببینم . کوسمو علاوه بر حرکات عمودی دور کیرش می گردوندم وسعی می کردم نهایت استفاده رو از کیرش بکنم -بابا بابا با سینه هام بازی کن . با دستاش چنگشون بگیر . آب لمبوشون کن .آب لنبوشون کن . بذار شل و وارفته شن . تو منو هر جوری که باشم قبول داری . همایون بره گمشه من تو رو دوست دارم . کیر تو رو میخوام . چشای تو رو میخوام . بابا بگو اگه سینه هام شل شه بازم دوستم داری بازم هوس منو داری . بازم دوست داری میکشون بزنی و بازم دوست داری کیر خوشگل و سرخ و سفید و گوشتی خودتو فروکنی تو کوسم .-گلوریا عزیزم من تو رو واسه خودت دوست دارم . تو همیشه برام قشنگ ترین و بهترینی . روح پاک و مظلوم و وجود خالص و بی شیله پیله ات برام مهمه . من تو رو واسه خاطر خودت دوست دارم . بگو .. در حال کوبیدن کوسم به کیرش همین طور فریاد می کشیدم و به پدر جون می گفتم که بگو بازم بگو بازم از عشق و هوس بگو و اونم تا جایی که می تونست واسم از کوس داغ و هوسی من می گفت -بابا جونم داره میا د یه خورده تحمل کن . دارم میام . داره میاد . کوسسسسسسسسسسم آه آه آه آه کوسسسسسسسسسسسسسسم با ضربه های کیییییییییرررررررررت داره اوج می گیره . آخخخخخخخخخ آخخخخخخخخخخخخ جون . نزدیک بود گوشت سینه های بابایی رو بکنم .-پدر پدر پدر دارم آروم می گیرم . کوسسسسسمو سبک کردی . جوووووووون حرکت کرد داره میاد همین جورییییییییی .چقدر خوشم میاد هنوز دارم کیف می کنم . سهیل جون من !بابای ناز و قشنگ من ! بریز من آب میخوام . بابا آب کیرتو بده . پدرم که از همون اول آب کیرش آماده و پشت خط ایستاده بود پاهامو گذاشت رو شونه هاش و منو که در حالت خلسه بعد از ارگاسم بودم می گایید -بده بابا تشنه امه . ببین دهنم بازه . بابا میخوام -عزیزم داره میاد جاااااان گلوریا داره می ریزه . واخ که چقدر کیف کردم . آخیش داغی کوسم چند برابر شد . آبشو ریخت تو کوسم -گلوریا کیف داشت . حال کردم . دختر چقدر تو باحالی و من نمی دونستم -البته واسه بابا جونم . حالا می تونم به خودم ببالم و بگم که بابا آب داد .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#7 | Posted: 13 Oct 2012 18:49
شوخی یا جدی ؟6

من و با با چند روزی رو با هم سر کردیم و از اون طرف همایون و مامان با هم بودند . یه روز تصمیم گرفتم که برای برداشت یک سری از وسایل و لباسام برم خونه و قبل از این که همایون بیاد بر گردم . هر چند دوست نداشتم مامانو ببینم ولی خب دیدن شوهر خیانتکار واسم زجر آور تر بود . از بد شانسی هر دو نفرشون خونه بودند . به هیچکدومشون اعتنتایی نکردم -گلوریا عزیزم -به من نگو عزیزم آشغال عوضی -من بد من آشغال من هر چی که تو بگی هستم تو چرا این قدر سریع خودتو فروختی -پس چی ؟فکر کردی می شینم دم در خونه آب غوره می گیرم کی شبا بر می گردی خونه ؟/؟کور خوندی -عزیزم ببین ما حالا خودمونیم داخل خودمون . مشکل خودمونو باید خودمون حل کنیم . بازم جای شکرش باقیه که پای غریبه ها رو به این جریانات باز نکردیم -ببین تو الان روت باز شده برات فرقی نمیکنه که چند روز دیگه بری سراغ یه غریبه . شایدم همین الان چند تا دوست دختر داشته باشی من از کجا بدونم -همه اینا رو فرض می کنیم درست . هر چند من حاضرم به همه مقدسات دنیا قسم بخورم که جز تو و مامان با هیچکس دیگه ای رابطه ندارم . ببین گلوریا من با این که میدونم تو این روزا خیلی با پدرت حال کردی بازم بهت علاقه دارم و شاید انگیزه اولیه ات انتقام بوده ولی حالت و خصلت و روحیه اتو می شناسم می دونم از هم لذت بردین . کیف کردین . هر دوتون به اوج هوس و شهوت رسیدین . نگات ،پوست صورتت طرز حرف زدنت و... همه اینا نشون میده . پس واسه تو هم بد نشده . حالا که همین جا پیش منی هیجانو تو وجودت می بینم که زودتر بری بپری تو بغل و زیر یه کیر دیگه بخوابی . ببین نازنین چه راحت با این مسئله کنار اومده ؟/؟اون اصلا از این مسئله که شوهرش یعنی پدر دخترش دخترشو گاییده ناراحت نیست . فرهنگش بالاست . میگه این حق طبیعی همسرشه که باید لذت ببره . چرا این آزادی و این حقو ازش بگیره -ببین واسه مامان که بد نشده ولی اون به یکی کم سن تر از شوهرش پیله کرده فقط اینو بدون سهیل من ضرر نکردم کیر بابا خیلی بهتر و کلفت تر و کاری تر از کیر توست . خیلی بیشتر و بهتر از کیر تو به من حال میده . همایون با شنیدن این حرفم که انتظارشو نداشت یکه خورد و یخ شد ولی با یه لبخند مصنوعی جواب داد خوشحالم از این که تو هم لذت بردی . فقط دوست دارم برگردی سر خونه و زندگیت . یه مسئله ایه که من و مادرت با هم در میون گذاشتیم و هردومون موافقیم . ما با هم خیلی تفاهم داریم و همدیگه رو خوب درک می کنیم -مبارکتون باشه -مسخره ام نکن تو هم به بابا کوس دادی -تا یادم نرفته بگم که این یه تنوعی بوده تو سکس ما که یه شور و حالی در ما ایجاد بشه صرف نظر از این غافلگیریهاش به هیچکدوممون بد نگذشته . ازت یه چیزی می پرسم گلوریا . می دونم تو خیلی صادقی و بی ریا . هر چی بگی ،من قبول می کنم . ازت می پرسم حاضری وضعیت به همون هفته پیش برگرده ؟/؟نه من با مادرت سکس داشته باشم و نه تو با پدرت سکس کنی ؟/؟دیدم داره راست میگه . تازه هندوانه هم زیر بغلم گذاشته بود . نمی تونستم بهش دروغ بگم سکوت کردم و بعدش گفتم راستش نه . چون کیر بابا بهم مزه داده . تازه هنوز م اونجوری که می خواستم ازش کام نگرفتم .-من و پدرت دو تا مردی هستیم که تو رو گاییدیم . پس اینجا یه اشتراک و تفاهمی وجود داره . چه اشکالی داره که ما این اشتراکات رو به اشتراک بذاریم -منظورت چیه -راحت تر بگم چهار نفری با هم سکس کنیم . حالا اسمشو هر چی میخوای بذار . بذار یه سکس ضربدری دایره ای مربعی . در هر حال میخوام خودمون باشیم و خودمون -یعنی یه مرد دو تا کوسو با هم ببینه و یه زن دو تا کیرو با هم -این که تازه قسمت آسون مسئله هست . گلوریای من این قدر عقب افتاده نباش دو تا کیر با هم به یه زن حال میدند . یه مرد میره سراغ دو تا کوس . هر کی به هر کی با حالی میشه . همایون وقتی که این حرفا رو می زد من هوسم زیاد می شد و صحنه هایی رو تصور می کردم که دو تا کیر دارن با هم عمل می کنند . یکی بره توی کوسم یکی توی کونم . هیجان زده شده بودم هر چی می خواستم لبخند رضایت خودمو نشون ندم نمی تونستم . فقط بعید می دونستم بابا با همچین موضوعی موافقت کنه . اون چه طور می تونست کوس دخترشو که این چند روز متعلق به خودش می دونست با یکی دیگه قسمت کنه . قبل از خداحافظی همایون پیشونی منو بوسید و مثلا می خواست از دلم در آره . مامان هم که موقعیتو مناسب دیده بود اومد جلو و گفت دخترم من دوستت دارم خوشی و لذت تو خوشی منه . من که قصد ناراحتی تو رو نداشتم . مادر دوست نداره ناراحتی دخترشو ببینه . اومد جلو صورتمو بوسید و منم با سردی صورتشو بوسیدم . راستش اگه می خواستیم سکس ضربدری و نخود کشمشی داشته باشیم باید یه خورده با هم گرمتر می شدیم . از خونه متاهلی خودم اومدم بیرون . نزدیک ظهر بود . از وقتی که بابایی شده بود شوهرم مثل تازه دامادا شوق و ذوق داشت وسعی می کرد که وسط روز یه دو سه ساعتی هم که شده سری به خونه بزنه وسهیل جون خیلی با کون من حال می کرد . بهترین کار این بود که وسوسه اش کنم بعد امتیاز بگیرم وقتی که رسیدم خونه هنوز پدر جونم نیومده بود . یه سررفتم حموم و یه آرایشی کردم و یه لباس سکسی پوشیدم و دستی به کون خود کشیدم وواسه بابایی آماده اش کردم تا ببینم چه طوری می تونم قانعش کنم و رضایتشو برای سکس چهار نفره جلب کنم .. ادامه دارد ... نویسنده .. ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#8 | Posted: 14 Oct 2012 18:51
شوخی یا جدی ؟ 7

پدر واسه ناهار اومد خونه . من واسش خورش قیمه با گوشت گوسفند درست کردم که خیلی دوست داشت . قبل از این که غذارو واسش آماده کنم از بس فتنه گری کردم و کونمو موقع راه رفتن این طرف و اون طرف گردوندم غذا خوردن یادش رفت -بابا چیه سوپ قبل از غذا می خوای تا اشتهات باز شه ؟/؟ رفتم رو پای بابا که رو مبل نشسته بود نشستم و یه خورده خودمو واسش لوس کردم . بوی عطر موها و لباس و بدنم وسوسه اش کرده بود . بابا مثل اکثر مردا خیلی از گاییدن سوراخ کون خوشش میومد . اینو مامان بارها و بار ها در این چند وقت اخیر که از ازدواج من می گذشت واسم تعریف کرده بود . چون بعد از ازدواج جون خودش احساس صمیمیت و همدردی بیشتری با من می کرد . سفارش می کرد که تا می تونم از کون دادن خودداری کنم . دردش زیاده . زنو به ار گاسم نمی رسونه . مردارو تنبل و بد عادت می کنه . تازه وقتی کیر مردا بره تو سوراخ تنگ زنا مقاومتشون کمتر میشه و زودتر به انزال می رسن . وهمش از پدر بیچاره ام گله و ناله می کرد . وتازگیها هم بهانه آورده بود که اون داخل زخم شده و نمیتونه کون بده ... همراه با عشوه گری لبای بابا رو بوسیدم و گفتم بابا سوراخ کونم میخاره حالشو داری خارششو بگیری یه چیز قوی میخواد منم که می دونم تو قویترینی -گلوریا کور از خدا چی میخواد دو چشم بینا اگه بهم بگی شبانه روز کیرمو تو سوراخ کونت جابدم و درش نیارم حاضرم -بابایی از اون حرفا و تعارفاست . من اگه بگم این کارو می کنی ؟/؟-اگه بخوای میرم رو کوه قاف و سیمرغم واست میارم .-سهیل خوشگله من . من امروز رفتم یه وسیله از خونه ام بردارم مامان و همایونو دیدم مامان خیلی دلش واست تنگ شده بود -حرف اونارو دیگه پیش نکش . تو که می دونی من به بد دهنی عادت ندارم .-بابا جون چیکار کنیم ما که نمی تونیم ازش جدا شیم و مصلحت هم نیست . بالاخره یه جای مسئله یه پیچیدگی خاصی داره که یک جوری باید حل شه . همایون ازم می خواست برم سر خونه و زندگیمون -یعنی من دختر ناز و خوشگلمو تنها بچه ای رو که هوامو داره دوباره بدم دست اون بی غیرت بی ناموس .نه نه ... شلوار بابا رو در آورده دستمو گذاشتم داخل شورتش . رگ خوابشو یعنی همون کیر ناز و کلفت و سرخ و سفیدشو گرفتم تو دستم . بیحالش کردم . دیگه موقعیت بهتر از این نمی شد که ازش امتیاز بگیرم . اگرم موافقت می کرد و بعدا تو دلش پشیمون می شد هیچوقت از حرف اولیه اش بر نمی گشت . خیلی با معرفت و با مرام بود . واسه همین چیزا بود که خیلی دوستش داشتم و عاشقش بودم -بابا جونم مامان و همایون یه حرفی بهم زدند که داشتم از تعجب بال در می آوردم .اونا گفتند که ما با هم سکس چهار نفره داشته باشیم .-چی ؟/؟چی گفتی یعنی بیفتیم رو هم هرکی هرکی رو بکنه ؟/؟-من که نگفتم اونا گفتند . گفتن که خیلی حال میده و تنوع داره و زندگی ما از حالت یکنواختی در میاد وما که حالا همه از جزئیات تن و بدن هم اطلاع داریم و با کم و کیف هم آشناییم و ساده تر بگم بابا رومون نسبت به هم باز شده و این کار واسه ما شدنیه و خیلی هم کیف میده .-دخترم واسه چی به حرفای اونا گوش دادی من همچه کاری بکنم ؟/؟من دیگه کوس دادن مادرت واسم عادی شده . اگه این دفعه کیر همایونو تو کوس مادرت ببینم عین خیالم نیست ولی چه طوری می تونم دخترمو بدم دست شوهر نامرد عوضیش . نمی تونم یه کیر دیگه رو تو تن دختر نازم ببینم .-بابا جونم بابای حسودمن می دونی که تو رو از هر مرد دیگه ای تو دنیا بیشتر دوست دارم دوستت دارم می دونی که کیر تو بیشتر از کیر همایون بهم لذت میده چیکار کنم اون شوهرمه یا باید ازش جدا شم یا تا یه حدی هم که شده تمکین کنم .. حرف هم می زدم و بابا جون خودمم انگولک می کردم . چشاش گرد شده بود و می گشت -گلوریا آه نکن نکن تو چی میگی . تو دلت میخواد -نمیدونم هرچی تو بگی پدر جونی من کنیزتم تو سرورمی . تو واسم خیلی خیلی از شوهرم بالاتری . ما که غریبه نیستیم . اینم نباید فراموش کنیم که اگه این خیانت های نازنین و همایون نبود من و تو امروز تو بغل هم نبودیم و از وجود هم لذت نمی بردیم .اگه اونا نبودند و کارای کثیفشون نبود ما هم متوجه نمی شدیم که چقدر تمنای تن همو داریم . من دیگه طعم لذبذ کیرتو نمی چشیدم .-ومنم نمی فهمیدم دخترم چه کوس و کون با حالی داره -آره بابا جونم . عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد . هر کاری توش یه حکمتی هست من میگم همه اینا رو بهتره به فال نیک بگیریم وواسه یه بار هم که شده امتحان کنیم ببینیم تا کجا می تونیم حال کنیم .-گلوریا من حریف زبونت نمیشم -ولی زبونت که حریف من میشه -دوستت دارم دختر حاضر جواب من .-وقتی که فهمیدم رضایت بابا رو جلب کردم از خوشحالی دوست داشتم خودمو کونمو تمام وجودمو واسش جر بدم -بابا لختم کن لختم کن . تو هوس داشتم می سوختم . کوسم خیس کرده بود . بیشتر دوست داشتم سهیل جون بکنه تو کوسم ولی دلشو به کون خوش کرده بودم . شوق کون دادن هم داشتم ولی باید ملاتشو زیاد می کردم تا اونم حس کنه که من همگام با اونم . بلوز و سوتینمو خودم در آوردم و دامنو شورتو گذاشتم به عهده بابا . کونمو به طرف سر و صورت بابا گرفتم و اونم که حسابی تو نخ من بود وواسم کف کرده بود زیپ دامن منو کشید پایین و هیجان زیاد نذاشت که به کارش ادامه بده و سرشو فرو کرد لای کون من -بابا حریص من درش بیار درش بیار -دیگه صبر ندارم کی میگه عجله کار شیطونه .صبر کار شیطونه . من می خوام تحملشو ندارم . دامنمو تا پایین پام پایین کشید و بقیه رو خودم در آوردم . کونمو همچنان چسبیده به صورتش نگاه داشته بودم . شورتمو کشید پایین . صورت داغش داشت کونمو می سوزوند . لای کونمو باز کرد . زبونشو کشیدروسوراخ کونم -آههههههه سهیل بابا باهام ور برو من خیلی خوشم میاد . خیلی هوس دارم منو بکن . انگشتاشو فرو کرد تو کوسم . خیلی داغ بودم داغ داغ . کاش بابا می کرد تو کوسم ولی من باید بهش نشون می دادم که چقدر دوستش دارم و میخوامش و کشته مرده اشم . باید جواب این خوبی اونو می دادم که با همه فکر و فرهنگ و فلسفه اش حاضر شده سکس ضربدری روقبول کنه اون به خاطر من این کاروانجام داده بود . بابا سوراخ کونمو با خیسیهای کوسم خیسش کرد تاراه رو واسه ورود کیرش باز کنه . به هیجان سکس چهار نفره فکر می کردم تا ازاین سکس لذت بیشتری ببرم . نوک کیر بابا رو رو سوراخ کونم حس می کردم . بابا آروم روم فشار می آورد -جان بابا چقدر خوب هوامو داری . کیرت چه با حال و نرم نرم داره میره توکونم . لحظاتی بعد نصف بیشتر کیر بابا رفته بود تو کونم ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#9 | Posted: 15 Oct 2012 18:50
شوخی یا جدی 8

بابا حال کن حال کن حال کن با کون من حال کن !بکن توش بکن توش !بکش بیرون !-عزیزم گلوریا می دونی بابا چقدر عاشق این کونته ؟/؟-پدر جونم بگو تو عاشق کجام که نیستی که تو خاطرم بمونه که دفعه دیگه کاری کنم که تو عاشق اونجامم بشی . بازم که با زبونت داری منو اسیر خودت می کنی ؟/؟-مگه تو اسیرم نیستی ؟/؟-دختر تو دیگه کی هستی -هر کی هستم فعلا که زیر سایه تو و کیرتم . من اسیرتم زندونیتم . هر کاری دوست داری با من بکن جاااااااااان . کیییییییرررررررکییییییرررررر تو کوننننننننمه بابا پارررررررره پاررررررررررم کن . نذار کونم از زیر کیرت درره . بچسب بهش با دو تا دستاش نگهدار نذار فرار کنه .-کجا میخواد بره گلوری جونم مگه آهو خوشگله من می تونه از دست شیر بابا درره .-اوخ قربون بابای شیرم برم اگه ازدست شیر بابا دررم از دست کیر بابا نمی تونم . روی کاناپه سکس می کردیم . سرم اون طرف کاناپه رو به بیرون قرار داشت و پدر هم رو من سوار بود . پشت به اون بودم و صورت قشنگشو نمی دیدم مگر این که نیمرخ می کردم تا یه ذره بتونم حال و هواشو اون حالتای هیجانیشو ببینم . دستامو به کناره های مبل فشرده بودم و چشامم بسته بود . دخترم ! بابات خیلی داغ و آتیشی شده -اگه این طور فکر می کنی پس آتشفشون مذابتو بریز تو کون ذوب شده من . تازه داشت از این حالت چسبندگی تماس و اصطکاک کیر بابا با کونم خوشم میومد که حس کردم کیر بابا مث یه ماهی داره تو کونم می پره و بعدشم پر شده از آب هوس پدر جونم . بابا با چند تا آخ مردونه آب کیرشو ریخت تو کونم و خواستم از جام بلند شم برم واسش غذا بیارم که دیدم یه ضربه ای به من وارد شد که نزدیک بود کله معلق شم و از روی کاناپه بیفتم زمین . پس از چند ثانیه که پنجه هامو محکم رو کاناپه کشیده بودم که نیفتم متوجه شدم که پدر کیرشو پس از این که از کونم بیرون کشیده یک ضرب گذاشته تو کوسم اونم تا ته . جالبم اینجا بود که انگاری همون شقی و سفتی اولیه رو هم داشت .-پدر تو گرسنه اته کونتو که کردی . باید غذا بخوری استراحت بکنی من دل ندارم تو ناراحت و کوفته بری سر کار . چی شد که تصمیم گرفتی کوسمو بکنی ؟/؟-یعنی پس از این همه سال هنوز نمی خوام دختر کوچولومو بشناسم و بدونم خواسته هاش چیه ؟/؟فکر کردی من نفهمیدم که چقدر دوست د اری سکس دسته جمعی داشته باشیم ؟/؟فکر کردی من کوس خیستو می بینم و بی اعتنا رد میشم ؟/؟فکر کردی از نگات نخوندم که کوست چقدر هوس کیر داره ؟/؟بخور دخترم بگیر دخترم . سیر سیر کیر باباتو بخور تا یه موقع دنبال حرام نری . من دختر خودمو خبلی خوب و پاک و سر به زیر و سر به راه تربیت کردم -آه بابا بابا چقدر خوب منو درک می کنی . اگه تورو نداشتم دیوونه می شدم کوسسسسسسسم نیازززززززداشت کییییییییررررررررتو می خواست . هوس تو رو داشت . تمنای تو رو داشت . بابابابادوستت دارم . کاش تو شوهرم بودی ،میدونی من چی میخوام . با تمام وجودم از گاییده شدن لذت می بردم . آره پدر می دونست من چی میخوام . خواسته های منو درک می کرد . کیرشو یه بار سبک کرده بود و راحت منو می کرد . دوست داشتم تا ارگاسمم منو بکنه ولم نکنه .-بابابابا-جااااااان چی میخوای . دوست داری تا اونجایی که سبک بشی بکنمت ؟/؟-آره آره بازم فکر منو خوندی -همین جوری به همین حالت منو بکنی ارضا میشم . سهیل جون دو تا قاچای کونمو محکم تو دستش تگه داشته بود و می دونستم از چنگ و چونگ گرفتنش کلی داره حال می کنه لای کونمو بازکرده و کیرشو با هوس داغ خودش و با سرعت زیاد می کرد تو کوسم و درش می آورد -بابا چی داری می بینی ؟/؟چه حسی داری -گلوریا تو نمی دونی ؟/؟-چرا بابا می خوام تو هم از هوست بگی ،از عشقت بگی ،از خواسته و نیازت بگی . دوستت دارم بابا -من الان دارم کونتو می بینم . هم سوراخ کونت توی چشممه هم کوس . کیر من میره تو سوراخ کوست میاد بیرون . یه حالتای حلقوی درست میشه که منو به اوج هوس می رسونه . از این باور که این منم که دارم تو رو ارضا می کنم یه احساس نشاط عجیبی دارم . یه حس غرور . یه اعتماد بنفس . حس می کنم یه قدرت خاصی دارم که تونستم دختر جوون خودمو راضی کنم . همه این حسارو تو در من به وجود آوردی -شخص من ؟/؟-در درجه اول شخصیت تو بعد ... -بعد چی بابا بگو دیگه . دیگه که هنوز نباید مثل روز اول خجالت بکشی -بعد کوس ناب تو، کون تپل و قشنگ و سینه های آبدارت -بگو بابا بگو دارم می سوزم . بزن کیرتو بگو چی می بینی روکیرت چی نشسته -تب هوس من داغی کوس تو . هوس کوس تو -آههههه آههههه بکن بکن . جری شده بودم . بابا منو می کرد و منم کونمو همراه با حرکت رو به جلوش به طرف عقب می فرستادم تا با اصطکاک و لذت بیشتری همراه باشه .-بابابابا من دارم می میرم . دلم تند می زنه وتنم می لرزه . حال کن باهام . بهم حال بده . بگو دوستم داری .بگو بگو عاشق کوسمی . بگو قدر منو کوس منو تن و بدن منو می دونی . بگو که جوجومو می خوری، بگو بابا . دیگه بی حرکت شده بودم و خودمو به کیر بابایی سپرده بودم . بذار هر کاری که دوست داره و هر جوری که دوست داره منو بکنه . اونم سنگ تموم گذاشته بود تا منو به ارگاسم برسونه . سینه هامو تو دستاش می فشرد و سینه و شکمشو به کمرم چسبونده بود و داغی و تب هوسمو زیاد تر می کرد .-یه خورده دیگه . ولم نکن سرعتو کم نکن . سینه هامو داشته باش . داره می ریزه . اوخ اوخ بابایی شومبولتو بخورم . کیرتو بخورم . آوردی آوردی بابای خوشگل من آبمو آوردی .. چند تا ضربه دیگه به کوسم زد و ساکت شد -بابا اگه دوست داری خالی کن . اگه حس می کنی ضعیف میشی صرفه جویی کن واسه امشب -مگه امشب چه خبره -اگه دوست داشته باشی و خسته نباشی و رضایت بدی امشب ما چهار تایی یه آشتی کنان مفصل داشته باشیم .. ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#10 | Posted: 16 Oct 2012 14:08
شوخی یا جدی ؟ 9

مگه پدر جرات داشت با حرف و عقیده ام مخالفت کنه ؟/؟تحریم کوس و کونش می کردم . آره بابام شده بود یک دختر ذلیل به تمام معنا ولی من خیلی احترامشو داشتم و بهش می رسیدم . چند دقیقه ای رو تو بغل هم خوابیدیم و رفت سر کار . ازش خواستم که زود بر گرده که امشب کلی بر نامه داریم . از اون طرف هم یه تماس گرفتم با خونه متاهلی خودم که مامان گوشی رو گرفت . ازش تقاضا کردم که شب شامو به اتفاق همایون بیاد این جا بر نامه آشتی کنان خودمونو یه جور مخصوصی جشن بگیریم . مامان از خوشحالی در پوست نمی گنجید . از بس هیجان زده بود دلش طاقت نمی گرفت . خیلی زود اومد بهم سر زد. می خواست تو آشپزی واسه شام امشب بهم کمک کنه . خیلی به خودش رسیده بود . مامان آشپزیش خوب بود . من هر چی می دونستم از اون یاد گرفته بودم . خیلی زود همه چی رو ردیف کردیم . هردوما هیجان زده بودیم . از این که دو تا کیر میخواد بره تو کوس و کون ما . اوخ چه حالی میده . داشتم تو ذهنم مجسم می کردم که دارم با مامان دعوا میفتم که دو کیره اولو باید من بخورم و مامان میگه نه من بزرگترم و حق تقدم با مادرته . منم اونوقت به روش میارم که خیانت اولو تو کردی و حق حرف زدن نداری آخ که این هیجان داشت منو می کشت . اصلا در این گونه سکسای تو هم فکر کنم زنا بیشتر حال کنن . دوتا مرد یهو میان طرفشون دوتایی باهاش ور میرن . از تمام انرژی خودشون استفاده می کنن . به کوس و کون و سینه های اونا دست می زنن . و اونا یعنی زنا رو حشری حشری می کنن . زنا هم عشق می کنن از این که در آن واحد به دو تا مرد کیف میدن . مامان دیگه اون حیای سابقو نداشت . مثل زنای جلف با حرفای جلفش داشت خودشو واسم لوس می کرد . یه بادمجون کت و کلفت از تو آشپز خونه آورد و گفت دوست داشتی این قدری می رفت توی کوست . هر کی هیکل شوهرتو می بینه فکر می کنه کیرش انداره یه بادمجون توپه .-دیدی مامان رفتی زرنگی کنی سرخودت کلاه رفت . هم کلاه گشاد هم کلاه تنگ . کیر بابا خیلی بهتره . ولی تا آخر عمرم تو رو مامان خیانتکار می دونم -خوبه حالا توهم حالتو کردی . کوستم حق داره تو باس جوابگو باشی . آخه تا کی می خواستی یه مدل غذا بهش بدی ؟/؟-مامان من که تازه عروسی کرده بودم -مادر جان دختر گلم گلوریای نازم الان تازه عروسا حشرشون بیشتره . صبر کن بهت میگم . چند روز دیگه اگه هوس کیر سومو نکردی ؟/؟-مگه تو هوس کردی ؟/؟-چرا که نه راستش اولش هراس داشتم خجالتم میومد . شهبال پسر همسایه رو که می شناسی -خب چه طور مگه -می دونی که تراس طبقه دوم خونه شون رو به حیاط ماست اون دفعه با یه شورت اومده بود و اون بالا وایستاده بود منم با لباس خوابم اومده بودم توحیاط . اون به کیرش دست می مالید و منم روی کوسم دست می کشیدم . وقتی بود که همایون خونه بود وگرنه می گفتم بیاد یه دستی به کوس و کونم بکشه . حالا هم که من تو خونه خودم نیستم . مامان طوری پررو بازی در می آورد که منو به یاد جنده های حرفه ای مینداخت .-دخترم نتونستم خوب تربیتت کنم . در حقت کوتاهی کردم ولی خوشبختانه یه چشمه اشو خوب اومدی که تونستی به بابات کوس بدی . دامن و شورتشو از پاش در آورد و رو کاناپه ولو شد . بادمجونو کشید رو درزوسط کونش و بعد اونو گذاشت تو کوسش . بادمجون به اون درازی و کلفتی رفت تا ته کوس مامان . مامان حق داشت بره دنبال کیر شهبال ولی از کجا معلوم که اون کیر کلفت باشه . آدم که به ورم پشت شورت نمی تونه اطمینان کنه . ممکنه با خایه یا استیل بیضه ها باشه . با تماشای شور و حال مامان منم داشتم حالی به حالی می شدم که در همین لحظه مامان با اشاره دست منو نزد خودش فرا خوند و ازم خواست که من باد مجونه رو تو کوسش فرو کنم . هر چند ازش دیگه خوشم نمیومد ولی احترام مادر واجب بود . اینا جزو دستورای دینی ماست که باید انجامش بدیم . دستورشو انجام دادم -آهههههههه دخترم وایییییی من کیییییررررررمی خوام کیر . با این که مامان اسیر هوس شده بودو زارزار ناله و شیون می کرد معلوم نبود کی و چه جوری شورت و دامن منو در آورده عین جیب برای حرفه ای عمل کرده بود وجالب تر این که اصلا متوجه نشدم بادمجون کوس مامان چه جوری از کوس من سر در آورد. مامان بادمجونو فرو کرده بود تو کوسم و می کشید بیرون . عجب با حال بود . هم حالت سفتی داشت هم نرمی -وووویییییی مامان مامان ادامه بده خیلی با حالی . خیلی خوب خارش کوسسسسمو می گیری . من حالا فقط هوس کیر دارم . فقط کیر می تونه مشکل گشام باشه و گره هوسمو باز کنه . اووووووووفففففف مامان هوسسسسس دارم . این جوری نمی تونم تا آخرش برسم . دلم دلم داره می ترکه .-عزیزم گلوری من به خودت سختی نده من خوبی تو رو می خوام . اگه دوست داشته باشی کوس به کوس بمالیم . دو تا کوس که به هم می چسبه مثل این که دو تا سنگ چخماقو به هم بزنی یه جرقه ای می زنه که صاحبشو می سوزونه -مامان من حالاشم سوختم در همون وضعیت که مامان داشت به من حال می داد یه تماس بابابا گرفتم . دیگه خیلی بی حس شده بودم -بابا کاسبی رو ولش . شب زودتر بیا خونه . من کیییییررررررررتو میخوام -عزیزم من تحملشو ندارم ببینم که شوهرت جلو چشم من داره تو رو می کنه . فقط این یادت باشه امشبه رو به خاطر گل روی تو قبول می کنم ولی بعد از تموم شدن کارمون اگه بخوای با شوهرت بری خونه ومنو با مادر عوضیت تنها بذاری رابطه پدر دختری ما بهم می خوره و تو میشی برام مث یه غریبه . تو الان هم دخترمی هم معشوقه امی هم زنمی .. بذار نازنین تو بغل همون همایونه باشه و با هم خوش باشن . منو تو با هم خوش باشیم . حالا هفته ای ماهی اگه یه بار خواستیم با هم سکس ضربدری دو به دو و از این مزخرفات داشته باشیم به خاطر تو باشه قبول می کنم . از خیر سر بادمجون به هوس افتاده بودم و پدر فکر می کرد که از صحبت با اون این جوری شدم -عزیزم گلوری من . من که همین یکی دو ساعت پیش تو رو گاییدم این قدر عاشق کیر بابایی ؟/؟.. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
صفحه  صفحه 1 از 2:  1  2  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / شوخی یا جدی بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites