تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

بحث و گفتگو پیرامون داستانهای سکسی (نظر سنجی در پست اول)

صفحه  صفحه 3 از 44:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  40  41  42  43  44  پسین »  
#21 | Posted: 17 Jul 2012 18:09
اتفاقا اول که خوندم از وسطاش بود که کمی خوندم کمی با ارا اشتباه گرفتم.
ولی بعدش دیدم نه کسی دیگه ی.
ولی جدی داستان طنز از داش علی بهتر ندیدم.
توی نوشته های این چنین بهتر از ارا هم ندیدم

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#22 | Posted: 18 Jul 2012 08:10
King05:
توی نوشته های این چنین بهتر از ارا هم ندیدم

ارا تو این سبک داستانا خداست.

You know what don't be killed? an Original VAMPIRE
Signature
" به وسعتت جهانمو ، «شکنجه زار» میکنم "
     
#23 | Posted: 6 Aug 2012 09:09
یکروز رفته بودم کلاس یک دختره وسط خیابون گفت منو بگا منم گاییدمش این بود داستان ما نویسنده ایرانی .گل.
     
#24 | Posted: 6 Aug 2012 09:40 | Edited By: aredadash




Maziar090:
یکروز رفته بودم

دوست عزیز : چون مست نیی طعنه مزن مستان را
خیلی دوست داری داستان بنویسی , خوب بنویس اشکال که نداره هیچ خیلی هم خوبه یعنی فکر میکنم به این وسیله سلول های خاکستری مغزتون به فعالیت میفته و کمی حقایق براتون ملموس تر میشه
به امید روزی که این اتفاق بیفته اما به قول دوستان در نا امیدی بسی امید است .
روزگارت خوش , دلت شاد

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#25 | Posted: 6 Aug 2012 09:48
عجب داستان زیبایی من که خیلی خوش اومد.
ایران جان بازم از این داستانا داره بزار برامون خیلی چسبید کلا برد توی حس واقعا قلمش تکه دمش گرم که میتونه همین یه خط رو هم بنویسه. و الکی ادعا نمی کنه.
.
اگه تونستی مثل همین یه خط یه داستان قشنگ بنویسی اون وقت بپر وسط و بگو خاک انداز.
این جور موقع ها من حس می کنم طرف مقابل دچار سوختگی شدید از ناحیه بینی شده که این مسخره بازی ها رو در میاره
به جای این نوع رفتار کمی متمدانه رفتار کن و به حقوق دیگران احترام بزار و کاری نکن که بهت احرام گذاشته نشه.
خیلی زشته که یکی مثل من اینطوری به سخره بگیردت. تو با رفتارت و این بچه بازی ها به من این اجازه رو دادی که اینطور بات حرف یزنم پس ببین چقدر عقبی
.
هر وقت تونستی داستانی بنویسی یا تونستی طوری با بقیه رفتار کنی که دوست داری اونطور بات رفتار بشه بهتره بیای و انتقاد سازنده بکنی نه سخره گرفتن
.
برداشت هم از حرفام آزاده هر برداشتی دوست داری بکن و حتی گزارش پستمم بده.
ولی وقتی که به یه مرد مثل ایرانی توهین کنی و یه سخره بگیریش ساکت نمی شینم دوست عزیز.
.
موفق باشی King05

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#26 | Posted: 6 Aug 2012 10:21 | Edited By: aredadash




King05:
موفق باشی King05


کینگ عزیز و دوست داشتنی از حمایت هایت سپاسگذارم و دوستت دارم را با تو بسیار خواهم گفت :
من اناری را می کنم دانه
و به دل می گویم ،
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود

شاید در پس این زبان نیش دار دلی از جنس بلور باشه خدا میدونه
اما به مازیار خان توصیه می کنم اگه دل و زبونش با هم یکی نیست این کار را بکنه
حیفه انسانیتمون را بخاطر لحظه ای فراموش کنیم

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#27 | Posted: 6 Aug 2012 10:30
آره داداش
.
شما و ایرانی به خاطر مردوندگیتون همیشه توی قلب من جا دارید.
و هر دوتون رو به میزان بسیار زیادی دوست دارم.
.
و با اون قسمتی از حرفت که با مازیار خان گل بودی موافقم.
.
چون ما نباس طوری رفتار کنیم که کسی به خودش اجازه بده مارو به سخره بگیره.
.
.
در آخر هم منتظر داستان های زیباتر و خلاقانه تری از ایرانی عزیز هستیم که شما زحمت کپی کردنشون رو اینجا میکشید
.
بدشانسی خودم دیگه به سایت امیر دست رسی ندارم. هر وقت سایتش باز شد توش کمکت می کنم

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#28 | Posted: 6 Aug 2012 10:40




King05:
بدشانسی خودم دیگه به سایت امیر دست رسی ندارم. هر وقت سایتش باز شد توش کمکت می کنم

داداش خیلی گلی

مسته رفاقتت هستم

Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
#29 | Posted: 6 Aug 2012 10:43
aredadash:
undefined

گلی از خودته
.
منم دیوانه مرامتم
راستی لینک اون داستان هایی که کامل کردم و اونایی که نیمه تمامه رو توی اون تاپیک که داستان های دنباله دار رو میزاری میزارم بعدش خودت یه تصمیمی در موردشون بگیر

از چی بگم از حالم خودم از فردام بگم دست بردار
منو توو این حاله خودم بذارو برو دست بردار
از تو نه از خودم پرم تو این حال خوبم ترکم کن
دنیا خارم کرد دنیا قانعم کردم دنیا درکم کن
     
#30 | Posted: 6 Aug 2012 16:18 | Edited By: aredadash




Maziar090:
یکروز رفته بودم کلاس یک دختره وسط خیابون گفت منو بگا منم گاییدمش این بود داستان ما نویسنده ایرانی .گل.

حسود هرگز نیاسود
آره داداش خوب و زحمنکش . شاهد حمایتهای بی دریغ شما و کینگ صفر پنج نازنین در سایت لوتی بودم و همچنین شاهد متلک ناشیانه رونوشت بردار مازیار حسود . حسادت و سردرگمی این رونویس کنندگان حکایت از درد و رنج و عذاب بی نهایت این حسودان در مقابل موفقیتهای ما و شماست . حیف که من عادت به تعریف از آثار خود ندارم ولی گاه مجبورم می کنند . مازیار خان وقتی که با نسیم ایرانی این چنین ضربه فنی شده ای با باد ایرانی چه خواهی کرد ؟/؟ تو آتش گرفته ای هستی که این باد تو را خاکستر خواهد کرد و طوفان ایرانی خاکستر تو حسود را در آسمان سایت لوتی خواهد پراکند . منظور از نسیم و باد و طوفان به ترتیب انتشار کم ..زیاد تر و بسیار زیاد آثارمن در سایت لوتی می باشد . من با حسودان و رونوشت برداران دست از پا دراز تر میانه خوشی ندارم واگر عضو انجمن لوتی بودم سعی می کردم حسودانی چون تو را در آب یخ بیندازم تا خود را به هلاکت نیندازند . به کارت برس . اگر چشم دیدن موفقیت دیگران را نداری تلاش کن تا خود موفق شوی . یادت باشد که پرنسس نازنین در مورد تو از من پرسیده بود و من با شهامت گفته بودم که در خصوص من فقط یک خلاف داشته ای که آن هم قابل اغماض است . فراموش نکن انسانها با تواضع به جا و راستین و فشردن دست دوستیهای دیگران است که شناخته می شوند . انسان باش . همان داستان عاشقانه ندای عشق به تنهایی طوفانی خواهد شد که دیگر مجالی به حسودان ندهد تا خودنمایی کنند . من بیش از آن که از خود دفاع کنم از تو دفاع می کنم چون حس انسان دوستی من بر آنم می دارد که وقتی انسانی در حال سوختن و یا دست و پا زدن در منجلاب حسادت و کینه توزی و نابود ی می باشد به کمکش بشتابم . همان گونه که از صمیم قلب نمی خواستم و نمی خواهم که نان افرادی چون تو و ابر 135 آجر گردد . چون آن قدر اعتماد به نفس دارم که حتی اگر آثارم در جاهای دیگر منتشر نگردد با عشق به نویسندگی و خوانندگان فهیم , عاشقانه یعنی از روی عشق بنویسم و با جادوی کلام و قلم دوستان بی ریاو دشمنان حسودی برای خود بیابم . فراموش نکن که خوانندگان عزیز بیش از آن چه به من و تو و آره داداش و...توجه کنند به آثار ما توجه دارند و به قول دوست خوبمان کینگ صفر پنج شما که زحمت نگارش به خود نمی دهی . اگر دوست داشته باشی هزاران هزار نکته در میان نوشته هایم وجود دارد که برایت تشریح کنم . خدای را شاکرم که به من قدرت قلمی داد که سحر هر حسودی را باطل می کند . یک لیوان آب خنک بخور و به انتشاراتت ادامه بده . اگر دوست داری با آره داداش همکاری کن . من که اعتراضی و ادعایی ندارم . کاری نکن که این مدالی را که در این سایت به تو داده اند به جرم دوپینگ حسادت از گردنت بردارند . همه زحمت می کشند نویسندگان , کپی برداران حتی خودتو ..پس زحماتت را زیر سوال نبر . مطمئن باش اگر منطقی نباشی حریف من یکی نخواهی شد . حتی اگر مواردی هم باشد که در یک داستان اشتباهی کرده باشم می پذیرم و انتقاد ار ارزشهای کار آدمی کم نمی کند . پس به دنبال انتقاد سازنده باش . کاری کن که دیگران دوستت داشته باشند . به تو احترام بگذارند . تو هم آنان را دوست بدار . دوست داشتن دیگران هنری می باشد که بسیار بالاتر از نویسندگی و کپی برداری و هر هنر دیگریست ومن به خود می بالم که این خصلت را دارم و همین خصلت بی ریا و بدون انتظار دوست داشتن دیگران ازسوی من , تضمین کننده موفقیتهای احتمالی من می باشد . آره داداش نازنین از تو و کینگ صفر پنج سپاسی مجدد داشته داستان عاشقانه و لطیف ندای عشق که به نظر من سوگلی آثار من می باشد حتی نقدی هم که بر آن نوشته ام در عین نو آوری بودن نمایانگر آن است که خود من هم از خودم انتقاد می کنم (هر چند که نوشتن این نقد هم به نوعی خود رندی خاصی بوده است ) .
این داستان هم در یکی از تاپیک ها در صفحه 2 و قسمت داستانهای پیوسته و قسمت دار جالب بلا تکلیف مانده . مازیار نازنین نمی گویم من در قله نویسندگی هستم . من به همین تپه نویسندگی هم به آسانی نرسیده ام . نیمی از زندگیم را خوانده ام و نیمی دیگر را نوشته ام . به جای جنگ با دوستان و آنان که بدت را نمی خواهند با درون خود بجنگ و خود را اصلاح کن و من برادرانه به تو کمک خواهم کرد اگر بخواهی و اگر غرورت اجازه دهد .ویقین بدان که این نیش های پشه گونه تو تاثیری در من نخواهد داشت جز آن که بیشتر متوجهم سازد که کیلومتر ها از سایه خود عقب افتاده ام . آره داداش خوب و پرتلاش ! درصورت امکان اگر این پیام یا واکسن ضد حسادت را در سایت لوتی منتشر نمایی بسیار ممنون خواهم شد . با تشکر از همه و همه و همه دور و بری های دوست داشتنی .. شاد و سربلند با دلی تهی از حسادت و بخل و کینه باشید ...ایرانی



Signature

طبیب عشق مسیحا دم است
عشقمه آرزوی عــــــــــزیزم I love arazmas
     
صفحه  صفحه 3 از 44:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  40  41  42  43  44  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / بحث و گفتگو پیرامون داستانهای سکسی (نظر سنجی در پست اول) بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites