تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

وسوسه پیروز

#1 | Posted: 26 Apr 2013 16:48




سلام
در خواست ایجاد تاپیک در تالار داستان و خاطرات سکسی
با عنوان وسوسه پیروز ( نویسنده ایرانی ) را دارم
داستان در ۸ قسمت منتشر خواهد شد .

باتشکر


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#2 | Posted: 27 Apr 2013 14:30




وسوسه پیروز 1‎



سپیده و ساناز و نرگس و طوبی چهار دانشجوی رشته الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران بودند وهر چهار تا شون بیست ساله بودند سپیده و ساناز تهرونی بوده و از خوابگاه استفاده نمی کردند . در عوض طوبی و نرگس شهرستانی بوده و از خوابگاه دانشجویان استفاده می کردند این چهار تابا این که افکار و حرکاتشون با هم یکی نبود ولی دوستایی خیلی صمیمی شده بیشتر جاها با هم دیده می شدن . دو تا دختر تهرونی خیلی شیطون و سربه هوا بودن . تا از دانشگاه بیرون میومدن و یه چند صد متری از فضای دانشگاه دور می شدن تغییر دکوراسیون می دادند . در عوض طوبی و نرگس جزو خواهران بسیجی و مومن بوده و همه رو اونا حساب ویژه ای باز کرده بودند . این دو تا با ایمان هر چه سپیده و سانازو نصیحت و ارشاد می کردند فایده ای نداشت . البته از اونایی نبودن که واسه کسی مایه بیان . هر چند از اونا خواسته شده بود که جاسوسی بقیه رو بکنن . حرف این خواهرای مومن این بود که با ارشاد بهتر می توان مسائل را تفهیم کرد . سپیده از این سه دوستش دعوت کرد که شب جمعه رو با هم باشن . خونواده سپیده واسه شب قصد رفتن به لواسونو داشته و اونم هم دوست داشت که دور هم باشند . اون و ساناز بیشتر مواقع با هم بودن . طوبی و نر گس اولش مخالفت کرده و گفتند که شب جمعه در مراسم دعای کمیل شرکت می کنن و عذر خواهی کردند -حالا یه شب بعد از قرنی می خواهیم دور هم باشیم . همین جا تلویزیون روشن می کنیم شما با پخش مستقیم هماهنگ کنین . هر جوری بود راضیشون کرد که بیان . سپیده تدارک مفصلی دیده بود -نرگس جون طوبی جون این جا که دانشگاه نیست . نا محرم هم که نداریم . روسریتونو در بیارین . لباساتونو کم کنین راحت باشین . نر گس و طوبی خیلی ساده می پوشیدند و تقریبا آرایشی نداشتند . لاغر ولی زیبا با چهره ای دخترانه بودند . سپیده و ساناز تپل ,آرایش کرده و با یه بلوز یقه باز و شلوار لی کیپ که بر جستگیهای باسنشونو به خوبی نشون می داد می گشتند . تازه قد شلوارشون هم تا سر زانوشون بود . پس از شام نرگس به دنبال کتاب دعا می گشت و طوبی هم پیگیر دعای کمیل بود که یکدفعه سپیده رسیور را روشن کرده و روی یکی از کانالهایی که داشت شو پخش می کرد متوقف شد . نر گس و طوبی صلوات می فرستادند و زیر لب ذکر می گفتند . داریوش داشت یک ترانه آروم می خوند . نرگس به سپیده گفت تو به این ترانه های مبتذل گوش می کنی ؟/؟-مگه چه اشکالی داره ؟/؟از جفتک بازیهای تلویزیون خودمون که بهتره . یه مشت چرندیاتو به عنوان موسیقی تحویل بیننده و شنونده میدن . البته چند تا خواننده خوب هم داریم . میخوام بگم اگه این مبتذله پس چرا وطنی ها مبتذل نیستند ؟/؟-آخه اینا ضد انقلابن -برو بابا دلت خوشه . به موسیقی میگی ضد انقلاب یا به خواننده ؟/؟خواهرای مومن نگاهی به هم انداخته و پچ پچ کنان به هم گفتند که یه امشبو تحمل می کنیم بعدش کفاره میدیم خدا ببخشه . نشستند و سرگرم تماشا شدند .صد رحمت به ترانه داریوش که بعدش مهرداد نیویورک اومد که ده دوازده تا دختر وسوسه انگیز دورش کرده بودند . دیگه صدای نرگس و طوبی در نمیومد . زیر لب ذکر هم نمی گفتند . منتظر بودند که ببینن ترانه بعدی چیه . سپیده به آشپز خانه رفت و برای میهمانان چای و شیرینی و میوه و آجیل آورد -بچه ها اگه دوست داشته باشین بریم رویه کانالی که فیلم پخش می کنه . دخترای شهرستانی گفتن به شرطی که صحنه نداشته باشه .-تو رو خدا این قدر سختگیر نباشین ما خودمون این فیلما رو ندیدیم . ویدیو یا سی دی و دی وی دی که نیست از قبل بدونیم . سپیده و ساناز از اون مار مولکها بودند . دوست داشتند هر جوری شده این دو تا مومنو از راه بدر کنن . یه کانالی رو که تو ماهواره سایروس 24 ساعته فیلم سکسی پخش می کرد و کارتی هم نبود انتخاب کرده و با اضطراب نسبت به عکس العمل این دو تا شهرستانی نشستند . همان اولین صحنه کافی بود که داد نرگس و طوبی در بیاد . یه زن به حالت سگی تقریبا قمبل کرده بودوبعدش سوار کیر کلفت مردی شده و مرد دوم هم سوار بر کونش و از سوراخ کون اونو می گایید از روبرو دو تا مرد دیگه کیرشونو تو دهن زنه فرو کرده و دو نفر دیگه هم با سینه هاش ور می رفتن . یه زن با 6 تا مرد . طوبی فریاد کشید وای فیلم مستهجن . نرگس گفت بیا بریم تا شیطان خدمت ما نرسیده . اینجا دیگه جای ما نیست -تو رو خدا ببخشید من کانالو عوض می کنم . دخترای شهرستانی نگاهی به هم انداخته و انگار منظور همو می فهمیدن . یکیشون گفت عیبی نداره ما زور نمی گیم چند دقیقه ای روی همین کانال باشه تا من بتونم براتون عمق فاجعه رو تفسیر کنم . نرگس بود که داشت بلبل زبونی می کرد -دوستای خوبم اینا همش توطئه غربه که مغز ما رو شستشو بده که از هدف آخرت و تقوی دورشیم . یه زن چه طوری می تونه خودشو در اختیار 6 تا مرد قرار بده . شما از داخل همین مستهجن ها به این نکات مثبتش نگاه کنین . ساناز گفت خیلی ممنون که این نکاتو به ما گوشزد می کنین اگه شما رو نداشتیم چیکار می کردیم . ساناز در گوشه ای از آشپزخانه سپیده رو گیر آورد و بهش گفت که این دو تا ماست ماستن خیلی شوت تر از اونین که فکرشو می کردیم . باورکن حاضرم شرط ببندم که تا نیمساعت دیگه میرن توالت با کوسشون بازی می کنن و تا صبح می شینن این کوس و کون و کیرای خارجی رو می بینن ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#3 | Posted: 27 Apr 2013 14:31




وسوسه پیروز 2‎


فقط غرور اینارو نباس شکست و خیطشون کرد . باید خرشون کرد و به راهشون آورد .من درستشون می کنم . چند لحظه بعد سپیده و ساناز کنار طوبی و نرگس نشسته و محو تماشای فیلم سکسی شدند . فقط گاهگاهی خواهرای مومن از روی تاسف سر تکون می دادن که ساناز گفت ببخشید من یک سوال برام پیش اومده میگن زن نباید موی سرشو به مرد نشون بده و در برنامه های تلویزیونی هم باید حجاب حفظ بشه اما اگه یک زن خارجی با موهایی افشون نشون داده بشه و مسلمون نباشه اشکالی نداره که یک مرد مسلمون اونو ببینه . این مسئله در مورد فیلمهای مستهجن هم صدق می کنه ؟/؟نرگس :این صحنه ها تحریک آمیزه تازه تو خودت میگی دیدن موی سر زن غیر مسلمون برای مرد مسلمون اشکال نداره اگه این مسئله رو بشه به فیلمهای مستهجن هم تعمیم داد تازه ما که مرد نیستیم . سپیده :چه اشکالی داره که برای ما هم حلال باشه ؟/؟این آلت تناسلی رو که میره داخل و میاد بیرون نگاه کن . چقدر پوست اضافه داره . نشون میده که ختنه کرده نیستن . مطمئن باش که مسلمون نیستن و دیدنش برای ما زنا هم اشکال نداره . خودخانوما هم که دیگه مسلم و غیر مسلم نداره و دیدن همه جاشون واسه ما حلاله .. ساناز از جاش بلند شد و جایی رفت که کسی اونو نبینه . چون نمی تونست جلوی خنده اشو بگیره . نیمساعت بعد نرگس به دستشویی رفت . اوتا به حال همچه صحنه هایی رو ندیده بود . دوست پسر هم نداشت که خارششو بگیره . اصلا توی این فازا نبود . شورتشو پایین کشید و دستشو گذاشت رو کوس خیسش . آروم ناله می کرد خیلی سنگین شده بود . مرتب شیطونو لعنت می کرد و از خدا طلب مغفرت . هر چه با کاغذ توالت کوسشو پاک می کرد تاثیری نداشت . چطور میشه یک زن با 6 تا کیر .. اونوقت تو جامعه ما پسرا از ازدواج می ترسن و دخترا باید سختی بکشن . نوک سینه های کوچیک و دست نخورده اش تیز شده بود . کمی با سینه هاش ور رفت . این اولین باری نبود که حشری می شد و با خود ور می رفت . اما تا این حد هوس برش غلبه نمی کرد . دفعات قبل با چند تا ذکر و دعا و لعنت بر شیطان بر نفس خود غلبه می کرد اما این بار انگاری شیطان داشت پیروز می شد . دوست داشت یه جوری خودشو راضی کنه . دلش می خواست بازم از اون فیلما ببینه . زیاد تودستشویی مونده بود . بعد از اون نوبت طوبی بود که بره و خودشو انگولک کنه . اونم حال و روز بهتری از نرگس نداشت . شب به نیمه رسید و در همون حال و هال و گوشه تلویزیون چهار تا تشک پهن کرده لامپای روشنو کم کرده در فضایی تقریبا تاریک با نور تلویزیون به تماشای فیلم سکسی ادامه دادند . قبلش هم سپیده دوسه دوجین انواع و اقسام دامن و شلوار و بلوز راحتی که بیشترشون سکسی و فانتزی بودند رو جلوی مهمونا گذاشت تا هر کدومو می خوان برای خواب و راحت دراز کشیدن انتخاب کنن . حالا دیگه ترکیب همه شون یکدست شده بود . همه دامن کوتاه با پاها و بازوانی لخت و یک تاپ یا تی شرت چسبون بودند . همه دستشون اززیر دامن رفته بود لای پاشون . سییده و ساناز بیشتر حواسشون به دستای طوبی و نرگس بود . اونا چشاشون به تاریکی عادت کرده حسابی از وسوسه شیطان لذت می بردند . نرگس واسه این که نشون بده خیلی بی تفاوته و کمتر خجالت بکشه گفت حالا ما میگیم یه خورده تحملمون زیاده و متوجه نقشه های استعمار گرا هستیم اما یه عده از دخترا که نتونن هوسشونو کنترل کنن بیچاره ها به بیراهه کشیده میشن .. خواهران مذهبی فاصله خودشونو با تلویزیون زیاد تر کرده تا نور لوشون نده . صحنه های گاییده شدن زن توسط مرد تمام شد و پس از چند دقیقه تبلیغات یک فیلم دیگه شروع شد . وایییییی لز و همجنس بازی و سکس زن با زن . طوبی :این دیگه چیه اصلا خوشم نمیاد . ساناز :اتفاقا خیلی هم حال میده . راستی مگه تو از قبلی ها اونجا که کیر مردارو نشون می داد خوشت میومد ؟/؟طوبی خیلی سرخ شده بود . سابقه نداشت که دوستاش مستقیما اسم آلات تناسلی رو پیش اوببرن . اصلا خجالت نداره ما زنا تا کی باید منت مردارو بکشیم . شاید یه وقتی مارو قال بذارن . شاید گاهی وقتا خوابیدن با اونا خطرناک باشه . یه زمانی می بینی دو تا زن به دو تا مرد نیاز دارن خب خودشون اگه به داد هم برسن دیگه این وسط دونفر صرفه جویی میشه خطرشم کمتره . البته کیر مرد یه لذت خاصی داره ولی نمی دونی لز چه حالی میده . اوووووففففف آدمو ریلکس می کنه . زن هم مرد میشه هم زن . هم لذت میده هم لذت می بره . هر دو صورتش آدمو سبک می کنه . نرگس :استغفرالله ساناز مگه تا حالا از این کارا کردی ؟/؟ساناز :تا دلت بخواد . میخوای یه چشمه اشو امشب واست نشون بدیم .طوبی :نشون بدیم ؟/؟سپیده :آره مگه چه اشکالی داره . مگه ما دل نداریم نصفه شبی بریم کیرو بچسبیم فرو کنیم توی کوسمون ؟/؟مذهبی ها دیگه ساکت شده چون حسابی آب بندی شده بودند . سپیده و ساناز به طرف هم رفتند. همدیگه رو بغل کردند مثل دو تا عاشق و معشوق لباشون رو لبای هم قرار گرفت . ساناز همراه با ناله شروع کرد -آه سپیده کوسسسسم میخاره خارشششششو بگیر -باشه بذار اول یه خورده باهات حاللللل کنم بعد . تی شرت سانازو که زیرش سوتینی نبود و سینه های درشتشو نشون می داد بالا زد و در آورد . تاپ خودشم در آورد . سینه های خودشو به سینه های ساناز چسبوند و اونارو چرخوند .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#4 | Posted: 27 Apr 2013 14:31




وسوسه پیروز 3‎



لامپای اتاقو روشن کرد تا ترس و خجالت خواهرای بسیجی بریزه . طوبی و نر گس دیگه تلویزیون نگاه نمی کردند . فقط با تعجب به این دو تا دختر قرتی زل زده بودند . هر یک از این دو لز کار دامن یکی دیگه رو پایین کشید . عجب کون بر جسته ای داشتند . سپیده و ساناز آیینه همدیگه شده بودند . خیلی هماهنگ کار می کردند . معلوم بود خیلی تجربه دارند . کوس هر دو تا شون براق براق بود سفید و تر و تمیز . روی زمین دراز کشیده و نسبت به هم وارونه قرار گرفتند . سپیده روی ساناز دراز کشید . شروع کرد به خوردن و لیسیدن کوس ساناز در حالی که کونش روی دهن ساناز قرار داشت و اونم کوس سپیده رو از لای درزکونش لیس می زد .-آه سپیده تو رو دارم کییر می خوام چیکار بکن بخور حال بده .-دمت گرم ساناز فرو کن انگشتتو بذار تو کوسسسسم بذار دیگه . هر انگشتت واسسسسم یه کییره بعد خودش از جلو همین جور که داشت کوس سانازو می لیسید یکی دو انگشتشم فرو کرد تو کوس اون و ساناز هم از پشت تلافی کرد و طوبی و نرگس هاج و واج مونده بودند -نرگس این انگشت که میره داخل ,پرده پاره نمیشه ؟/؟-نمی دونم در بعضیها تا سر و دهنه 5 سانت فاصله داره و در بعضیها هم یکی دو سانت کمتر یا بیشتر .اینارو نمی دونم من که دیگه تحملشو ندارم . اینا این قدر از نظر اخلاقی ضعف داشتن و ما نمی دونستیم ؟/؟سپیده برای یکی دو دقیقه از جا بلند شد و به آشپز خونه رفت و وقتی که بر گشت یک سبد از وسایل پلاستیکی و انواع و اقسام میوه همراش بود . چند تا کیر مصنوعی و خیار و موز و بادمجون و هویج از انواع و اقسام مختلف .-عزیزم ساناز جون ببین الان با کدومش بیشتر حال می کنی ؟/؟ساناز ور چین کرد و گفت فعلا حس کیر مصنوعی نیست . یک موز دراز بدون لک و شفاف و یک بادنجون کلفت و دراز و براق برداشت -پس یک کیر سیاه و یک کیر سفید برداشتی ؟/؟هر دو زدند زیر خنده . سپیده بادمجونو گرفت و فرو کرد توی کوس ساناز و ساناز هم موزو فرو کرد توی کوس سپیده . حالتشون همون حالت قبلی بود . هردو به شدت لذت می بردند و ناله می کردند . واسه همین سست می شدند و سرعتشون کم می شد . همین باعث شد که ارگاسمشون به تعویق بیفته .-عزیزم بیابیا یکی یکی آب همو بیاریم . چون تو مهمون منی و تو مرام من اینه که رسم مهمون نوازی رو بجا بیارم . اول من تو رو راضی می کنم بعدا تو این کاررو بکن . نرگس به طوبی گفت حالا دیگه مطمئن شدم که پرده این دو نفر پاره شده . سپیده با بادمجون به جون ساناز افتاد و با شدت و سرعت اونو وارد کوس ساناز کرده بیرون می کشید . خیس عرق شده بود -می بینین بچه ها چقدر کیف داره ؟/؟چه طوری داره حال می کنه ؟/؟حالا شما همش برین دعا بخونین . طوبی گفت متاسفم . واقعا متاسفم . شما بکارتتونو با همین موز و بادمجون از دست دادین ؟/؟-نه عزیزم با کیر با یه کیری کلفت تر از این بادمجون و دراز تر از این موز .-بعدا چه جوری میخواین عروسی کنین ؟/؟-ای بابا ما الان تو قرن بیست و یکم زندگی می کنیم یکی رو گیر میاریم که فرهنگش با ما بخونه . تازه اگه هم نخونه این همه دکتر و پرده مصنوعی هست و گذشت آن زمانی که می خواستی یه دونه از این جراحی ها بکنی باید از هفت خان رستم می گذشتی حالا اگه پارتی داشته باشی همون یکی دو خانو بگذری بسه دیگه . ساناز به اوج حشریت رسیده بود . سپیده سپیده جان محکم تر . میدونم خسته شدی . چند تا دیگه بزنی آبم میاد و صاحبخانه با سرعتی زیاد تر در حالی که از تاب و توان افتاده بود ساناز را به ارگاسم رسوند -آه دستت درد نکنه سپیده جان آبم ریخت . سبک شدم . جوووووون کیف کردم . تنمو حالمو کوسمو همه جامو سینه هامو میزون میزون کردی . ساناز چند دقیقه ای رو تو کیف بعد از ارگاسم موند در حالی که سپیده لباشو رو لباش قرار داده تا اعصابشو به نهایت آرامش برسونه . دقایقی بعد ساناز وظیفه شناس سپیده رو روی تشک خوابوند و کارشو شروع کرد . سپیده بر روی شکم دراز کشیده بود و کونش رو به هوا . ساناز موزو از پشت وارد کوسش کرد و بی وقفه بالا و پایین می کرد . پوست موز از هوس سپیده خیس شده بود . کوسشو آماده آماده کرده بود . فیلم همجنس بازی زنانه ای که از کانال ماهواره ای پخش می شد ادامه داشت و سپیده و بازیگر فیلم هر دو از روی هوس فریاد می زدند -عزیزم کیر مصنوعی بیارم ؟/؟-نه با همین ادامه بده . با اون دستت سینه امو چنگ بگیر . یک کمی تحمل کن . الان میاد . باید به مهمونای عزیزمونم برسیم . بد جوری کف کردن . دیگه نتونست به صحبتاش ادامه بده . محکم لبه تشکو با جفت دستاش فشرد و پس از چند تکون و لرزش و فریاد آهی کشید و آروم شد . ساناز جبران کرده بود . قیافه طوبی و نرگس طوری شده بود که دل سنگ هم واسشون آب می شد . سپیده زیر گوش ساناز زمزمه ای کرد و هرکدوم به سوی یکی از ان دو مات و مبهوت مانده رفتند . هر دوشون مثل مسخ شده ها مقاومتی نکردند فقط با جویدن لباشون می خواستن بگن که متاسفیم و کمی خجالت می کشیم . بلوز و سوتین اونا رو در آورده و دامنشونو هم از پاشون بیرون کشیدن .. حالا نرگس و طوبی با یک شورت و بدنی سفید و آماده و ملتهب از یک هوس شدید در کنار سپیده و ساناز قرار داشتند . سپیده :من و ساناز خودمون همه کارا رو انجام میدیم نیازی نیست که شما خودتونو خسته کنین . فقط یاد بگیرین دفعه بعد سکس باید دو طرفه باشه . چشمکی به ساناز زد و هردو به طرف شورتهای طرف مقابل خود رفتند . سپیده شورت سفید نرگسو پایین می کشید و بالا می برد با این کار می خواست حشری ترش کنه . دستشو از لای شورت به کوسش رسوند چه دنیایی بود و چه دریایی .!لایه ای از چسبندگیهای کوس نرگس رو دست سپیده نشسته و او اونو به دوشیزه مذهبی نشون داد و بعد کف دست و انگشتاشو لیسید . نرگس با تعجب نگاه می کرد . عاقبت لب باز کرد و با آهی از هوس گفت معطل چی هستی درش بیار دیگه -چشم هر چی خواهر بسیجی بگه . سپیده سینه های خودشو به سینه های نرگس چسبوند سینه های کوچیک و دخترونه و ندوشیده نرگس وسوسه اش کرده بود . لباشو رو سینه دختر از حال رفته گذاشت . کمرشو سست کرده بود . دیگه نمی تونست سر پا وایسه . روی تشک دراز شد -اندام خیلی باحالی داری چه طور تا حالا ازش استفاده نکردی .؟/؟از ون تن و بدنای مرد کشه . نرگس طاقباز روی تشک قرار گرفته بود . سپیده لباشو بوسید و با بوسه های متناوب خود پایین تر اومد به کوسش رسید . زبونشو روی کوس نرگس قرار داد و خیسی اونو مثل عسل نوش جون کرد .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#5 | Posted: 28 Apr 2013 14:52




وسوسه پیروز 4‎


-آهههههههه سوخخخخختتتتتم از هوس . سوخخخخخختتتتم از گناه نجاتم بده . من کیییییییرررررررر می خوام -صبر کن یواش یواش یه جور ی سر حالت بیارم که صد تا کیر هم نتونن این جوری بهت حال بدن حالا اگه کیر هم می خواستی سر فر صت بهت می رسونیم . سپیده به خوبی می دونست که کمر نر گس چقدر سنگین شده و سرعت به ار گاسم رسیدن در اولین سکس چقدر زیاده . فقط عیب کار در این بود که این دو دوشیزه بر حفظ دختری و بکارت خود مصر بودند و فاعل ها هم باید هوای کارومی داشتن . سپیده بادمجون بینوا رو دستش گرفت و به صورت عمود کشید روی کوس نرگس و گاهی هم دو سانتی وارد کوسش می کرد -نه نه من کییییررررر می خوام -ببین عزیزم این که نمیشه من حالا از کجا واست کیر بیارم . تازه اگه کیرم بیارم تا موقعی که تا ته نره توی کوست که حال نمیده . اگه الان دختر نبودی و می تونستی این بادمجونو بیشتر توی کوست تحویل بگیری کمتر از یک کیر بهت حال نمی داد . یه چیزی میدونم دارم بهت میگم . باور کن نمیدونی لز چه کیفی داره . من و ساناز بعضی وقتا این قدر کیف می کنیم که وقتی دوست پسرامون زنگ می زنن تا بیان مارو بگان ما به اکراه قبول می کنیم .-ساناز جان یک لحظه طوبی رو ول کن بیا این ور . برو رو سینه هاش کار کن و اون قسمت بالا مال تو . از کمر به پایینشم مال من . بعد میریم سر وقت طوبی . بیچاره از دیشب تا حالا خیلی زجر کشیده گناه داره این قدر تو خماری بمونه . دو تایی به جان نرگس افتادند . لب و سینه و شونه و شکم و کمر نرگس اسیر دستای طوبی بود و سپیده هم لب و دهنشو روی کوس اون زوم کرده بود -واییییی خدا من مردم آتیششششش گرفتم نه .. نه .. نه یه چیزی فرو کنین تو کوسسسسسم طاقت ندارم من هوس دارم خدا قلبم داره از جاش در میاد اوووووففففف اوووووففففف بخوررررششششششش کوسسسسسس سیییییننننه ها همه جا . آهههههه . سر نرگس پس از چند دقیقه ای افتاد یه طرف و چشاشو بست -ساناز جان پاشو بریم . این الان حداقل نیمساعت توی کیف خواب بعد از ار گاسم میمونه . بذار اعصابش آروم بگیره . بریم سراغ اون یکی گناه داره . فقط گریه نکرده . بریم طرف حموم . طوبی مثل یک آدم آهنی یا ربوت به حرفشون گوش داده و رفتن طرف حموم . وان رو پر از آب کرده و سه نفری رفتن داخلش یه آب کف حسابی داخل وان درست کرده بودن . تمام تن طوبی رو کف مالی کردن . سپیده سینه های کف مالی شده اشو با همون کفش میک می زد و ساناز هم انگشتاشو تا دو سه سانتیمتر فرو کرد بود داخل کوس طوبی که کمی شجاع تر از نرگس به نظر می رسید انگشتاشو در آورد و کوس لیسی رو شروع کرد سر و کله نرگس پیدا شد . دوست داشت که یه کمکی هم اون بکنه . احساس می کرد که بدهکاره . اون دیگه داخل وان جا نمی شد . از همون بیرون لبشو گذاشت روی لب دوستش و می بوسیدش . دیگه داشت میومد تو خط . شونه های طوبی رو ماساژمی داد . سینه ها و کوس طوبی هم که به ترتیب اسیر لب و دهن سپیده و ساناز بودند . طوبی فکر می کرد که داره تو آسمونها پرواز می کنه . دیگه خجالت نمی کشید . یه احساس عجیبی داشت . دیگه براش مهم نبود که دوستاش دارن اونو می کنن . شایدم سپیده و ساناز راست می گفتن که بعضی وقتا لز بیشتر مزه میده تا کیر خوردن و سکس با مرد . همش که نمیشه منت مردارو کشید . آدم هم حال میده هم حال میکنه . هم فاعل میشه هم مفعول . آخ که چه کیفی داره . طوبی دیگه به مرز جنون رسیده بود . داخل آب دست و پا می زد مثل یه آدمی که سرشو زیر آب کرده و میخوان خفه اش کنن . دهنشو که نرگس قفل کرده بود و نمی تونست جیغ بکشه و خودشو خالی کنه . وقتی که دست و پا زدنهای داخل آب تموم شد بقیه فهمیدن که اونم دیگه خالی کرده . دسته جمعی یک صفای حسابی کردند و خودشونو یک شستشوی دبش دادند و نر گس و طوبی چون افراد با ایمانی بودند غسل هم کردند . ساناز :حالا چرا غسل کردین شاید بازم بخواهین کاری کنین نرگس :راست میگی هوس که داریم ولی گناه داره آدم بخواد نجس بمونه . ساناز گفت قربون دوست مومنم برم . اینو گفت و دستشو گذاشت رو کوس نرگس و تنشو به سینه هاش چسبوند و لباشو بوسید -نکن هوسمو زیاد می کنی . کمرم سنگین میشه تازه غسل کردم -خب دوباره بکن . توی بیابون و قحطی آب که نیستی . دسته جمعی به اتاق برگشتند . همگی لخت لخت بودند و ساناز و سپیده که دوباره وررفتن با هم رو شروع کرده بودند . نرگس :شما پسرای با اطمینانو می شناسین ؟/؟-چیه هوس کیر کردی ؟/؟-اشکال داره ؟/؟-نه خوشحال میشیم که شما هم بیایین توی خط و از زندگیتون لذت ببرین . عمر و جوونیتونو که نباید تلف کنین . تا سرتونو اونور کنین می بینین که پیر شدین و چیزی از زندگی نفهمیدین .-سپیده جون من و نرگس دوباره احساس سنگینی می کنیم . شما چرا دوباره از این کارا می کنین ؟/؟-کوسمون میخاره یه چیز کلفت و دراز باید بره تا ته -من و طوبی تصمیممونو گرفتیم . واسه این که خوب حال کنیم نباید دختر باشیم . اون حرفایی که راجع به جراحی و دوختن پرده مصنوعی گفتی راسته دیگه ؟/؟. گفتی پارتی هم داری .-آره نترس من که نمردم خودم بهت قول میدم برات درستش کنم .-ببینین بچه ها کوستون و دختریتون بیشتر از اینا ارزش داره و درش هم شکی نیست ولی اون چیزی که مهمتره و بیشتر به شما لذت میده گاییده شدن و سکس بعد از باز شدن راه کوستونه . عجله نکنین بهترین کار اینه که من و ساناز بکارت هر کدوم از شما رو آروم آروم پاره کنیم انشاءالله وقتی همه چی بخیر گذشت این چند ساعت دیگه رو هم که با هم هستیم تر تیب یه لز درست و حسابی رو میدیم و کوس خوشگل و تنگتون تا ته گاییده میشه . من پیشنهاد می کنم که خوردن قرص ضد بارداری رو از همین امروز شروع کنین تا یک ماه دیگه که دوباره همچین فرصتی گیر ما میفته چند تا پسر تر و تمیز با کیر هایی کلفت و دراز و شسته رفته و بهداشتی میارم اینجا که ترتیب ما رو بدن . خودم خوب می شناسمشون . اختصاصین وایدز میدز هم ندارن . چون این پسرا خاطر جمعی ان . نیازی نیست که از کاندوم استفاده کنین و از لذت سکستون کم کنین . حالا خودتون می دونین . این گوی و این میدان . فکراتونو بکنین . سپیده و ساناز بیخیال به کارشان ادامه داده و با کون و کپل هم ور می رفتند و سینه هاشونو به هم چسبونده و سر تا پای همو غرق بوسه می کردند و در طرف دیگر طوبی و نرگس با هم پچ پچ می کردن . سر انجام نرگس به سوی سپیده و ساناز رفت و گفت ما حاضریم که پرده امون پاره شه . خواهش می کنم تا پشیمون نشدیم زودتر این کارو انجام بدین .. ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#6 | Posted: 30 Apr 2013 13:26




وسوسه پیروز 5‎
نرگس و طوبی خودشونو به دست ساناز و سپیده سپردن . نرگس :با چی میخوای پرده امونو پاره کنی ؟/؟سپیده :ترجیح میدم با موز باشه . هم نرمتره هم کلفتیش از بادمجون کمتره عزیزم اجازه میدی با موبایل یه فیلم ازش بگیرم ؟/؟نرگس :چیه میخواب بری به همه نشون بدی ؟/؟.سپیده :دیوونه می خوام یه یادگاری برات باشه از موقعی که از یه مرحله وارد یه مرحله دیگه میشی . تازه من از موبایل خودت واست فیلم می گیرم و فقطم از ناحیه کوس و کون میندازم و موبایلم در جا میدم دست خودت وسعی کن حرفی هم نزنی که شناسایی بشی . خون که ریخت فیلمو قطع می کنیم میریم دنبال صفا چطوره ؟/؟طوبی و نرگس موافقت خودشونو اعلام کردن . ساناز گفت اول پرده کی رو پاره کنیم ؟/؟چون باید یکی موبایل دستش باشه دو تا پرده رو با هم نزنیم بهتره . طوبی پیشقدم شد -سپیده جان این موبایل طوبی رو بگیر دستت واز کوسش و این موزی که میخواد بره تو فیلم بگیر . من شوهر خونده طوبی میشم و تو هم شوهر خونده نرگس شو . نرگس در گوشه ای ایستاده و با ترس و لرز به صحنه نگاه می کرد و مرتب زیر لب دعا می خوند . دو تایی یعنی اون و طوبی یه گوسفند نذر کرده بودن که اگه صاف و سالم از این مخمصه در رفتن پس از کشتار ببخشنش به یتیمخونه . ساناز فریاد کشید نرگس بیکار وای نایسا بیا یه خورده با سینه ها و لب و لوچه های رفیقت ور برو فکرش مشغول شه . سپیده جون وقتی که من با دست بهت اشاره زدم فیلمبرداری رو قطع کن . یا میخوای ادامه بده . اگه تونستیم صداشو هر جا صلاح دونستیم از بین می بریم یا از اون به بعد فیلمو قطع می کنیم .. چهار نفری مشغول شدن . صحنه مثل یک اتاق عمل شده بود که طوبی داشت جراحی می شد و دکترش ساناز بود و اون دو تاهم کمک جراح بودند . دکتر ساناز دستی به کوس طوبی کشید و چاقوی جراحی یعنی موز رو وارد عمل کرد . از ان طرف هم سینه های طوبی در دست نرگس بود و سپیده به نرگس اشاره زد که لباشو بر روی لبای بیمار قرار بده فیلمبرداری شروع شده بود . ساناز کمی نگران به نظر می رسید . موز رو بیرون کوس طوبی به حرکت در آورد و پس از چند دقیقه یواش یواش گذاشت تو کوسش . هر نیم سانتی که موزو به داخل می فرستاد می کشیدش بیرون تا ببینه اثری از خون داره یا نه .. در سانتیمتر چهارم یا پنجم بود که طوبی یک دفعه یه تکونی خورد و ساناز که موزرو بیرون کشید دید که روی پوستش پر از خون شده . موز را به گوشه ای پرت کرد و دستمال سفید پارچه ای را روی کوس طوبی کشید و اشاره کرد به نرگس که دهن طوبی رو ول کنه . از این جا به بعد می خواین حرف بزنین بزنین . عالی بود . عمل با موفقیت تموم شد . تیم پزشکی خسته نباشین طوبی :آخ جون آخ جون کوسسسسسم جرررررخورد دیگه راحت شدم . یادتون باشه از همین امشب بهم قرص ضد بار داری بدین تا واسه یه ماه دیگه که بر نامه کیر ردیف میشه منم خودمو ردیف کرده باشم . من روم نمیشه برم داروخونه بگم قرص می خوام -سپیده خندید و گفت چطور روت میشه بگی کیر میخوام ؟/؟همگی خندیدند ولی نرگس با ترس و لرز می خندید . آخه نوبت اون بود . طوبی حالش خوب بود همه جا به جا شده بودند حالا سپیده که می خواست شوهر خونده نرگس بشه دکتر شده بود و نر گس هم بیمار . ساناز با موبایل نر گس فیلمبر داری می کرد و طوبی هم با لا سر نرگس با سینه ها و لب و دهن دوستش ور می رفت تا فکرشو مشغول کنه . صحنه قشنگی بود واسه این که یک فیلم چهار تایی هم داشته باشن یه گوشه ای سپیده دوربین فیلمبر داری دیگه ای رو هم به صورت اتومات تنظیم کرده بود و صحنه رو هم از پیش تعیین کرده و روش زوم کرده بود والبته قصد سوءاستفاده نداشت فقط به خاطر با مزه تر شدن قضیه این کارو کرده بود و از این بابت هم حرفی به دوستان نزده بود می دونست که این دو تا دختر متدین مخالفت می کنن . نرگس خیلی بی طاقت تر بود . اما دکتر سپیده کارشو با موفقیت به پایان رسوند . در جراحی اول مریض مسلط تر بود و در جراحی دوم پزشک . به خیر و خوشی این غائله هم ختم به خیر شد . همه از خوشحالی همدیگه رو می بوسیدند . انگار قله اورستو فتح کرده یا جایزه نوبل گرفته باشن . سپیده یکی از کیر های مصنوعی رو به عنوان میکروفون در دست گرفت و گفت بچه ها !طوبی و نرگس نازنین !ورود شما به جرگه زنان را خیر مقدم عرض کرده لز های بیشمار و کیر های بسیار برای ورود به کوس پرکارتان آرزو مندم . بچه ها خانمهای جدید یه دو ساعتی رو به کوستو ن استراحت بدین اگه دیدین توانشو دارین و زخم مخم نیستین بیایین یه لز مشتی و درست و حسابی با هم داشته باشیم تا خستگی این استرس از تنمون در بره . یادتون باشه این دفعه همه هم فاعلیم هم مفعول . خواهرای مذهبی در جا اعلام آمادگی کردند سپیده گفت نخیر دکتر داره میگه برای احتیاط یه دوساعتی صبر کنین . بیایین به مناسبت این اتفاق خجسته یک شیرینی بخوریم . نرگس:ماعروس شدیم تو باید پول شیرینی ما رو بدی ؟/؟سپیده :شما مهمون مایین . این حرفا رو نزنین که ناراحت میشیم . فقط اگه میخواین راضی باشیم و دستمزد دکتراتونو بدین موقع لز سنگ تموم بذارین . پس بریم یه کیک و شیرینی و چایی بخوریم و یک فیلم سکسی ببینیم و بعدشم مشغول شیم . یک ساعتی رو سرگرم تماشای فیلم شدند و از قضا پس از یک ساعت نوبت فیلم لز بازان یا همان سربازان همجنس باز زن شد و ده دوازده تا زن به جان یکدیگر افتادند . هر کس دستشو به نزدیک ترین جایی که می تونست می رسوند و خودشو تو بغل بغل دستی مینداخت یا اونو بغل می کرد . با دیدن این فیلم نرگس و طوبی اسیر هیجان زیادی شده و اونا که قبل از پاره شدن پرده بکارت پرده شرم و حیاشون پاره شده بود شورت سپیده و سانازو پایین کشیدند واون دو نفرم مقابله به مثل کردند . هر چهار تا دیگه لخت لخت شده بودند . حرکاتی درست مثل حرکات فیلمو پیاده می کردند .... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#7 | Posted: 1 May 2013 21:51




وسوسه پیروز 6‎

سپیده و ساناز یک کیر دو طرفه برداشته و پس از این که از خوردن و لیسیدن همدیگه سیر شدن گفتند نگاکنین یاد بگیرین . راحته فقط یه کمی زور میخواد هر کدوم یه طرف کیر یکسره دوسرو که پنجاه شصت سانتی می شد داخل کوسش کرده و هماهنگ با هم با سرعت زیاد به طرف یکدیگر حرکت می کردند . خواهران مذهبی هم به طرف هم رفتند . اولش یه خورده سختشون بود چون تا به حال بیشتر با اون دو تا تهرونی شوخ و شنگ طرف بودند . زود باشین بچه ها یاد بگیرین با هم باشین که یه موقع اگه مرد گیر نیاوردین و ماهم کنارتون نبودیم بتونین گلیمتونو از آب بیرون بکشین . نرگس و طوبی همدیگه رو بغل زدند . دست یکی رو کوس اون یکی بود و گاهی هم با انگشت همو تست می کردند . هر دو تا یه سوزش خفیف داخل کوسشون احساس می کردند ولی یواش یواش داشت واسشون عادی می شد .طوبی زبونشو با کرشمه در آورد و نرگس هم مثل یک آینه همین کارو کرد . زبونشونو به هم می مالیدند . با سینه های هم بازی می کردند . کون همو چنگ می گرفتند . دیگه حسابی داشتن اوسا کار می شدن . بیشتر کاراشون قرینه و مشابه بود . یه جورایی تقلیدی . زیر گلوی یکدیگه رو هم داشتن با هم می بوسیدن . چند دقیقه که گذشت رفته رفته مستقل شده دیگه دست و دهن همدیگه رو نگاه نمی کردند نرگش قمبل کرد و کونشو گرفت طرف صورت طوبی و طوبی هم سرشو گذاشت روی کون دخترونه دوستشو چاک وسطشو باز تر کرده و زبونشو به هر جایی که گیر می آورد می مالید . حتی سوراخ کون نرگسو لیس می زد . از اون طرف بچه تهرونیا همدیگه رو ار ضا کرده وتو بغل هم دراز کشیده همو نوازش می کردند و محو تازه وارد ها بودند -سپیده جون بریم کمکشون ؟/؟-نه عزیزم بذار به حال خودشون باشن تا مستقل و خود کفا بشن -الان بهشون چه نمره ای میدی ؟/؟-فعلا از بیست نمره ده میدم -راستی جعبه ابزارو نمی ذاریم پیششون ؟/؟این جوری شاید نمره بیشتری بگیرن -امیدوارم کوسشون جواب بده سوزش نداشته باشن ولی فکر می کنم خیلی زود حرفه ای بشن -سپیده جون این جوری که تو منو بغل زدی دوباره دارم هوسی میشم -پس زود باش جعبه ابزارو بده دستشون برگرد . شاید بخوان خودشونو تعمیر کنن یا پیچ و مهره اشونو سفت کنن . ساناز جعبه ای پر از کیر مصنوعی و انواع و اقسام میوه دراز و کلفت پیش تازه وارد ها گذاشت و بر گشت تا با سپیده حال کنه . نرگس و طوبی با خیار شروع کردند . هر کدوم یه خیار بر داشته و به جان کوس هم افتادند . خبارشون قلمی بود -طوبی جون تو که گفتی عاشق کیر کلفتی پس چی شد ؟/؟-هیچی عزیزم ما تازه جر خوردیم اگه کوسمون زخم شه و بسوزه تا چند وقت دیگه نمی تونیم حال کنیم باید فکر همه جا رو کرد با نرمش شروع می کنیم بعد با ورزش . سپیده و ساناز با دیدن اون دو نفر کیف کرده شهوتشون زیاد تر می شد -سپیده جون کی فکرشو می کرد خواهرای با تقوای ما یه روزی این جوری بشن -من خودم میدونستم مایه شو دارن . مگه اونا دل ندارن ؟/؟-چرا ولی طوری نشون می دادن که از راهبه راهبه تر و از پاپ هم کاتولیک ترن -ای بابا قربون کوس و کونت برم من . پای کیر و کوس که به میون میاد دین و ایمون چیه . یه نیشگونی از کون ساناز گرفت و گفت اینو بچسب . ساناز زبونشو گذاشت روی کوس سپیده گفت می شم قربون این چسب .. دخترای تهرونی غرق شهوت و هوس به بچه بسیجی ها نگاه کرده و با حالشون حال می کردند . از خیار به هویج از هویج به موز از موز به بادمجان رسیدند . راه کوسشون مثل روشون باز شده بود . دیگه خجالت مجالت یوختی . نرگس از آن دور فریاد زد شما هم بیایین دسته جمعی حال کنیم . سپیده در جواب گفت وقت زیاد داریم شما حالا یه خورده تمرین کنین تا بعد -ساناز جون می بینی چه اندام مانکنی قشنگی دارن ؟/؟-آره ولی خب کونشون باید کمی برجسته تر شه . اونجوری بیشتر حال میده -راست میگی این کون و کپل هاشون اگه بیفته دست من دو سه روزه همچین آتیش می کنم که هورموناشون کون و کپل و سینه هاشونو بفرسته بالا . رحم نمی کنم . طوبی به طرف آنان رفت -عذر میخوام حالتونو بهم زدم . ساناز و سپیده از خنده ریسه می رفتند .-دختر حال مارو که به هم نزدی . پریدی وسط حال ما . بگو ببینم چی می خوای ؟/؟-کیر مصنوعی دو طرفه . یعنی دو کله . همین یکی رو داری ؟/؟-نه عزیزم عزیز دلم من از هر چی زاپاسشم تهیه می کنم . جلدی رفت و از داخل کمدش یکی از اون کیرای سفارشی آورد و داد دست دو تا نوعروس کوس باد داده و پرده پاره کرده .. سپیده و ساناز دست از کار کشیده و گفتند ببینیم چی میشه کار به جاهای حساس و باریک کشیده شده اینا میخوان یه شبه راه صد ساله رو برن . خیلی پیشرفت کردن بابا . هنوز دو ساعت نمیشه کوسشون جر خورده چقدر آتیششون تنده ؟/؟همینا نبودن که پیش برادرای بسیجی رو سریشونو تا دماغشون پایین می کشیدن ؟/؟-ای اییییی کار دنیا رو ببین چی شده ساناز جون . طوبی و نرگس گاییدن دو جانبه هموشروع کردن -اوخخخخ جوووون کیییییررررر کیر هم این جوری حال میده ؟/؟اووووففففف خیلی مزه میده -ده ساله بالغ شدم نمی دونستم این قدر مزه داره -نرگس جون ده ساله عمرمونو تلف کردیم باید حسابی تلافی کنیم -من فدای سینه هات میشم قربون تن سفیدت برم طوبی خوشگله من بزن با همین سرعت بایه سرعت همدیگه رو بگاییم زود آبمون میاد من کیییییرررر میخوام -عزیزم . کوس من کون من نرگس جون من . کیییییررررهم به ما می رسسسسه . گر صبر کنی زغوره حلوا سازی . ما الان داریم میریم پیشواز کیر . حرف استادامونو گوش کنیم موفق میشیم . مخصوصا سپیده جونو . از الان باید قرصای ضد بار داری رو مصرف کنیم . اوخ جون تا یه ماه دیگه من از خوشحالی شب تا صبح خوابم نمی بره -حالا یه خورده تند تر بزنیم الان رو راضی شیم یه ماه دیگه پیشکش . کمرم سنگین شده درد گرفته . سرعت گاییدنو زیاد کردند خیلی هماهنگ کار می کردند با سرعتی کاملا یکسان و گاهی هم همدیگه رو بغل کرده به هم می چسبیدند .. سپیده که از فاصله چند متری شاهد قضایا بود گفت واقعا محشرن بهت قول میدم تا یه دقیقه دیگه هر دو تا آبشون بیاد و عجب پیشگویی بود این سپیده . همین طور هم شد . هردو حسابی خسته و خیس عرق شده بودند تو بغل هم دراز کشیده حرکات نرمشی رو شروع کرده تا بدنشون سرد نشه . کوس و سینه هاشونو به هم می مالیدند . تهرونیا رفتن بالا سرشون و شروع کردند به کف زدن . آفرین آفرین . صد آفرین واقعا کیر هایی که بعدا می خورین حلالتون . منو امید وار کردین . نمره تون بیسته -ممنونم سپیده جون ! این تشویقات مارو دلگرم می کنه . می دونم با ارفاق داری به ما نمره بیستو میدی -باورکن این طور نیست نرگس جون ... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#8 | Posted: 3 May 2013 17:23




وسوسه پیروز7‎

حالا که عرقتون خشک شد یک چایی و آبی می خوریم و دسته جمعی میریم دوشی می گیریم . دست بر دار نبودند . داخل حموم . بعدشم روی تخت . روی تشک . وسط هال هر جا همدیگه رو گیر می آوردند شروع می کردند به دستمالی کردن هم . تا این که همه یکی یکی کنار هم خوابشون برد و هر کدوم که وسط خواب بیدار می شد مثل نوزادی که نصفه شبی گرسنگی بیدارش می کنه و دنبال شیر مادر می گرده بالباش کس و سینه های بغلد ستی رو می مکید تا دوباره خوابش ببره . از نزدیکای ظهر جمعه تا چند ساعت بعد از ظهر رو همچنان مشغول بودند تا این که سپیده با خانواده اش تماس گرفت و اونا هم گفتند که تا دوساعت دیگه قصد بر گشتن دارن . خونه رو مرتب کرده آثار جرمو از بین بردند و جعبه ابزار راهم سپیده تو کمد اختصاصی خودش قایم کرد . موقع خداحافظی چند بوسه لب به لب طولانی از هم گرفتن -سپیده جون تو رو خدا از این بابت به کسی چیزی نگی ها -دیوونه ای مگه میحوای از دانشگاه اخراجمون کنن نرگس جون -راجع به ماه دیگه و پسرای کیر درشت مطمئن باشم ؟/؟-آره عزیزم من رو حرفم هستم . تو به من حال دادی منم به تو حال میدم -آدمایی که میخوای بیاری تمیزن دیگه مگه نه ؟/؟-چیه ؟/؟بگم کیرشونو با الکل بشورن ؟/؟-نه منظورم این نبود . می خواستم بدونم سالم هستن ؟/؟نظافت و بهداشتو رعایت می کنن ؟/؟-می خوای بهشون بگم دارن میان یه غسل جنابت هم بکنن .-آره خوب گفتی سپیده جون بد فکری نیست . آدم اگه غسل گردنش باشه خیلی بده -راست میگی نرگس کوس خله . اون مردی که اول گاییدن تو نجس باشه و غسل گردنش باشه هم خودش گناه کبیره می کنه و هم تو رو مجبور به گناه می کنه . برکتو از بین می بره . ساناز از بس به شدت می خندید و ریسه می رفت شکمشو به شدت داشت و از زور خنده اشک از چشاش سرازیر شده بود -طوبی به نرگس گفت بیا بریم تا بیشتر از این ضایع نکردی . نرگس فهمید که چه سوتی عجیبی داده .. استاد سپیده گفت فقط یه نکته دیگه رو تا یادم نرفته بگم که وقتی دارین میایین یه آرایش درست و حسابی هم بکنین با این ریخت و قیافه معمولی نیایین . خیلی خوشگل و تو دل برو هستین . اما یه خورده آرایش هوس مردا رو زیاد کرده کیرشونو شق تر و کاری تر می کنه . ابروهاتون خوبه ولی روژلب خوشگل زدنو و خط چش و حالت بخشیدن به موها و روژگونه و یک چند تا تکنیک آرایشی دیگه رو باید رعایت کنین که من به موقعش بهتون میگم همین طور لباس پوشیدنو . زنایی که تا دیروز دختر بوده ازشون خداحافظی کرده و رفتند پی کارشون . نیاز داشتن که با هم درددل کنن . نرگس تازه به یاد هندوستان افتاده بود . یه خورده گریه اش گرفته بود -فکر می کنی کار درستی کردیم ؟/؟-نرگس جون حالا که کیفتو کردی و حالشو بردی داری از این حرفا می زنی ؟/؟فکر قسمتای خوبش باش . کیری که تا یه ماه دیگه میره توی کوسمون .-راست میگی طوبی جون . حق با توهه بریم به خوابگاه تا شب که بچه ها از شهرستان برگردن یه سرویس با هم حال کنیم . از اون طرف پس از رفتن خواهرای بسیجی ساناز به سپیده گفت خوشگله ناناز من خوب بلدی جنده تربیت کنی -اینا که چیزی نیستن . گردن کلفت تر از ایناشم میارم تو خط . چهار هفته بعد ..پنجشنبه بعد از ظهر دیگری از راه رسید . خانواده سپیده به لواسان رفتند . اوهم بهانه درس و دانشگاه رو کرد و دوباره تو خونه اش مهمونی گرفت . وقتی نرگس و طوبی که نمی تونستن توی خونه خودشونو بسازن واسه همین مجبور شدن برن یه گوشه ای توی پارک و خودشونو ردیف کنن . لباسای تی تیش مامانی خودشونو هم زیر مانتو درازشون پوشیده بودن . وقتی که درزده وارد خونه سپیده شدند بچه های تهرون از دیدنشون تعجب کردن . وای چی شدین ؟/؟اصلا دلم نمیخواد شما رو بدم دم این مردا . دوست دارم اول باهاتون یه حال درست و حسابی بکنم . دل تو دل خواهرای مذهبی نبود .-ببینم مردا اومدن ؟/؟-آره این قدر سنگ مردا رو به سینه نزن . این قدر تو رو میکنن و کوستو میگان که خودت خسته شی و دوست داشته باشی لز کنی -سپیده جون کافین ؟/؟یعنی به تعداد ما اومدن ؟/؟-آره عزیزم زیاد هم هستن . یکی از یکی خوش تیپ تر . مراسم معارفه انجام شد . سعید وحید و مجید و حمید . اولی سی ساله به نظر می رسید و سه تای بعدی دو سه سالی از دخترا بزرگتر نشون می دادن . ساناز دو تا همکلاسی با ایمانشو کنار کشید و گفت حواست باشه هواشونو خوب داشته باشین . تازه سعید هم دکتر زنان و زایمانه . جایی اگه گیر بیفتین هوامونو داره . پس غصه هیچی رو نخورین . کوستونو بدین و حالشوببرین . این گوی و این میدون . نرگس گفت من حالا باید با کدومشون باشم -دیوونه مگه شوهر کردی که حتما سهمیه یه نفر باشی ؟/؟ما اومدیم با هم حال کنیم . هر کی هر کی رو بگاد . اگه الان به یکی ندی تا فردا هم سوارت میشه . هر چهار تا کیرو باید آزمایش کنی .-وای خدا آبروم نره من چه جوری حریف اینا بشم .-تو می تونی عزیزکم تازه نفسی . دوباره ورد خونی و ذکر گفتنو شروع کرد . خودشو باد زد که اعتماد به نفسشو زیاد کنه . یه نذر گوسفند داشت که قبلا ادا نکرده بود . یه نذر کوچیک دیگه هم کرد تا پیش این چهار تا کیر کم نیاره . طوبی هم همین کارو انجام داد . پس از این که شربتی خوردند سپیده و ساناز یه گوشه ای رفته طوبی و نرگس رو با چهار تا مردی که خیلی راحت و با شلوارک و تی شرت می گشتند تنها گذاشتند . دستپاچه شده بودند .-سپیده ساناز شما نمیایین ؟/؟-نه شما خوش باشین . نرگس می خواست بگه اینا چهار نفرن و ما دو نفر که روش نشد . سپیده از پشت سر نرگس و طوبی به مردها اشاره زد که دست به کار شن و با نگاه و اشاره به اونا فهموند که فعلا مقدمه چینی رو کنار بذارن . نرگس و طوبی صدای تپش قلبشونو می شنیدن . سعید و وحید رفتن سراغ نرگس و مجید وحمید هم چسبیدند به طوبی . دخترا مقاومت نمی کردند . اجازه بدین که مردا لختتون کنن . سعید و وحید اول مانتوی نرگسو در آوردن . بعدشم بلوزشو و بعد هم شلوار شو کشیدن پایین . حالا دیگه نرگس خوشگله با یه شورت و سوتین وسط مردا قرار گرفته بود . سختش بود که پیش یک کیر از یه کیر دیگه لذت ببره . این جوری احساس استقلال نمی کرد . هیجان زیادی داشت . تا حالا کیر بالغ زنده ندیده بود . کیر پسرای کوچیکو دیده بود . مردا هم تی شرتشونو در آورده بودند . سعید به سراغ سینه های نرگس رفت و بعد از باز کردن سوتین لباشو گذاشت روی نوک تیز سینه نرگس -آهههههه نه دو تایی بده روم نمیشه . وحید هم از پشت کارشو شروع کرد . شورت نرگسو پایین کشید و کون قشنگشو با زبونش لیسید . کون نرگس در این یه ماهه یه خورده بزرگتر شده بود . وحید با نفسهای مقطع و هوس انگیز خود کون نرگسو چنگ زده و زبونشو به سوراخ کونش مالید -آخخخخخخخ شما دارین چیکار می کنین ؟/؟-یه کاری می کنیم که روت بشه به ما حال بدی . سعید و وحید شورت خودشونو هم پایین کشیده وهردو ایستاده نرگس ایستاده رو وسط خودشون گرفته فشارش می دادند . سعید لباشو رو لبای نرگس قرار داده ووحید هم از پشت گردنشو می بوسید .کیر هردوتا به وسط تن دختر خوشگله می خورد ... ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
#9 | Posted: 6 May 2013 23:08




وسوسه پیروز8 (قسمت آخر)‎
هنوز کمی سختش بوده و روش نمی شد که سرشو خم کنه و کیر سعیدو ببینه . دو تا مرد با هم دستشونو گذاشتن لای پای نرگس و میون پا و کوس و کونشومی مالیدن . یکی از پشت و یکی از جلو . وقتی که تشخیص دادن کاملا خیس و لغزنده شده دیگه تصمیم گرفتند گاییدنو شروع کنن . نرگس از لذت و هوس زیاد دیگه چشاش باز نمی شد . چشاشو بسته خودشو به دست کیر ها و دستهای وحید و سعید سپرده بود که هر کاری میخوان باهاش بکنن .-وحید جون این آک آکه .-یعنی دختره ؟/؟-نه یه ماه پیش دختریشو با موز گرفتن . اولین باره داره کوس میده .-توپ توپه واقعا کوس با حالیه . یک لحظه سعید خود را از آن دو جدا کرد . با خودش محلولی آورد که می گفت گشاد کننده یا باز کننده عضله هست . اونو به سوراخ کون نرگس مالیدند و دوباره شروع کردند به ور رفتن با او . پس از چند دقیقه دستور حمله از سوی دکتر صادر شد . پاها و کمر نرگس چشم بسته رو گرفته و یکی از جلو و دیگری از پشت کیرشونو آروم و بااحتیاط وارد کوس وکون نرگس کردند . نرگس نمی تونست و نمی خواست که چشاشو باز کنه . احساس درد خفیفی در سوراخ کونش می کرد اما درد شیرینی بود . نرگس را روی هوا داشته و دو نفری می کردند . دو تا کیر باهم توی تنش . درست در اولین سکس با مرد خیلی حال می کرد .-آههههه ولم نکنین . فدای کیییییرررررتون بشم . از بدنم لذذذذذت ببرین . همش مال شما بکنین منو من مال شمام اووووففففف چقدر کیرتون درشته . درشتی و درازی کیر ها رو با تمام وجودش احساس می کرد . اما چشمش به جمال انها روشن نشده بود .-هوسسسسسس دارم . سنگینم سبکم کنین .. سعید داشت کوسشو می کرد ووحید هم کیرشو داخل فرستاده بود .-جاااااان چه کوس تنگی داری نرگس تاحالا کجا بودی ؟/؟محاله که از تو دست بکشم . تو فقط باس به ما به این گروه کوس بدی . اگه گشادم بشی خودم تنگت می کنم . زود باش ارضا شو من دیگه نمی تونم جلو آب منی خودمو بگیرم .-دکتر بزززززن بزززززن . وحید جون کونمو بگا تند بززززن . نترس تو که دوا زدی گشاد ترش کردی . آخخخخخ دارم چه حاللللی می کنم . بکنین من کیر میخوام . زود باشین هنوز کیر ندیدم . آییییییی .. آیییییییی .. اومد اومد آبم ریخت سعید آب بده . وحید آب بده .. هر دو مرد با هم و هم زمان کوس و کون نرگسو پر آب کرده و اونو زمین گذاشته کیرشونو بیرون کشیدند . نرگس از ترس این که از اطرافش دور نشن و نتونه کیر هارو زودتر ببینه چشاشو زود باز کرد و میخ شد . باورش نمی شد که این دو تا کیر رو توی سوراخ کوس و کونش جا داده باشه . نمی تونست بگه کدوم کلفت تر و دراز تره . هر دو انگار یه سایز بودن . کیر های خیس و نجسو تو دستاش گرفت . دیگه نجس و پاکی حالیش نبود . نوبتی کیرارو گذاشت تو دهنش . این یک ماهی خیلی با موز و خیار تمرین ساک زدن کرده بود . سعید و وحید رو به ناله واداشته بود و آب هر دو رو دوباره آورد و نصف آب هر کدومشونو خورد . تمام پوست و گوشت تنش پر شده بود از لذت . رگهاش همه باز شده بودند . همزمان با شروع گاییده شدن نرگس سپیده و ساناز که یک گوشه ای مشغول لز بودند و طوبی و حمید و مجید هم پس از چند دقیقه مقدمه کاری به حمام رفتن تا بقیه کاراشونو اونجا انجام بدن .-خانوم خوشگله کوس کوچولو ناناز ما می دونیم این اولین دفعه ایه که میخوای کیر بخوری . این اولین بار واست یه خاطره میشه . یه خاطره شیرین واست درست می کنیم . قبل از این که بیان حموم داخل هال خودشونو لخت کرده بودند . مرد ها هر کدوم یه لیف بر داشته و صابون مالیش کرده یکی از جلو یکی از پشت طوبی رو لیف مالیش می کردند . ماچ و بوسه های اولیه رو هم توی همون هال داده بودند و مرحله تکمیلی رو آورده بودن توی حموم . حمید از جلو و مجید از پشت دست به کار شده بودند . لیفه را وقتی که به وسط بدن و قسمت کوس و کون می رسید حسابی با فشار بیشتری روی نقطه حساس می کشیدند . حمید خم شد و مشغول لیسیدن کوس طوبی شد . مجید هم کون خواهر بسیجی رو آروم آروم و با هوس گازش گرفته و هوسشو بیشتر می کرد . طوبی که اول صحنه گاییده شدن نرگسو رو هوا دیده بود و این که دو تا کیر توی بدنش قرار گرفته خیلی حشری شد . می دونست که داخل حموم نمیشه اونو هوا برد چون سر می خوردند .روی زمین نشست و کیر های حمید و مجید رو به نوبت تو دهنشون گرفت و براشون ساک زد . گاهی دو تا کیر را با هم جفت کرده می فرستاد توی دهنش . حمید ومجید که هر دو دانشجوی مهندسی عمران بوده و وحید هم همکلاسیشون بود دهن طوبی رو مثل کوس می گاییدند و به نوبت هر دو تاشون توی دهن دختر هوسباز آب ریختند . طوبای وظیفه شناس روی زمین و به صورت سگی قمبل کرد و به حرف اومد . آتیش گرفتم زود باشین به دادم برسین . دردمو درمون کنین . کیییییرررررر میخوام . یکی نه دو تا میخوام . هر دو تا رو با هم . حمید روی سرامیک حمام و طاقباز دراز کشید تا طوبی سوارش شه . مجید هم با کف صابون بیشتری به سراغ سوراخ کون طوبی رفت تا آماده گاییدنش کنه . زن روی حمید خم شده ولبانش را می بوسید . مجید هم سوار بر کون طوبی از زیر دستش را به سینه های او رسانده همراه با کیر مالی سوراخ کونش سینه هاشو می مالید .لحظاتی بعد طوبی هم یه فیض اکمل رسیده جفت کیر ها رو تو بدنش راه داده بود . حالا اونم از خوشحالی به خود می بالید و می تونست پیش دوستاش سر بلند کنه و بگه منم دو تا کیرو با هم تحویل گرفتم . طوبی بالای کیر حمید بالا و پایین می کرد و مجید هم کیرشو داخل کوس طوبی حرکت می داد -حمیددددد مجیدددددد قررررریون کییییییرررر جفتتون . راست گفتین یه خاطره شیرین واسم میشه . کوسسسسسمو شیرین شیرین کردین . فدایی کیرای شیرینتونم . بکنین بگایین منو .. من جنده شمام . تازه دارم میدم . خواهر بسیجی خودتونو بکنین . من تازه دارم میدم . اما همیشه جنده شمام هر وقت دوست داشتین منو بکنین . تا ته منو بکنین کیرتونو تا ته بفرستید داخل تا سربکشید بیرون . من میخوام حال کنم . مزه بگیرم . جاااااان کیر چقدر صفا داره . چقدر حال میده . مردا که یه دفعه آبشونو به خورد طوبی داده بودند با تحمل بیشتری به کارشون ادامه داده طوبی رو به ارگاسم رسوندند و آب کیرشونو هم ریختند توی سوراخاش ... چند دقیقه بعد هشت نفری شامشونو خوردند و این بار سعید و وحید رفتن سراغ طوبی . حمید و مجید هم رفتن ترتیب نرگسو بدن . سپیده و ساناز هم قبل از این که دوستاشون سر برسن یعنی همون اوایل بعد از ظهر خودشونو یکساعتی در اختیار مردا گذاشته بودند و در این شلوغی بازار با خودشون مشغول بودند . این بار نرگس در حمام مستفیض شد و طوبی در هال . سر انجام دست آخر و قبل از خواب هشت نفری و به صورت قره قاطی مشغول شدند . کیر نزدیک ترین کوسو می چسبید و کوس هم به دنبال کیر دم دستش بود اگه زنا با هم اصطکاک پیدا می کردن بدن همدیگه رو می مالیدن . خوبی کار در این بود که دونفری که به هم می چسبیدن تا وقتی که همو ارضا نمی کردن دست از هم بر نمی داشتن . بعد از چند ساعت خواب ناهار و صبحانه را با هم خورده و دوباره مشغول شدند . حتی سکس چهار تا به یکی را روی نرگس و طوبی پیاده کردند . در پایان قول و قرار ها رو با هم گذاشتند که در اولین فرصت باز هم از این بر نامه ها داشته باشند . البته دکتر یه آپارتمان مجردی داشت و قرار شد که هفته دیگه دسته جمعی برن اونجا و یه حال درست و حسابی بکنن . دکتر با این که تنوع طلب بود ولی دوست داشت دوباره با این گروه سکس داشته باشه . مردا خداحافظی کرده رفتند -نرگس جون !طوبای نازم حیف که وقت نداریم وگرنه بد جوری هوس یک لز مشتی رو داشتم . واقعا برامون لازمه تا این فعالیتهای یکی دو روزه ما هضم شه . البته وسط هفته اگه خواستین می تونین بیایین . درو قفل می کنیم و با سر و صدای کمتر همدیگه رو می کنیم چطوره ؟/؟راستی وقتی رسیدین خوابگاه داستانهای سایت امیرسکسی یادتون نره این هم دسر قبل از غذاست هم بعد از غذا -حالا چه جوری غذای بعد از دسرو بخوریم -هوس که اومد هیچ کاری نشد نداره -عالیه سپیده جون ..طوبی گفت راستی نذر یزرگه مونو یادت نره نرگس .قرار گذاشتند که دفعه بعد که خونواده سپیده رفتن لواسون گوسفنده رو بکشن و پنجشنبه و جمعه هشت نفری ترتیبشو بدن . موقع خداحافظی نرگس وطوبی با یه احساس مشترک جمله ای مشترک هم بر زبان آوردند -سپیده جون کیر دیگه ای هم سراغ داری ؟/؟.. پایان .. نویسنده .. ایرانی


دوستت دارم:
هدیه ایست که هرقلبی، فهم گرفتنش را ندارد،
قیمتی دارد که هرکسی، توان پرداختنش را ندارد،
جمله ی کوتاهیست که هرکسی، لیاقت شنیدنش را ندارد،
بی شک تو همیشه لایق این هدیه کوچک من هستیL♥VE YѼU aredadash
     
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / وسوسه پیروز بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites