تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

یاسمن همسر فاحشه من

صفحه  صفحه 4 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین »  
#31 | Posted: 1 Oct 2015 12:29
فردا صبحش که بلند شدم مثل سگ پشیمون بودم.خیلی حس بدی بود.انگار همش خواب بود.حرفهایی که یاسمن بهم زده بود و اینها.همین که من دوست پسر دارم هرکاری بخوام میکنم و اینها.اصلا باورم نمیشد.نمیدونم تجربش رو دارید یا نه.ولی وقتی یکی از نزدیکاتون میمیره بعد شب اول که میخوابید فرداش بیدار میشید اصلا نمیدونی چی شده؟باورت نمیشه.گیجی.منگی.همه چی یه جور دیگست.مثل اول مهر که میخوای بری مدرسه حال و هوا یه جور دیگن.دوست داشتی کاش هیچ وقت تابستون تموم نمیشدا.من این جور حسی داشتم.رفتم دستشویی و اینا همینجور نشستم رو مبل داشتم فکر میکردم.نمیدونستم به چی فکر کنم اصلا.یاسی اومد بیرون رفت دستشویی و بعدم حواه برداشت رفت حمام.بعدم رفت تو اتاق.اصلا کارد میزدی خونم در نمیومد.دوست داشتم برم انقدر بزنمش که سرش له بشه.رفتم تو آشپزخونه یه چیزی درست کنم بخورم معدم دیگه داشت میسوخت.همینجور سرم تو یخچال و کابینت و اینا بود برگشتم دیدم وایساده جلو در آشپزخونه.البته اپن بود درم نداشت منظور ورودی آشپزخونست.یه لباس حریر مشکی با سه شلوارک ورزشی پاش بود.تو مایه های ساپورت.سوتینشم پیدا بود که به شدت من رو تحریک میکنه این قضیه.
یه دقیقه میخکوب شدم روش بعد رفتم که تخم مرغ درست کنم اومد دستم رو گرفت با اون چشای درشتش.گفتم چیه؟
ببخشید.
چی رو؟
ببخشید دیگه.من دوست دارم.
بعدم چسبید بهم بقلم کرد.
اشکال نداره.من رو دوست نداری دیگه.برو با همون دوست پسرات.
ندارم بابا.
چی نداری؟
دوست پسر ندارم.به خدا همش از رو شهوته.
منم از رو شهوت برم دوست دختر پیدا کنم؟
نه نرو تووووو.توروخداااااا.فقط من رو دوست داشته ببببباااااااشششش.
همش با تاز و خوشکل حرف میزد که دیوونم کنه.میدونست رگ خواب من چیه.
باشه حالا بزار یه چیزی کوفت کنم.
نه چرا کوفت خودم برات درست میکنم.بشین تو.
صندلی رو کشید عقب اشاره کرد که بشین.نشستم.رفت تخم مرغ درست کرد و پنیر و کره و فلان و اینا رو آورد.اصلا نفهمیدم چی شد که مثل روزای اول عروسیمون شد.مهربون منم همه چی یادم رفت.بعد صبحونه منا زنگ زد بهش.همه چی یادم اومد باز.اونم تا قیافه من رو دید قطع کرد.بعد دوباره زنگ زد بهش گفت خواهش میکنم دیگه زنگ نزن بهم.بعدم اومد رو پاهای من نشست گفت هرچی تو بخوای همون میشم.به خدا قوب مییدم.گفتم ببینیم و تعریف کنیم.سرتون رو درد نیارم تا 3،4 روز خوب بود بعد شب چهارم پنجم که اومدم خونه دیدم حشری شده مثل سگ.اومد سریع چسبید بهم.گفت کیییییرررر مییییخخخخوااااااام.بکن من رو.
چته باز؟چی شده؟
کیییر میخوام.احسان بکنم..
جووووننن.صبر کن بیا ببینم چت شده؟باز کی زنگ زد بهت؟
هیچ کی.بکن من رو فقط.
همینجور خودش رو میکشید بهم.مثل مار به خودش میپیچید.
کسو خانم بگو ببینم چی شده؟
وای گیر نده بکنم.بعد میگم.
آخه میدونستم تا یکی یه چیزی نگه یه پسری دوست پسری چیزی یا منا نگه بیا بریم جندگی این اینجوری نمیشه.یا اینکه بره بیرون بمالن بهش و اینا
الان بگو.
اه.اه.اعصاب خورد کن.
رفت مانتوش رو پوشید اومد که بره بیرون.گفتم کجا؟گفت میخوام برم بدم.میخوام برم جندگی.به تو چه اه.تو که عرضه نداری که.منم اعصابم خورد شد.زدم تو گوشش.چسبوندمش به دیوار.گفتم حالا نشونت میدم جنده خانم.مانتوش رو در آوردم.سریع لختش کردم.کون تپل و نرمش رو داده بود عقب.از عقب بقلش کردم.دست راستم انداختم لای کسش.فشار میدادم.چوچولش میرفت لاش انگشتام.خیس خیس بود.با اون دستمم گلوش رو گرفته بودم فشار میدادم.کیرمم رفته بود لای کون نرم و گوشتیش.سرش رو آورده بودم عقب لب میگرفتم ازش.جووووووون.
چیه دوست داری کیرم رو؟
میمرم براششششش.مردم تا اومدی خونه
کیرم دهنت جنده خانم.امشب ماله خودمی.
مال تو نیستم.مال کیرتم.فقط بکن من رو جرم بده.
جوووووون.جووووون.امشب کونت رو میخوام.
وایییییییییی.جووووون.بکن.هرکاری دوست داری بکن باهام.
آخخخخخخخخ.زن جنده من.لاشی.کیرم تو کس پارت.
آیییییییی.احسان بکنم که از صبح دارم دیوونه میشم.
منم هی کسش رو محکم میمالیدم میزدم بهش صدای شالاپ شولوپ آب کسش روانیمون میکرد.
کسو خانم بگو ببینم چی شده؟
پسره زنگ زد گفت بیام دنبالت بریم باغ خوش باشیم.بچه ها هم هستن.
اون شب منا برا همین زنگ زده بود؟
آره ظاهرا.
جووووننن.چرا نرفتی کس بدی پس؟
احسان نمیخوام دیگه با کسی باشم.فقط میخوام ماله تو باشم.داشتم دیوونه میشدم از صبح تا حالا.
اوووووف.
کست کیر میخواد؟
آرررررررره.کیر تورو میخوااااااد.
همشم کونش رو تاب میداد میداد عقب.
جووونننن همونجا خمش کردم گذاشتم تو کسش.شروع کردم تلمبه زدن.فریاد میزد.
واااااااییییی.جوووووونننننننن.کیییییییییییر.بکنم.جرم بده من جنده تو ام.من ماله تو ام.ماله کیرتم.پارم کن.هرجور دوست داری باهام حال کن.بندازم زیر مای هرکس دوست داری.واااایییییی.خدااااااااا.وای وای وای وای وای.بکن بکن بکن.وای نسا لعنتی.بکنم.بکن که نکنی میرم زیر پای دوست پسرام.بکن که نکنی میرم بی آبروت میکنم.
جوووون.زن جنده خودمی تو.فاحشه من.
واااای پسر تا گفتم فاحشه انقدر حشری شد پاهاش لرزید افتاد زمین.وااااای.کیرم تو کسش اومد بیرون.منم افتادم رو زمین.حالت سگس شده بود.
کیرم گذاشتم تو کسش خم شدم روش خیس عرق بویدم.نفس نفسم میزدیم با همین صدا دم گوشش گفتم: حالت خوبه فاحشه؟چت شد؟
وای احسان وقتی میگی فاحشه روانی میشم.وااااییییییییی.
جونم.جووووون.زن فاحشه خودمی تو.
احساااااننننن؟!
جوووونم؟
احسان ... احسان کیییریرررمیخوام.
میکنمت عزیزم میکنمت.
نه بیشتر میخوام.یکی بیار من رو بکنه.جرم بده.
جووووونننن.کیر دوست پسرات رو میخوای.
با یه صدای حشری و ناله مانندی گفت آررررررههههه.آرهههههه میخوااااام.میخواااام احسان.کیرشون رو میخوام.من بدون کیر اونا هیچی نیستم.واااااییییی.بعدم شروع کرد با حالت عجز و ناله گریه کردن.منم خدا میدونه چقدر حشری شده بودم.کل موهاش رو جمع کردم تو دستم.پیچوندمشون.بعد سرش رو کشیدم عقب با موهاش که تو دستم بود.موهاش رو کشیدم یعنی.با دست چپم موهاش رو کشیدم با دست راستم محکم زدم در کونش.گفتم: فاحشه خانم امشب جوری بکنمت که هیچ وقت حوس کیر نکنی.
جووووونننن.خددااااا.احسان من کیر میخوام.
اصلا حالیش نبود که.فقط دوست داشت کاییده بشه.
منم کیرم رو در آوردم یه هو کردم تو کونش.نفسش بند اومد.یه هو اومد بچرخه.منم موهاش رو ول کردم خم شدم روش.قشنگ افتادن تو گودی کمرش.دستام رو حلقه کردم دورش.محکم گرفتمش اینم از درد هی پیچ و تاب میخورد.افتاد رو زمین قلط میزد.منم گرفته بودمش.پر خورد سمت چپ من با کمر افتادم رو زمین.خانم خانما رو کیرم بود بعد هی قلط میزد این طرف اون طرف منم کیرم تو کونش بود.بدنشم نرم کثافت.مثل کبوتری که میگیریشا بال بال میزد تو بقلم.همینجور که پر میخورد چسبیده بودم بهش.پشت در خونه هم بودیم.دری که باز میشه تو حیات.راهرو کوچیک بود اینم هی این بر اون ببر میشد.منم یه دست انداختم تو کسش سه 4 انگشتی کردم تو کسش.اون داد میزد منم ناله میکردم.دیگه با سینه خوابید رو زمین.منم پشتش.انقدر کونش رو داد بالا که نثلا بلند شه انقدر زور زد که جیغ زد و ارضا شد منم به خودم فشار آوردم آبم اومد ریختم تو کونش.اینی که میگم
کلش شاید یه ساعت طول کشیدا.انقدر خسته بودیم که همونجا افتاد تو بقلم رو لباسامون که کنده بودیم انداخته بودیم همونجا خوابمون برد.
فرداش که بلند شدم دیدم زودتر بلندشده.همه چی هم آماده کرده برا صبحونه خودشم صدام زد اصلا.انقدر سر ذوق اومده بوده و خوشحال بود که نگو.تا بلند شدم اومد لپم رو بوس کرد بقلم کرد.گفت: مرسی بابات دیشب.خیلیییییییی خوب بود.
گفتم خوشالی حالا؟
اره پس چی.خوشالم که نرفتم با کس دیگه.چون اون لحظه اصلا نمیفهمم هیچی.ببخشید ولی باید بدم احسان.باورت نمیشه دیروز چقدر به خودم فشار آوردم که نرم بیرون.
مرسی گلم.قوربونت برم.
یه قولی میدی بهم؟
بگو عزیزم؟
بگو فاحشه من بهم.دوست دارم احسان جنده تو باشم.
الانم بگم؟
نه ، آره نمیدونم.اگه دوست داری اما وقتی حشری میشم بگو بهم دیوونم میکنه.
باشه گلم.
یه قول دیگه هم میدی؟
بگو عزیزم.
همیشه باش.وقتی حشری میشم باش.دوست ندارن برم با کس دیگه.
باشه عزیزم.هروقت خواستی فقط بگو بهم.
تو خودت باید بفهمی.
اگه خونه باشم که میفهمم فاحشه من.اما بیرون باشم که نمیدونم که.
ووااااایییی.جوووون.میگی فاحشه کسم خیس میشه.بیا بیریم صبحونه بخوریم حالا.
باشه.
راستی شیما صبحی بهم اس ام اس داد؟
شیما؟
شیما کیه؟
دوست دوران دبیرستانمه.عروسیمونم بود.
بعدم یه سری مشخصات داد.گفتم خوب؟چی شده بعد این همه وقت؟
گفت اونم ازدواج کرده سرش شلوغه.
اااا؟پس چرا ما رو دعوت نکرد؟
بابا اون قبل ما ازدواج کرده.مگه شوهرش بادت نیست؟
که.حالا چی کار داشت؟
میخواست دعوتمون کنه برا شام.
امشب؟
نه.نمیدونم آخر هفته.گفت ببین احسان میاد اصلا؟
گفتم آره اگه تو دوست داری.گفت من اگه تو دوست داشته باشی میام.
بعدم اومد جلو دستش رو حلقه کرد دور گردنم زل زد به چشام.گفتم باشه عشقم میریم.و بزاره 5 شنبه که فرداش تعطیل باشیم.
لب گرفت ازم گفت چشم.

ماجرای بعدی تو خونه دوستشه.
شاد باشید
تا بعد
     
#32 | Posted: 6 Dec 2015 03:15
به افتخار همه اونایی که میخونن نوشتم.روزاتون شهوانی دوستان.
پنج شنبه شد و یاسی اومد گفت امشب که یادت هست؟
آره دیگه.شیما رو میگی دیگه؟
آره.میای؟
آره دیگه قرار شد بریم خوب.
باشه.من برم حموم بیام ناهار رو میکشم
شیطون میخوای خودت رو تمیز کنی برا شوهر شیما؟
خاک تو سرت.نه کثیفم بابا.
هاها.باشه عشقم برو.
یاسی رفت حمام و منم برا خوشحال کردنش رفتم یه میز خوشکل چیدم و اماده شدم تا بیاد.شنیدم در حمام باز شد حولش رو پیچیده بود دورش.اومد رفت تو اتاق و یه 10 دقیقه بعدش صدام زد.رفتم دیدم یه تاپ معمولی پوشیده و ساپورت و نشسته رو صندلی میگه بیا موهام رو سه شوار بکش.رفتم کمکش کردم هی وسطشم لپاش رو بوس میکردم.تموم که شد گفت من برم میز رو بچیم.گفتم باشه برو منم میام.من صبر کردم بره.رفت و یه هو گفت.وااااااایییییی.دیونه چرا نمیگی پس؟
من جوابی ندادم.برگشت تو اتاق گفت چه کردی آققققققااااا.گفتم عمر منی تو.
خیلی خوشحال بودم که همه چی ختم به خیر شده.عشق و حالمون رو داریم اما زیر نظر خودم و با اجازه خودم.یه لب خوشکل بهم داد و گفت احسان تا ابد ماله خودتم.تنم ماله تو هست.گفتم مگه قرار بود نباشه؟تو سهم منی.همه چیزمی.رفتیم ناهار خوردیم و بریم بخوابیم.میدونستم امشب باید خیلی جالب بشه.اما یاسمن همیشه اینجور موقع ها قبلش کلی حشری بود و سکس بود و اینا.منم دیگه کرم داشتم دیگه.حدس زدم که خیلی نخواد شب سکس باشه.گفتم حشریش کنم یه کم.رفتیم تو تخت که بخوابیم.از پشت چسبیدم به کونش و دست انداختم لای کسش تو ساپورتش.مالیدم براش و همزمان گردنش رو میبوسیدم با دست راستمم که از زیر سرش رد کرده بودم سینه هاش رو مالیدم.لاله ی گوشش رو میمکدیم.خیلی حشری شد.خودمم داشتم دیوونه میشدم.دستم رو گرفت از رو کسش برداشت.برگشت سمتم.لبم رو بوسید گفت احسان دیوونم نکن.امشب کار دستت میدماا؟گفتم چی کار میکنی مثلا؟ گفت کس میدم.زیر پای شوهر شما باید جمعم کنی.کسم رو میزارم زیرش.جندش میشم.
جووووون.جووووووون.جنده ی منی تو.
نه دیگه انقدر حشریم کنی جنده ی اونم میشم.
همچینم با شهوت و سکسی حرف میزد که خدا میدونه.
جوووون.کس منی تو.دوست دارم امشب کس دادنت رو ببینم؟
جدا؟
آره
چرا؟
میخوام نشونم بدی که فاحشه ای.
وااااااییییییی.جججججوووووووووننن.آخخخخخ.بگو بازم.
فاحشه.فاحشه ی من
نه فاحشه ی تو نه.فاحشه ی اون.
اسمش چیه حالا؟
هاها نمیدونم.ولی میدم بهش اگه نکنی من رو الان.
نمیکنمت.
واقعا؟ میتونی دووم بیاری نکنیم؟کسم رو خیس کردی حالا میخوای ولش کنی؟
جوووون.خیس شد؟
آرررررررررررررززررهههههههههههههه
اوووف.
دست کردم زیر ساپورتش و شرتش دیدم بللللللهههه.خیس خیسه.بعد دستم رو در آوردم انگشتم رو کردم دهنم لیسیدم گفتم عمر منی تو.کیرم داره هلاک میشه
وااااییییی.فداییییییی کیرت بشم.مال خودممهههههع.کیرت تو کسمممم.کسم ماله تو.حقه توه.
جوووون فاحشه خانم.
ساپورتش رو کشیدم پایین.شرتش رو دادم کنار خودمم لخت شدم انقد خوابیده کردمش تا آبم داشت میومد.گفت نریزی تو دستمالاااا؟
کجا بریزم پس جنده خانم؟
بریز لای کونم.توروخدااا.
التماسم کن.
احسان خواهش میکنم.بریز لای کونم.لطفن.ااااهههه.
جونننننن.منم داد زدم و ارضا شدم.ریختم لای کونش و رو شرتش.بعد شرتش رو صاف کرد.شرط لای پایی نبود اما ناراش توری بود خیلی سکس بود.مشکی.اووووفففف.بعدم ساپورتش رو پوشید اومد تو بقلم بوسم کرد گفت مرسی عشقم.
تو هم ارضا شدی یاسی؟
نه.
ببخشید
دیوونه.ببخشید چرا؟حال کردم.نمیخوام ارضا شم.
چرا؟
خودت با دست خودت آمادم کردی برا امشب.همچین جنده بازی در بیارم که نگو.
جوووووننن.دوست دارم زیر پای شوهر دوستت ببینمت.
نمیزارم آرزو به دل بمونی.
شیما چی پس؟
اونم یه کاریش میکنم.
بعدم یه لب داد و خوابیدیم.شد طرف های 5،6 عصر بیدار شدیم.رفتم صورتم رو شستم اومدم برگشتم دیدم دست کرده تو شرتش داره کسش رو میماله.گفتم چیه چته؟حشری شدی؟
گفت واییییی احسان.آبت لیز خورد اومد رو کسم دیووونم کرد.اوووفففففف.
جوووووون.چی میخوایییی حالا؟
کیییییییررررررررررررر میییییخخخخخووووواااااااامممم.
جوووون.کیر کیو میخوی؟
کیر شوهر شیما.
کیر من رو نمیخواییی؟
نه نمیخوام.کیررر اون رو میخوام.

وااایییی.یه طرفه دراز کشیده بود رو پهلوش.کون تپلش رو تو ساپورت داده بود عقب دستش تو شرتش بود داشت با خودش ور میرفت.من که شوهرش بودم حالت جنون بهم دست داد.رفتم افتادم روش.من عاشق اینم از رو ساپورت بکنمش.خیلی از رو ساپورت حال میکنم.مالیدم بهش.اونم کسش رو میمالید و آب من رو پاک میکرد میمالید به دهنش.ناله میکرد.من انقد مالیدم بهش و حشری شده بودم آبم داشت میومد.گفت احسان خالیش کن رو سینم.
جووووونننن.با آب کیرم میوشورمت.
جووووننننن.با آب طاهرم کن.با آب کیرت غسلم بده.جندت رو بشور کیر من جونم فدای کیرت بشه.من آفریده شم فقط که به تو کس بدم.جوووون.
منم سریع پاشدم شلوارم رو کشیدم پایین و اومدم بریزم روش که اونم تاپش رو در آورد یه کم سوتینش رو کشید پایین منم کامل ریختم لای سینه هاش.اونمممم فقط آه و ناله میکرد.اوووففف.بازم ارضا نشد.
بعد پاشد بره صورتش رو بشوره بیاد.منم یه کم افتادم رو تخت بعد بلند شدم لباس پوشیدم و یاس هم اومد.پن سریع پوشیدم اومدم بیرون.رفتم آب خوردم اومدم.دیدم داره لباس عوض میکنه.نه شرتش رو عوض کرد نه سوتینش رو.گفتم عوض نمیکنی اینا رو؟
چرا عوض کنم؟بوی آب کیرت رو میده.دوسش دارم.
باشه اوکی اما زشته اونجا.
اصلانم زشت نیست.اولن که نمیفهمن.دومن که بفهمنم افتخار برام که آب کیر رو تنمه.
اووووففففف.واقعا که فاحشه ای تو.
خودت فاحشم کردی.حالا طعمش رو بچش.
اووووفففففف.چشیدم امروز.
رفتم و نشستم تو حال یاسی هم یه یک ساعتی طول کشید آماده شدنش .اووووفففف.واااییییییی خدااا.این چرا انقدر کسه؟این همه وقت میگذره از زندگیمون بازم کس و شهوتیه برام.مانتو بدون زیر پوش تنش بود.مانتو زرد و کوتاه تا یه کم زیر کونش.شلوار لی تنگ تنگ مشکی.اومد بیرون گفتم جووووووون.چه کسی شدی؟ اومدم سمتش گفت هوووی.چته؟تو امروز حالت رو کردی این دیگه سهم یکی دیگست.گفتم کی؟ گفت شوهرم.گفتم من شوهرتن دیگه.گفت نه آاااااقااااا.امشب یکی دیگه شوهرمه.اونه که صاحبمه.اونه که تنم و بهش میدم.
جووووونننن.خوش به حالش.شاید باورتون نشه اما انقدر حشری شدم که دوباره چسبیدم بهش و این بار از کون لختش کردم خودمم همینور وسط حال کردمش.باز گفت آبت زو بریز لای سینه هام.منم کیرم رو چسبوندم به سینش.خودش سرش رو داد لای سینه هاش.منم چسبوندمش به خودن که صورتش میخورد بالای کیرم رو ننافم.کامل خالی کردم لای سینه هاش.اونم پاشد یه انگشت کشید لاش آورد کرد دهنش گفت جججووووووونننن.چه آبیببییییی.ولی به شوهرم میگم که به طور کردیم.
جووووننننن.اگه بفهمه زنش انقد فاحشست چیزی نمیگه.
آخخخخخ.انقدر بگو فاحشه تا امشب کار دست هممونن بدمااا.
اخخخخخخ.پاشو بریم دیره.
حرکت کردیم به سمت خونه شیما اینا.رفتیم و خلاصه که تو راهم کلی کسش رو مالیدم و تنوک سینه هاش رو مالیدم دوونه شده بود.اونم یه کم برام ساک زد تو ماشین.حسابی حشری شد.دیگه ولن نکرد.منم خسته.سه بار آبم اومده بود.گفت بزن بقل احسان.برو یه جا کسی نباشه.منم رفتم تو صنایع یه جاییش وایسادم تو یه کوچه ایش خیلی خلوته.انقدر حرفه ای ساک زد که من کامل آبم اومد بیشتر بارای قبل هم.باز کیرم رو گرفت ریخت لای سینش ببین.قشنگ خیس خیس بود بوی آب منی میداد.لای سینش رو نگاه میکردی آب منی غلیظ چسبیده بود با سینه هاش.بالای سینش.من که تا یه ربع ساعتی بیهوش بودم از خستگی.با هر بدیختی شد رسیدیم خونه شیما اینا تو شهرک بزن شیراز.
دم در که خواستیم بریم تو دستم رو گرفت گفت احسااااااااننن.مننن کییییییرررر میخییییخووووااام.بهممم کییییررر بده.گفتم بیا بریم امشب تا صبح میکنمت.ننه الان میخوام.واقعا دیوونه شده بود.من فکر کردم ناز میکنه.نه بابا حشری بد بودااا.گفتم یاسی فاحشه جونم بیا بریم داخل زشته.گفت پس من هرکاری خواستم بکنم؟دوزاریم افتاد که داره اینجوری میگه که من بگم آره منم با اینکه آبم اومده بود و حشری نبودم گفت آره.رفتیم داخل و سلام علیک اولش و نشستیم.شیوا که یه پیراهن آستین بلند مجلسی پوشیده بود و دامن.که کونش قشنگ افتاده بود توش ولی چیز زیادی معلوم نبود.روسری هم دور گردنش بود.اما رو سرش نبود.روش نمیشد انگار کامل هیچی دورش نباشه نمیدوونم چرا.یاس هم نشست و شیما شوهرش رو معرفی کرد پویا.پویا هم اومد خودشیرینی کنه دید من زنش رو دید میزنم زنم رو دید بزنه و اینا گفت یاسمن خانم راحت باشید.یاسمنم نه گذاشت ته برداشت گفت میشه دستشویی رو بهم نشون بدید لباسم رو عوض کنم؟اونم گفت دستشویی چرا بیاید تو اتاق خودمون.بلند شد یاسی هم کیفش رو برداشت رفت.یه 10 دقیقه ای شد هیچ کدومشون نیومدن.شیما گفت چی شد؟ پویییییااااااااا.پویا گفت جااان؟گفت دفتید لباس بسازید؟ گفت نه وایسادم که اگه چیزی نیاز داشتن بدم بهشون.منم گفتم راحت باشید.با شیما لاس میزدم.بعد بلند شدم گفتم برم کمکش خیلی لفتش میده.امان از دست شما زنا.گفت ماها اینیم دیگه.گفتم شما گلید.گفت آررررررههه؟ گفتم آره.بوی گل میدید.گفت نه بابا دیگه.رفتم کنار گردنششش.واییییی خدا باز حشری شدم.سرم رو چسبوندم کنار گردن و شونش که لختن بود بو کردن گفت اووووووم.بوی بهشت میده.خوش به حال صاحبش.یه خنده خوشکل شهوتی کرد گفت دیوونه تو که بهترش رو داری.گفتم آره بزار برم بیارمش حالا.با خنده گفتم.اونم نشست من اومدم سمت در اتاقشون.چیزی معلوم نبود.نه راه مخفی داشت نه پنجره ای نه چیزی .دیگه گفتم یه هو برم داخل.تا در رو باز کردم دیدم پویا چسبیده پشت یاسمن دستش رو پهلوهاشه.تا من رو دید اومد کنار.منم اصلا به رو خودم نیاوردم.گفتم چی کار میکنی؟ زود باش زشته.گفت اومدم بابا.اه.یه لباس توری بلند پوشیده بود.شلوار و مانتوش رو که رو دسته صندلی دیدم گفتم یعنی جلو پویا لخت شده؟ آب رو سینش چی؟پویا هم کنارش وایساده بود هس نگای سینه ش میکرد. گفتم کمک نمیخوای؟.با یه لحن عصبی انگار میخواد تحقیرم کنه گفت نه.اگه بخوام پویا هست تو برو لطفن.پویا هم پررو تر شد دید منم هیچی نمیگم گفت در خدمتم خااانننممم.اومد کنارش دستش رو انداخت دور کمرش.چسبوندش به خودش.جلومن.گفتم باشه راحت باشید.گفت هستم.اگه تو بزاری.اه.بزو دیگه.
باشه میرم.بیا زود.
باااااشششششهشههه.هروقت تموم شدم میام با شوهرم.
یه لحظه یخ کردم.خواستم چیزی بگم اصلا قفل کردم.گفتم امممممم.اااا.بااااا.ااااا.
نوچ.باز وایساده.میام دیگه الان برو پیش شیما تا بیام.
رفتم پیش شیما نشستم.نشستم کنارش ولی.شروع کردم لاس زدن باهاش.دیدم اون کس کش داره با زنم حال میکنه منم با زنش لاس میزنم.دستم انداختن گردنش.اونم چیزی نگفت.و کم کم دستم رو رسوندم به سینش.یه هو گفت نکن میان یه هو.گفتم بابا اون دو تا که 20 دقیقه هست تو اتاقن.گفت چیکار میکردن خدایی؟گفتم لاس میزدن باهم.گفت تو ناراحت نمیشی؟گفتم وقتی خودش میخواد و دوست داره نه چرا ناراحت شم.یه بوسش کردم گفت وااایییی.دیوونه میبینن.گفتم ببینن.گفت خاک به سرم.بزار برم ببینم چی میگن؟
رفت منم دیدم گوشی شیما بقل دستشه.برداشتم همینجوری.مثل همیشه سریع آدم میره سراع پیاماش.کلی پیام بود از یاسی.رفتم از وسطاش.مثل که بحث سکسی اینا بود گفته بود اگه من امشب مخ شوهرت رو زدم چی؟شیما هم گفته بود مخ شوهر من که کاری نداره زدنش.علانت خنده گذاشته بود.بعد یاسی گفته بود نه جدی؟اونم گفت اگه مخش رو زدی یه شب ماله خودت تعفه ای هم نیست.باز علامت خنده.یاسی هم گفته بود؟ جدیییی میگم.واقعن؟ تو مشکلی نداری؟اونم گفته بود نه.یاسی گفته بود ولی یه روز کمه یه هفته.
باشه یه هفته.ولی من چه کار کنم یه هفته رو؟بی کیری میمیرم.
احسان مال تو.
هاهاهاهاها دیوونه.
دیوونه چیه؟ جدی میگم.اگه مخ پویا رو زدم تو بشو زن احسان منم میشم زن پویا.قبول؟ بی شوخی.
باشه.ولی احسان اهلش هست؟بعدش من از پویا هم مطمعن نیستم.شیطون هست اما ... نمیدونم.زندگیامون خراب نشه؟!
نه نمیشه.حواسم هست.اگه دیدم موقعیتش نیست بیخییالش میشیم.
باشه.وای استرس گرفتم.دیوونه تو هم هروقت من شهوتیم پیام میدی من عقلم کار نمیکنه.
خوب بگو پویا بکنتت.کیرش خوشمزست که.
مگه مزه کردی؟
و و و
دیگه نشد همه رو بخخونم اما خیلی ادامه داشت.شیما اومد گفتم چی شد بابا؟اه نیومدن؟.گفت زن شوهری دارن حال میکنن برا خودشون.یعنی چی؟حال میکننن دیگه.یعنی چی داره؟
بلند شدم رفتم سمت در دیدم اووووفففف.صدای ناله ی یاسمن میاد.حشری شدم بد.شیما هم بقلم بود.نگاش کردم با چهره ای متعجب.گفت کسی که زنش رو تنها میزاره تو اتاق با یه مرد قریبه همینم میشه تهش.اومدم برم داخل.گفت میخوای حالشون رو خراب کنی؟گفتم زنمهههههه.اصلا عجیب بود برام که این همه زود همه چی اتفاق افتاده.گفت اون که زنت نیست.زنت اینجا وایساده.اوووففففففف..جووووونننن.میخوای زنم بشی؟م
مگه نیستم؟
زنی که از شوهرش رو بگیره که زن نیست.
چه رویی گرفتم ازت؟
این لباست رو گرفتن نیست؟
چی بپوشم دوست داری؟
تو باید بدونی.
باشه.برو بشین من میام الان.
رفت تو یه اتاق دیگه.منم رفتم تو حال نشستم.استرس داشتم.شوکه بودم.تعجب.نمیدونستم اصلا چی شده؟!
شیما اومد.وای خداا.با اون قد کوتاهش که قشنگ تو جیگرم جا میشد یه تاپ کوتاه که نافش و اینا کامل پیدا بود.یه شلوارک مثل ساپورت.من انقدر حشری شده بودم یادم نمیاد دقیق.اومد بقل دستم گفت حالا خوبه؟کل سینه هاشم بیرون بود.اومد نشست بقل دستم.بلندش کردم نشوندمش تو بقلم یه دستمم گذاشتم لای پاهای تپل و گوشتی و هی میمالیدمش.سرم میکردم لای سینه هاش.لب میگرفتم.لاس میزدم.گفتم نیان یه هو!؟
بیان خوب.مگه چی کارمیکنیم؟زن و شوهریم.حلالیم به هم.گناه نمیکنیم که.وای این حرفش روانیم کرد.گفتم یعنی تو الان زن منی؟گفت نمیخوای باشم؟گفتم از هرچیزی بیشتر میخوامت.اومد تو صورتم لباش چسبیده بود بهم موهاش ریخته بودم دور صورتم بوی عطرش میومد صدای آه و ناله یاسمن و نعره های پویا ام از یه طرف بعد همینجور که حرف میزد لباش میخورد به لبام.گفت یعنی از یاسمنم بیشتر؟گفتم آره.بیشتر
میخوای صاحب تنم باشی؟
آره.تو میخوای دوست دخترم باشی؟
دوست دخترت نه میخوام زنت باشم.شریک زندگیت باشم..
جووووونننن.اگه برا همیشه نشه چی؟
اگه نشد اون موقع دوست دخترت میشم
شوهرت و بیشتر دوست داری یا دوست پسرت رو ؟.
معلومه تورو.
جوووووووونننن.کس منی تو.
رفتیم تو لبای هم و چیزایی که همتون میدونید.

اگه خوشتون اومده بود ادامه مهمونی و جریان های بعدش با شیما و پویا رو میگم براتون.واقعا تجربه متفاوت و بی نظیری بود که واقعا زنت رو با یکی عوض کنی.اونم نه برا یه بار یه شب و یه هفته بلکه برای ....

بزار بعد بگم.
خوش باشید
     
#33 | Posted: 21 Apr 2016 18:57
قشنگ بود جذاب
     
#34 | Posted: 21 Apr 2016 19:13
ادامه بده
     
#35 | Posted: 22 Apr 2016 21:30
موافقم

CG222
     
#36 | Posted: 22 Apr 2016 21:31
ی عکسی چیزی از یاسمن نداری؟؟؟ کشتی مارو انقد تعریف کردی

CG222
     
#37 | Posted: 22 Apr 2016 23:04
اگه داری لطفا بزار مرسی

CG222
     
#38 | Posted: 28 Apr 2016 20:57
داداش ادامشو نمینویسی؟ بنویس دیگ خوب مینویسی

CG222
     
#39 | Posted: 8 May 2016 21:17
بقیشم بزار مرسی
     
     
#40 | Posted: 19 May 2016 20:03
بازم رفتی ۲ سال دیگه بیای؟

++ عشقبازی فانتزی ++
Signature
     
صفحه  صفحه 4 از 9:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / یاسمن همسر فاحشه من بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites