تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

خانواده رویایی

صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین »  
#11 | Posted: 4 Mar 2015 12:07
shahrzadc:
lootibaz74:
شهره دختر عموی بزرگم کون زیبایی داشت

lootibaz74:
امروز میخوام یکی دیگه از خاطره مهمونیه خونه عمه شهره رو براتون بازگو کنم

hamiice:
هم عمه ساناز اسمش شهره است هم دختر عموش ؟

بله این اشتباه صورت گرفته در ادامه یا تصیصش میکنم یا دخترعمو شهره رو شوهرش میدیم خارج کشور که کمتر در داستان باشه
ولی فعلا در این مهمونی کاری نمیتونم بکنم و باید ادامه بدم تا مهمونی عمه تمام بشه که اونم نهایتا در ۳قسمت آینده تمام میشه و در خاطره بعدی سعی میکنم این ۲تا شخصیت در کنار هم قرار نگیرن
و در نهایت تشکر میکنم از هر ۲تا دوست استاد ایرانی و حامی آیس عزیز به خاطر توجهی که به داستان این حقیر دارن

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#12 | Posted: 4 Mar 2015 15:17
خانواده رویایی
مهمونی عمه شهره قسمت سوم


عمه و دخترش که داشتن سمت آشپزخونه میرفتن صحنه جذابی شکل گرفته بود 2تا کون بزرگ و تپل کنار هم در حال رفتن به سمت آشپزخونه بودن و لرزششون باعث شده بود آقایون مجلس به وجد بیان و خوشمزگیشون گل کنه و شروع به تیکه و متلک پرونی کنن بابا میگفت کی میکنه این کونارو؟؟؟عمو میگفت خدا برکت بده به اون که ساخته پرداخته کرده این کونارو...شوهر عمه در جواب گفت به حضورتون عارضم که این شهره خانوم قبل از اینکه زن بنده بشن پیش شما 2تا داداش بودن و تا جایی که بنده اطلاع دارم کسو کونشون زیر آماج حملات کیر شما و پدربزرگوارتون بوده به شکلی که شب اولی که میخواستم کونش بذارم دیدم شده مثل دهنه غار و در مورد شراره دخترم هم باید عرض کنم که هروقت حرف کیر میشه چنان دایی بهرام و دایی شهرام میگه که ما در عجب موندیم که چی از کیرای شما دیده و در مواقعی هوسی میشیم خودمون هم یه کون بهتون بدیم ببینیم این مادر و دختر چی از این کیرای شما دیدن که آب از لب و لوچه شون راه میفته؟؟؟ با این حرف شوهرعمه سالن از خنده رو هوا رفت عمه شهره از پشت اپن آشپزخونه گفت شهریار نیست که تو و اون آقا پسرت کم کسو کون منو این دختر رو میکنین؟؟بعدشم مگه خواهر خودت نیست هر ماه 4بار سهمیه کیر داره پیشت؟؟؟حالا چی شده به منو داداشام حسودی میکنی؟؟؟این بندگان خدا که هردفعه چییییی بشه میان یه کیر میمالن در ما و میرن...شوهرعمه ام چشات گرد شد و با تعجب گفت هر دفعه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟منظورتون از هر دفعه هفته ای 3بار دیگه عزیزم؟؟؟؟؟ بعدشم این کاری که بهرام جونو شهرام جون با شما 2تا میکنن بهش نمیگن کیرمالیدن در کسی این 2تا کیر کلفت دیگه فقط جیگر شما رو نمیکشن بیرون تو سکس...با این حرف دوباره سالن ترکید از خنده ,عمه به شوخی از تو آشپزخونه برا شوهرش خط و نشون کشید و گفت حالا اگه به زن داداشام نگفتم امشب کیرتو از جا بکنن خلاصه شوخی و خنده ادامه داشت برا همینه که میگم احساس شادی میکردم از داشتن همچین خانواده ای که اینقدر با مسائلی که خیلیا در سطح اجتماع زشت و قبیح میدونستن راحت کنار اومده بودن.بگذریم پذیرایی رو انجام دادن و قرار شد بریم در سالن سکس که در طبقه زیرین منزل عمه قرار داشت و اونجا رقص و استریپ تیز انجام بشه و بعد سکس رو انجام بدیم بذارید اول از نوع پوشش خانومای مجلس براتون بگم از پوشش خودمو مامانم که گفتم ولی بازم تکرار میکنم که راحت بتونید فضای مهمونیه ما رو تصور کنید خود من یه ماکسی توری و چسبون و بلند تنم بود که زیرشم هیچی نداشتم نه شرت و نه سوتین کسو کونمو سینه هام کاملا مشهود بود و به راحتی میشد بهش دسترسی پیدا کرد مامان مریم یه دامن کوتاه مشکی که البته دیگه نمیشد بهش بگی دامن پاش بود و یه تاپ نیم تنه زرد تنش بود که نیمی از کونش و نیمی از سینه های سفیدش به خاطر کوتاهی دامن و تاپش بیرون بود عمه یه سرهمی ساپورت نازک سفید تنش بود و خود من در عجب بودم که چطوری اون کون و سینه های بزرگ و شهوتناکش رو تو اون لباس جا داده بود و لباس زیر هم نداشت و همه جونش پیدا و دید آقایون بود دخترعمه شراره یه شورتک لی و تاپ نیم تنه سفید تنش بود و از چشمهای عمو و بابا میخوندم که چطور لحظه شماری میکردن که کیراشون رو فرو کنن تو کسو کون شراره ...زن عمو یه ماکسی تنگ و براق بنفش تنش بود که خوب برجستگی های بدنش رو در معرض نمایش برا دیگران قرار میداد دختر عموم شهره یه دامن چین دارخیلی کوتاه مشکی و یه پیراهن گشاد سفید تنش بود که چشای پسرعمه ام شاهرخ رو به خودش خیره کرده بود و گل مجلس ما ریحانه بود که خیلی آقایون برا کسو کون کوچولو و تنگش سر و دست میشکستن ریحانه یه سرهمی لاتکس فوق العاده تنگ و چسبون به رنگ قرمز تنش بود که از اول مجلس چشای مردای مسن تر مهمونی(بابا وعمو وشوهر عمه) رو خیره به خود کرده بود که میخواستن مثل گرک بیفتن به جون این بره کوچولوی ما و پاره پاره اش کنن.خلاصه دوربین ها رو سه پایه ها نصب و برای فیلمبرداری تنظیم شد و با شروع موزیک رقص شروع شد رقص که چه عرض کنم بیشتر به لاس زدن شبیه بود مامان تو بغل شوهرعمه جا خوش کرده بود بابام و عموم 2نفری از جلو و عقب ریحانه رو گرفته بودن و در حین رقص دستمالیش میکردن منو داداشم سعید هم در کنار هم میرقصدیم شاهرخ هم با مامانش و زن عمو مشغول بود شراره و شهره دختر عموم هم که دیدین سرشون بی کلاه مونده با همدیگه ور میرفتن و ازهم لب میگرفتن و دست به سینه ها و کس و کون هم میکشیدن یه کم که تو این حالت رقصیدیم شوهر عمه که میزبان بود از آقایون خواهش کرد تا بیان و پشت باری که در گوشه سالن قرار داشت بشینن تا هم لبی تر کنن و هم خانوما در حین رقص لباساشونو در بیارن تا آماده سکس بشن رسم بر این بود که اول زن و دختر میزبان باید لباساشونو در بیارن تا آقایون رو صندای های بار جاگیر شدن عمه شروع کرد به در آوردن لباساش اول بندهای سرهمی رو از رو شونه هاش کشید پایین که سینه های خوشگلش افتاد بیرون و در همین حال صدای سوت و تشویق آقایون بلند شد خداییش حق داشتن سینه های عمه در حین رقص به طرز زیبایی بالا و پایین میشد و آه ازنهاد آقایون بلند شده بود عمه در ادامه دخترشو صدا زد تا بیاد جلو سینه های عمه رو به دهن بگیره و در همون حین لباسشو کامل در آورد وای که چه اندام سکسی داشت این عمه شهره من که یه دختر بودم تحریک شده بودم شراره هم در کنار مامانش لخت شد و یه لحظه دیدم آقایون از رو شلوار دارن کیراشونو میمالن نفر بعدی مامانم بود که از دامنش شروع کرد البته دامن مامان به شکلی بود که پوشیدنش با نپوشیدنش توفیری نداشت چون هم خیلی کوتاه بود و هم اینکه شرت هم زیرش نداشت.مامانم خیلی شیطون بود و قصد داشت آقایون رو اذیت کنه برا همین دامنو تا زیر کونش میکشید پایین و دوباره میبرد بالا آقایون با هم یکصدا میگفتن درش بیار درش بیار درش بیار و بالاخره مامان وقتی این همه اشتیاق مردا رو برا کسو کونش دید دامنشو در آورد که اینکارش باعث هلهله آقایون شد و بعد هم رفت سراغ تاپش و اونم درش آورد و کل بدن بلوری و سکسیش رو در معرض دید دیگران گذاشت شوهرعمه کیرشو از شلوار در آورده بود و داشت اونو میمالید معلوم بود که امروز تیز کرده برا کسو کون مامانم البته اینو بگه تمام خانومای فامیل ما بدنسازی و ایروبیک کار میکردن و خود عمه باشگاه دار بود مدرک آکادمیک برای اینکار داشت و چون علاقه زیاد مردای فامیل رو به کسو کون تپل میدونست بنابراین تمرین هایی بهمون میداد که رو یه سری نقاط به خصوص بدنمون بیشتر کار بشه و رشد کنه مثلا هیچ کدوم ار خانومای فامیل شکم و پهلو نداشتن و تمامشون کونای برجسته و اندامهای سکسی داشتن...
ادامه دارد...

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#13 | Posted: 4 Mar 2015 22:19
lootibaz74:
در نهایت تشکر میکنم از هر ۲تا دوست استاد ایرانی و حامی آیس عزیز به خاطر توجهی که به داستان این حقیر دارن

خواهش میکنم دوست عزیز من اگر هم به این نکته اشاره کردم نه به منظور اینکه قصد تخریب شمارو داشته باشم فقط برای من سوال پیش آمد و از شما بخاطر برخورد منطقی و خوبتون سپاسگزارم .

از آن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شد/
تمام جستجوی دل، سوال بی جواب شد/
نرفته کام تشنه ای به جستجوی چشمه ها/
خطوط نقش زندگی، چو نقشه ای بر آب شد/
چه سینه سوز آه ها که خفته بر لبان ما/
هزار گفتنی به لب اسیر پیچ و تاب شد/
نه فرصت شکایتی، نه قصه و روایتی/
قرار عاشقانه ه
     
#14 | Posted: 5 Mar 2015 14:31
hamiice:
خواهش میکنم دوست عزیز من اگر هم به این نکته اشاره کردم نه به منظور اینکه قصد تخریب شمارو داشته باشم فقط برای من سوال پیش آمد و از شما بخاطر برخورد منطقی و خوبتون سپاسگزارم .

با درود
نه اتفاقا من از انتقاد سازنده خوشحال میشم چون باعث میشه که بنده اشتباهتم رو تصیح کنم
باز هم ممنون از حمایتتون
در ضمن دوست دارم نظرتون رو تا اینجا در مورد داستانم بدونم
هر موردی خوب یا بد هست بدون تعارف بهم بگین
دوستدار شما
لوتی باز

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#15 | Posted: 6 Mar 2015 14:25
Pacxxx:
آفررررین آفرررررین

ممنون دوست خوبم
در ضمن اگر نظری در مورد روند داستان دارید بفرمایید
نظراتتون برام مهمه

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#16 | Posted: 6 Mar 2015 15:21
کمی که نه خیلی رویاییه

اصلا داستان باید یه طوری باشه که بشه تو واقعیت هم دخالتش داد

این شکلش زیاد قابل هضم نیس

چه جور بگم نمیچسبه

کسی حق نداره در مورد دیگری قضاوت کنه
     
#17 | Posted: 6 Mar 2015 15:32
درود
دوست عزیز بنظرم داستان شما آشنا میاد فکر میکنم قبلا مشابه همین داستان را خود شما نوشته بودید البته اگر اشتباه نکنم .

از آن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شد/
تمام جستجوی دل، سوال بی جواب شد/
نرفته کام تشنه ای به جستجوی چشمه ها/
خطوط نقش زندگی، چو نقشه ای بر آب شد/
چه سینه سوز آه ها که خفته بر لبان ما/
هزار گفتنی به لب اسیر پیچ و تاب شد/
نه فرصت شکایتی، نه قصه و روایتی/
قرار عاشقانه ه
     
#18 | Posted: 6 Mar 2015 22:01
setayeh:
کمی که نه خیلی رویاییه

اصلا داستان باید یه طوری باشه که بشه تو واقعیت هم دخالتش داد

این شکلش زیاد قابل هضم نیس

چه جور بگم نمیچسبه

با درود خدمت شما
خب اونچه که مسلمه داستانهای سکسی نه تنها در ایران بلکه در کل جهان شاید قابل پذیرش نباشن البته اتفاقاتی رو که در اونها میفته رو منظورمه
بله اصلا نمیشه اونها رو در واقعیت تجربه کرد
حتی اشکال خیلی خلیی ساده تر از داستان من رو هم نمیشه در واقعیت تجربه کرد و برا همینه که بهش میگن فانتزی
ولی با این حال نظر شما به طور کامل برا من قابل احترامه
ممنون از توجهیکه به داستان من داشتید

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#19 | Posted: 6 Mar 2015 22:07
hamiice:
درود
دوست عزیز بنظرم داستان شما آشنا میاد فکر میکنم قبلا مشابه همین داستان را خود شما نوشته بودید البته اگر اشتباه نکنم .

فعلا نمیتونم تو خصوصی پیام بدم
اجازه بدید در آینده این موضوع رو اونجا براتون توضیح میدم

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
#20 | Posted: 8 Mar 2015 16:00
خانواده رویایی
مهمونی عمه شهره قسمت چهارم


داشتم میگفتم رقص و درآوردن لباس خانوما ادامه داشت بعد از مامان نوبت به من رسید من کار زیادی نداشتم که انجام بدم چون لباس آنچنانی تنم نبود اول بندهای ماکسی رو از رو شونه هام دادم پایین و سینه های گرد و سفیدم رو در آوردم دیدم عمو با چه حسرتی به من نگاه میکنه و معلومه که میخواد امشب بدجور کس و کون منو بکنه عموم تو سکس خیلی قوی عمل میکرد و شبهایی میشد که میرفتم خونشون و تا صبح چندین و چند مدل منو از کسو کون میکرد و گاهی دخترا یا زنش هم بهمون ملحق میشدن و با دیلدو کمک عمو بهرام میکردن و الان عمو با حسرت داشت به کسو کون من نگاه میکرد و منتظر بود تا با فرمان میزبان برای شروع سکس منو تحت تسلط خودش بگیره و باهام سکس کنه.لغزش نگاه آقایون روی بدنم و اینکه چطور لحظه شماری میکردن برای گاییدن من لذتی ناب رو به بهم میداد و باعث میشد درآوردن کامل لباسمو بیشتر طول بدم که اینکار باعث میشد که آخ و وای آقایون بیشتر بشه و ازم بخوان که زودتر لخت بشم.لباسمو کامل در آوردم و اندام لخت و سکسیم رو در معرض دید بقیه گذاشتم بقیه خانوما هم به همین منوال لخت شدن و دیگه آقایون همه با کیرای شق شده و آماده به رزم منتظر بودن میزبان دستور حمله بده .شهریار گفت بیایید یه کم هیجان به کار بدیم.بابا گفت مثلا چطوری؟؟شهریار گفت اسامی زنا رو مینویسیم رو کاغذ و تا میکنیم و میندازیم تو یه تنگ شیشه ای تا مردها بیان و کاغذا رو بردارن و اینجوری سکس به صوررت تصادفی شروع بشه و بعد از اینکه دفعه اول آبمون اومد حالت چرخشی بگیره و هرکس با هرکس خواست سکس کنه همگی موافقید؟؟کسی مخالفتی نداشت چون تو این جمع همه با هم سکس رو تجربه کرده بودن و این کار حال و هوای جدیدی به مجلس میداد فقط بابا گفت شهریار تعدادمون به هم نمیخوره 7زن و5تا مرد چطوری تقسیم کنیم؟؟شوهرعمه گفت ایرادی نداره برای شروع من و پسرم به عنوان میزبان با2تا زن شروع میکنیم یعنی به نوعی حق 2تا برداشت از ظرف شیشه ای رو داریم.بابا گفت حرفی نیست ولی اصلا بیایید اینکارو به عنوان یه استاندارد برای مهمونیامون در بیاریم.خوبه؟؟کسی مخالفتی نداره؟؟همه از این پیشنهاد بابا استقبال کردن.اسامی نوشته شد و رفت داخل ظرف شیشه ای..لحظات هیجان آوری بود.به ترتیب سن باید از ظرف شیشه ای برداشت میکردن یعنی اولین نفر بابا بود.دستشو در ظرف شیشه ای برد و کاغذی درآورد مسئول اعلام نتایج شهریار بود کاغذ رو از بابا گرفت و تا کاغذ رو دید رو به بابا گفت ای خرشانس...و با صدای بلند اعلام کرد شهرام و ریحانه باهم...صدای فریاد شادی بابا بلند شد اونی که دلش میخواست بهش رسید ریحانه با اون کسو کون نقلی و کوچولوش به بابا رسیده بود و بابا میتونست کیر کلفت و سیاهشو تو سوراخای تنگ ریحانه فرو کنه...بابا اومد و ریحانه رو بغل کرد و انداخت رو کولش و رفت رو صندلی پشت بار نشست و ریحانه رو گذاشت رو پاش و به ریحانه گفت عمو به قربون کسو کون تنگت بره امشب مال عمو شدی دوستداری کستو برات بخورم تا از حال بری؟؟ریحانه گفت:جوووووووووووووون عمو آرررررره دوست دارم...عمومیخوای آبتو کجام خالی کنی؟؟؟بابا گفت:هرجا تو بگی خوشگل عمو...بابا اینو گفت و با ریحانه لب تو لب شدن...شهریار گفت خب آقایون و خانوما توجه کنید هنوز مراسم قرعه کشی تموم نشده نفر بعدی که باید از تنگ جادویی کاغذ برداره آقا بهرامه..رو به عمو گفت:آقا بهرام بفرمایید.عمو رفت جلو دستشو کرد داخل ظرف و کاغذی برداشت و داد به شهریار از قیافه مردا معلوم بود که اصلا دوست ندارن از زنو دخترای خودشون بهشون بیفته چون اونارو که هر دقیقه میتونستن زیر کیر داشته باشن به هر جهت شهریار کاغذ رو باز کرد و گفت:اوووووووف بهرام امشب قراره با یه کون تپل و سفید شروع کنی...عموبهرام با اشتیاق گفت:خواهرمه؟؟شهریار:نه جوون تر از اونه عمو:دخترت شهره؟؟شهریار:نه ولی نزدیک شدی عمو:دخترم که نیست؟؟شهریار:نه اونم نیست تا شهریار اینو گفت عمو برگشت و به من نگاه کرد گفت:جووووووووون نکنه ساناز جونمه؟؟شهریار گفت:برو سگ خور برو حالشو ببر.عمو اومد طرفم و با یه حالت خاص گفت:امشب به دلم برات شده بود کون تو نصیبم میشه عزیزم.گفتم:عمو منم هوس کیرتو کرده بودم خیلی وقته کیرتو تو بدنم حس نکرده بودم عمو دستمو گرفت و رفتیم رو کاناپه و منو نشوند رو پاهاش کون بزرگ و تپلم رو پاهای عمو پهن شد و عمو با شهوت گفت جون چه نرمه و شروع کرد با سینه هام ور رفتن و مشغول دیدن بقیه برنامه قرعه کشی شدیم نوبت به خود شوهرعمه رسید و اون باید طبق قانون 2تا کاغذ برمیداشت دستشو درون ظرف برد و کاغذ اول رو برداشت و باز کرد و با صدای بلند گفت:به به چه کسو کونی بکنم از لیلا خانوم من امشب...بله زن عمو به شوهر عمه ام افتاده بود شهریار رفت سراغ ظرف شیشه ای وکاغذ دومو از تو ظرف برداشت و با دیدن کاغذ گل ازگلش شکفت و گفت: به به چه شب مبارکیه امشب دختر قراره پیش مامانش کون بده. با این حرفش فهمیدیم شهره دختر عموی بزرگم و مامانش به شهریار رسیده بودن آب از لب و لوچه شهریار راه افتاده بود و داشت با شهوت میگفت:جووووووووووون چه حالی میده از تو کس مامان بکشی بیرون بکنی تو کون دخترش و دوباره برعکس.عمه گفت:خیلی خب بسه شهریار اینقدر پرحرفی نکن مردیم از بی کیری زود باش بقیه نتایج رو اعلام کن.نفر بعدی داداشم سعید بود که باید کاغذ رو برمیداشت و با برداشت سعید تکلیف شاهرخ هم مشخص میشد چون 2تا اسم در ظرف میموند که متعلق به شاهرخ بودن.سعید کاغذی رو برداشت و به شهریار داد که کیرش تو دهن لیلا زن عموم جا خوش کرده بود مثل اینکه زن عمو نتونسته بود بیشتر از این جلو خودشو نگه داره و با کیر شهریار مشغول شده بود شهریار کاغذ رو دید و به سعید گفت دومین کون خوشگل و جوون مهمونی هم مال تو برو بکنش خوش باش سعید نگاهش به طرف شراره دختر عمه ام برگشت و گفت:آخ که چقدر دوستدارم سکس رو از کون شروع بکنم شراره نظر تو چیه؟؟شراره گفت:وااااااااااااای من که فقط کونم داره برا یه آب داغ که ریخته بشه توش له له میزنه سعید زود بیا اینجا تا کیرتو با وازلین چربش کنم تا مستقیم بکنی تو سوراخ کونم میدونی که چقدر داغه و چقدر راحت پذیرای کیرته؟؟سعید با کیر شق شده رفت به طرف شراره از اون طرف شاهرخ هم تو پوست خودش نمیگنجید چون با 2تا خانوم جاافتاده و خوشگل و فوق العاده شهوتی افتاده بود که یکی مامان خودش بود و یکی زنداییش یعنی مامان من هر2تا کونای بزرگ و اندامهای گوشتی و رو فرمی داشتن که جون میداد برا کردن عمه رو به مامانم گفت مریم جون نظرت چیه بریم پوست از کیر این آقا پسر بکنیم مامان در جوابش گفت واااااااااای شهره جون من فقط کیر میخوام زود باش دست به کار بشیم بعد رو به شاهرخ گفت عزیزم دوست داری با کجامون سکستو شروع کنی شاهرخ با کیر سیخ شده جواب داد فعلا میخوام کیرمو فرو کنم تو حلق جفتتون اونم تا ته و با این حرف شاهرخ مامان و عمه به طرفش رفتن تا سکس با شاهرخ رو شروع کنن...
ادامه دارد....

من زنم! به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو ...
میدانی؟
درد آ ور است من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ...
قوس های بدنم به چشمهایت بیشتر از افکارم می آ ید ...
تاسف بار است! باید لباسهایم را با میزان ایمان تو تنظیم کنم!
دردم می آ ید ژست روشفکریت تنها برای دختران غریبه است!
به خواهرو مادرت که میرسی قیصر میشوی ...
دردم می آید در تخت خواب با تمام عقایدم موافقی و
صبح ها از دنده ی دیگری از خواب بلند میشوی، تمام حرفهایت عوض میشود!
     
صفحه  صفحه 2 از 8:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / خانواده رویایی بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites