تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

داستان و مقالات آموزشی درباره اسپنکینگ

صفحه  صفحه 4 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین »  
#31 | Posted: 13 Feb 2016 02:17
قشنگ بود ولی خیلی کم نوشتی
سعی کن بیشتر بنویسی مخصوصا برای این داستان که دبر به دیر اپ میشه
بازم خوب بود
از محیط و دکور و لوازم سعی کن تو داستانت استفاده کنی تا بتونی داستانو پیچ و تاب بیشتری بهش بدی

غریبه ترین آشنا در میان دوستان
     
#32 | Posted: 26 Feb 2016 09:49
[font#DF0101]تجربه های اسپنکینگ نگین. قسمت دوم: اسپنک شدن میترا توسط نگین
ادامه داستان:
[/font]

نوازش آروم دست میترا رو شونم را احساس کردم و صدای آرومش که دم گوشم می گفت : نگین عزیزم پاشو، پاشو شام آمادست
سرمو چرخوندم و با صورت خواب آلود لبخندی بهش زدم ، و اونم صورتشو آورد نزدیک تر و یک بوسه ی داغ بینمون رد و بدل شد، اون موقع اصلا یادم به اتفاقات افتاده توی طول روز ، قبل از خوابیدنم نبود و با حس کاملاً رمانتیکی از بوسه لذت می بردم تا اینکه خواستم کاملتً بچرخم و همین که باسنم با سطح تخت تماس پیدا کرد و دردش را حس کردم تمام هوش و حواسم سر جاش اومد و چهرم تو هم رفت. میترا که این حالتم را دید گفت: الهیییی هنوز جاش درد میکنه ؟ مواظب باش عزیزم، و زیر کتفم را گرفت تا بتونم آروم از تخت بیام پایین.
میترا: عزیزم تا تو یک دوش بگیری من میز شامو میچینم
من: وای میترا جون دستت درد نکنه امروز همه زحمت خونه افتاد گردن تو بذار بیام کمکت کنم.
میترا: واا ! این چه حرفیه فدات شم، برو دوش بگیر و خوب زیر آب ولرم باسنتم مالش بده تا ورمش زودتر بخوابه.
جلوی آینه ایستاده بودمو موهامو با سشوار خشک می کردم که دیدم میترا دم دهنه ی در ایستاده و تکیه داده به چهارچوب در و داره نگاهم میکنه، من کاملا لخت بودم و اون خیره شده بود به باسنم، بعد از کمی نگاه کردن اومد آروم از پشت بغلم کرد، خیلی وقتها عادت داشت بعد از حمام رفت این کار رو بکنه، همیشه میگفت از بدن مرطوب من خوشش میاد ولی این بار خیری از مالش سینه ها و بعدم رفتن سراغ لیسه زدن اندامم نبود ، همینطور بغلم کرد و آروم آروم خودشو به باسنم میمالید و سرشو گذاشته بود رو شونه هام، کمی که گذشت و موهای من خشک شد و سشوار را خاموش کردم دم گوشم آروم گفت: بیا عزیزم بریم شام و بخوریم که بعدش باید حسابی انتقام بلایی که سر این کون خوشگلت آوردمو ازم بگیری، با اینکه جملاتشو طنز گفت اما کاملا لحن ناراحت و اندوهگینی داشت، رابطه ی بین من و میترا خیلی صمیمی بود و وقتی اینو گفت فهمیدم چقدر بخاطر این تنبیهی که بخاطرش شدم ناراحته. منم در جوابش گفتم: عزیزم نباید اون اشتباه رو سر کار انجام میدادی، حالا مجبورم بخاطرش کون بلوریتو سیاه و کبود کنم. پوست میترا خیلی سفید بود و مخصوصاً کنار رنگ پوست من این کاملا مشخص بود بخاطر همین من همیشه حین سکس و مکالمات رمانتیکمون بولوری صداش میکردم، اندامشم از من تو پر تر بود مخصوصاً باسن و سینه هاش،لمبره های باسنش علی رقم اینکه اصلا دختر چاقی نبود اما خیلی بزرگتر اط سایز نرمال بود بخاطر همینم معمولا شلواراشو میداد خیاط بدوزه چون اگه میخواست سایز کمرش شلوار بخره رون و باسناش براش تنگ می شد و من هر وقت میرفتیم با هم خرید سر این قضیه سر به سرش میذاشتم.
سر شام از چیزای مختلفی صحبت کردیم، توصحبتامون هیچ اشاره ای به اسپنکینگ و تنبیهی که در پیشه نداشتیم، میترا از اتفاقات طول روزش گفت ، مخصوصاً از اینکه پیرزنی که همسایه طبقه پایینیمون بود صبح حالش بد شده بود و اون رفته بود پیشش و از این حرفای کلی و عمومی، اما رو به آخرای شام که رفتیم میترا کم حرف شد و ته مونده ی غذاش رو آروم آروم میخورد و نیم نگاهش به من بود که ببینه من کی غذامو تموم می کنم و برنامه تنبیه رو شروع می کنیم، منم که این مساله رو حس کرده بودم سریع غذامو تموم کردم و بشقاب خالیمو برداشتم که ببرم بذارم تو ظرف شو، میترا هم خواست تو جمع کردن میز شام کمک کنه و اومد که ظرفشو برداره که بهش گفتم، میترا من سفره را جمع می کنم عزیزم، تو برو تو اتاق اماده شو تا من بیام؛ میخوام وقتی اومدم لخت رو به دیوار ایستاده باشی و به اشتباهی که انجام دادی و قراراه بخاطرش تنبیه بشی فکر کنی.
میترا: چشم. اینو آروم مثل یک دختر بچه ی نادم و پشیمون گفت و رفت.

ادامه دارد ...

اسپنکرمجید
     
#33 | Posted: 26 Feb 2016 10:37
تجربه های اسپنکینگ نگین. قسمت دوم: اسپنک شدن میترا توسط نگین
ادامه داستان:


وارد اتاق که شدم دیدم میترا همونطوری که ازش خواسته بود رو به دیوار ایستاده و تازه دستهاشم گذاشته بود روی سرش، معلوم بود فیلمهای اسپنکسنگی که با هم دیدیم رو خوب به یاد داشته، م نبدون هیچ مقدمه ای صندلی پشت میز آرایش را برداشتم و آوردم وسط اتاق گذاشتم نشستم روش و بهش با لحن جدی ای گفتم، بیا خم شو و با دست زدن روی زانوهام اشاره کرد که بیاد بخوابه روی زانوهام ، چون بار اولش بود که جدی تنبیه می شد قصد داشتم اول یک اسپنکینگ با دست براش انجام بدم که خوب آماده بشه برای تنبیه اصلی
میترا که اومد و حالت گرفت قبل از اینکه شروع کنم همینطوری که داشتم باسنشو مالش می دادم گفتم: نیازی نیست که بیشتر از این توضیح بدم که قراره بخاطر چچی تنبیه بشی ، آماده ای؟!
میترا: بله... با صدای لرزون و مضطربی گفت و من بلافاصله شروع کردم محکم و سریع به ضربه زدن، با تمام قدرتم ضربه میزدم، دستمو تاجایی که جا داشت بالا میبردم و چپ و راست به باسنش ضربه میزدم، میترا که از همون ضربه اول با منقبض کردن باسنش و وول خوردن زیر ضربه ها و ناله های خفیف نشون میداد که داره درد زیادی رو تحمل میکنه هم حسابی از شدت ضربه دست های من شوکه شده بود و مدام آه و ناله میکرد، من فقط ضربه میزدم و دوست نداشتم چیزی بهش بگم با اینکه مرسومه هنگام تنبیه اسپنکی مواخذه بشه و اشتباهش بهش یادآوری بشه ولی من میدونستم که میترا کاملاً به اشتباهش واقفه برای همین سعی می کردم روی ضربه زدنم متمرکز بشم و تنبیهشو خوب انجام بدم، بعد حدود دو دقیقه از ضربه زدن با دست باسن سفید میترا کاملا سرخ شده بود و بعضی جاهاش رگه های بنفش رنگ پیدا کرده بود، کمی از ضربه زدن دست کشیدم و همینطور که باسنشو مالش میدادم گفتم: میدونی که برای چی داری تنبیه میشی؟
میترا با صدایی که بقض دار بود و تازه معلوم کرد که داره گریه می کنه گفت: بله، تو رو خدا منو ببخش نگین جوون حالا تازه فهمیدم که بخاطر اشتباه من چه دردی رو تحمل کردی
با این جمله فهمیدم که میترا پیش خودش فکر کرده که تنبیهش قراره تا آخر فقط با دست باشه و خبر نداره که درد اصلی هنوز مونده!!
جملش که تموم شد شورع کردم محکم به ضربه زدن و کمی سرعت بین ضربه ها رو کم کردم که خوب تو فاصله بین هر ضربه درد رو احساس کنه و گفتم: عزیزم تازه قسمت اصلی تنبیهت مونده و حدود یک دقیقه دیگه با دست تنبیهش کردم، میترا هم که دیگه فهمیده بود تنبیه شدیدتری در پیش رو داره خودشو رها کرده بود و آروم آروم گریه می کرد

ادامه دارد...

اسپنکرمجید
     
#34 | Posted: 14 May 2016 00:40
سلام دوستان
متاسفانه به دلیل از دست دادن وی پی ان قبلیم نتونستم مدت طولانی ای به پیج سر بزنم
به زودی دوباره مطالب را ادامه خواهم داد

اسپنکرمجید
     
#35 | Posted: 16 May 2016 21:38
سلام منتظر ادامه اش هستیم
     
#36 | Posted: 6 Jul 2016 20:14
ادامه اش چی شد؟؟؟؟؟
     
#37 | Posted: 9 Sep 2016 20:54
نخیر مثل اینکه خبری نیست
     
#38 | Posted: 27 Sep 2016 18:11
هوز خبری نیست؟؟؟/
     
#39 | Posted: 18 Feb 2017 14:50
majidspanker
چی شد ادامش پس ؟؟؟
     
#40 | Posted: 17 Apr 2018 00:09
چرا این تاپیک دیگه کار نمی کنه؟
     
صفحه  صفحه 4 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان و مقالات آموزشی درباره اسپنکینگ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites