تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

داستان و مقالات آموزشی درباره اسپنکینگ

صفحه  صفحه 5 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5  
#41 | Posted: 3 Aug 2018 16:02
سلام
دوستان موافقید داستان های ترجمه در این تاپیک قرار بگیره؟
     
#42 | Posted: 11 Oct 2018 13:57
اسپنک شدن عالیه مخصوصا اگه توسط یه بانو انجام بشه
     
#43 | Posted: 12 Oct 2018 19:23
این تاپیک خیلی خوب بود ولی حیف مثل بقیه نصفه کاره موند
     
#44 | Posted: 26 Oct 2019 13:57
داستان ترجمه شده هم خوبه
     
#45 | Posted: 26 Oct 2019 16:16
موافقم منتظرم
     
#46 | Posted: 26 Oct 2019 17:41
شیفتگی تیم 1
در یک صبح تابستانی خانم ماریسا سامسون داشت قهوه اش رو مزه مزه می کرد وقتی که مادر ۳۸ ساله ریزاندام صدای زنگ در جلوی رو شنید. صفحه کامپیوتر رو روشن کرد تا ایوان جلویی رو در مانیتور ببینه و متوجه شد که تیم، بهترین دوست پسر ۱۱ ساله اش پشت دره.
ماریسا بلند شد و به طرف در جلویی رفت. او به تیم خیلی علاقه داشت و مادرش رو به واسطه گردهمایی‌های مدرسه و کلیسا کاملا خوب می‌شناخت.
در رو باز کرد و با تیم احوالپرسی کرد، متوجه شد که تیم لباس شنا و حوله اش رو به همراه داره. «سلام خانم سامسون جیسون خونه است؟ او منو دعوت کرد که امروز با هم شنا کنیم.»
« سلام تیم، جیسون با دوچرخه به فروشگاه رفته تا برای من کاری انجام بده ولی من انتظار دارم به زودی برگرده، چرا داخل نمی‌آیی و منتظرش نمی شی.»
«بسیار خوب ، ممنونم خانم سامسون.»
«تیم، چرا در دفتر من نمیشینی تا من هم یک نوشابه برات بیارم.»
«خیلی ممنون خانم سامسون.»
تیم وارد دفتر خانگی خانم سامسون شد و در یکی از صندلی های مقابل میزش نشست. او هرگز در این اتاق خانه نبود و به طور سطحی اطراف رو برانداز می کرد.
خانم سامسون با یک لیوان پلاستیکی نوشابه برگشت و به تیم گفت که می‌تونه بعدا اونو با خودش کنار استخر ببره. خانم سامسون برخی از مسائل بیمه مشتری هاش رو در کامپیوتر بررسی می کرد و با تیم حرف می‌زد.
تیم برانداز کردن اتاق را ادامه داد و در همان حال به خانم سامسون گفت که قبلاً هرگز در این اتاق خونه نبوده خانم سامسون توضیح داد که این اتاق دارای محدودیت مگر اینکه خودش در خونه باشه، چون پرونده‌های مهم تجاری در اونجاست.
تیم در صندلیش چرخید و متوجه شد یک کمربند کهنه تقریباً با کیفیت پشت در آویزونه. پسر از دیدن آن متعجب شد زیرا خارج از مکانش به نظر می رسید. وقتی که تیم برای چند دقیقه ساکت بود خانم سامسون به بالا نگاه کرد و دید که تیم مشتاقانه به کمربند خیره شده .
او پرسید :« تیم، چیزی توجهت رو جلب کرده؟»
تیم کمی جا خورد و پاسخ داد :«چرا این کمربند پشت در آویزونه؟ هیچ کمدی برای آویزان کردن لباس در این اتاق نیست؟»
« خب تیم، وقتی که لازمه من جیسون رو اسپنک کنم از کمربند استفاده می کنم.»
تیم گفت:« آها، من می دونستم که جیسون اسپنک میشه اما نه با کمربند.»
« خب مامان تو هم اسپنکت میکنه، اینطور نیست تیم؟»
« بله همینطوره خانم سامسون، اما اون منو با دست اسپنک می کنه.»
خانم سامسون گفت :« متوجه هستم، من هم عادت داشتم جیسون رو با دست اسپنک کنم اما در سن شما من فکر می کنم که کمربند مناسبتره. اون درد بیشتری داره مخصوصا روی پوست لخت.»
تیم خیلی ساکت بوده به اظهارات خانم سامسون پاسخی نداد. او متوجه شد که پسر کاملاً روی کمربند متمرکز شده و می‌توانست حدس بزنه که چه چیزی در ذهن پسر در جریانه.
«تیم به نظر می رسه خیلی به کمربند علاقمند شدی، می خوای ببینی خوردن کمربند چه مزه ای داره؟ به هر حال من احتمالا با مامانت در مورد اینکه تو نیاز داری با چیزی غیر از دست اسپنک شی صحبت می‌کنم.»
تیم از اظهارات خانم سامسون گیج شد اما او باید می‌پذیرفت که او مجذوب کمربند شده و همچنین، این حقیقت که بهترین دوستش با کمربند اسپنک میشه.
«بله خانم سامسون، من می خوام، مخصوصاً به این دلیل که شما در هر حال با مامانم صحبت خواهید کرد.»
« خیلی خوبه تیم، من فکر می کنم تو باید بدونی که اون چه احساسی داره و امیدوارم که مامانت هم با من موافق باشه.»
او از جاش بلند شد و کمربند را از پشت در برداشت. «تیم چرا شلوارتو پایین نمی کشی و روی لبه میز خم نمیشی.»
خانم سامسون خیلی خوشحال بود وقتی تیم کونش را بدون هیچ جروبحثی لخت کرد- او نتیجه گیری کرد که مامانش او رو به خوبی بارآورده.
او این فرصت را داشت تا پسر رو که از کمر به پایین لخت بود بر انداز کنه. او بندرت بقیه پسرها جز پسرش رو بدون لباس می‌دید و برای همین دوست داشت اون ها رو با پسرش مقایسه کنه، متوجه شد دودول تیم از مال پسرش کمی بزرگتره و همینطور تخماش هم آویزون ترن.
سپس از او خواست تا کونش رو کمی بالاتر بیاره و پاهاش رو کمی از هم باز کنه. کونش کاملاً بی رنگ بود پس یا مدتی بود که اسپنک نشده بود یا مامانش خیلی با هاش ملایم بوده.
وقتی پشتش ایستاد و کمربند چربی کهنه رو روی کونش قرار داد تا هدفش را اندازه بگیره، این رو اضافه کرد :«تیم، این کمربند یک تاریخچه کوچک داره، اون توسط مادربزرگ جیسون بر روی کون لخت پدرش وقتی که یک پسربچه بود استفاده می‌شد.»
آآآآه‌ه‌ه‌ه‌ه، پسر از روی تعجب فریاد زد.
«حالا تیم، من فقط می خوام که تو مزه کمربند رو بچشی، با ده ضربه. اگر این یک اسپنک واقعی برای جیسون بود او حداقل ۲۰ ضربه می خورد.»
تیم آهسته سرشو تکون داد. خانم سامسون کمربند رو بلند کرد و آنرا پشتش چرخاند، خیلی شبیه ضربه گلف اولین ضربه کمربند را به محکمی فرود آورد. تیم در حالی که یک خط قرمز وسط کونش افتاد از شدت ضربه تکان خورد. خانم سامسون فرصت داشت در هر ضربه دقت کنه و از اینکه کون پسر صورتی و در برخی نقاط قرمز میشه لذت ببره. لپ های کون پسر کمی گوشتالو بوده و هر ضربه باعث می‌شد که گوشت بلرزه درآد. او می توانست پسر رو بیشتر اسپنک کنه و از هر ثانیه لذت ببره اما خانم سامسون می دونست که بدون اجازه مامان تیم این کار توجیه ناپذیره.
بعد از ۱۰ ضربه اجازه داد پسر بلند شه. هرچند که پسر گریه نکرده بود، خانم درد کافی برای کمی اشک ریختن ایجاد کرده بود.
وقتی او اجازه داد که تیم شلوارشو بالا بکشه، از او پرسید در مورد کمربند چه فکری می کنه.
« اون خیلی بیشتر درد داره، جیسون وقتی اسپنک میشه باید خیلی گریه کنه .»
« بله تیم و یک اسپنک قراره که دردناک باشه.»
« تیم سرش را تکان داد، بله من تعجب می‌کنم که مامانم هنوز من رو با دست اسپنک میکنه؛ اون اصلا در این حد درد نمی کنه .»
«خوب تیم من در این مورد باهاش صحبت می‌کنم.»
با یک لبخند بزرگ، خانم سامسون با علاقمندی موهای تیم را مالید. همون موقع که پسر لباس پوشید و دوباره نشست جیسون به خونه رسید و پسر ها راه افتادند تا لباس هاشون رو عوض کنن و به استخر برن. ماریسا با آخرین لبخند، از تماشای تیم که از اتاق بیرون میرفت لذت می برد و به این فکر می کرد که کون و دودولش رو لخت دیده، و چندین نوار قرمز از کمربند بجا گذاشته، سپس تلفن رو برداشت تا با مامان تیم صحبت کنه.
پایان قسمت اول
     
صفحه  صفحه 5 از 5:  « پیشین  1  2  3  4  5 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / داستان و مقالات آموزشی درباره اسپنکینگ بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites