تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

ماجرای من و مامانم

صفحه  صفحه 2 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#11 | Posted: 13 Jun 2017 02:34
ببخشید اشتباه آپ کردم. اونو بعد از شب های قدر آپش می کنم
     
#12 | Posted: 24 Jun 2017 12:49
پس چی شد ادامه نمیدی بقیش چی شد
     
#13 | Posted: 24 Jun 2017 15:23
shahram32:
پس چی شد ادامه نمیدی بقیش چی شد

ادامه داستان در این تاپیک ها :
https://www.looti.net/12_8930_1.html
https://www.looti.net/12_8939_1.html
https://www.looti.net/12_8882_1.html
     
#14 | Posted: 7 Jul 2017 00:49
ببخشید که دیر شد کاری پیش اومده بود. اینم قسمتسوم که جا مونده بود
     
#15 | Posted: 7 Jul 2017 00:50
قسمت ۳
یک ساعت بعد برگشتم خونه. مامانم از حموم اومده بیرون و تو آشپزخونه داشت شام و حاضر می کرد. بعد از شام رفتم تو اتاق و خوابیدم. فرداش تو مدرسه پدرام همه اش کونم و می مالید و گاهی وقت ها کیر مصنوعی رو تو کونم حرکت می داد. زنگ آخر بهم گفت بریم خونه اشون. پدر و مادرش هر دو سر کار بودن. منم قبول کردم و رفتم خونه اشون. خونه اشون قدیمی و دو طبقه بود، پدر و اتاق پدرام طبقه دوم بود. رسیدیم خونه اشون، پدرام ناهاری رو که مادرش براش گذاشته بود و گرم کرد و خوردیم. بعد از ناهار من رو تختش به شکم دراز کشیده بودم که دیدم پدرام داره کونم و از رو شلوار می ماله. چند دقیقه که گذشت. خودم شکمم و بالا آوردم، خودش فهمید که می خوام لختم کنه . بدون حرفی دکمه شلوارم و باز کرد و با شورتم با هم پایین کشید. بعدش پیراهن مدرسه و رکابی که تنم بود رو درآورد. لخت ماد زاد رو تختش دراز کشیده بودم که یهو یادم افتاد که به مامانم زنگ نزدم. به پدرام گفتم و اونم گفت که تلفن طبقه پایین هست. منم همون جور لخت رفتم طبقه پایین که زنگ بزنم به مامانم. داشتم شماره می گرفتم که حس کردم یکی داره بند کمر بند کیر مصنوعی رو شل می کنه. چرخیدم دیدم پدرامه . بهش گفتم صبر کن زنگ بزنم بعد، اونم گفت کاری باهات ندارم که زنگ بزن. منم بی توجه بهش زنگ زدم تا مامانم گوشی رو برداشت پدرام کیر مصنوعی رو ارز تو کونم کشید بیرون که درد همراه با لذت داشت و می خواستم از رو لذت ناله کنم که جلوی خودم و گرفتم ولی پدرام ول کن نبود، دوباره کیر مصنوعی رو کرد تو کونم و عقب جلو می کرد. داشتم با مامانم صحبت می کردم و بهش گفتم اومدم خونه پدرام دوستم و یکم اینجا با هم بازی می کنیم و بد میام خونه . مادرم مخالفتی نکرد و فقط گفت مواظب خودت باش. تو تمام مدت مکالمه صدام از لذت می لرزید. فقط خدا خدا می کردم مامانم چیزی نفهمیده باشه. تلفن و قطع کردم، پدرام مثل قحطی زده ها پرید رو من و شروع کرد به خوردن لب هام. بی شرف چقدر خوب می خورد. دیگه بالا نرفتیم و همون جا لباس هاش و در آورد و با یه کیر آویزون جلوم وایساد. منم جلوش زانو زدم و سر کیرش و بوسیدم. از روزی که برام کیر مصنوعی آورده بود، فیلم سوپر نگاه می کردم و ساک زدن و تمرین کرده بودم. پدرام همش آه آه می کرد و معلوم بود که خیلی داشت حال می کرد. کیرشم تو دهن من داشت بزرگ می شد تا حدی که دیگه همه اش تو دهنم جا نمی شد. وقتی خوب براش ساک زده بودم، کیرش و از دهنم در آورد و گفت بچرخ و قمبل کن. به حرفش گوش کردم و قمبل کردم، اونم لمبرهام و لیس می زد و گاز می گرفت. هی قربون صدقه کونم می رفت. سرش و لای لمبرهام می کرد و سوراخ کونم و لیس می زد و انگشتش و می کرد توش. اول یه انگشت بعد دوتا بعدش ۳ تا انگشتش رو کرد تو کونم و با سرعت عقب جلو می کرد. همزمان با دست دیگه اش داشت کیرم و می مالید. بعد از چند دقیقه بلند شد یه تف غلیظ رو سوراخم انداخت و کیرش آورد جلوی دهنم و گفت خوب خیسش کن که می خواد کونت و فتح کنه. کیرش و خوب خیس کردم، بعدش رفت پشتم و کیرش و گذاشت رو سوراخم و یکم باهاش بازی کرد. یه دفعه فشار داد و سرش رفت تو. چون قبلا با کیر مصنوعی سوراخم باز شده بود و آماده کرده بودش درد خیلی کمی گرفت ولی لذتش بیشتر بود. پدرام همون طور کیرش و نگه داشت و تکون نمی داد. منم چون خیلی داشتم لذت می بردم. خودم کونم به عقب هل دادم تا بیشتر کیرش تو کونم بره. لذت کیر طبیعی اصلا قابل قیاس با کیر مصنوعی نیست. این قدر عقب رفتم که کونم با شکمش برخورد کرد. پدرام گفت معلومه خیلی دلت کیر می خواد که این قدر عجله داری. گفتم آره عاشقشم، اونم نامردی نکرد و شروع کرد به تلمبه زدن . محکم تلمبه می زد و تا آخر می کشید بیرون می کرد تو. با هر تلمبه پدرام پرت می شدم جلو. همین جوری پدرام تلمبه می زد که یه لحظه کیرشو تا انتها کرد تو کونم و نگه داشت. بعدش حس کردم یه آب داغ تو کونم ریختن. پدرام ارضا شده بود. همون جوری کیرشو تو کونم نگه داشت تا کوچک شد و از تو سوراخ کونم دراومد. بعدش یه دستمال آورد و با اون سوراخمو تمیز کرد. بعدش من و چرخوند و رو کیرم تف کرد و شروع کرد برام جق زدن و آب من و هم آورد و ریخت رو شکمم. رفتم دستشویی و خودم شستم و تمیز کردم.، بعدش رفتم تو اتاق پدرام تا لباسام و بپوشم. خم شدم که شرتم و بردار بپوشم، پدرام اومد تو اتاق و کیر مصنوعی رو برداشت و کرد تو کونم. گفتش این و بذار باشه تا سوراخت بسته نشه. منم مخالفتی نکردم و لباس پوشیدم. وقتی داشتم از در خونشون می رفتم بیرون ازم یه لب اساسی گرفت و زد رو کونم و گفت حالا حالا ها با این کون کار دارم. منم گفتم قابل دار نیست مال خودتونه. از اون ماجرا یه هفته گذشته بود که یه روز عصر جمعه مامانم گفت دارم می رم بیرون خونه دوستم و تا شب بر نمی گردم. من تو کونم عروسی شد که دوباره می تونم با پدرام تنها باشم. تا مامانم ار خونه رفت بیرون زنگ زدم پدرام و بعش گفتم. اونم گفت تا نیم ساعت دیگه میاد. تا پدرام بیاد کیر مصنوعی رو از تو کونم در آوردم و با کرم خوب سوراخم و چرب کردم. یه شرت لامبادا از تو کمد لباس زیر های مامانم برداشتم و پوشیدم . شلوار و تیشرتم و هم پوشیدم. صدای زنگ خونه اومد رفتم آیفون رو برداشتم دیدم پدرامه در و باز کردم . اومد تو خونه و رو مبل نشست. منم براش شربت درست کردم و آوردم که بخوره. اونم دستم و کشید و نشون رو پای خودش و شربت و ازم گرفت و خورد و شروع کرد به لب گرفتن ازم. بعد از چند دقیقه لب گرفتن گردنم و خورد. تیشرتم و درآورد و شروع کرد به لیسدن و گاز گرفتن سینه هام. شلوارم و خودم درآوردم. با دیدن شورتم یه جووووون بلند گفت و یکی زد رو کونم. بعدش بلند شدم شروع کردم به لخت کردنش. وقتی لخت مادرزاد شد جلوش نشستم و شروع کردم به ساک زدن براش. تو این یک هفته خیلی تمرین کرده بودم و یه ساک زن تقریبا حرفه ای شده بودم. پدرام ازم پرسید از کجا یاد گرفتم. منم برای این که بیشتر حشریش کنم گفتم مامانم بهم یاد داده. تازه این شرت رو هم داد که برای تو بپوشم. وقتی این و گفتم خیلی حشری تر شد و سدم گرفت و تو دهنم شروع کرد به تلمبه زدن. اول فکم درد گرفت ولی بعدش برام. لذت بخش شده بود. وقتی سرم و ول کرد هلش دادم که رو تخت بشینه و شرتم و در آوردم و رو کیرش نشستم. چون سوراخم و چرب کرده بودم. کیرش راحت تا آخر رفت تو کونم. خودم رو کیرش بالا و پایین می کردم و پدرام هم کمکم می کرد بعد از چند دقیقه بهم گفت قمبل کن. منم کردم و رفتم تو حالت قبلی
     
#16 | Posted: 7 Jul 2017 18:29
ادامش رو سریعتر بذار
     
#17 | Posted: 8 Jul 2017 00:02
عالی عالی
     
#18 | Posted: 8 Jul 2017 15:33
قسمت ۵
گفتم مامان خیلی دوست دارم سینه ات رو بخورم، اجازه می دی ؟؟؟
مامانم گفت عیبی نداره و راحت باش. تا مامانم اینو گفت مثل قحطی زده ها پریدم روش و یکی از سینه هاش کردم تو دهنم و اون یکی با دستم می مالوندم. تو این مدت فیلم سوپر زیاد نگاه کرده بودم و خیلی چیزا یاد گرفته بودم. سر پستون هاش و با دندون می گرفتم می کشیدم و گاز های کوچک از سینه هاش می گرفتم. ۱۰ دقیقه ای طول کشید مامانم رو سینه هاش خیلی حساس بود و حسابی حشری شده بود. من و کشید بالا و ازم لب می گرفت. بعدش سرم و هل داد پایین، اول فکر کردم که می خواد دوباره براش سینه هاش و بخورم ولی بیشتر هولم داد پایین و گفت دیوونه ام کردی کوسم و بخور. سرم و آوردم بالا و شلوارکشو درآوردم. یه شرت توری مشکی پوشیده بود که با سفیدی پوستش ترکیب خوبی ایجاد کرده بود. از روی شرت کوسش و می لیسدم و گاز می گرفتم . بعدش شرتش و درآوردم و افتادم به جون کوسش. چوچولش و به دندون می گرفتم و می کشیدم و بالای کسش و حسابی لیسدم، بعدش زبونم و گرد کردم و تو کوسش فرو می کردم. بهش گفتم قمبل کنه. اونم این کار و کرد. زبونم و رو کوسش گذاشتم و تا سوراخ کونش و لیسیدم. کوسش و انگشت می کردم . اول یکی بعد دوتا و بعدش ۳ تایی. دستم و تند تند حرکت می دادم و با زبونم کوسش و می لیسدم و چوچولش و می خوردم. این قدر این کار د ادامه دادم تا ارضا شد. وقتی ارضا شد فکر کردم تمومه ولی مامانم تازه سره حال شده بود چرخید و من و هل داد رو تخت و یکم کیرم و که تا آخرین حدش بلند شده بود و خیس کرد و اومد رو من و کیرم با کسش تنظیم کرد و روش نشست. کیرم و یه جا تو کوسش جا داده بود. یه آه بلند از ته دل گفت و شروع کرد به بالا و پایین کردن. منی که تا حالا کوس از نزدیک ندیده بودم. حالا داشتم کوس مامانم و می کردم. تو ابرو بودم و داشتم لذت می بردم مخصوصا زمانی که سینه های مامانم بالا پایین می شد. تو همون حالت سینه هاش و می مالیدم. بعد از چند دقیقه مامانم گفت خسته شدم. منم بهش گفتم روتخت به پشت دراز بکشه. منم بلند شدم لبه تخت وایسادم و پاهای مامانم و انداختمم رو شونه ام و کیرم و کردم تو کوسش و شروع به تلمبه زدن کردم. با هر تلمبه ای که می زدم سینه های مامانم به حرکت می کرد و من و حشری تر می کرد. پاهاش و از کنار کمرم رد کردم و روش خم شدم و ازش لب می گرفتم. همزمان سینه هاشو هم می مالیدم. بعد از چند دقیقه کردن مدلش و عوض کردم و بهش گفتم قمبل کنه. وقتی قمبل می کرد، اون کون بزرگش دو برابر می شد. دوباره گذاشتم تو کوسش. دستم بردم نزدیک دهن مامانم و گفتم دستم و خیس کنه. اونم همین کار کرد و یه انگشتم و کردم تو کونش. راحت رفت تو، معلوم بود قبلا از کون داده. انگشت دوم و هم کردم توش شروع کردم به بازی کردن با کونش. بهش گفتم می خوام تو کونت بکنم . اونم گفت بکن توش، جرم بده، همه اش مال خودته. کیرم و کشیدم بیرون یه تف انداختم رو سوراخ کونش و کیرم و یه ضرب تا خایه کردم تو کونش دادش رفت هوا. از زور درد حرف نمی تونست بزنه. کیرم و یکم نگه داشتم. حالش که جا اومد گفت، کسکش مادر جنده، این چه وضع کون کردنه، جر خوردم. چیزی نگفتم و شروع کردم به تلمبه زدن. اول آروم آروم شروع کردم وقتی دیدم کونش به کیرم عادت کرده و دیگه اون درد اولیه نداره. سرعت تلمبه هام و بیشتر کردم. مامانم دیگه داشت حال می کرد و همه اش می گفت محکم تر بکن، جرم بده، کیر می خوام. در همین حین گوشیش زنگ خورد. بار اول توجه نکرد بهش، وقتی بار دوم زنگ خورد، گفت گوشیم بهم بده ببینم کیه. وقتی گوشی رو بهش دادم دوباره کردم تو کونش. گفت صبر کن جواب تلفن و بدم، بعدش دوباره بکن. گفتم نه طاقت ندارم، همین جوری جواب بده. اونم که دید چاره دیگه ای نداره، همون جوری جواب داد. گفت سلام نگار، الان دارم کون می دم، بعدا بهت زنگ می زنم. صدای تلفن این قدر بلند بود منم صداش و شنیدم که نگار به مامانم گفت تو هم که همیشه تک خوری می کنی و خداحافظی کرد. صداش برام خیلی آشنا بود ولی یادم نمی اومد. دوباره ح اسم و متمرکز رو کون مامانم کردم و با دست کوسش و می مالیدم تا اینکه برای بار دوم ارضا شد و منم همزمان با اون ارضا شدم و آبم تو کونش خالی کردم. از خستگی همون طوری روش افتادم. یکم که گذشت کیرم کوچیک شد و از کونش در اومد. من و از رو خودش انداخت رو تخت و ازم لب گرفت و گفت قربون پسرم برم که برای خودش مردی شده و اینجوری مامانش و می کنه. هر دومون خندیدم.
بعد از این که حالم جا اومد از مامانم پرسیدم اون کی بود پشت خط؟؟
گفت دوستم بود، چطور؟؟؟
صداش برام آشنا بود ولی کسی به اسم نگار نمی شناسم.
مامانم خندید و گفت می شناسیش ولی نه به اسم.
گفتم کی هست حالا این خانوم مرموز؟؟؟
گفت مادر پدرام.
داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم، ادامه داد اون روزی که رفتی خونه پدرام که بهش کون بدی، مامانش خونه بود و همه چی رو دید و بهم گفت. حرفی برای گفتن نداشتم
     
#19 | Posted: 8 Jul 2017 23:40
دادا داستانت خوبه ولی خب یکی در میون داستان میذاری ادم گیج میشه

برترین مدیران تاریخ زنان هستند
     
     
#20 | Posted: 10 Jul 2017 00:39
قسمت چهارم نذاشتی
     
صفحه  صفحه 2 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / ماجرای من و مامانم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites