تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

همسر فاحشه من شهره

صفحه  صفحه 2 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین »  
#11 | Posted: 18 Sep 2017 06:33
شهره هستم ۲
دوباره سلام، ساعت چهار صبحه و آریا خابیده من بی نهایت شهوتی هستم نمیدونم چکار کنم العان تو خیابون هم کسی پیدا نمیشه بیارمش منو وحشیانه بکنه، واقعا اگه کسی بود برام مهم نبود آریا خابه میزاشتم همینجا تو خونه اینقدر بکنه منو که از صدای داد هام آریای پدر سگ بیدار شه.
از اون جریان ند ماه بود که میگزشت بماند که چند هفته طول کشید که من تونستم به سختی شر متی و پدرامو از سر خدم بکنم چون واقعاً بعد اون جریان ول کنه من نبودن ولی بلعخره شرشون کنده شد.
من چند ماه بود که برای همون جریان روان پزشک میرفتم و روانشناس سعی میکرد فکر منو آزاد کنه ولی نمیشد فکر خیانتی که به شوهرم شد اون که تو گرمای جنوب کار میکرد تا من خرج اتینا هام کنم، اولش میخواستم به آریا بگم ولی روانشناس گفت کار درستی نیست و اتفاق افتاده و با این کارم باعث میشم همسرم آذرده بشه که هیچ کاری هم از دستش بر نمیاد. خلاصه جلسه ها رفتم ودکتر سامان سامانی خیلی مشاوره داد منو ولی نمیشد و فکرش تو سرم بود یک روز دکتر سامانی زنگ زد و گفت میخواد منو ببینه ولی نه تو مطب باهاش قرار گزاشتم تو پارک و همو دیدیم دکتر گفت ببین شهره چند ماهه دارم تلاش میکنم و تو نمیخوای باور کنی که کار تو خیانت نبوده و اگه هم بوده اشکالی نداره چون پیش اومده و اینکه ما آدم ها ربات نیستیم و ... و گفت برای اینکه بهتر بتونم مشاوره بدم باید بیام خونت از این به بعد، اولش ترسیدم گفتم دکتر چرا خونه گفت این آخرین راهه و اگه نشد باید به یک دکتر دیگه معرفیم کنه ، البته واقعاً اولش فک کردم نیتی داره ولی بعد نیم ساعت صحبت فحمیدم اشتباه میکنم و تو راه برگشت وقتی به این فکر میکردم که به دکتر با پنجاه سال سنش و اون کت شلوار آبی اتو کشیده و کرواتش شک کردم خندم میگرفت خیلی بد بین شدم همش به همه شک دارم باید این جلسات تو خونه رو هم انجام بدم یگه نمیتکگونستم اینطوری زندگی کنم
اولین جلسه برای فردای همون روز بود ساعت هشت وقتی دکتر از متب میومد
در رو زدن میدونستم دکتره قبلش یکمکی آرایش کرده بودم البته چرا دروغ بگم زیاد آرایش کرده بودم چون تی بعد اون جریان هم نتونستم دل از آرایش بکنم
دکتر اومد تو و بعد از دست دادن با دکتر تشستیم رو کاناپه و اون شروع کرد به صحبت
گفت ببین شهره این اتفاق ها تنها تو ایران بد حساب میشه و در اروپا طبیعیه و از این حرفا و اینکه با ی دکتر دیگه صحبت کرده و اون بهش گفته فقط باید مریض کاری کنه که این کار براش طبیعی بشه البته اون اینجوری نمیگفت ولی من اینو تو حرفاش فهمیدم ، چهل دقیقه تمام علم روانشناسیش رو بکار برد و با من صحبت کرد ؛ واقعاً شما تابحال در برابر یک روانشناس ماهر قرار گرفتید، میتونن کاری کنن که فک کنی ماست سیاهِ
من واقعا قانع شدم که باید این کار رو برا خودم طبیعی کنم و تا العانش هم چه احمقی بودم که فکر میکردم باید آدما فقط با یک نفر سکس کنن ، آدمها باید هر طور که دوست دارن زندگی کنن و اگه کسی بخاد جلوی لذت بردن کسی دیگه رو بگیره اون هم به خاطر خودش خودخواهِ ولی نباید از لذت بردنت برای کسی که حسادت میکنه چیزی بگی چون اونوقت تو ودخواهی که باعث شدی با لذت بردن خودت شخص دیگه ای ناراحت بشه
این چیزایی هست که من بعد شش سال از اون حرفای دکتر یادمه ولی خودش باید براتون بگه تا همین العان خانوما برن بدن و آقایون بزارن همسرشون بده، اینو گفتم که بدونید علم روانشناسی میتونه معجزه کنه و ما مردم معمولی نمیتونیم جلوش مقابله کنیم، مخصوصا اگه دکتر سامانی باشه طرفت
بلعخره گفتم دکتر حالا من باید با کی سکس کنم تا این مسعله برام حل شه میدونستم که خودشو نمیگه چون دکترمه، گفت برای اینکه برای آخرین جلسه کارم رو تموم کنم فقط چند تا لب ازت میگیرم تا تو روت باز شه و میرم و دیگه خودم باید یکیو پیدا کنم
کنار دکتر نشستم و لبامو چسبوندم به لباش این هم بگم که یک هفته یا ده روز بود آریا ر کار بود و من هم پیرو جلسات قبلی و تجویز قبلی دکتر هر شب فیلم سکسی میدیدم البته بماند که جواب نداد این روش فیلم دیدن و دکتر مجبور شد این جلسه آخر رو بزاره ولی شدیدن هشری بودم وقتی لبامو گزاشتم رو لبه دکتر پنجاه ساله انگار عتشم هزار شد لباشو مک میزدم و سرشو دو دستی چسبیده بودم دستمو بردم کتش رو در آوردم خابوندمش رو مبل روش نشستم و پیرهنشو در آوردم اون هم دستاش رو ران هام بود دوباره لب گرفتم خودشم لب آتیشی فشار میدادم لباشو و زبونشو میمکیدم رازم کرد رو مبل و شلوارشو در آورد شرت نداشت کیرش واقعا بزرگ بود پاشدم که کیرشو بگیرم گفت نه بزار من اول کستو بخورم تا تبت بره بالا به زور خودمو کندم ازش و دو دستی کیرشو کردم تو دهنم وهشتناک هشری بودم ساک میزدم لیس میزدم میمالیدم کیرشو به صورتم کیرش فک کنم بزرگ بود یا به نظرم بزرگ میومد سرپا وایستاده بود و منم نشسته ساک میزدم پاشدم و لباسامو در آوردم لخت چسبیدم به سینه پر موش مهکم بغلم کرد در گوشم گفت میخای بس کنیم گفتم نه منو بکن گفت به نظرت دیگه خیانت نمیاد گفتم اگه هم خیانته ولی میخوامش گفت خوبه پس بخاب رو مبل خابیدم کیرشو لای سینهام رو میکرد و منم با دستام سینهامو میچسبوندم بهم تا فرم کس بگیره کسم پر آب بود شروع کرد به لیسیدن چند دقیقه نشد که یدم دارم ارگاسم میشم سرشو کشیدم گفتم بکن تو کسم دکتر کیرشو گزاشت لب کسم و بازی میکرد ولی فرو نمیکرد داشتم دیوونه میشدم داد میزدم بکن توش بکن توش خواهش میکنم دکتر دارم میمیرم خواهش میکنم فروکن یرتو تو کسم ولی فقط با نوک کلفت کیرش لای کسمو بالا پایین میکرد فهش میدادم بهش کس کش سگ ناموس بکن توش عوضی بی پدر بکن دوش دیگه گریم گرفت گریه میکردمو از دکتر خواهش میکردم بکنه تو کسم خانوما میفهمن چی میگم داشتم روانی میشدم گفت حالا هرچی میپرسم جواب بده تا بکنم توش گفت داری خیانت میکنی گفتم آره گفت میخای بس کنیم دیگه خیانت نکنی گفتم نه بکن توش میخام خیانت کنم دوست دارم خیانت به شهرم حق منه حقمه این کیر رو بکن تو کسم و فرو کرد تو هنوز هفت هشت بار بیشتر تکون نداد کیرشو که ارگاسم شدم و باز داد میزدم فشار بده فشار بده بریز آبشو تو کسم بریز بچه میخام بریزتوش اه ه ه ه وه ه ه ا ه ه ه و دوکتور کیرشو در آورد و آبشو ریخت رو شکمم منم میمالیدم به خود.
دکتر لباساشو پوید و پیشانیمو بوسید و رفت
نشستم رو مبل و با خودم فکر کردم
واقعاً چی شد
چکار کردم من
خیانت که قطعا کردم
فک نیکنم شاید ده روز پیش که اون ده تا سی دی سکس رو داد و گفت شبی یکی ببین همش نقشه بوده
شاید باز هم بازی خوردم
ولی اینبار خودمم نمیدونم چی درسته چی غلت
شما خانوما اگه جای من بودید چکار میکردید؟
آقایون بگن واقعا من گناهکارم؟
آیا من بازی خوردم و یا واقعاً همون طور بود که دکتر میگفت؟
ادامه دارد....

. کی هستش که بخوریم همو
من شهره،همسرم آریا عاشق هستیم
عاشق شما
     
#12 | Posted: 18 Sep 2017 06:47
mikhametttttt:
کس شعر ننویس خواهش نه اینکه تمام دنیا بیغیرتن بخاطر خوردن گوشت خوک یه طایفه هست تو غرب کشور تمام گرازهای ایران رو میخورن نگاه نامسشون کنی سرت رو از پشت میبرن

سلام آریا هستم
دوست من این یک نظره فقط. همون طور که کسی حق نداره به غذا خوردن کسی احانت کنه کسی هم نبایدبرای نخوردن چیزی به کسی احانت کنه
باید هممون یاد بگیریم به نظرات و عقاید هم احترام بزاریم حتی اگه با به دلمون نباشه
ااحترام به نظر دیگران دیگه این روزا یک قانون جهانی شده

. کی هستش که بخوریم همو
من شهره،همسرم آریا عاشق هستیم
عاشق شما
     
#13 | Posted: 18 Sep 2017 08:36
حداقل میخای داستان بنویسی برو املات رو یاد بگیر بچه جان بعد بیا بنویس.فاهشه!!!! کلاس چندمی عمو جان؟؟
     
#14 | Posted: 18 Sep 2017 10:33
Ariyajoon:
آیا من بازی خوردم و یا واقعاً همون طور بود که دکتر میگفت

خب معلومه دیگِ ، بازیت داده کدوم روانشناسی به مراجعِ کنندش فیلم میده میگِ هرشب ببین بعدشم کدوم دکتری میره تو خونه طرف..... بیخیال بابا

جــورے زنــدگــے ڪــن ڪــه بــهش افــتــخــار ڪــنــیــ!
     
#15 | Posted: 18 Sep 2017 11:11
شهره هستم ۳
باز هم سلام ساعت هشتو نیمه صبحه و آریا رفته برای ویزای کانادامون سفارت ، دعوت نامه بابامم یادش رفته ببره احتمالاً امروز کارش راه نمیوفته و خسته و کوفته ظهر میاد خونه، منم رو مبل با بیکینی و سوتین دراز کشیدم و به گزشته فکر میکنم
چند هفته از جریان دکتر سامان میگزشت و باز هم مثل همیشه سامان جنوب سر کار بود چند وقتی بود که برنامه کاریشون تغییر کرده بود سالهای اول ریاست جمهوری این احمدی نژاد بود کار های جنوب داشت شلوغ پلوغ میشد شرکتی که أریا کار میکرد قبلا پانزده روز کار بود و پانزده روز استراحت ولی حالا بیست و دو روز کار شده بود هشت روز استراحت، آریا دیگه کمتر میومد تهران و تنهایی من بیشتر شده بود اون روز با مهشید رفتیم بیرون طبق معمول آرایش و لباسهای چش در آر پوشیده بودم مهشید هم همینطور من ماشینمو بر نداشتم با ماشین مهشید رفته بودیم دو تا پسر هم داییم دنبالمون بودن پشت ی چراغ پسره از تو ماشینش دستشو دراز کرد سمت من و ی کارت رو به من تارف کرد خیلی معدب بنظر میرسید مهشید گفت بگیر ازش وگرنه تا عصر میان دنبالمون کارتو گرفتم، اون روز گزشت تو یکی از روزای تنهاییم یاد کارتش افتادم فک کردم ببینم اون روز کدوم کیفم دستم بود اها کیف قرمزه چرمیم رفتم توشو ریختم بیرون و کارتو برداشتم آدرس ی لباس فروشی با تلفنش بود پوشیدم و رفتم بیرون نزدیکایه آدرس ماشینو پارک کردم تا برا جا پارک معطل نشم و پیاده رفتم رسیدم به پاساژ ولی مغازه تو آدرس بسته بود نا امید شدم تو پاساژ قدم میزدم و مغازه ها رو میدیدم صبح بود و خلوت ی مغازه رو که ی آقای جوون بود رفتم تو لباس زنانه داشت چند تا قیمت کردم فوروشنده شروع کرد به لاس زدن و تعریف از هیکل من که هرچی بپوشم بهم میاد منم که بیکار بودم دلم میخواست بیشتر تفریح کنم باهاش چند تا لباسو پرف کردم علکی دلم خواست ی جورایی شهوتیش کنم و یکم بازی کنم باش از تو پرف گفتم آقا میشه ی سایز بزرگترشو بیارید کوچیکه و سریع لباسامو در آوردم تغریباً لخت بودم با بیکینی و سوتین در پروو زد گفت بگیرید خانوم درو طوری باز کردم که نیمه نصفه منو ببینه و وقتی لباسو ازش خواستم بگیرم خودشو کشید جلو تر تمام بدنمو دید لباسو گرفتم گفتم اِ وا و درو بستم چند دقیقه بعد لباسامو پوشیدم رفتم بیرون که برم ولی پسره منو گرفت به حرف منم بدم نیومد یواش یواش دیدم داره وارد بحث سکسی میشه ، گفت شما متاهلی گفتم برا لباس خریدن فرقی هم میکنه مگه گفت
..نه فقط برا کنج کاوی
گفتم آره متاهلم ، شمام حواست باشه دیگه در پروفو قبل از اینکه ندونستی طرفت شوهر داره یا نه باز نکنی
..اون که والا راستشو بخای نتونستم از دیدن اندام شما بگذرم
..واقعا خوش بحال شوهرت، جنیفری باور کن
خندیدم
..من اگه همچین زنی گیرم بیاد از خونه نمیام بیرون فقط تو بغلش میخابم و ، (و اینجا مکس کرد)
میخابیدیو چی اونوقت
..میخوردمش
با خودم گفتم اگه خیانته که من چند بار انجام دادم این ی بار هم روش، خیلی دلم کیر میخواست پس فک کردم بیشتر راه بدم بهش
گفتم شما مردا همتون همینو میگین ولی وقتی به جاش برسه همون ی ساله اوله بعد دنبال بهانه اید که پیش زنتون نخوابین
گفت چه خری باید باشه اون شوهر که تو رو نکنه
گفتم چی
گفت ببخشی از دهنم پرید
گفتم اشکال نداره ، ولی بهتره من برم دیگه شما هم از کار نمونی
گفت نه بابا بازار خلوته کجا حالا بمون یکم بزار اگه نمیتونم داشته باشمت حد اقل یکم حرف بزنم باهات واقعا حصرت میشی برام اگه بری
گفتم خو حالا لوس نشو دیگه ؛ بعدشم زیاد اینجا تو مغازه خوب نیست نمیبینی چطور نگاه میکنن
گفت پس بزا ببندم بریم ی دور بزنیم با هم
گفتم کارت چی میشه خوب ، مغازه تو ببندی
سری پرید اینور میزش و گفت شما در پاساژ باش من دو دقیقه ای اومدم
چند دقیقه بعد سوار ماشینش بودم و داشتیم دور میزدیم و دستشم داییم رو رونام و لای پاهام بود بعضی وقتا هم سینهامو ی مالشی میداد بیشتر دلم کیر خواست خواستم بهش بگم خونم کسی نیست بریم منو بکن ولی خودش گفت زنگ بزنم به دوستم کلید ویلای لواسون و بگیرم بریم، میتونی بیای
گفتم پس زود باش
رفت دو تا ایس پک گرفت و همونجا هم بیرون ماشین بادوستش هماهنگ کرد تلفنی هنوز ایس رو تموم نکرده بودیم که ی ماشین کنارمون وایستاد و ی کلید داد به پسره که اسمش فک کنم نوید بود و به منم ی نگاهی انداخت و رفت پسره که کلید آورده بود ماشینش پرادو بود ولی ماشین نوید پژو بود گفت تو بشین پشت فرمون من ی سیگار بکشم گفتم من فقط دنده اتومات سوار میشم با دنده ای وارد نیستن
رفتیم ویلا ریمتو زد در حیاط رو باز کرد با ماشین رفتیم تو دیدم داخل پرادو اون پسره پارکه گفتم برگرد من نمیام گفت نترس بابا دوستم طبقه بالاس به ما کاری نداره اون چشش از این چیزا پره و ماشینو برد تو پارکینگ گفتن نوید خونه من کسی نیست بریم اونجا گفت حالا تا کی برگردیم گفتم نه من نمیام اینجا اومدم پایین که خودم برگردم در ویلا با ریمت انگار بسته شده گفتم این درو باز کن میخام برم و اون هم خواهش که خیالت راحت اینجا امنه ولی من تو کتم نمیرفت پامو تو ی کفش کردم که برم گفت بیا بشین تو ماشین پس برگردیم تو دلم گفتم خوب شد راضی شد برگرده قلبم دم دم میزد از ترس رفتم تو پاکینگ یهو دیدم اون یارو پرادوییه تو پارکینگ وایستاده خاستم برگردم طرف نوید دیدم نوید از پشت بغلم کرد هرچی لنگ و لغد زدم فایده ای نداشت دو تایی بردنم تو ویلا
زدم زیر کریه، نوید نامرد من که گفتم خونمون کسی نیس بریم اونجا خودمون دو تا نوید گفت بی خی خانوم مگه من کس خلم شکاری به این هلویی هر صد سال ی بار میفته تو تور آدم گفتم نوید من شوهر دارم پس اینو بگو بره بالا خودت بکن بریم گفت اونو که میدونم شما متاهلی سرکار الیه ولی چه کنم که من بدهکارم به اینا تا العان اینا میاوردن من میکردم حالا که من تور زدم باید بدهیمو بدم وگرنه از دفعه بعد دیگه نمیزارن من کسایی که میارن رو بکنم تو راضی میشی کیر من بی کس بمونه گفتم من با تو میمونم هر وقت خواستی منو بکن کفت اون که بعله شما با ما میمونی هر وقت خواستیم بکنیمت ، اینجا دوربین مدار بسته داره ببین اونه و هر کی میاد این ویلا دیگه پا بند میشه چون اگه هر وقت خاستیم نیای با پاهای خودت اینجا ما بکنیمت این فیلم میرسه دست شوهرت تا دوربینو دیدم زدم زیر گریه داشتم گریه میکردم که دیدم از تبقه بالا ی آقاهه با شروارک اومد پایین صورتش پر ریش بود بدنش مثل این بادی بیلدینگیا بود از ترس رفتم پشت نوید گفتم این کیه گفت من که گفتم تا حالا اینا میاوردن منضورم همین بود دیگه گفتم باز هم هستن گفت نه دیگه فقت ما سه تاییم البت اگه ایشونو یک نفر حساب کنی ، من سرپا وایستاده بودم و حق میزدم و اون سه تا هم داشتن بی توجه به من بساط عرقشونو میاوردن ، نشستن دور هم و شرو کردن به مشروب خوردن و منم همونجا وایستاده حق میزدم مثل ی بره أهو که تو گله شیرا گیر افتاده، اون پرادوییه اسمش بهرام بود گفت بیا کنار ما بشین امروز هم تموم میشه، نوید اومد دستمو گرفت برد نشوند پیش اون ریشوهه گفت این آقا کیوان خیلی کم حرفه بشین کنارش بلکه به حرف بیاد، با اون که من قدم ۱۷۰ و وزنم ۶۵ کیلویه کنار اون نره قول مثل ی بطری بودم چند تا پیک دیگه زدن و خوب مست شدن کیوان با اون صدای کلفتش گفت پاشین بساتو بچینین و منو مثل جوجه بقل کرد خودش نشست رو مبل و منم گزاشت رو پاهاش این ی بچه بودم تو بغلش رو پاهاش بی حرکت نشسته بودم و دل میزدم هی دل میزدم از ترس اون دو تا رفتن بیرون و وقتی برگشتند هر کدوم دو تا کپسول گاز از این کپسولا که برا جاهای بدون گاز شهری یه استفاده میکنن آوردن و چهار طرف اتاق گزاشتن کیوان بلند شد و منو گزاشت وسط اتاق گفت بکن لباساتو من که دیگه میدونستم راهی نیس لباسامو در آوردم با شرت و سوتین وایستادم سوتینم رو اون پسر پرادوییه که اسمش یادم نیست بهش میگم پدرام باز کرد و انداخت رو زمین پدرام و نوید لخت شدن ولی اون کیوانه فقط با شلوارک بود اومد جلوم گفت درآرش خواستم شرتمو در آرم که گفت ماله منو در آر شلوارکشو کشیدم پایین خم شدم و از پاهاش یکی یکی کشیدم بیرون گفت کیرو در آر کیرشو از شرتش کشیدم بیرون اولین بار بود ی کیر خوابیده جلوم میدیدم نویو و پدرام لخت با کیر های راست هر کدوم ی صندلی گزاشتن و نشستن روش منم جلو کیر خابیده کیوان رو زانو هام ایستاده بودم گفت راستش کن شرو کردم به ساک زدن تا راست شد اون دو تا هم با دست با کیرشون ور میرفتن و فقط نگاه میکردن کیوان منو بلند کرد برد رو کاناپه طوری خابوند که سرم افتاده بود پایین دستشو گزاشت رو دیواره پشت کاناپه و کیرشو فرو کرد تو حلقم مثل اینکه داره ورزش میکنه ی دستش به کمرش یکی به دیوار کیرش تو دهنم هی پاین بالا میکرد خودشو اون دوتا هم اومدن رو کاناپه یکی سینهامو میمالید اون یکی فوت شاپ میکرد با وجودی که فوت شاپ رو خیلی دوست داشتم از ترس هیچ احساسی نداشتم فقط میخاستم تموم شه زود بعد منو بلند کردن بردن وسط اتاق رایست وایستاده بودم کیوان اومد جلو و شرتمو در أورد گزاشت رو صورتش و بو کرد گفت بوی کس تازه میده این یکی اسیله و اون دو تا داشتند از حلقه هایی که از سقف آویزون بود تناب رد میکردن با ترس گفتم آقا کیوان این طنابا برا چی هستش گفت برای تو وِ عزیزم گفتم میخوای چیکارم کنی گفت اسمت چیه زیبا گفتم شهره گفت نترس پری دریایی واقعا تو فرق داری با اونای دیگه تابحال همچین کونی رو ندیده بودم و همچین کسی به این تپلی معلومه بالا بالا یی هستی شاید اگه جای دیگه دیده بودمت عقدت میکردم تو فرشته ای زن نیستی واقعاً از این روحیه لطیف تو اون بدن خشن تعجب کردم یکم دلم آروم شد کیوان گفت عزیزم امروز تو با ما هستی پس لذت ببر متمعٍ باش سالم بر میگردی خونه در همین موقع اون دو تا انتر تنابا رو کشیدن پایین و منو خابوندن و دستو پاهامو به طرز عجیبی با تناب بستن طوری که تقریباً تمام رونام و ساق پام و دستام تو تناب بود خواستم مقاومت کنم که پدرام ی سیلی زد تو صورتم کیوان کفت هی لاشی این مال منه مهربون باشین، یکم دلم مهکم شد گزاشتم هر طور میخان ببندنم بعد طنابا رو کشیدن تمام هیکلم رفت بالا و سر طنابا رو از حلقه دیوار رد کردن بستن به کپسولا من نیم متر بالاتر از زمین آویزون بودم کیوان ی شلاق چرمی دستش بود اومد جلو و لای کسم میکشید ی جورایی هم ترس داشتم هم احساس میکردم تا کیوان هست هوامو داره همون طور با شلاغ لای کسمو میمالید و بعدش روی سینه هام اروم ضربه میزد یواش یواش مهکم تر زد داشت دردم میومد که دیدم اون دو تا هم با ی شلاغ به دست افتادن به جون پاهام و باغی تنم درد رو حس میکردم و ناله میکردم پدرام بطری شرابو ریخت رو کسم و شرو کرد به لیس زدن سوزش داشت و سرد بود کیوان با شلاغ میزد به سینه هام و میگفت بره ناز من چرا از پیش شوهرت فرار کرده اون که نازت میکرد میبوسیدت نوازشت میکرد چرا فرار کردی اومدی پیش أقا گرگه و کیرشو کرد تو دهنم و با شلاغ هم میزد رو سینه هام آویزون بودم نمیتونستم خوب ساک بزنم ولی سعی میکردم راضی نگهش دارم کسم داغ شده بود دیگه شهوتم داشت میزد بالا پدرامم میموکید و لیس میزد و با دندونش که زبون کسمو میگرفت بیشتر هشری میشدم کیوان هم هشری شده بود به نوید گفت شمع بیار من ساک میزدم هنوز ی شمع روشن داد به کیوان اونم شمع رو کج میکرد تا قطره قطره بریزه رو سینه هام چون از بالا میریخت تا به سینم میرسید سرد میشد ول باز هم سوزش داشت بعضی وقتا شمعو میاورد نزدیک که بیشتر داغ بشه قطره هاش اونجا بود که میسوخت تنم ولی کیرش چون تو دهنم بود فقط ناله میکردم و ساک میزدم کسم پر آب شده بود هم ترس هم درد هم شهوت ، ولم کردن و دو باره طناب ها رو تو یک زاویه دیگه کشیدن دستام به دو طرف باز شد و پاهام هم همین طور چند سانتی بالا تر از زمین به صورت تاق باز تو هوا دراز بودم و روم به طرف سقف اتاق بود احساس کردم یکیشون رفت بیرون و دوباره اومد گردنم درد گرفته بود چون آویزون بود سرمو انداخته بودم مایین اون طرف تناب سمت پاهامو دادن پایین پام رسید ربه زمین ولی باغی بدنم چند سانت بالا تر بود طنابو کشیدن تا پاهام کامل باز شد سرمو دادم بالا دیدم ی سگ که قلادهش تو دست نویده جلو پاهامه از ترس فریاد زدم و لرزیدم پدرام گفت نترس بابا این خودیه ی سگ قهوه ای بود پدرام بهش گفت بیا جسی بیا جسی بخور بخور سگه اومد لای پام دهنشو آورد سمت کسم از ترس فریاد میزدم ببرینش ببرینش ولی دست و پاهام طوری کشیده شده بود که نمیتونستم کاری بکنم سگه زبونشو گزاشت رو کسم و لیس زد چند بار لیسید کسمو صدام قطع شد ولی دل دل میزدم و گریه میکردم و سگه داشت کارشو میکرد تربیت شده بود فهمیدم نمیخاد بخوره منو فقط کسمو با مهارت لیس میزد زبونش اینقدر بزرگ بود که از زیر کونمو پر میکرد تا بالای کسم هنوز دل دل میزدم ولی کسم داشت کیف میکرد وایی چه لذتی داره اینجوری تا حالا که پنج سال گزشته هنوز کسی نتونسته مثل اون سگه کسمو بخوره هر بار که زبونشو میکشید سینهام ی حقی میگفت و دلم میومد بالا لیسید و لیسید من چشام بسته بود دلم میخواست تا آخرش بخوره همین سگه با صدای پدرام که گفت بسه جسی بسه دیگه چشان باز شد طناب ها رو تاب دادن من پشت و رو شدم و کشیدن بالا نیم متر فاسله داشتم تا زمین صورتم به سمت زمین بود این دفعه و پاهام ر کمتر باز کردن به حالته نیمه باز قسمت جلوی بدنم بیشتر بالا بود به صورت شیب دار معلغ بودم، پدرام گفت برو جسی برو جسی سگه اومد جلو فک کردم باز هم میلیسه منو ولی دستاشو انداخت رو پشتم باز هم جیغ زدم و لی سگه انگار نه انگار و سعی داشت کیرشو که راست شده بود بکنه تو کسم و منم جیغ میزدم و تکون میدادم خودمو تا سگه از روم افتاد ی دفعه یه سیله مهکم خورد تو صورتم کیوان بود گفت اگه ی بار دیگه تکون بخوری جرت میدم ، سگه دستاشو دوباره گزاشت رو پشتم و من حق حق گریه میکردم و از ترس تکون نمیخوردم رد دستاش رو پشتم چندش آور بود و هر از چندی آب دهنش میریخت رو پشتم حالم داشت بهم میخورد وسعی میکرد کیرشو بکنه تو کسم کیرش نبز داشت وقتی به لای پاهام میخورد انگار خودش میرفت بالا با تمام حال بهم زنیش وقتی کیرش به لای پام و کونم برخورد میکرد لذت میبردم ولی داشتم گریه میکردم بلعخره کسمو پیدا کرد و کیرشو فرو کرد واووووو تا ته فشار میداد و تلمبه میزد با تلمبه زدنش طنابا تکون میخورد که اون سه تا سگ ناموس دست و پام و نگه داشتن تا سگشون خوب بکنه منو کیرش تو کسم حس میشد انگار دنده دنده بود ده یا صد برابر کاندم خار دار بود تو که میرفت وقتی بیرون میومد انگار دنیا رو دادن بهم صدای گریم قطع شده بود و تو حس کیر سگه بودم اینو به خانوما میگم شما نمیدونید و نمیفهمید که چقدر کیر یک سگ لذت بخشه وقتی جلو میداد دنده دنده های کیرش تمام پره های کسمو لمس میکرد و با بیرون کشیدنش دلم از ته قلب میلرزید هر بار رفت و برگشتش برابر با ی ارگاسم کامل بود داشتم داد میزدم از لذت دلم میخاست تموم نشه دیگه از آب دهنش رو پشتم بدم نمیومد از عتش دیگه نمیفهمیدم چی میگم فقط داد میزدم واااااااااااااا واااااااااااا وااااااااااااا اینو فک کن که هر بار که ی کیر بره تو یک بار ارگاسم بشی و با بیرون اومدنش یک بار و این کار تند تند تکرار بشه شاید اگه دست و پام باز بود تاقت نمیاوردم این همه لذت رو ولی العان فقط باید داد میزدم ی دفعه کسم داغ شد آب سگه خالی شد تو کسم و از کناره های کسم زد بیرون که با آب خودم مخلوط شده بود.
سگه رو بردن بیرون و منو باز کردن رو زمین ول افتادم کیوان با پدرام راست دو طرفم وایستادن و من مجبور کردن براشون ساک بزنم رو پاهام نشستم و کیراشونو گرفتم تو دستم و ی مک این یکی اون ساک میزدم زمین از آب دهنم پر شده بود دو تا کیر جلو صورتم و میخوردم بلندم کردن و فرستادن حموم و مجبورم کردن دوش بگیرم خوب همه جامو با آبو صابون شستم نیم ساعتی طول کشید تا اومدم بیرون و موهامو سشوار زدم بردنم رو تخت به حالت چهار دستو پا شدم دو نفر جلوم کیر میدادن بخورم و کیوان از پشت میکرد تو کسم وای چرا آب اینا نمیاد دوباره کسم داغ شد باز هم هشری شدم کیرا رو دو تا دوتا میلیسیدم و میکردم تو دهنم و کیوان از پشت با کیرش کسمو پزیرایی میکرد جاشونو عوض کردن نوید اومد از پشت کونمو روغنی کرد میدونستم میخواد از کون بکنه ولی حال مخالفت نداشتم کیرشو آروم فرو کرد تو کونم ی آهی کشیدم و اون تلمبه میزد تا آبشو خالی کرد تو کونم درازم کردن و از دو طرف صورتم اون دوتای دیگه کیراشونو گزاشتن رو صورتم روغن ریختن رو کیرشون که رو صورت منم ریخت با دستام براشون میمالیدم آب اولی اومد ریخت رو لبام سعی میکردم نره تو دهنم ولی با کیرش همه آبشو جمع کرد و فرو کرد تو دهنم رو زبونم پر آب کیر بود با زبون آب کیرا رو میدادم بالا تا نره تو حلقم آب اون هم اومد و ریخت تو دهنم کیرشو طوری نگه داشت که فواره زد آبش رو زبونم در چند نوبت هی آبش میپاشید تو دهنم و رو لبام دهنم پر آب کیر شده بود و با زبونم باهاش بازی میکردم باز هم برای چندمین بار داشتم ارگاسم میشدم دو تا رفتن کنار من مکندم و اون آب کیرای تو دهنم پدرام گفت شوهرت میدونه تو چه جنده ای هستی میدونه این همه آب کیر تو دهنت خالی شده ، وای وای چطور باید از این لب لب بگیره اینو که گفت دستمو گزاشتم رو کسم و انگشتمو رو زبونک کسم تند تند تکون دادم اونم که دید دارم ارگاسم میشم هی میگفت بخور جنده آب کیرا رو بخور جنده فاهشه من داد میزدم و برای بار چندم ارگاسم شدم در هینی که داشتم آب کیرا رو از شدت هوس قورت میدادم.
کیوان منو با پرادو پدرام رسوند پیش ماشینم مبایلمو گرفت و به مبایل خودش زنگ زد تا شمارمو سیو کنه و بعد گفت رد اون شمع ها رو سینهات تا چند روز میمونه شوهرت نبینه ی فکری براش بکش .
با سرو وضع آشفته رفتم خونه و رو مبل نشستم و به بی شعوری و احمقی خودم، و باز هم به خیانت به آریا فکر کردم ولی دیگه گریه نمیکردم

. کی هستش که بخوریم همو
من شهره،همسرم آریا عاشق هستیم
عاشق شما
     
#16 | Posted: 18 Sep 2017 11:19
دیگه خستمه اینو بخونین تا ادامشو بنویسم
در ضمن به املا هم گیر ندین دارم سریع مینویسم
این قدر هم نگید راسته دروغه ، برا من نه مهمه که کسی باور کنه یا نه و نه حالشو دارم ثابت کنم
اگه میخوا بدونی راسته یا دروغ فقط کافیه با دقت بخونی تا ببینی این شرایت و زمان ها و توصیفات از محل ها نمیتونه تخیلی باشه ، ولی شما فک کن دروغه

. کی هستش که بخوریم همو
من شهره،همسرم آریا عاشق هستیم
عاشق شما
     
#17 | Posted: 18 Sep 2017 12:25 | Edited By: tajer
Ariyajoon
سلام خوبین؟
     
#18 | Posted: 18 Sep 2017 12:29
tajer:
سلام خوبین؟

ممنون این تاپیک دو نفره ست لطفا بگید پیام برا آریا ست یا شهره

. کی هستش که بخوریم همو
من شهره،همسرم آریا عاشق هستیم
عاشق شما
     
#19 | Posted: 18 Sep 2017 12:37
دوستای گل این تاپیک دو نفره اداره میشه اگه متنی مینویسید و یا پیغام میدید لطفا بگید برا آریاست یا شهره
ممنونم پسرا و خانوما

. کی هستش که بخوریم همو
من شهره،همسرم آریا عاشق هستیم
عاشق شما
     
     
#20 | Posted: 18 Sep 2017 13:07
همش غلط املاییه
نمیشه خوندش
لطف کنیددرستش کنید
     
صفحه  صفحه 2 از 11:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / همسر فاحشه من شهره بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2017 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites